از پل طلایی توافق بین ایران و آمریکا تا راهکار جایگزین برای مدیریت تنگه هرمز | ترامپ آماده امتیاز دادن است؟
به گزارش اقتصادنیوز، درحالی که در طول سه هفته گذشته مذاکرات میان ایران و آمریکا به بنبست خورده است، دو کشور توانستهاند آتشبس شکننده را حفظ کنند.
با وجود صورت گرفتن گفتوگوها، از جمله یک نشست ۲۱ ساعته در اسلامآباد، هنوز چشمانداز دستیابی به توافقی پایدار دور از دسترس به نظر می رسد.
اقتصادنیوز: یکی از نقدهای اصلی به دولت ترامپ این است که تکیه بیش از حد بر فشار نظامی، کنترل روند جنگ را از دست آمریکا خارج کرده و آن را به بازیگران دیگری سپرده است. همزمان، تلاش برای کشاندن کشورهای دیگر به حل این بحران که خود آمریکا در شکلگیری آن نقش داشته است؛ نشانهای از محدودیت گزینههای واشنگتن تلقی میشود.
انتظارات واشنگتن بیش از اندازه است
فارن افرز نوشت: بخشی از ناکامی ها برای دستیابی به یک توافق، به انتظارات نادرست واشنگتن برمیگردد. دونالد ترامپ تصور میکند که آمریکا همه اهرمها را در اختیار دارد و میتواند تهران را وادار به عقبنشینی کند؛ درحالی که شواهدی خلاف این تصور را نشان میدهد.
اما شاید مهم ترین عامل، بیاعتمادی عمیق میان دو طرف باشد؛ روندی که از انقلاب ۱۹۷۹ ایران شروع و در طول دههها تشدید شده است. آمریکا در مقاطع مختلف از جمله خروج از توافق هستهای برجام و حمله به زیرساختهای هستهای ایران، این بیاعتمادی را عمیقتر کرده است. در نتیجه، بسیاری از ایرانیان نسبت به موفقیت مذاکرات فعلی بدبین هستند.
برای عبور از این وضعیت، آمریکا باید نشان دهد که این مذاکرات با گذشته تفاوت دارد و میتواند به توافقی پایدار منجر شود. این امر مستلزم پذیرش برخی واقعیتهاست، از جمله حق ایران بهعنوان یک کشور مستقل برای غنیسازی اورانیوم در چارچوب اهداف صلحآمیز . همچنین آمریکا باید به بازسازی منطقه کمک کند، از جمله با اجازه دادن به کشورهای حوزه خلیج فارس برای اعمال هزینههای اضافی بر صادرات انرژی که از تنگه هرمز عبور میکند؛ درآمدی که میتواند صرف بازسازی منطقه و بهویژه ایران شود.
نویسنده در ادامه مدعی شد: در مقابل، ایران باید محدودیتهای سختگیرانهتر بر برنامه هستهای خود را بپذیرد و نظارتهای بینالمللی گستردهتری را قبول کند؛ بدین ترتیب، اطمینان حاصل خواهد شد که تهران بهدنبال ساخت سلاح هستهای نیست. همچنین تهران باید از دریافت عوارض برای عبور کشتیها از تنگه هرمز صرفنظر کند.
پل طلایی توافق
چنین توافقی میتواند بهاصطلاح یک پل طلایی را به عنوان راهی برای عقبنشینی از مواضع حداکثری بدون از دست دادن وجهه، برای هردو طرف به وجود آورد؛ هرچند این رویکرد ممکن است برای جریانهای تندرو در آمریکا قابل قبول نباشد، اما تجربه نشان داده که فشار و اجبار بهتنهایی کارآمد نیست و بیشتر به تشدید تنشها منجر میشود.
حل اختلافات هستهای در اولویت است
برای رسیدن به صلح، ابتدا باید اصول اولیهای مانند حفظ آتشبس و پرهیز از حمله به زیرساختهای حیاتی مورد توافق قرار گیرد. سپس باید به سراغ حل اختلافات عمیقتر، بهویژه برنامه هستهای ایران رفت.
نگرانی اصلی آمریکا درباره میزان اورانیوم غنیشده ایران و تعداد سانتریفیوژهای پیشرفته است. این نگرانیها قابل مدیریتاند؛ ایران میتواند سطح غنیسازی را کاهش دهد و محدودیتهایی بر فناوریهای پیشرفته اعمال کند. در مقابل، آمریکا و شورای امنیت سازمان ملل میتوانند نظام نظارتی دقیقی بر این فرایند را ایجاد کنند.
اما برای پذیرش چنین محدودیتهایی، آمریکا باید حق ایران برای استفاده صلحآمیز از فناوری هستهای را به رسمیت بشناسد. یکی از راهحلهای پیشنهادی، ایجاد یک ساختار منطقهای مشترک برای نظارت بر فعالیتهای هستهای است که کشورهای منطقه در آن مشارکت داشته باشند. در صورت اجرای چنین مدلی، ایران میتواند در ازای پایبندی به تعهدات، از کاهش تحریمها بهرهمند شود.
راه های جایگزین برای توافق بر سر تنگه هرمز
یکی از مهمترین اختلافات، کنترل تنگه هرمز است. ایران با تکیه بر موقعیت جغرافیایی خود نشان داده که میتواند این گذرگاه حیاتی را مختل کند و اکنون خواهان نقش پررنگتری در مدیریت آن است. در مقابل، آمریکا خواستار عبور آزادانه کشتیهاست.
راهحل میتواند نوعی سازش خلاقانه باشد؛ مثلا بهجای دریافت عوارض مستقیم از عبور کشتیها، کشورهای صادرکننده انرژی در خلیج فارس میتوانند هزینهای بر صادرات خود اعمال کنند. این درآمد که میتواند سالانه دهها میلیارد دلار باشد، توسط نهادی تحت نظارت سازمان ملل مدیریت و صرف بازسازی منطقه شود.
ضرورت همکاری به جای تحقیر متقابل
نویسنده مدعی شد: خاورمیانه در نقطهای حساس قرار دارد. اگرچه ایران همواره اعلام کرده که بهدنبال سلاح هستهای نیست، اما فشارهای داخلی و شرایط امنیتی ممکن است این رویکرد را تغییر دهند. جلوگیری از چنین سناریویی نیازمند دیپلماسی فعال و انعطافپذیری از سوی همه طرفهاست.
تجربه نشان داده که جنگ و فشار نظامی راهحل پایداری ارائه نمیدهند. آنچه میتواند مسیر آینده را تغییر دهد، پذیرش واقعیتها، کاهش مطالبات حداکثری، و حرکت بهسوی مصالحهای است که به جای تحقیر، بر همکاری استوار باشد.