روایتی از نقشه اسرائیل برای جذب محمود احمدی نژاد | آمریکایی ها طرح اسرائیل را «مزخرف» و «مضحک» می دانستند | فرمان ورود نیروهای کُرد به جنگ صادر نشد زیرا...
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از جماران، روزنامه اسرائیلی «یدیعوت آحارونوت» در گزارشی مفصل به قلم نداف ایال، جزئیاتی را درباره طرح اسرائیل برای تغییر حکومت در ایران، نقش موساد، استفاده احتمالی از نیروهای کرد و اختلافهای داخلی در ساختار سیاسی و امنیتی اسرائیل منتشر کرده است.
تاکنون دو گزارش در روزنامههای نیویورکتایمز و هاآرتص درباره طرح اسرائیل برای تغییر حکومت در ایران منتشر شده است؛ طرحی که استفاده از نیروهای کرد برای حمله زمینی و تلاش برای بهکارگیری محمود احمدینژاد، رئیسجمهور پیشین ایران، بهعنوان گزینهای جایگزین از درون ساختار جمهوری اسلامی را شامل میشد.
آنچه در ادامه میآید، سومین گزارش مفصل درباره این طرح است که نداف ایال، روزنامهنگار و تحلیلگر اسرائیلی، در روزنامه یدیعوت آحارونوت منتشر کرده است.
نداف ایال، ستوننویس ارشد روزنامه یدیعوت آحارونوت و وبسایت Ynet و از همکاران شبکه ۱۲ اسرائیل است.
ایال گزارش خود را با اشاره به مقالهای از زئِو ژابوتینسکی، از چهرههای اصلی جریان صهیونیسم تجدیدنظرطلب، آغاز میکند. ژابوتینسکی در سال ۱۹۳۲ مقالهای منتشر کرد که دستکم برای اقلیت تجدیدنظرطلب، اثری بنیادین به شمار میرفت. عنوان این مقاله «درباره ماجراجویی» بود.
واژه «آوانتورا» در زبان ییدیش معنایی میان ماجراجویی و درگیری دارد. «آوانتوریست» نیز به فرد ماجراجویی گفته میشد که بهدنبال آشوب است؛ تعبیری که در فضای محتاط جامعه یهودی آن دوران، دشنامی تند محسوب میشد.
بااینحال، ژابوتینسکی در چارچوب مبارزه با سیاستهای موسوم به «کتاب سفید»، دیدگاهی خلاف این برداشت رایج مطرح کرد. او معتقد بود لحظاتی وجود دارد که به چنین ماجراجویانی نیاز است؛ افرادی که برای تغییر جهان دست به اقدام میزنند و تنها در صورت موفقیت تشویق میشوند، اما اگر شکست بخورند، فوراً محکوم خواهند شد.
ژابوتینسکی نوشته بود: «کجا نوشته شده و منشأ این نتیجهگیری تردیدناپذیر چیست که در میان ابزارهای متعدد مبارزه، جایی برای ماجراجویی وجود ندارد؟ درس تاریخ چیز دیگری است. تاریخ نشان میدهد که گاهی حتی یک ماجراجویی ناموفق نیز ابزاری در مبارزه است؛ بهویژه هنگامی که ماجراجویی یک فرد نیست، بلکه ماجراجویی افراد بسیاری است.»
او در آن مقطع پیشنهاد کرده بود محدودیتهای اعمالشده از سوی قیمومت بریتانیا نادیده گرفته شود و مهاجرت یهودیان به سرزمین فلسطین ادامه یابد.
نداف ایال سپس این بحث تاریخی را به طرح بلندپروازانه اسرائیل برای تغییر حکومت در ایران پیوند میدهد و مینویسد هنگام بررسی چنین طرحی، نمیتوان مفهوم «ماجراجویی» را نادیده گرفت.
تلاش برای تضعیف و سرنگونی حکومت ایران از طریق ابزارهای اقتصادی، عملیات نفوذ، ایجاد هراس و سردرگمی در یک روند طولانی و فرسایشی، یک موضوع است؛ اما تلاش برای جذب محمود احمدینژاد، رئیسجمهور پیشین ایران و منکر هولوکاست، بهعنوان عامل مورد حمایت اسرائیل و نشاندن او بر مسند قدرت، یا سازماندهی یک حمله تمامعیار با مشارکت نیروهای کرد، موضوعی کاملاً متفاوت است.
چنین پروژهای از آن دسته طرحهایی است که حتی ابرقدرتها نیز ممکن است در اجرای آن شکست بخورند. بااینحال، اسرائیل برای تحقق آن تلاش کرد و منابع گستردهای را نیز به این پروژه اختصاص داد.
در هفتههای اخیر، روزنامههای نیویورکتایمز و هاآرتص جزئیات متعددی درباره این تلاش منتشر کردهاند.
گزارش یدیعوت آحارونوت نیز جزئیات بیشتری درباره یکی از بلندپروازانهترین اهداف منطقهای اسرائیل ارائه میکند: تغییر حکومت در کشوری با جمعیتی نزدیک به ۱۰۰ میلیون نفر که یکی از قدرتهای مهم منطقه به شمار میرود؛ آن هم در میانه جنگ و با هماهنگی ایالات متحده، تنها ابرقدرت جهان. بر اساس این گزارش، موساد در آستانه آغاز عملیات، ارزیابیای به کابینه اسرائیل ارائه کرده بود که در آن گفته میشد تغییر حکومت در ایران ممکن است در بازهای «یک تا سهساله» رخ دهد.
بااینحال، برداشتی که برخی وزیران اسرائیلی از گزارش موساد دریافت کردند، متفاوت بود و این تصور را ایجاد میکرد که تغییر حکومت ممکن است بسیار سریعتر و به شکلی فراگیر رخ دهد.
یکی از وزیران اسرائیلی که نام او در گزارش ذکر نشده، به نداف ایال گفته است: «ما چنین برداشت کردیم که قرار است تغییر حکومت بهسرعت و بهطور فراگیر اتفاق بیفتد؛ با ترور رهبر ایران، حمله کردها، احمدینژاد بهعنوان عامل ما و حضور معترضان در خیابانها.»
نخستین نکتهای که نداف ایال بر آن تأکید میکند، این است که طرح تغییر حکومت در ایران بارها بهعنوان «عملیات موساد» توصیف شده است. به نوشته او، هرچند موساد نیروی محرک، طراح و مجری اصلی این عملیات بود، اما این طرح در سطحی فراتر از یک نهاد اطلاعاتی قرار داشت؛ عملیاتی متعلق به اسرائیل که با دستور کابینه و در چارچوب یک تصمیم سیاسی کلان پیش برده شد.
این طرح از دیدگاهی سرچشمه میگرفت که بهتدریج در سطح سیاسی اسرائیل ریشه دواند و سپس به دستگاههای امنیتی منتقل شد: این تصور که بحران هستهای و تقابل با ایران، بدون تغییر حکومت در تهران، بهطور بنیادی حل نخواهد شد.
نداف ایال در ادامه مینویسد که بنیامین نتانیاهو را باید بنیانگذار و اصلیترین حامی این دیدگاه دانست.
او تأکید میکند که این نتیجهگیری صرفاً یک تفسیر شخصی نیست. اهداف جنگ موسوم به «غرش شیران» هیچگاه بهطور رسمی برای افکار عمومی منتشر نشد، اما گفتوگو با بیش از ۱۰ منبع نظامی و سیاسی نشان میدهد هدف اصلی جنگ، واردکردن ضربهای عمیق به ایران یا برطرفکردن تهدیدهای این کشور علیه اسرائیل از طریق ایجاد شرایط نظامی لازم برای تغییر حکومت در ایران بود.
از نگاه ستاد کل ارتش اسرائیل، محور اصلی عملیات باید واردکردن ضربهای راهبردی به ایران و کاهش بلندمدت تواناییهای نظامی و امنیتی آن میبود. در این چارچوب، حمایت از عملیات موساد اقدامی فرعی تلقی میشد، نه هدف اصلی جنگ.
اما چرا عبارت «ایجاد شرایط برای تغییر حکومت» بهجای «سرنگونی حکومت» انتخاب شد؟
یکی از مقامهای امنیتی اسرائیل احتمال داده است که ارتش از پیچیدگی و شاید غیرممکنبودن چنین هدفی آگاه بود. ارتش نمیخواست وارد جنگی با هدفی مطلق شود؛ هدفی که میتوانست جنگ را برای مدتی نامحدود ادامه دهد و نیازهای آن بسیار فراتر از ظرفیت موجود ارتش، از جمله شمار موشکهای رهگیر در اختیار اسرائیل، باشد.
بااینحال، کابینه اسرائیل در نهایت به هدفی رأی داد که در عمل تلاشی برای تغییر حکومت ایران بود؛ هدفی بسیار بزرگ و بهگفته برخی منابع، خودبزرگبینانه که تحقق آن مستلزم اختصاص منابع گسترده و پذیرش پیامدهای سنگین منطقهای بود.
به بیان دیگر، هرچند برنامه هستهای ایران و موشکهای بالستیک این کشور از اهداف مهم جنگ محسوب میشدند، اما هدف نهایی و پیام اصلی عملیات نبودند.
جنگ ۱۲روزه ژوئن ۲۰۲۵، موسوم به «غرش شیران»، ضربهزدن به برنامه هستهای ایران را در اولویت قرار داده بود و به نوشته این روزنامه اسرائیلی، به توقف غنیسازی هستهای منجر شد. اما «غرش شیران» قرار بود جنگی باشد که دستکم در برابر ایران، به همه جنگها پایان دهد.
اما اگر هدف جنگ «غرش شیران» ایجاد شرایط لازم برای تغییر حکومت بود، این هدف تحقق نیافت. حکومت ایران همچنان پابرجاست، ساختار قدرت خود را حفظ کرده و با اقتدار به اداره کشور ادامه میدهد.
همزمان، منابع خارجی جزئیات طرح اسرائیل، از جمله نقش در نظرگرفتهشده برای محمود احمدینژاد، را افشا کردند.
از آنجا که عملیات اسرائیل به هدف تعیینشده خود نرسید، حکومت ایران میتواند نتیجه جنگ را بهعنوان پیروزی روایت کند؛ با این استدلال که «پیروز شدیم، زیرا باقی ماندیم.»
در تابستان ۲۰۲۵، «محور مقاومت» در سطح منطقهای متحمل ضربه شده بود و نظرسنجیها نشان میداد افکار عمومی اسرائیل احساس پیروزی دارد. اما در تابستان ۲۰۲۶، اکثریت قاطع اسرائیلیها معتقد نیستند که اسرائیل در جنگ با ایران پیروز شده است. بر اساس نظرسنجی شبکه ۱۲ اسرائیل، تنها ۱۱ درصد پاسخدهندگان، اسرائیل را پیروز جنگ میدانند.
در همین حال، «محور مقاومت» نیز نسبت به سال قبل احیاءشدهتر به نظر میرسد. در تابستان گذشته، ایران کنترلی بر تنگه هرمز نداشت، اما یک سال بعد، آبراهی حیاتی برای اقتصاد جهانی را در اختیار دارد.
مسأله اصلی، به نوشته نداف ایال، یک شکست ساختاری و نظاممند است: اینکه چگونه هدفی راهبردی و بسیار بزرگ، یعنی تغییر حکومت در ایران، به مأموریتی عملیاتی تبدیل شد، بیآنکه مقامهای سیاسی، ارتش و موساد واقعاً درباره ماهیت هدف، اهمیت آن، امکانپذیری طرح و تناسب ابزارهای در نظر گرفتهشده با نتیجه مطلوب به توافق رسیده باشند.
این اختلاف همچنان ادامه دارد و بسیاری از بازیگران درگیر، حتی درباره واقعیتهای پایهای این عملیات نیز روایتهای متفاوت و متناقضی ارائه میکنند.
«اشتها با خوردن بیشتر میشود»
این رسانه در ادامه مدعی شده است؛ همزمان، موساد عملیات گسترده و عمیقی را برای نفوذ به ساختار حکومت ایران در پیش گرفت. همانگونه که پیشتر در گزارشهای مختلف منتشر شده بود، دیوید برنیع، رئیس موساد، در بوداپست با محمود احمدینژاد دیدار کرد؛ دیداری که نتیجه دورهای طولانی از تماسها و ارتباطات میان دو طرف بود.
احمدینژاد بهعنوان یکی از گزینههای اصلی برای شکلدادن به یک آلترناتیو از درون ایران مطرح شده بود. این واقعیت که او در ساختار جمهوری اسلامی رشد کرده و سالها در بالاترین سطوح آن حضور داشت، از نگاه طراحان این برنامه میتوانست به او اعتبار بیشتری ببخشد.
همچنین مجموعهای از ارزیابیها و مستندات تحلیلی درباره میزان نفوذ، قدرت سیاسی و جایگاه احمدینژاد در افکار عمومی ایران، در اختیار مقامهای سیاسی اسرائیل قرار گرفت؛ مستنداتی که در جریان بحثها بارها به آنها استناد شد.
بااینحال، نتانیاهو با مخالفت مستدل فرماندهان وقت ارتش اسرائیل روبهرو شد. هرتزی هالوی، رئیس وقت ستاد ارتش، و آهارون حلیوا، رئیس وقت اطلاعات نظامی، در نشستهای محرمانه تأکید کردند توانایی اسرائیل برای هدایت برنامهریزیشده روند تغییر حکومت در کشوری مانند ایران، بسیار محدود است.
آنان هشدار دادند برخی رویکردهای مطرحشده، از جمله طرحهایی که در موساد تدوین شده بود، در برابر قدرت حکومت ایران برای کنترل جامعه، بیش از اندازه خوشبینانه، متکبرانه و فاقد پشتوانه عملی است.
یوآو گالانت، وزیر دفاع وقت اسرائیل، نیز با این طرح قانع نشد. مخالفت ارتش حتی پس از تغییر فرماندهان نیز ادامه یافت و در دوره ایال زمیر، رئیس ستاد ارتش، و شلومی بیندر، رئیس اطلاعات نظامی، این تردیدها همچنان پابرجا بود.
در تابستان ۲۰۲۵ مشخص شد که ایران توان تولید موشکهای بالستیک خود را سریعتر از برآوردهای اولیه بازسازی میکند. در اسرائیل این نتیجهگیری شکل گرفت که نمیتوان وارد دوره های پیدرپی درگیری با ایران شد و الگویی مشابه «کارزار میان جنگها» را برای مدت طولانی ادامه داد.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است؛ از نگاه این کارشناسان، ساختار عظیم جمهوری اسلامی نمیتواند در نتیجه چنین تهدید خارجیای، بهویژه در شرایط جنگ، فروبپاشد.
میان «مزخرف» و «مضحک»
در ۱۱ فوریه، جلسهای توجیهی برای رئیسجمهور آمریکا برگزار شد. در این نشست، دیوید برنیع، رئیس موساد، و ایال زمیر، رئیس ستاد ارتش اسرائیل، چشمانداز عملیاتی اسرائیل را برای دونالد ترامپ تشریح کردند.
مقامهای اسرائیلی در آن زمان از موضوعی که مگی هابرمن و جاناتان سوان، روزنامهنگاران آمریکایی، بعدها منتشر کردند، اطلاع نداشتند: مقامهای ارشد دولت آمریکا پس از شنیدن طرح اسرائیل درباره جنگ، بهویژه بخش مربوط به تغییر حکومت در ایران، قانع نشده بودند.
بر اساس این گزارش، مقامهای آمریکایی به نقل از مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، طرح اسرائیل را «مزخرف» میدانستند. رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، که همتای دیوید برنیع محسوب میشد، نیز این طرح را «مضحک» توصیف کرده بود.
بااینحال، مقامهای اسرائیلی میگویند چند روز بعد، چراغ سبز کاخ سفید برای ادامه اقدامات را دریافت کردند.
جنگ ۱۷ روز پس از آن نشست آغاز شد.
جلسه کابینه اسرائیل در آخرین لحظات و صرفاً برای دریافت تأیید رسمی و تشریفاتی وزیران برگزار شد؛ روشی که به نوشته نداف ایال در دوره نخستوزیری نتانیاهو به رویهای معمول تبدیل شده بود.
پس از آغاز جنگ، عملیات برای ترور [آیتالله شهید] علی خامنهای و اعضای خانوادهاش نیز آغاز شد. ارتش اسرائیل برای پشتیبانی هوایی از نیروهای کرد آماده شد، هرچند در مرحله نخست، حمله به اهداف حیاتی و راهبردی را در اولویت قرار داد.
نیروهای کرد آماده بودند تا با دریافت اخطاری ۴۸ساعته، حمله خود را آغاز کنند؛ اما فرمان اجرای عملیات صادر نشد. همزمان، جزئیات طرح بهتدریج در رسانهها و منابع خارجی افشا شد.
حدود یک هفته پس از آغاز جنگ، رئیسجمهور آمریکا طرح استفاده از نیروهای کرد را متوقف کرد.
گزارشها حاکی از آن بود که رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، در این موضوع مداخله کرده و با ترامپ تماس گرفته است. اردوغان بعدها گفت ورود نیروهای کرد به ایران میتوانست ترکیه را ناچار به واکنش کند و حتی زمینهساز جنگی مستقیم میان ترکیه و اسرائیل شود.
سه روز بعد، مقامهای اسرائیلی دریافتند که آمریکا عملاً راه اجرای حمله کردها به ایران را بسته است.