به نام خدای رنگین کمان...

روایت مادر کیان پیرفلک از نحوه تیر خوردن پسر و همسرش/ کیان شیرسنگی شد

کدخبر: ۵۳۵۶۹۶
ایذه، قطب گردشگری خوزستان، در روزهایی که گرما بالاخره رفته و «بهار» از راه رسیده بود، چهارشنبه، بیست‌وپنجم آبان 1401، روز و شب خوشی نداشت؛ شب آخر هفت نفر از ایل بختیاری، شب آخر زندگی کیان پیرفلک که نماد حادثه‌ای شد که مسئولان آن را تروریستی می‌دانند و هفت نفر در آن با شلیک گلوله افرادی ناشناس که براساس روایت‌های رسمی، موتورسوار بوده‌اند، کشته شدند.
روایت مادر کیان پیرفلک از نحوه تیر خوردن پسر و همسرش/ کیان شیرسنگی شد

به کزارش اقتصادنیوز به نقل از روزنامه هم میهن، ساعت شش عصر، یک شب خوش‌آب‌وهوا در شرق خوزستان، کیان «شیر سنگی» شد؛‌ رسمی قدیمی در میان بختیاری‌ها که بالای مزار فوتی‌های دلیرشان مجسمه شیرسنگی نصب می‌کنند.

برادرزاده ام گفته بود می خواهد در مراسم عروسی من لباس محلی بختیاری بپوشد/ اجازه بدهید روایت مادر کیان از حادثه را قبول کنم

ایذه، قطب گردشگری خوزستان، در روزهایی که گرما بالاخره رفته و «بهار» از راه رسیده بود، چهارشنبه، بیست‌وپنجم آبان 1401، روز و شب خوشی نداشت؛ شب آخر هفت نفر از ایل بختیاری، شب آخر زندگی کیان پیرفلک که نماد حادثه‌ای شد که مسئولان آن را تروریستی می‌دانند و هفت نفر در آن با شلیک گلوله افرادی ناشناس که براساس روایت‌های رسمی، موتورسوار بوده‌اند، کشته شدند.

کیان پیرفلک، 9ساله و محصل کلاس سوم دبستان که به گفته مادرش «دوست داشت مهندس روباتیک شود و بسیار باهوش بود»، آرتین رحمانی، دانیال پایبندی و سپهر مقصودی چهار نفر از هفت شهید این حادثه و زیر 18 سال بودند؛ حادثه‌ای که 10نفر هم مجروح دارد و میثم پیرفلک، پدر کیان یکی از آنهاست. کشته‌شدن کیان که کم‌سن‌ترین شهید این حادثه است، در دو روز گذشته واکنش‌های زیادی را برانگیخته، آن هم پس از انتشار فیلمی از او که در آن کیان، قایقی دست‌ساز را امتحان می‌کند که به گفته خودش می‌خواسته آن را به جشنواره جابربن‌حیان بفرستد؛ ویدیویی که با یک جمله آغاز می‌شود: «به نام خدای رنگین کمان...» و همین جمله، حالا موجی از متن‌ها، ویدئوها، طرح‌های گرافیکی و ساخت قطعات موسیقی را به راه انداخته است؛ نمونه‌‌اش قطعه‌ای که علیرضا عصار، شعر «به نام خداوند رنگین کمان»، اثر محمود پوروهاب را که در بخش ستایش کتاب فارسی سوم دبستان منتشر می‌شود، خوانده است.

ایذه سه روز پرالتهاب را گذرانده و دیروز با حضور گسترده مردم، مراسم تشییع و خاکسپاری شهدا در آن برگزار شد. دیروز صادق خلیلیان، استاندار خوزستان گفت که 11 نفر از افرادی که در این حادثه مشارکت داشته‌اند حین فرار دستگیر و در حال بازجویی‌اند، درحالی‌که محسن رضایی، معاون رئیس‌جمهوری گفت، سه نفر از عوامل حادثه تروریستی ایذه در حالی که می‌خواستند از مرز ماکو خارج شوند، دستگیر شدند. عبدالرضا سیفی، معاون سیاسی اجتماعی استاندار خوزستان هم در پاسخ به خبرها درباره اینکه ماموران امنیتی به سمت خانواده پیرفلک و دیگر شهدای این حادثه شلیک کرده‌اند، گفت که نیروهای نظامی و انتظامی در وقوع حادثه ایذه هیچ‌گونه نقشی نداشته‌اند و این افراد با سلاح جنگی به شهادت رسیده‌اند، درحالی‌که نیروی انتظامی از سلاح استفاده نمی‌کند.

روایت مادر کیان پیرفلک اما در مراسم خاکسپاری پسر 9ساله‌اش، متفاوت بود: «نگویند تروریست بوده‌اند ... کیان گفت زود برویم، ساعت 6، تیراندازی شروع می‌شود. گفتم از کمربندی برویم، گفت نه بگذار اول از این طرف برویم. دم در هلال احمر، ماموران گارد ویژه ایستاده بودند، یک طرف هم لباس‌شخصی‌ها ایستاده بودند، از جلویشان رد شدیم. نزدیک 200 تا 300 متر جلوتر هم مردم بودند. یکی از ماموران به ما گفت برگردید. کیان می‌دانید چه گفت؟ (ای دردت به‌جانم) گفت بابا این دفعه را به پلیس‌ها اعتماد کن، برگرد، خوبی ما را می‌خواهند. میثم درجا دور زد و رفتیم سمت پلیس‌ها. شیشه‌های ماشین بالا بود، بعد ماشین را به رگبار بستند. من گفتم بچه‌ها بروید زیر صندلی. بچه کوچکم را بردم زیر داشبورد که خودم تیر بخورم. کیان تپل بود نتوانسته بود برود زیر صندلی. تیر زدند، شوهرم جیغ زد. فکر کردم از ترس است، نگو تیر خورده بود. در را باز کردم گفتم آقا نزنید، زن و بچه است. پسر کوچکم را خودشان بردند داخل هلال احمر. همان سه نفر ... (مامورین) بچه‌ام را بردند بیمارستان.»

چندساعت بعد از انتشار فیلم حرف‌های زینب مولایی، مادر کیان، خبرگزاری فارس نوشت: «شواهدی از قبیل اظهارات افراد حاضر در میدان، فیلم‌های دوربین مداربسته که دقایقی قبل از حادثه موتورسوارهای مسلح را در حال تیراندازی به دوربین‌ها برای از کار انداختن آنها نشان می‌دهد و اطلاعات اولیه از بازداشت‌شده‌هایی که گفته شده در حین فرار از مرز دستگیر شده‌اند بر تروریستی بودن عملیات گواهی می‌دهد. اما خانم مولایی مادر کیان معتقد است، فرزندش را ماموران کشته‌اند. او می‌گوید ماموران برای امنیت‌شان به آنها توصیه کرده‌اند که به سمت اغتشاش‌گران نروند و هنگامی که دور زدند همان‌ها به ماشین‌شان تیراندازی کرده‌اند. پلیس بارها اعلام کرده است که در اغشاشات از سلاح جنگی استفاده نمی‌کند. از ادعای خانم مولایی نیز هیچ سندی منتشر نشده است، درحالی‌که چنین اتفاقاتی منطقا نمی‌تواند توسط دوربین موبایل‌های چندصد نفر از حاضرین که در میدان بوده‌اند ثبت نشده باشد.»

پیکر «کیان» برای یک تا دو ساعت در خانه ماند

دسترسی به خانواده کیان پیرفلک بسیار سخت است، آنها عزادارند، مادر پس از بازگشت از خاکسپاری در خانه‌اش با اقوام و همسایه‌ها مشغول عزاداری است، پدر در بیمارستان است. یکی از اقوام مادری به هم‌میهن می‌گوید که آنها شرایط توضیح درباره ماجرا را ندارند. هر چه هست به صورت ویدئو در فضای مجازی منتشر شده. این عضو خانواده پیرفلک که نمی‌خواهد اسمش گفته شود، صبح روز گذشته در مراسم خاکسپاری کیان شرکت کرده و می‌گوید: «دو سه هزار نفری در این مراسم حضور داشتند. پیکر او را ابتدا همراه با سایر افرادی که در حادثه جان‌شان را از دست داده بودند، از اهواز تشییع کردند و سپس خانواده‌ها پیکرهای عزیزان‌شان را تحویل گرفتند و در منطقه خودشان دفن کردند. پیکر کیان هم در قبرستان روستای پرچستان گوروئی به خاک سپردند. گوروئی طایفه پیرفلک است و تمام اقوام در این قبرستان دفن می‌شوند.»

روز پنجشنبه تصاویر و ویدئوهایی از پیکر نیمه‌برهنه کیان منتشر شد که نشان می‌داد خانواده او را به خانه برده، روی تختی قرار داده‌اند و دورش را با قالب‌های یخ پوشانده‌اند؛ تصویری که بسیاری را تحت تاثیر قرار داد. این عضو خانواده پیرفلک به هم‌میهن تاکید می‌کند که این وضعیت فقط برای یکی دو ساعت ادامه داشت. پس از آن پیکر کیان به بیمارستان شهدای ایذه منتقل شد و از آنجا برای کالبدشکافی به اهواز فرستاده شد. او ادامه می‌دهد: «در پزشکی قانونی اهواز، اینکه شلیک از کدام تفنگ جنگی صورت گرفته و دلیل اصلی مرگ چه بوده، بررسی و سپس پیکر برای تشییع تحویل داده شد.» به گفته این عضو خانواده کیان پیرفلک، تیر به سمت چپ سینه کیان، شلیک شده و ظاهرا همان گلوله منجر به مرگ او شد. او درباره وضعیت پدر کیان هم که گفته می‌شود سه گلوله به کمرش شلیک شده می‌گوید، در بیمارستان گلستان اهواز در بخش آی‌سی‌یو بستری و تحت درمان است. مادر هم در خانه است، براساس رسوم بختیاری، وقتی کسی عزادار می‌شود، تمام بستگان دور او جمع می‌شوند و تا چند روز تنهایش نمی‌گذارند. حالا هم مادر کیان در این وضعیت است. این عضو خانواده پیرفلک می‌گوید که تا این لحظه (بعدازظهر روز جمعه) مسئولی برای پیگیری وضعیت یا جویا شدن از حال‌شان مراجعه نکرده است. اما ظاهرا رئیس‌جمهوری دستور پیگیری پرونده را داده و موضوع در جریان است. حتی محسن رضایی، همراه با تعدادی از مسئولان روز گذشته در مراسم خاکسپاری حضور داشت.

میثم پیرفلک؛ ترخیص قطعی از بیمارستان گلستان

با اینکه به استناد به خبرها و اظهارات این عضو خانواده پیرفلک، پدر کیان در بیمارستان گلستان بستری شده است، اما خبرهای رسیده از این بیمارستان نشان می‌دهد که پدر به اسم میثم پیرفلک روز پنجشنبه از بیمارستان ترخیص قطعی شده است. یک منبع آگاه در این بیمارستان به هم‌میهن می‌گوید که بیمارستان در ابتدا اصل ماجرا را انکار کرد و نپذیرفت که چنین کسی در بیمارستان بستری است، اما با دسترسی به سیستم اسامی بیماران بستری‌شده مشخص شد که میثم پیرفلک (پدر کیان) در بخش اورژانس جراحی بستری شده و همان روز یعنی 26 آبان (روز پنجشنبه) در پرونده‌اش ترخیص قطعی زده شده است. اصلا هم مشخص نیست که آیا او به بیمارستان دیگری منتقل یا مرخص شده است.

نادیده گرفتن نقش وزارت کشور در حوادث اخیر

هدایت‌الله خادمی، نماینده ایذه و باغملک دوره دهم مجلس شورای اسلامی است. او درباره روایت‌های متفاوتی که درباره اتفاق ایذه وجود دارد، به هم‌میهن می‌گوید:«دو روایت نقل می‌شود، یکی اخباری است که در تلویزیون مطرح می‌شود و دیگری چیزی که میان مردم و خانواده عنوان می‌شود. نکته مهم درباره اتفاقات ایذه این است که مردم این شهر، برخلاف دوره‌های قبلی در سال‌های 96 و 98، جزو آخرین گروه‌های معترض بودند. یعنی در دو ماه گذشته، به صورت بسیار معدودی اعتراض داشته‌اند. درحالی‌که مردم این شهر از نظر معیشتی شرایط نامناسبی دارند. اهالی این منطقه معضل بیکاری دارند و از نظر اقتصادی در فقر به سر می‌برند. درحالی‌که در دوره‌های قبلی، مردم آن، در اعتراضات نقش مهمی داشتند.» او در ادامه شرایط جغرافیایی و سخت بودن ورود گروه‌های تروریستی به منطقه را مورد توجه قرار می‌دهد. به گفته او، ایذه شهری است که راه‌های فرار زیادی ندارد، منطقه‌اش کوهستانی است و تا مرکز استان 220 کیلومتر راه است. بنابراین این انتظار وجود داشت که پیش‌بینی چنین شرایطی می‌شد. یعنی چطور عده‌ای به این صورت وارد شهری می‌شوند، به سمت مردم شلیک می‌کنند و می‌روند. این انتقاد از مدیریت وجود دارد.» او در ادامه، نکته دیگری را مورد توجه قرار می‌دهد. به گفته او، اشتباهی که صورت گرفت این بود که دولت فکر کرد وزارت کشور و زیرمجموعه‌اش مثل استانداری‌ها و... نمی‌توانند نقش مهمی در مدیریت داشته باشند. بنابراین تیم دیگری وارد عمل شد؛ گروهی که نه می‌توانند استان‌ها را کنترل کنند و نه حرفی برای گفتن دارند و در کنار همه اینها حتی نمی‌توانند با جامعه صحبت کنند. در همین وضعیت است که افراد تروریست به راحتی وارد می‌شوند. او می‌گوید:«وزارت کشور در اتفاقات اخیر کوچکترین نقشی در کنترل و ایجاد آرامش نداشته است. انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است.»

جشنواره قصه‌گویی به کیان پیرفلک تقدیم شد

امروز (شنبه) اولین روز از برگزاری جشنواره منطقه‌ای قصه‌گویی در استان خوزستان است و مدیرکانون پرورش فکری استان خوزستان، به هم میهن می‌گوید که کانون پرورش فکری این استان، میزبان این جشنواره است و این جشنواره به کیان پیرفلک تقدیم شده است. وحید کیانی می‌گوید:«این جشنواره با حضور 70 قصه‌گو از 6 استان در اهواز برگزار می‌شود. جشنواره از قبل برنامه‌ریزی شده بود و همزمان با این اتفاقات، تقدیم به روح کیان پیرفلک و سایر کودکان و نوجوانانی است که در حوادث تروریستی جان‌شان را از دست دادند.» او در ادامه به کیفیت صحبت‌های «کیان» در ویدئوهای منتشرشده از او و نوع صحبت کردن‌اش اشاره می‌کند. او می‌گوید که بیشتر کودکان ایذه این ویژگی‌ را دارند.

حقوق کودکان رعایت شود

ناصر قاسم‌زاده، مدیرعامل انجمن حمایت از سلامت و بهداشت روان جامعه تحلیلی از تبعات درگیر شدن کودکان در اعتراضات اخیر و خشونتی که علیه‌شان اعمال می‌شود، می‌دهد. او می‌گوید در پی اتفاق اخیر برای کودک ایذه‌ای جلسه‌ای با اعضای هیئت‌مدیره انجمن تشکیل شد و درباره خطراتی که این اتفاقات می‌تواند به همراه داشته باشد، گفت‌وگو کرده‌اند. او پیش از این نیز نسبت به افزایش خشونت در جامعه و تشدید بحران سلامت روان هشدار داده بود و حالا به هم‌میهن می‌گوید:«‌دوره کودکی و نوجوانی نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری شخصیت افراد و بروز اختلالات عصبی–روانی در آینده دارد. هر چقدر تروما و شوک‌های عصبی در این دوره بیشتر باشد، ما شاهد علائم اضطراب و بیماری‌های روان در آینده خواهیم بود. اینها به‌عنوان عوامل محیطی می‌توانند بستر بیمار شدن افراد را فراهم کنند.» به گفته او، قرار گرفتن در محیط‌های پر از خشونت و درگیری، منجر به ایجاد استرس‌های شدید می‌شود، شاید کودک و نوجوانی که در آن فضا قرار گرفته‌، نتواند واکنش هیجانی مناسبی داشته باشد، بنابراین فشار روانی شدید در حافظه‌اش به‌صورت یک تجربه قرار می‌گیرد و در طولانی‌مدت به او آسیب می‌زند. این روان‌شناس در ادامه تاکید می‌کند که هر دو طرف یعنی مردمی که اعتراض دارند و آنها که به عنوان نیروهای امنیتی فعال‌اند، باید خویشتن‌دار باشند:«آنها باید بتوانند گفت‌وگو کنند و خواسته‌هایشان را مطرح کنند، طرف مقابل هم باید با صبوری و ملایمت قانون را اعمال کند تا شاهد کاهش بروز رفتارهای خشونت‌آمیز در میان افراد به‌ویژه جوانان باشیم.»

به گفته او، بهداشت روان کودکان توسط خودشان رقم نمی‌خورد. جامعه، والدین و سایر شهروندان و محیط اطراف سلامت روان را برای آنها رقم می‌زنند، بنابراین به والدین توصیه می‌شود تا جای ممکن کودکان‌شان را از این حوادث دور نگه دارند چراکه آسیب‌های ناشی از آن تا مدت‌ها بر روان آنها تاثیر می‌گذارد:«بسیاری از کودکانی که در شرایط فعلی به‌سر می‌برند، آینده سازان کشورند، تجربه یک تروما و فشار روانی بالا، از حافظه آنها پاک نمی‌شود. به‌هرحال آنچه دیده می‌شود این است که نظام گفت‌وگویی وجود ندارد. ما یک ضعف ساختاری در جامعه داریم. نبود نهادهای مدنی کارآمد و احزاب و در سطح جامعه یک ضعف است، این مسئله هم مربوط به این دولت و آن دولت نیست. ما حتی نتوانسته‌ایم قانون سازمان‌های مردم‌نهاد را به تصویب برسانیم. آخرین تلاش مربوط به دولت قبل بود که آن هم به نتیجه نرسید. در کشورهای پیشرو معمولا نهادهای مدنی و احزاب در سیاست دخالت نمی‌کنند، اما حداقل زبان گفت‌وگوی افراد و منتقل‌کننده خواسته‌های مدنی و آزادی‌های مشروع‌شان باشند. ما با نبود این نهادها مواجه‌ایم که منجر شده دایره گفت‌وگو شکل نگیرد. ما این اتفاق را نه‌تنها در مسائل اخیر که در سال‌های قبل هم شاهد نبودیم. بنابراین آنچه خروجی ماجراست، وارد شدن خسارت‌های جبران‌ناپذیر به کل جامعه است. این یکی از ضعف‌هاست که باید پذیرفته شود.»

مدیرعامل انجمن حمایت از سلامت و بهداشت روان جامعه درباره اتفاق اخیر که برای کودکی 9ساله رخ داد می‌گوید:«به هر حال در اتفاقات اخیر، مسئله میان بزرگسالان رخ داده است. افراد زیر 18سال، اگر در معرض خشونت جسمی و روانی قرار گیرند، خلاف کنوانسیون‌های حقوق کودک و نوجوان است که می‌تواند به روح و جسم‌شان آسیب بزند.» او مسئله دیگری را مورد توجه قرار می‌دهد:«باید به نیروهای امنیتی متذکر شد که در فضاهایی که کودکان قرار دارند، حقوق‌شان را رعایت کنند، در مقابل هم والدین حتی در برخی اظهارنظرها باید مراقب سلامت روان کودکان‌شان باشند و آنها را درگیر این اتفاقات نکنند. وجود این میزان از نیروهای انتظامی در خیابان خودش منجر به استرس می‌شود، آن‌هم برای جامعه‌ای که به هر حال اختلالات عصبی در آن دیده می‌شود. هم‌اکنون به دلیل شرایطی که وجود دارد، بسیاری از مراجعه کنندگان نمی‌توانند برای گرفتن خدمات سلامت روان مراجعه کنند، حالا در کنار آن، تعدادی هم به همین بیماران اضافه شده‌اند. ما بارها نسبت به شرایط موجود هشدار داده‌ایم و درخواست کردیم تا اقدامات عملی‌تری انجام شود تا جلوی هزینه‌های بیشتر را بگیرد.»

او می‌گوید:«ما در انجمن حمایت از سلامت بهداشت و روان در حد نامه‌نگاری و هشدار، درخواست خویشتن‌داری کرده‌ایم. به هر حال این تروماها و فشارهای روانی برای متولدان دهه 80، در آینده آنها را با انواع اضطراب‌ها مواجه می‌کند. این افراد قرار است مدیران و پدران و مادران آینده شوند. ما نمی‌گوییم که تمام این افراد دچار اختلال روان می‌شوند، حتی اگر درصدی از آنها با مشکل مواجه شوند، آسیب‌زاست و در آینده، هزینه‌های هنگفت درمانی را به جامعه تحمیل می‌کند.» او با انتقاد از اینکه سلامت روان جامعه در اولویت تصمیم‌گیری‌ها نیست می‌گوید: «مسئله سلامت روان همواره مورد غفلت قرار گرفته است و ما همیشه نسبت به این موضوع هشدار داده‌ایم. نشانه‌های آن را هم در سرانه بهداشت و روان جامعه می‌توان دید. شاید به صورت نمادین اقداماتی صورت گرفته و مراکز مشاوره‌ای هم راه‌اندازی شده‌اند، در تلویزیون و شبکه‌های نمایش خانگی هم به این موضوع پرداخته شده اما چقدر توانسته‌اند فرهنگ توجه به سلامت روان را نهادینه کنند؟» قاسم‌زاده ادامه می‌دهد:«مسئله سلامت روان ابتدا باید در قانون مورد توجه قرار گیرد و سپس در اجرا و بعد در تعهد به اجرای آن. ما در تمام این مراحل با ضعف مواجه‌ایم، چه در مدرسه و دانشگاه و چه در جامعه و محیط کار. آمارها نشان می‌دهد 30درصد جامعه اختلال روان دارند، اما خدمات بهداشت روان چقدر تحت پوشش بیمه قرار دارند؟ با خوردن یک قرص که فرد حالش خوب نمی‌شود. فرد نیاز به خدماتی دارد که بتواند او را در محیط جامعه و ارتباطات کمک کند. کدام دستگاه هزینه این خدمات را می‌دهد؟ یکی از مشکلات اصلی جامعه معیشت است که در دل مطالبات اخیر قرار دارد. در این شرایط، سلامت جسم و روان گم شده است.» به گفته او، ده‌پانزده سال پیش بحث سر این بود که 10درصد از تخت‌های بیمارستان‌های دولتی به بیماران روان اختصاص پیدا کند اما هیچ‌وقت محقق نشد.

خدای رنگین‌کمان

در ادامه واکنش‌ها به شهادت کیان پیرفلک،انجمن حمایت از حقوق کودکان هم دیروز در بیانیه‌ای با عنوان «خدای رنگین‌کمانی کیان رنگی ندارد»، نوشت: «یکی از هولناک‌ترین تصاویر این مدت، فیلم پیکر بی‌جان کیان پیر‌فلک کودک 10ساله است که دیروز در شهر ایذه کشته شد. جسد را میان اتاقی در خانه گذاشته‌اند با تکه‌هایی از یخ در اطرافش و شیون همه خانه را پر کرده است. انجمن حمایت از حقوق کودکان، کشته شدن کیان پیرفلک کودک 10ساله ایذه‌ای و سپهر مقصودی کودک 14ساله، آرتین رحمانی 13ساله و دانیال پایبندی 17ساله را به خانواده‌های آنان و همه مردم ایران تسلیت می‌گوید و خواهان تامین امنیت کودکان و محاکمه کسانی است که کودک را هدف قرار می‌دهند. انجمن بارها درباره مسئولیت دولت و مسئولان کشور برای حمایت از حق بقا و زندگی کودکان هشدار داده است. آمار کودکانی که در اعتراضات اخیر کشته شده‌اند، هر روز بیشتر می‌شود و ما همچنان شاهد سکوت مجامع بین‌المللی و عدم پاسخگویی مسئولان و شفاف‌سازی نهادهای مسئول هستیم. این خشونت در جامعه راه‌های مسالمت‌آمیز و صلح‌طلبانه را برای احقاق حقوق کودکان سد می‌کند. انجمن حمایت از حقوق کودکان از تمام نهادهای مسئول درخواست پاسخگویی در برابر هر نوع تضییع حقوق کودکان را دارد، از تهدید و ارعاب و ضرب و شتم گرفته تا دستگیری و کشته شدن کودکان در خیابان‌ها و مدارس. انجمن حمایت از حقوق کودکان باور دارد مشکلات موجود با دستگیری و اعمال خشونت حل نمی‌شود. چنانچه بارها و بارها در جلسات با سازمان‌های دولتی اعلام کرده‌ایم فقط با به‌رسمیت شناختن حقوق انسان‌ها و تلاش‌ برای احقاق حقوق کودکان، این مهم امکان‌پذیر است.»

نگاه نماینده

اغتشاش‌گران ترور کردند

عبدالله ایزدپناه، نماینده مردم ایذه و باغملک استان خوزستان در گفت‌و‌گو با هم‌میهن توضیحاتی درباره آخرین اقدامات صورت‌گرفته در شهرستان ایذه در ارتباط با اتفاقات اخیر می‌دهد. او می‌گوید، سه روز است در شهرستان هستیم و به دلیل حوادثی که رخ داده و تشییع شهدا و خاکسپاری آنها، به‌طور مرتب شورای تامین تشکیل می‌شود: «در این مدت در حوزه انتخابی خودم بودم. مسئله اینجاست که حوادثی که رخ داده که ارتباطی به خواسته مردم ندارد. من هر هفته در میان مردم این منطقه هستم. خواسته مردم و تقاضای مردم از منِ نماینده و دولت با این اغتشاشات کاملا متفاوت است. هر وقت در کنار مردم قرار می‌گیرم آنها می‌گویند مشکل آب دارند، مشکل جاده یا گاز دارند. ما هم به آنها کمک می‌کنیم. در حال حاضر در حوزه گازرسانی باغملک و ایذه، کاری کردیم که تا یک سال دیگر این منطقه تبدیل به شهرستان سبز می‌شود.» او ادامه می‌دهد: «مردم خواسته‌های دیگری در زمینه اشتغال و معیشت هم دارند که البته حق هم دارند، به هر حال در زمینه اشتغال هنوز دولت به‌طور کامل موفق نشده است و نتوانسته کار اساسی برای مردم انجام دهد. کاری که منجر به اشتغال شود انجام نداده‌ایم، البته زمینه‌هایی فراهم کرده‌ایم. اینها خواسته‌های مردم است و هر جا نتوانستیم از دولتمردان در تهران کمک می‌گیریم.»

این نماینده مجلس در پاسخ به این سوال که آمار مناطق بدون آب این منطقه چقدر است می‌گوید:«من نمی‌توانم آمار بدهم. خیلی جاها مشکل آب دارند، مناطقی به دلیل بارندگی کم یا نبود چاه دچار مشکل هستند. برای آنها باید چاه جدیدی حفر شود یا لایروبی کنند. اینطور نیست که آب نباشد، آب دارند اما کم است. یا ممکن است آب کیفیت لازم را نداشته باشد.»

این نماینده مجلس تاکید می‌کند که حوادث اخیر رخ داده ارتباطی به مردم نداشته است:«مردم وقتی خواسته دارند به فرمانداری مراجعه می‌کنند یا به نماز جمعه می‌آیند. ما آنجا دیدار مردمی داریم و مدیران را می‌آوریم. این حرکت‌های اخیر و اغتشاشات و به‌هم‌ریختن نظم عمومی ارتباطی به خواسته‌های مردم ندارد. آیا خواسته مردم این است که اسلحه بردارند و آدم بکشند؟ آیا خواسته مردم این است که راه‌ها را ببندند و ماشین مردم را سنگ بزنند و مغازه آتش بزنند؟» او در پاسخ به این سوال که یعنی این اعتراضات از سوی مردم ایذه رقم نخورده است، توضیح می‌دهد:«نه که نباشد، به هر حال جوان‌هایی هم هستند که فریب دشمن را خورده‌اند. اینها از بیرون حمایت و از جاهای دیگر تحریک می‌شوند. مردم همان‌هایی هستند که در نماز جمعه، چهارپنج ساعت می‌نشینند و ما با آنها حرف می‌زنیم و مشکلات‌شان را بررسی می‌کنیم. اما اینکه چند نفر در گوشه‌ای لاستیک و خانه آتش می‌زنند و تیراندازی می‌کنند و رهگذران را می‌زنند، دیگر مردم نیستند. اگر بگوییم مردم هستند، توهین به مردم است. مردم ایذه مردم بافرهنگی هستند که در دوران دفاع مقدس نقش زیادی داشتند. تاریخ بختیاری یک تاریخ نورانی است. آنهایی که این اتفاقات را رقم زده‌اند، اغتشاش‌گرند و به دنبال بیگانه‌ در فضای مجازی‌اند. برخی از جوانان تحت تاثیر آنها فریب خورده‌اند و سریع هم متوجه اشتباه‌شان می‌شوند و به دامن نظام و مردم و ایل بختیاری بر می‌گردند. این تحلیل‌های من براساس یکسری از دانسته‌هاست.»

به گفته او مردم ایذه شریف‌اند و سال‌ها علیه طاغوت زمان مبارزه کرده‌اند. اینها نیستند که تیراندازی کرده باشند و آدم بکشند. مردم این منطقه اینطور نیستند:«حتما اینها که تیراندازی کرده‌اند اغتشاش‌گر بوده‌اند. دو تا موتورسوار اسلحه به‌دست به مردم تیراندازی کرده و به مردم آسیب زده‌اند.» او با اعلام اینکه در مراسم تشییع پیکر شهدا حاضر بوده است، می‌گوید:«من در مراسم خاکسپاری کیان پیرفلک حضور نداشتم و اطلاعی از صحبت‌های مادرش ندارم. شهدا را در بهشت‌زهرای باغملک تشییع کردیم، نماز خواندیم و برای خاکسپاری پنج نفر از شهدا رفتیم. اطلاعی از مراسم خاکسپاری کیان ندارم.» او تعداد شهدای این حادثه را هفت نفر اعلام می‌کند و می‌گوید که با خانواده شهدا صحبت کرده، اما با خانواده پیرفلک صحبتی نکرده و آنها را ندیده است. به گفته ایزدپناه، قطعا تا نفر آخر این حادثه بازداشت می‌شود، در این زمینه تصمیمات خوبی هم گرفته شده و افراد حتما شناسایی و دستگیری می‌شوند. او در ادامه از تعداد افراد بازداشت‌شده اظهار بی‌اطلاعی می‌کند.

حجت‌الله درویش‌پور، نماینده پیشین ایذه و باغملک هم دیشب در گفت‌وگوی خبری شبکه خبر گفت که دلجویی مسئولان و شهید خواندن جانباختگان این حادثه، گام مثبتی است، اما گام مهمتر این است که عاملان این حادثه هرچه سریع‌تر شناسایی شوند، حتی اگر به دستگاه‌های خاصی منتسب باشند.

تیتر یک
از دست ندهید
کارگزاری مفید