اقتصاد آزاد هیچ‌گاه جایگاهی در نظام حکمرانی نداشته است

غنی‌نژاد: پوپولیست‌های جاه طلب، پروژه‌های سیاسی چپ‌ها را پیش می برند | نفی علم و دانش با عنوان کلی غرب‌گرایی، نتیجه‌ای جز خیال‌پردازی و وهم‌اندیشی ندارد

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۹۱۵۶۲
اقتصادنیوز: موسی غنی‌نژاد، اقتصاددان، معتقد است «طرح دوباره دولت‌گرایی به‌عنوان راه‌حل مسائل امروز ایران در حقیقت ابزاری برای کشمکش قدرت میان جریان‌های سیاسی رادیکال رقیب است.» او می‌گوید: «ادعاهایی از این دست که مشکلات ما ناشی از غرب‌گرایی و بازارگرایی است، روایتی خلاف واقع است که خاک در چشم مردم می‌پاشد تا واقعیت را آن‌گونه که هست، نبینند و به‌دنبال خیال‌بافی‌های پوپولیست‌های ناآگاه و قدرت‌طلب بروند.» جریان‌های سیاسی چپ در کشورمان، اصطلاح غرب‌گرایی را در جامعه به‌عنوان ناسزای سیاسی جا انداخته‌اند و پوپولیست‌های جاه‌طلبی که دانش نظری حداقلی ندارند، در این دام افتاده‌اند و پروژه سیاسی چپ‌ها را بدون اینکه بدانند یا بخواهند، پیش می‌برند.
غنی‌نژاد: پوپولیست‌های جاه طلب، پروژه‌های سیاسی چپ‌ها را پیش می برند | نفی علم و دانش با عنوان کلی غرب‌گرایی، نتیجه‌ای جز خیال‌پردازی و وهم‌اندیشی ندارد

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از هفته نامه تجارت فردا، کشمکش بر سر چهارچوب فکری تعیین‌کننده در نظام حکمرانی اقتصادی طی بیش از دو دهه گذشته در کشورمان بالا گرفته است. برخی از مدعیانی که رگه‌هایی از افکار چپ در آنها دیده می‌شود، ایده بازارگرایی را همسو با مفهوم غرب‌گرایی می‌دانند و تاکید می‌کنند بیشتر مشکلات اقتصاد از این ایده سرچشمه می‌گیرد. البته طیف فکری مخالفان با نظام بازار هم چپ‌گرایان و هم پوپولیست‌ها را شامل می‌شود. آنچه در واقعیت‌های اقتصادی و سیاسی ایران (حداقل در دو دهه گذشته) دیده می‌شود، با دیدگاه مدعیان در تضاد است. تجربه نظام حکمرانی نشان می‌دهد که اقتصاد آزاد چندان با چهارچوب فکری سیاست‌گذاران همسو نیست.

دکتر موسی غنی‌نژاد، اقتصاددانی است که در این عرصه به‌طور جدی ورود کرده و نسبت به این چالش فکری، مواضعی روشن و قاطع دارد. از نگاه او، دولت‌گرایی نه راه‌حلی برای اقتصاد کنونی ایران، بلکه تنها ابزاری برای کشمکش قدرت میان جریان‌های سیاسی رادیکال رقیب است.

خبر مرتبط
«رخوت تورمی» در اقتصاد ایران | تیمور رحمانی: مطلقاً آنچه در اقتصاد ایران دنبال شده، نسبتی با کینز ندارد | کینز امیدوار بود آزادی رقابت احزاب ترمزی برای مداخله دولت باشد

اقتصادنیوز: هفته نامه تجارت فردا، در شماره 635، با تیمور رحمانی، اقتصاددان، درباره اندیشه کینز و نسبت آن با اقتصاد ایران گفت‌وگو کرده است.

به باور این اقتصاددان، غرب‌گرایی و اقتصاد آزاد هیچ‌گاه جایگاهی در نظام حکمرانی نداشته‌اند و به‌دلیل چهارچوب فکری هم نمی‌توانسته‌اند داشته باشند.

غنی‌نژاد تاکید می‌کند، ادعاهایی از این دست که مشکلات نظام حکمرانی ناشی از غرب‌گرایی و بازارگرایی است، روایتی خلاف واقع است که خاک در چشم مردم می‌پاشد تا واقعیت را آن‌گونه که هست، نبینند و به‌دنبال خیال‌بافی‌های پوپولیست‌های ناآگاه و قدرت‌طلب بروند. گفت‌وگو با او از این منظر، به نقد مخالفان اقتصاد آزاد پرداخته که تفصیل آن در پی می‌آید.

*****

* یکی از چهره‌های مالی و اقتصادی نزدیک به اصولگرایان در شبکه اجتماعی ایکس در ادعایی جدید نوشته و گفته است: «دولت نیاز به تغییر کلی ایده از غرب‌گرایی، بازارگرایی و توزیع اختیار به واقع‌گرایی، دولت‌گرایی و تمرکز اختیار دارد و این امر طبیعتاً مستلزم تغییر افراد نیز هست.» در این اظهارنظر تصویری از وضع موجود داده می‌شود که براساس آن، انگار دولت و ساختار سیاست‌گذاری در ایران تاکنون برمبنای غرب‌گرایی، بازارگرایی و توزیع اختیارات اداره شده است. این در حالی است که به باور اقتصاددانان، این روایت با واقعیت‌های سیاسی و اقتصادی ایران چندان همخوانی ندارد. آقای دکتر، پرسش مهم در ابتدا این است که چرا چنین روایت‌هایی در فضای فکری ایران مطرح می‌شود؟

به‌نظر می‌رسد علت طرح چنین روایت‌هایی، یا بهتر است بگوییم علت روایت‌سازی‌هایی از این دست، که دور از واقعیت و غالباً کذب محض است، چیزی جز فرار از مسئولیت و پاک کردن صورت‌مسئله نیست. ابتدا بهتر است صورت مسئله را توضیح دهیم و سپس به علل جعل روایت‌های نادرست بپردازیم.

صورت‌مسئله، ناکارآمدی نظام تدبیر یا نظام حکمرانی در کشورمان به‌طور کلی و به‌ویژه از سال ۱۳۸۴ به این‌سو است. این ناکارآمدی ریشه در پارادایم شکل‌گرفته‌ای دارد که در آن منافع ملی مردم ایران چندان محلی از اِعراب ندارد و تاکید بیشتر بر نوعی «عدالت‌خواهی» ناظر بر جهان‌وطنی، امپریالیسم‌ستیزی (استکبارستیزی) و اقتصاد متمرکز دولتی غیرسرمایه‌داری است. با آشکار شدن ناکارآمدی تجربه یک دهه اقتصاد دولتی در کشورمان، در اواخر دهه ۱۳۶۰، نظام حکمرانی به این نتیجه رسید که در مدیریت اقتصادی باید تجدیدنظر کند و نقش و سهم بیشتری به بازار آزاد و بخش خصوصی بدهد. با این رویکرد، برنامه پنج‌ساله اول توسعه پس از انقلاب اسلامی به تصویب رسید و به اجرا درآمد. این برنامه به‌رغم دستاوردهای چشم‌گیری که به همراه آورد، دارای کاستی‌هایی نیز بود که ناشی از اجرای نیم‌بند برخی اقدامات اصلاحی ناظر بر سیاست‌های پولی و ارزی بود. درنتیجه، اقتصاد کلان دچار نوسان شدید در نرخ تورم و نرخ ارز شد. کاستی‌ها و مشکلات را چپ‌های اسلامی به پای عدول از ارزش‌های انقلابی نوشتند و با هیاهو و جنجال به مخالفت با آن برخاستند.

نتیجه اینکه، جناح‌های رقیب و مخالف چپ که بعدتر به اصول‌گرایان معروف شدند، با چپ‌ها یک‌صدا و هم‌نوا شدند و دولت وقت را وادار به عقب‌نشینی از سیاست‌های اصلاحی کردند، اما به دلایلی، یک‌صدایی چپ و راست دیری نپایید و با به قدرت رسیدن چپ‌های سابق با پرچم اصلاح‌طلبی در انتخابات ۲ خرداد ۱۳۷۶، و پشتیبانی آنها از اصلاحات اقتصادی، بخش بزرگی از جریان اصول‌گرا بیش از پیش به سوی نوعی پوپولیسم ضد بازار آزاد در غلتید.

توئیت مجید شاکری

پست مجید شاکری، چهره نزدیک به اصولگرایان در شبکه اجتماعی اکس

این جریان سرانجام در سال ۱۳۸۴ قدرت را به‌دست گرفت و با «دوربرگردانی» فاجعه‌بار، دستاوردهای ارزشمند اصلاحات اقتصادی را به‌تدریج به باد فنا داد و به‌رغم افزایش کم‌سابقه درآمدهای نفتی، در سال‌های نیمه دهه ۱۳۸۰، نظام اقتصادی در کشورمان را به‌شدت ناکارآمد و ناتوان کرد. هشت سال مدیریت «معجزه هزاره سوم» (اشاره به دوران ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد) بر اقتصاد، سیاست، فرهنگ و نظام حکمرانی زوالی را تحمیل کرد که تبعات آن تا به امروز تداوم پیدا کرده است. اکنون بقایا و پشتیبانان همان جریان پوپولیست مدعی مدیریت جهانی برای فرار از مسئولیت سنگینی که در تخریب موقعیت بی‌بدیل ایران عزیزمان داشتند به روایت‌سازی دروغین رو آورده‌اند. این زوال و تخریب ناشی از رویگردانی از اصلاحات اقتصادی در جهت بازار آزاد بود، نه «بازارگرایی» یا «غرب‌گرایی» مورد ادعای آقایان. اقتصاد دستوری که از سال ۱۳۸۴ با ابتکار رئیس‌جمهور پوپولیست بیش از پیش تشدید شد و تعمیق یافت، درست نقطه مقابل بازارگرایی و غرب‌گرایی بود. تعیین دستوری قیمت‌ها در همه بازارها از پول و ارز گرفته تا کالاها و خدمات، چیزی جز اقتصاد دولتی و دستوری نیست و ارتباطی به بازارگرایی ندارد. این آقایان که دولت‌گرایی را توصیه می‌کنند، دقیقاً چه کاری بیش از اینکه انجام شده می‌خواهند در جهت دولت‌گرایی انجام دهند؟ 

* آقای دکتر شما با بازگشت به گذشته، هم به چرایی طرح روایت‌های مخالف و متضاد با نظام بازار آزاد در ایران پرداختید و هم اینکه به مهم‌ترین ریشه‌های ناکارآمدی اقتصاد کشورمان که در دو دهه گذشته بیشتر نمود یافته است، اشاره کردید. شاید یکی از مهم‌ترین عوامل اساسی در وضع کنونی اقتصاد، غلبه رویکرد و افکار همان مدعیانی است که در دهه‌های گذشته بر اقتصاد ایران چیره شدند و در شرایط کنونی به دولت می‌تازند. با این اوصاف، به نظرتان چرا برخی افراد، مسئولیت ناکامی‌ها را به جریان‌هایی نسبت می‌دهند که هرگز در ساختار سیاسی کشورمان دست بالا را نداشته‌اند؟

طبیعی است که ناکامی‌ها را هیچ جریان سیاسی به گردن نگیرد و آنها را به رقبا و مخالفان خودشان نسبت دهد. اما برای داوری درست باید به عقل سلیم و منطق روی آورد. تدبیر درست امور در جامعه فقط با تکیه‌بر علم و دانش تخصصی امکان‌پذیر است. نفی علم و دانش تخصصی با عنوان کلی و مبهم غرب‌گرایی، راه به جایی نمی‌برد و نتیجه‌ای جز خیال‌پردازی و وهم‌اندیشی ندارد. کسی که کارنامه قابل قبولی در مدیریت سازمان‌های کوچک و متوسط ندارد و یکباره مدعی مدیریت جهانی می‌شود، چاره‌ای جز نفی علم و دانش تخصصی انباشته بشری ندارد.

این میزان از توهم از ویژگی‌های برخی جریان‌های پوپولیست در کشور ماست که برای توجیه توهماتشان علم و دانش تخصصی جهان‌شمول را با عنوان کلی و بی‌معنی غرب‌گرایی، نفی می‌کنند. آنها ناکامی رویکردهای غیرعلمی و ضدعلمی را به پای غرب‌گرایی موهومی می‌نویسند که هیچ‌گاه در جامعه ایرانی دست بالا را نداشته است. واقعیت این است که جریان‌های سیاسی چپ در کشورمان، اصطلاح غرب‌گرایی را در جامعه به‌عنوان ناسزای سیاسی جا انداخته‌اند و پوپولیست‌های جاه‌طلبی که دانش نظری حداقلی ندارند، در این دام افتاده‌اند و پروژه سیاسی چپ‌ها را بدون اینکه بدانند یا بخواهند، پیش می‌برند. این است که می‌بینیم در جامعه همیشه ناکارآمدی‌های مدیریتی، اتهامات اقتصادی و سیاسی به «غرب‌زدگان» نسبت داده می‌شود. به سخن دیگر، همه جریان‌های سیاسی غرب‌ستیز برای از میدان به در کردن رقبا، از برچسب غرب‌گرایی علیه رقبا و مخالفان خودشان استفاده می‌کنند.

* به‌نظر می‌رسد همان‌طور که شما هم تاکید کردید، بسیاری به‌دلیل رویکردهای غیرعلمی، ناکارآمدی در اقتصاد را به‌نادرست و جانبدارانه به غرب‌گرایی و آزادگرایی نسبت می‌دهند. حتی به‌نظر می‌رسد از دید این دست مخالفان، غرب‌گرایی نوعی ناسزاست که شما هم در لابه‌لای صحبت‌هایتان به آن اشاره کردید. جریان‌های مختلف سیاسی هم از این شرایط سوءاستفاده می‌کنند و براساس منافع خودشان به اصل مسئله می‌نگرند. حتی برخی از اقتصاددانان بر این باورند که به واسطه همان بدفهمی‌ها، خوانش درستی از چهارچوب فکری نظام بازار در ایران انجام نشده است. با این احتساب، به باورتان آیا این گفته‌ها تداوم جریانی نیست که در چند دهه گذشته به‌دنبال مشروعیت‌بخشی به گسترش دولت‌گرایی و تمرکز قدرت بوده است؟

طرح دوباره دولت‌گرایی به‌عنوان راه‌حل مسائل امروز ایران در حقیقت ابزاری برای کشمکش قدرت میان جریان‌های سیاسی رادیکال رقیب است. ظاهراً پیگیران پروژه گسترش دولت‌گرایی به‌دنبال طرح این مسئله هستند که نقش دولت، به‌عنوان قوه مجریه، در اقتصاد در سال‌های گذشته بسیار کمرنگ شده و نقش نهادهای سیاسی و نظامی بیرون از آن، بسیار پررنگ‌تر شده است. البته این حرف کاملاً بیراه نیست و حقیقتی در آن نهفته است که به‌طور کلی به نظام حکمرانی برمی‌گردد و به‌صرف اصلاحات جزئی این مسئله قابل‌حل نیست. آنچه در جریان اجرای سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی و واگذاری شرکت‌های دولتی بزرگ به بخش غیردولتی در عمل صورت گرفت، شکل‌گیری بنگاه‌های بزرگ به‌اصطلاح «خصولتی» بود که نه زیر نظارت مستقیم دولت بودند و نه واقعاً تابع قوانین حقوق مدنی. به این ترتیب اینها استقلال فراقانونی پیدا کردند که فقط زیر نظر قدرت سیاسی نظام حاکم قرار داشتند و در عمل تابع هیچ نهاد رسمی دولتی نبودند.

منظور حضرات و آقایان از دولت‌گرایی و تمرکز اختیار، شاید اصلاحاتی در این‌باره باشد، اما واضح است که چنین اصلاحاتی مستلزم فرآیندی بسیار پیچیده است و به‌راحتی قابل‌حصول نیست، مضافاً اینکه، جنگ قدرتی بسیار عمیق و جدی در درون جناح‌های سیاسی رقیب ایجاد می‌کند که نتیجه آن، به‌آسانی قابل‌پیش‌بینی نیست.

* آقای دکتر شما در بهمن‌ماه سال گذشته در سرمقاله‌ای در روزنامه «دنیای اقتصاد» با عنوان سیاست‌گذاری در چهارچوب حکمرانی، نوشته بودید که «مدت‌های طولانی است نظام حکمرانی ناکارآمد در کشورمان مشکلات و نارضایتی‌های عدیده‌ای را در سطوح مختلف، اعم از اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی پدید آورده است». و بعد از شرح مبسوطی از وضع کنونی، در پایان هم تاکید کرده بودید که «حکمرانی دستوری با منافع ملی ناسازگار است». در گفت‌وگوی پیش‌رو هم به وضع نظام حکمرانی در دو دهه گذشته اشاره کردید. به‌نظر می‌رسد هنوز اجماع و فهم درست از چالش‌های پیش‌رو در نظام حکمرانی دیده نمی‌شود و البته اراده لازم برای بهبود وضع کنونی به چشم نمی‌آید. در پایان می‌خواهم گفت‌وگو را این‌گونه به پایان برسانم که درنهایت اینکه، به‌نظرتان غرب‌گرایی و اقتصاد آزاد چه جایگاهی در نظام حکمرانی در کشورمان دارد؟

واقعیت این است که بخشی از پارادایم فکری حاکم بر نظام حکمرانی در کشورمان اغلب به‌شدت غرب‌ستیز و عملاً مخالف اقتصاد آزاد بوده است، گرچه در حرف ممکن است بعضاً خلاف آن ادعا شده باشد که هیچ‌وقت تعارفی بیش نبوده است. چهارچوب فکری حاکم، اقتصاد آزاد رقابتی را پدیده‌ای غربی به‌معنای بد کلمه و ماهیتاً ناعادلانه می‌داند. اقتصاد دولتی-دستوری از ابتدای انقلاب اسلامی بر کشورمان حاکم بوده و به‌رغم اصلاحاتی که در مقاطعی در آن صورت گرفته و نتایج درخشانی هم به بار آورد، اما این اصلاحات همیشه دولت مستعجل بوده و به‌سرعت نظام اقتصادی به تنظیمات اولیه کارخانه برگشته است. شگفت اینجاست که همین اصلاحات موقت با نتایج مثبت از سوی مدعیان همیشه به‌عنوان مسئول همه ناکارآمدی‌ها تلقی شده و دُن کیشوت‌های پوپولیست با شمشیر چوبین خودشان بیهوده به جنگ با آن برخاسته‌اند.

به‌جز مقاطعی کوتاه‌مدت که اصلاحاتی در جهت اقتصاد آزاد در کشورمان صورت گرفته و نتایج چشمگیری هم داشته، در مجموع، اقتصاد دستوری به‌سرعت به صحنه بازگشته و دست بالا را داشته است. بنابراین به جرات می‌توان گفت که غرب‌گرایی و اقتصاد آزاد هیچ‌گاه جایگاهی در نظام حکمرانی نداشته و به‌دلیل چهارچوب فکری حاکم هم نمی‌توانسته داشته باشد. ادعاهایی از این دست که مشکلات ما ناشی از غرب‌گرایی و بازارگرایی است، روایتی خلاف واقع است که خاک در چشم مردم می‌پاشد تا واقعیت را آن‌گونه که هست، نبینند و به‌دنبال خیال‌بافی‌های پوپولیست‌های ناآگاه و قدرت‌طلب بروند.

------

پی‌نوشت: «احمدی‌نژاد، معجزه هزاره سوم» عنوان کتابی از فاطمه رجبی است که در ستایش از ششمین رئیس‌جمهور ایران، محمود احمدی‌نژاد، نگاشته شد. رجبی در مصاحبه‌ای که با عباس سلیمی‌نمین در تاریخ ۲۸ اردیبهشت سال ۱۳۹۰ داشت، اعلام کرد اگر عنوان کتابش در متوهم کردن محمود احمدی‌نژاد تاثیر داشته، از درگاه خدا طلب مغفرت می‌کند.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O