آغاز پایان دادن به جنگ‌های بی پایان؟

بزرگترین تصمیم بایدن در ۱۰۰ روز نخست

کدخبر: 408813
اقتصادنیوز: جو بایدن در ۱۰۰ روز نخست ریاست‌جمهوری خود ایده‌های قابل توجهی را در زمان کوتاه با همراهی کنگره عملیاتی کرده است، اما به باور بسیاری از ناظران اهمیت تاریخی هیچ کدام به اندازه تصمیم برای خارج کردن نظامیان آمریکا از افغانستان تا بیستمین سالگرد حادثه تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نیست.

به گزارش اقتصادنیوز ؛ جونا بلانک، نویسنده، روزنامه‌نگار و متخصص مسائل شبه‌قاره هند درباره تصمیم تاریخی رئیس‌جمهور آمریکا برای پایان دادن به آغازگر جنگ‌های بی‌پایان و خروج نظامیان ایالات متحده از افغانستان در نشریه آتلانتیک نوشت: گناه اصلی جنگ در عراق، حمله به عراق بود. و گناه اصلی جنگ در افغانستان، نیز حمله به عراق بود.

جو بایدن و خاورمیانه

چگونگی نگاه بایدن به شروع جنگ‌های آمریکا پس از یازده سپتامبر، می‌تواند تصمیمات آینده وی را در مورد چگونگی استفاده از نیروی نظامی شکل دهد.

در سپتامبر 2001 ، هنگامی که جو بایدن رئیس کمیته روابط خارجی مجلس سنا بود ، من مشاور سیاست منطقه آسیا بودم که افغانستان را در بر می گرفت. از ساعت 9 صبح روز 11 سپتامبر، من اطمینان داشتم که القاعده (که در افغانستان مستقر بود) پشت این حملات است - اما به هر حال ما در نهایت به عراق حمله کردیم.

یک سال و نیم مرخصی داشتم. و آن دوره موقت تنها فرصتی بود که شانس واقعی مأموریت در افغانستان ایجاد شد. این هفته ، رئیس جمهور بایدن اعلام کرد که تمام نیروهای ایالات متحده تا بیستمین سالگرد 11 سپتامبر از افغانستان خارج خواهند شد. برای درک تصمیم او در راستای خروج، باید تصمیم برای ورود به ماجرا را بفهمیم؛ و اینکه چگونه این تصمیم، با حمله به کشوری دیگر به سرعت تحلیل رفت.

در سال 2001 ، حتی پرشورترین شاهین های جنگی نیز نمی خواستند به افغانستان حمله کنند: آنها می خواستند به عراق حمله کنند. نومحافظه کاران ، مانند مقامات پنتاگون ، پل ولفُویتز و داگ فیث ، چشم انداز بزرگی از بازسازی این کشور با چهره آمریکایی داشتند. محافظه کاران قدیمی ، مانند معاون رئیس جمهور دیک چنی و وزیر دفاع دونالد رامسفلد ، می خواستند صدام حسین را برکنار کنند ، یک عروسک قابل انعطاف نصب کنند و از این طریق از سربرآوردن دشمنان احتمالی دیگر جلوگیری کنند. هر دو اردوگاه سیاسی محافظه‌کار، افغانستان را به عنوان یک حواس پرتی ناخواسته از رویداد اصلی می دانستند ، اما آنها منطق یکسانی را در هر ۲ کشور به کار بردند.

بایدن به هیچ یک از این دو اردوگاه تعلق نداشت. او هم جاه طلبی های غیرواقع‌گرایانه نئوکان ها و هم رئالیسم غیر بلند پروازانه پالئوکان‌ها را رد کرد. تصمیم وی برای حمایت از ورود به افغانستان و توسعه تفکر او با ادامه جنگ نکات مهمی از نحوه برخورد وی با سوالات مربوط به نیروی نظامی را در آینده ارائه می دهد.

اولین انتخاب سیاست گذاران ایالات متحده در سال 2001 باید درباره نحوه پاسخگویی به حمله به خاک آمریکا باشد. انجام هیچ کاری به عنوان یک گزینه دیده نمی شد. بسیاری از اعضای کنگره از یک کارزار هوایی تنها حمایت می‌کردند، اما استراتژیست های جدی می دانستند که این کار بی فایده است: رهبری القاعده از قبل مخفی شده بود و طالبان هیچ زیرساختی را نداشتند که ارزش تخریب داشته باشد.

در 22 اکتبر همان سال ، بایدن سخنرانی کرد و تأکید کرد که اهداف ایالات متحده -ریشه یابی القاعده و کمک به استقرار یک دولت جایگزین با روابط دوستانه با طالبان- نیازمند نیروهای زمینی ایالات متحده به میزانی بسیار فراتر از تعداد اندک نیروهای ویژه موجود است. وی در مورد کارزاری که در ارتفاع ۳۰ هزار پا می‌جنگد و ممکن است بسیاری از غیرنظامیان را بدون رسیدن به اهداف قتل عام کند، ابراز نگرانی کرد. وی گفت ، چنین اقدامی باعث می شود که ایالات متحده مانند یک "قلدر پیشرفته" به نظر برسد که به طور بالقوه مسلمانان سراسر جهان را از پا در می‌آورد. نمایندگان کنگره جمهوری خواه از بایدن انتقاد کردند ، اما پیش بینی او دقیق بود. تناژ مهمات آوار شده بر سر افغانستان هرگز به طور دقیق محاسبه نشده است، اما تنها در سال ۲۰۱۹ بالغ بر ۷ هزار و ۴۲۳ بمب در سرزمین افغانستان باریده است و طالبان نسبت به گذشته به تسلیم شدن نزدیک تر نیستند.

با این حال بایدن هرگز به مفهوم و ایده ملت‌سازی کامل ملحق نشد. همانطور که وی درست بعد از اولین سفر خود به افغانستان در صحن سنا گفت، "ما در مورد تبدیل قندهار به پاریس صحبت نمی‌کنیم." او معتقد بود که اگر ایالات متحده قصد حمله به کشوری را دارد، این وظیفه اخلاقی و سیاسی آمریکاست که بت ساکنان آن کشور به نیکی رفتار کنند. وی اولین رهبر سیاسی آمریکا بود که پیشنهاد یک میلیارد دلار کمک برای بازسازی افغانستان را مطرح کرد.

یک میلیارد دلار؟ امروز، پس از اینکه ایالات متحده تقریباً هزار برابر بیشتر در افغانستان هزینه کرده است، میزان تغییر حاصل، به شکل دردآوری اندک به نظر می‌رسد. اما وقتی بایدن در 3 اکتبر 2001 پیشنهاد کمک یک میلیارد دلاری را مطرح کرد –که بیش از 3 برابر مبلغ پیشنهادی دولت بوش بود- پاسخ‌های تند زیادی دریافت کرد. من می دانستم -به عنوان فردی که این رقم را به وی تحمیل کرد- باید رئیس خود را به استدلال‌هایی مجهز می کردم که بتواند منطقی بودن رابطه بالقوه تعهد کلان پولی در افغانستان با زندگی مردم آمریکا را نشان دهد:

 ۱. پس از حمله صورت گرفته، گزینه دیگری نداریم. در واقع گزینه آلترناتیو این است که اجازه دهیم القاعده زنده بماند، و حتی توطئه‌های حملات مخرب تری علیه آمریکا بپرورد.

۲.  اگر ما به ملتی حمله کنیم، وظیفه اخلاقی داریم که اطمینان حاصل کنیم که درد و رنج را به جای غیرنظامیان بی گناه، به دشمنان خود تحمیل می‌کنیم. مردم افغانستان بیش از حد آسیب دیده اند: اگر قرار است در آنجا باشیم، باید زندگی آنها را بهتر کنیم.

۳. از نظر ژئوپلیتیک ، ما نمی توانیم اجازه دهیم که ایالات متحده به عنوان یک جنگ طلب شناخته شود؛ نه فقط در افغانستان ، بلکه در سراسر جهان اسلام. ما نمی توانیم در میدان جنگ نظامی پیروز شویم، و در عوض میدان نبرد بزرگتر برای نفوذ در صحنه جهانی را ببازیم.

اولویت‌زدایی بایدن از خاورمیانه / چرخش در دکترین سیاست‌خارجی آمریکا

تیتر یک
از دست ندهید
بلیط هواپیما