مناسبات تجاری ایران با امارات زیر سایه جنگ | باید مدلهای اقتصادی را اصلاح کرد | فعالیت در بندر چابهار را گسترش دهیم
به گزارش اقتصانیوز، در شرایطی که تنشهای ژئوپلیتیک به یکی از متغیرهای تعیینکننده در معادلات اقتصادی کشور تبدیل شده، سنجش میزان تابآوری اقتصاد و ظرفیت بخش خصوصی برای عبور از شوکهای بیرونی، اهمیتی دوچندان یافته است.
تداوم نااطمینانی در روابط خارجی، اختلال در مسیرهای تجاری و افزایش ریسکهای عملیاتی، نهتنها چشمانداز سرمایهگذاری را تحت تأثیر قرار داده، بلکه کارکرد زیرساختهای حیاتی در حوزه انرژی و حملونقل را نیز با چالش مواجه کرده است. در چنین فضایی، پرسش اصلی این است که اقتصاد ایران تا چه حد توان سازگاری با شرایط پرریسک را دارد و چه راهبردهایی میتواند از تعمیق آسیبها جلوگیری کند.
اقتصادنیوز: کامران ندری، اقتصاددان در گفتوگویی به تشریح وضعیت و مسیر کلی اقتصاد ایران در سایه همزمانی ریسکهای جنگ، تشدید تحریمها و اختلالات اینترنتی پرداخت.
در همین راستا، «اقتصادنیوز» در گفتوگویی با آرش نجفی، رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران، به بررسی ابعاد مختلف این وضعیت پرداخته است؛ از پیامدهای تنش بر زنجیره تولید و تجارت گرفته تا چالشهای لجستیکی، نقش تنگه هرمز در معادلات منطقهای و الزامات سیاستگذاری برای حفظ پایداری اقتصادی.
مشروح گفتگو اقتصادنیوز با آرش نجفی را در ادامه میخوانید...
****
*آقای نجفی، بیش از 40 روز از تنش بین ایران و آمریکا می گذرد و فضای کسب و کارها در وضعیت تعلیق یا بازگشایی نصفه و نیمه به سر میبرد، به طور کلی، برآیند شما از ماههای پیشرو چیست؟ در دو سناریوی پایان جنگ یا تداوم آن، چه اتفاقاتی ممکن است رخ دهد؟ با توجه به اینکه امارات یکی از اصلیترین مسیرهای ترانزیتی ایران بود، این تنشها به لحاظ ترانزیتی و لجستیکی چه مشکلاتی ایجاد کرده و مسیرهای جایگزین تا چه حد جبرانکننده بودهاند؟
در حال حاضر اینکه صنایع ما که با چالش روبهرو شدهاند پرواضح است. نکته اصلی اینجاست که صنایع ما اکنون به چند بخش تقسیم میشوند؛ یک بخش صنایعی هستند که ذاتاً دچار مشکل شده و از کار افتادهاند، مانند واحدهای پتروشیمی، فولادی و امثالهم. دسته دیگر، صنایعی هستند که به مواد اولیه آن صنایعِ از کار افتاده وابسته هستند. به طور دومینووار، این صنایع نیز اکنون در حال مواجهه با مشکل هستند؛ بهویژه آنهایی که در صنعت بستهبندی یا صنعت نگهداری به مواد سلفونی نیاز داشتند، دچار چالش شدهاند و به تبع آن، صنایع غذایی ما نیز با مشکل روبرو گشتهاند.
ما نمیتوانیم اخذ عوارض را به طور جدی استمرار ببخشیم
در بحث حملونقل نیز دغدغه بنده این است که حملونقل یک فرایند تعریف شده در چندین بخش است که یکی از آنها موضوع بیمه است. وقتی منطقه پرچالش و نگرانکننده میشود؛ قطعاً شرکتهای بیمه میزان ریسک را بالاتر محاسبه کرده و هزینه آن را دریافت میکنند. پس یک سوی قضیه، افزایش هزینههاست که به تولید فشار وارد میکند. اما نکته مهمتر این است که بستن تنگه هرمز توسط ما، یک فرایند بسیار سوقالجیشی و فوقالعاده مؤثر برای کنترل آمریکا بود. اما نباید یک نکته را فراموش کنیم؛ ما نمیتوانیم اخذ عوارض را به طور جدی استمرار ببخشیم.
امارات تنگه هرمز را دور خواهد زد اگر...
این اقدام به عنوان یک راهکار استراتژیک برای جلوگیری از اقدامات آمریکا و بالا بردن هزینههای دنیا و به خصوص هزینههای آمریکا به منظور بازدارندگی بود. با این حال، نباید فراموش کرد که امارات پروژهای در دست دارد تا از منطقه جبلعلی به اقیانوس هند کانال حفر کند. این پروژه به واسطه وجود تنگه هرمز توجیه اقتصادی نداشت، اما اگر ما بخواهیم بر وضعیت فعلی بیش از حد استمرار بورزیم و این موضوع به عنوان یک پروتکل تعریف شود، حتماً بدانید که امارات شرکای بسیاری را به خود جذب خواهد کرد و آن کانال استراتژیک را احداث کرده و عملاً تنگه هرمز را دور خواهد زد.
نگرانی بنده این است که نبایستی فضا را آنقدر سختگیرانه کنیم که انگیزه لازم به امارات و سایر کشورها داده شود تا یک کانال مشترک از خاک امارات ایجاد کنند و حملونقل خود را خصوصیتر نمایند. قطعاً شرکتهای بانکرینگ دنیا با توجه به حجم عظیم حملونقلی که در آن کانال و تنگه هرمز رخ میدهد، بر آن پروژه متمرکز شده، سرمایهگذاری میکنند و سهمخواهی خواهند کرد. لذا مهمترین مطلب این است که به یاد داشته باشیم بیش از حدِ مجاز، برخی پیچها را سفت نکنیم و رفتارهای احساسی نداشته باشیم؛ بلکه مسائل را در میانمدت و بلندمدت نیز بنگریم.
ما در دولتهای نهم و دهم شاهد بودیم که به واسطه تنشهای مختلف، قیمت نفت به ۱۴۰ تا ۱۵۰ دلار رسید. نتیجه آن شد که خط انتقال «باکو-تفلیس-جیهان» از ایران عبور نکرد و به دلیل افزایش قیمت نفت، هزینه آن پروژه توجیه اقتصادی پیدا کرد و از آذربایجان و مناطق دیگر گذشت. ما نباید هزینهها را به گونهای بالا ببریم که برای کشورهایی نظیر امارات متحده عربی توجیه اقتصادی پیدا شود تا با جذب شرکا و سرمایههای کلان، آن کانال را احداث کنند.
در صورت وقوع چنین اتفاقی، تنگه هرمز از حالت سوقالجیشی خود خارج میشود که این به هیچ عنوان به مصلحت ما نیست و نباید اجازه دهیم ضرورت و صلاح اقتصادی آن کانال فراهم شود.
ترامپ در حال معطل کردن و اصطلاحاً «بلوف زدن» روی برخی مسائل است
*با توجه به افزایش ریسکهای منطقهای و محدودیتهای مربوط به تنگه هرمز، آیا فعالان اقتصادی مسیرهای جایگزینی برای صادرات انتخاب کردهاند؟ این تغییر مسیرها چه پیامدهایی از نظر هزینه، زمان و رقابتپذیری داشته است؟
ما اکنون در میان جنگی هستیم که هنوز تکلیف آن مشخص نشده است، اما استنباط بنده این است که آمریکا بیش از ما تمایل و رغبت دارد تا به یک توافق دست یابد. بنده در ابتدای شروع جنگ نیز عرض کردم که تأثیرات تورمی این بحران، ظرف کمتر از یک ماه یا حداکثر ۴۰ روز، فشارهای سیاسی و اقتصادی شدیدی را به بدنه دولت آقای ترامپ وارد میکند که او را ناگزیر خواهد ساخت سمتوسوی این تهاجم و ماجراجویی را تغییر داده یا کاهش دهد.
اقتصادنیوز: محمود جامساز اقتصاددان معتقد است با توجه به شرایط ناپایدار آتشبس و احتمال ادامه تنشها، ایران باید برای دوره پسا جنگ راهکارهای اقتصادی جامع و اصلاحات ساختاری را تعریف کند تا از بحرانهای اقتصادی و اجتماعی خارج شود.
در حال حاضر نیز ترامپ در حال معطل کردن و اصطلاحاً «بلوف زدن» روی برخی مسائل است. اکنون نمیتوان با قطعیت در مورد اینکه با کدام کشورها تعامل و تبادل کالا داشته باشیم سخن گفت.
آنچه مشخص است، فعلاً کشورهای همسایه شرقی ما از جمله افغانستان و پاکستان با ما متحد هستند. همچنین در شمال شرق و در جبهه غربی نیز کشورهایی نظیر ترکیه، عراق و ارمنستان با ما تعامل دارند. اما در مورد کشورهای عربی جنوب، علیرغم اینکه صددرصد حق با ماست، بنده تعجب میکنم که چرا کشورهایی مانند امارات یا قطر ابراز دلخوری میکنند.
در کوتاه مدت نمی توانیم روی مناسبات تجاری با امارات و عربستان حساب کنیم
وقتی کشوری پایگاههای خود را در اختیار آمریکا قرار میدهد، باید انتظار مقابله به مثل را داشته باشد. چرا باید در مقابل این موضوعات ابراز دلخوری کنند؟ این جنگی است که خودشان به آن دامن زدهاند و پایگاه دادهاند و ما نیز آن پایگاهها را هدف قرار دادیم. به دلیل اینکه اقتصاد کلانی با امارات داشتیم و بخشی از اقتصاد ما با کشورهایی نظیر قطر و عربستان گره خورده بود، به نظر میرسد در کوتاه مدت حداقل نمیتوانیم روی مناسبات اقتصادی و تجاری با آنها حساب کنیم. قاعدتاً ما بایستی از خط انتقال ریلی میان ایران و چین حسن بهرهبرداری را داشته باشیم و ظرفیت بالاتری در این مسیر ایجاد کنیم.
ما باید سعی کنیم از خطوط ریلی و راهآهن خود بهتر استفاده نماییم. حتی به نظر میرسد که اکنون پاکستان ذکاوت به خرج داده و از این شرایط نابسامان میان ما و کشورهای منطقه، حسن بهرهبرداری را میبرد. این نشاندهنده آن است که پاکستان ظرفیت سرمایهپذیری و توسعه را دارد؛ به شرطی که تجربه امارات را مد نظر قرار دهیم. به نظر میرسد فعالیتهای ما در بنادری نظیر کراچی میتواند گسترش یابد.
خود ما امارات را بزرگ کردیم، باید مدل های اقتصادی را اصلاح کرد
ما میتوانیم ایستگاهها، بنگاهها و مراکز تجاری مناسبی را برای جایگزینی با امارات فراهم کنیم و حتی بندر چابهار خودمان را در خارج از محدوده خلیج فارس بیشتر گسترش دهیم. اما نکته نهایی این است که باید به یاد داشته باشیم خود ما امارات را بزرگ کردیم؛ امارات با پول ایرانیها و تلاش فعالان اقتصادی ما که برای دور زدن تحریمها سرمایههای خود را به آنجا بردند، رونق گرفت و امروز برای ما شاخ شده است. این تجربه باید به ما بیاموزد که مدلهای اقتصادی خود را اصلاح کرده، امنیت اقتصادی را ارتقا دهیم و کنشگری اقتصادی ما به جای انتفاع شخصی، بر اساس نگاهی استراتژیک و فرایندی معقولتر پیش برود.
اشتباه استراتژیک بزرگ، قطع کردن اینترنت بود
*یکی دیگر از مشکلات بخش خصوصی وضعیت دسترسی به اینترنت بینالملل بود، در چند مرحله گفته شد تمهیداتی برای این مشکل انجام شد، آیا این اقدامات توانسته نیازهای واقعی فعالان اقتصادی، بهویژه در حوزه تجارت خارجی را برطرف کند؟
اشتباه استراتژیک بزرگ دولت ما، قطع کردن اینترنت است. اگرچه ممکن است بخشی از این اقدام به نفع موضوعات امنیتی و استراتژیک باشد، اما واقعیت این است که اقتصاد کشور را نیز فلج کرده است. خوشبختانه اخیراً در اتاق بازرگانی، رئیس کمیسیون ICT اعلام کردند که با تعامل میان اتاق بازرگانی، وزارت ارتباطات و دولت، مقرر شده است برای فعالان اقتصادی دارای کارت بازرگانی یا کارت عضویت، اینترنت ویژهای فعال شود که قابلیت دسترسی به واتساپ، تلگرام و جستوجو در گوگل را داشته باشد.
هزینه این خدمات نیز دریافت میشود که مبلغی بیش از ۲ میلیون تومان برای مثلاً ۵۰ گیگابایت است. موضوع اصلی هزینه نیست، بلکه فراهم شدن یک زیرساخت محدود است که البته قدمی مؤثر محسوب میشود. کاش از روز اول این تمهید اندیشیده میشد تا فعالان اقتصادی به عنوان سربازان اقتصادی کشور در کنار سربازان نظامی فعالیت خود را ادامه دهند و کشور صدمه نبیند. برآوردهای زیادی از خسارات قطع اینترنت وجود دارد که بنده نمیتوانم بر هیچکدام صحه بگذارم، اما پرواضح است که بخشهای مختلف اقتصاد آسیبهای جدی دیدهاند و این به صلاح نیست.
به نظر بنده باید مکانیسم مدیریت اینترنت به گونهای برنامهریزی شود که فعالان اقتصادی از فرایند کل جامعه مستقل باشند و در هیچ شرایطی اینترنت آنها قطع نشود تا بتوانند به فعالیت خود ادامه دهند، در غیر این صورت ضرر آن به کل کشور میرسد.
دولت به عنوان نهادی که باید حمایت جدی از آسیبدیدگان میکرد، ناتوان است
* در شرایط فعلی، مهمترین مطالبه بخش خصوصی از دولت برای حفظ تداوم فعالیت کسبوکارها چیست؛ بهویژه در زمینه دسترسی پایدار به اینترنت و تسهیل مسیرهای صادراتی؟ بسته های حمایتی دولت جوابگوی خسارات و جبران است؟ چه راهکارهایی می تواند در این شرایط جنگی تاب اوری بخش خصوصی را تا حدی بالاتر ببرد؟
متأسفانه دولت چه در تنشهای پیشین و چه در حال حاضر، کارنامه درخشان و موفقی نداشته است. هر چقدر کارنامه بخش خصوصی مشعشع بوده، دولت در جبران خسارتها ناتوان عمل کرده است. شاید شهرداریها استثنائاً کارهایی انجام داده باشند، اما واقعیت این است که دولت به عنوان نهادی که باید حمایت جدی از آسیبدیدگان میکرد، ناتوان است.
عدم اشراف بر اطلاعات اقتصادی و نبود راهکارهای سریع و قاطع باعث آسیب به فعالان اقتصادی شده است. به گمان بنده، دولت نه وقت مناسب و نه افراد متخصص برای تعامل و اخذ نظر فعالان اقتصادی اختصاص نداده است و علیرغم شعارها، بلد نیست که چگونه از ظرفیتهای ذهنی و پیشنهادات بخش خصوصی استفاده کند.