دلانگیزان: اگر فقط نان خشک بخورید و ابتداییترین رفتوآمد را داشته باشید، روزی ۱۰۰ هزار تومان هزینه دارد | با بحران بقا مواجه خواهیم شد اگر...
به گزارش اقتصادنیوز، سهراب دلانگیزان، اقتصاددان، در بخشی از گفتوگوی خود با اقتصادنیوز گفت: ما پیشتر با نرخ تورم حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد مواجه بودیم که آن تورم تا حد زیادی ناشی از سمت تقاضا بود؛ زیرا در آن مقطع، سمت عرضه از ثبات نسبی برخوردار بود.
اقتصادنیوز: یک اقتصاددان میگوید: در شرایط فعلی، اگر فردی بخواهد تنها نان خشک مصرف کند و با ابتداییترین شیوه رفتوآمد داشته باشد، باید روزانه حداقل ۱۰۰ هزار تومان هزینه کند. یعنی برای یک فرد میشود ماهی ۳ میلیون تومان و برای یک خانواده ۴ نفره، این مبلغ به ماهی ۱۲ میلیون تومان میرسد. در حالی که باید پرسید مگر حداقل حقوق قانونی چقدر است؟
او ادامه داد: اما اکنون که نرخها از ۳۰ و ۳۵ درصد عبور کرده و به سطوح بالاتری رسیدهاند، این وضعیت عمدتاً ناشی از اختلالاتی است که در بخش عرضه وجود دارد. پرسش این است که این اختلال چگونه شکل گرفته است؟ بخشی از آن به حوزههای سختافزاری و زیرساختی بازمیگردد که یا از بین رفتهاند یا امکان بهرهبرداری از آنها محدود شده است. به بیان دیگر، یا خود زیرساختها آسیب دیدهاند یا به دلیل تنشهای شدید، امکان استفاده از آنها وجود ندارد.
دلانگیزان افزود: در بخش تصمیمگیری سمت عرضه نیز، به دلیل نوسانات انتظاری شدید و نااطمینانیهای فزاینده، فعالان اقتصادی و کنشگران عرضه تصمیمات تولیدی خود را به تعویق انداختهاند؛ چرا که نسبت به آینده تولید دچار ابهام هستند. برای نمونه، ممکن است برنامههای تولیدی آنها به بخش انرژی وابسته باشد و اکنون نسبت به تأمین پایدار انرژی اطمینان نداشته باشند. یا ممکن است وابسته به حوزه صادرات باشند که آن نیز با ابهام مواجه شده است. همچنین وابستگی به واردات مواد اولیه خارجی نیز با عدم قطعیت روبهروست. حتی وابستگی به بنادر جنوب و مشکلات ناشی از شرایط جنگی در این بنادر نیز موجب شده تصمیمگیریهای تولیدی به تعویق بیفتد.
او گفت: در نتیجه، بخش قابل توجهی از تورم کنونی ناشی از سمت عرضه است؛ شامل انتظارات تورمی مرتبط با عرضه و نارساییهای ساختاری که بنیان اقتصاد ایران را تحت تأثیر قرار داده است. این عوامل از یک سو موجب افزایش شدید قیمتها شده و از سوی دیگر، به بیکاری گسترده و کاهش توان پرداخت دستمزد در بخشهای مولد منجر شدهاند؛ وضعیتی که میتواند به تعدیل نیرو یا ناتوانی در افزایش دستمزدها بیانجامد.
این اقتصاددان افزود: در چنین شرایطی، نمیتوان ادعا کرد که دستمزد یا سمت تقاضا عامل اصلی تورم است و باید صرفاً بر کنترل آنها تمرکز کرد. مسئله امروز، فراتر از این بحثهاست؛ در واقع، بقای جامعه در معرض خطر قرار گرفته است، آن هم نه بقای همه افراد، بلکه بقای نیروی کار و حداقل سطح زیست مورد نیاز آنها. در شرایط فعلی، اگر فردی بخواهد تنها نان خشک مصرف کند و با ابتداییترین شیوه رفتوآمد داشته باشد، باید روزانه حداقل ۱۰۰ هزار تومان هزینه کند. یعنی برای یک فرد میشود ماهی ۳ میلیون تومان و برای یک خانواده ۴ نفره، این مبلغ به ماهی ۱۲ میلیون تومان میرسد. در حالی که باید پرسید مگر حداقل حقوق قانونی چقدر است؟ پس اصلاً این افراد اگر به آنها کمک نشود و اگر دولت «سبد حمایتی» تعریف نکند، ما با یک «بحران بقا» مواجه خواهیم شد.