کنترل تنگه هرمز اقدامی بسیار هوشمندانه است

رمزگشایی از حمله آمریکا و اسرائیل به زیرساخت ها و خانه ها از نگاه سعید لیلاز | این جنگ، جنگ کل ناتو و جهان عرب با ایران است | واکنش جمهوری اسلامی، آخرالزمانی خواهد بود

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۷۷۴۳۷
اقتصادنیوز: سعید لیلاز تحلیلگر اقتصادی بر این باور است که حتی اگر آمریکا بخواهد تهدید خود را علیه بخشی از ۱۰۰ هزار مگاوات ظرفیت برق ایران اجرایی کند، به دلیل واکنش جمهوری اسلامی ایران، بازارهای مالی جهان به شدت سقوط خواهند کرد و حتما روی همه ساختارهای اقتصادی جهان اثر خواهد گذشت.
رمزگشایی از حمله آمریکا و اسرائیل به زیرساخت ها و خانه ها از نگاه سعید لیلاز | این جنگ، جنگ کل ناتو و جهان عرب با ایران است | واکنش جمهوری اسلامی، آخرالزمانی خواهد بود

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایرنا، در حالی که تنش‌ها در منطقه خلیج فارس و پیرامون تنگه هرمز در هفته‌های اخیر به شکل کم‌سابقه‌ای افزایش یافته، تهدیدهای تازه واشنگتن علیه زیرساخت‌های انرژی ایران و همزمان طرح بحث کنترل تردد در این آبراهه راهبردی، دوباره بازارهای جهانی انرژی و معادلات ژئوپلیتیکی منطقه را در کانون توجه قرار داده است.

همزمان بسیاری از تحلیلگران درباره پیامدهای احتمالی هرگونه حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران، آینده صادرات نفت و گاز منطقه و اثرات آن بر بازارهای جهانی هشدار می‌دهند. در چنین فضایی، مسئله نقش تنگه هرمز در امنیت انرژی جهان و سناریوهای پیش‌روی بازار نفت و گاز بیش از هر زمان دیگری مورد بحث قرار گرفته است.

سعید لیلاز، فعال سیاسی و تحلیلگر اقتصادی،درباره مسئله نقش تنگه هرمز در امنیت انرژی جهان و سناریوهای پیش‌روی بازار نفت و گاز که بیش از هر زمان دیگری مورد بحث قرار گرفته است گفتگو کرد:

ایران جنگ را برده است وگرنه با حمله به زیرساخت ها و خانه ها روبرو نمی‌شد

به عنوان اولین سوال، با توجه به تهدیدی که ترامپ کرده و اعلام کرد که به مدت ۱۰ روز حمله به نیروگاه‌های برق ایران را به تعویق می‌اندازد، اگر این اتفاق عملیاتی شود، این تهدید چه پیامدهایی متوجه آمریکا و بازارهای جهانی می‌شود؟

با توجه به سوابقی که من از امپریالیسم آمریکا از جنگ جهانی دوم به بعد سراغ دارم، هرگونه شرارتی از طرف ایالات متحده آمریکا علیه جمهوری اسلامی را ما باید جدی بگیریم و هرگونه تحلیلی را باید محتمل فرض کنیم. گرچه خودِ این افزایش مهلت‌هایی که آقای ترامپ دائماً می‌گوید، نشان‌دهنده ضعف آمریکا است؛ چنانکه حمله به تأسیسات صنعتی تولید فولاد در امروز - ۷ فروردین - هم همین را نشان می‌داد. همین‌طور هم حملاتی که اخیراً به واحدهای مسکونی شروع شده؛ این‌ها همه نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی جنگ را برده است. اگر نبرده بود، ما هرگز با چنین تهدیدها یا با چنین حرکت‌هایی مواجه نمی‌شدیم.

آمریکا ممکن است اهدافی را بزند که یکی از آن‌ها حمله به تأسیسات نیروگاهی ایران است؛ ولی تصور نمی‌کنم که همه ۱۰۰ هزار مگاوات برقی که ما ظرفیت نصب شده در ایران داریم، قابلیت این حمله را داشته باشد؛ اما ممکن است آمریکا حمله کند. این موضوع از نظر سیاسی، تغییری در صحنه میدانی جنگ ایجاد خواهد کرد و از طریق واکنش جمهوری اسلامی، در بازارهای مالی جهان و در بورس‌های بین‌المللی اثر منفی خواهد گذاشت. یعنی در اثر چنین حمله‌ای، صرف‌نظر از ابعادش هر چقدر که باشد، فکر می‌کنم قوای مسلح ایران در سطح منطقه واکنش نشان خواهند داد. این واکنش، هم به تضعیف امکان صادرات انرژی توسط کشورهای خلیج فارس کمک می‌کند و هم اینکه آینده انرژی در دنیا را از طریق تیره‌تر شدن وضعیت مادی و نظامی موجود، مبهم‌تر می‌کند. این ابهام حتماً منجر به سقوط بازارها خواهد شد. حتی ممکن است روی ارزش فلزات گرانبها مثل طلا و نقره تأثیر بگذارد و موجب گران‌تر شدن نیز بشود و همین‌طور قیمت جهانی نفت خام را افزایش بدهد. این حمله حتماً بدون تبعات نخواهد بود. به نظر من، چنین حمله‌ای یک حرکت آخرالزمانی است یعنی هم از طرف آمریکا و هم واکنش جمهوری اسلامی واکنش آخرالزمانی خواهد بود و حتماً روی همه ساختارهای اقتصادی جهان اثر می‌گذارد. گرچه در مورد کشورهایی که وابستگی بیشتری به واردات انرژی دارند این اثر در ابتدا شدیدتر است، ولی بعد به بازارهای مالی، بازارهای فلزات گرانبها و بقیه بخش‌ها هم سرایت خواهد کرد.

 تهدید ترامپ با توجه به گستردگی شبکه برق کشور و نیز واکنش های منفی گسترده حتی در بین مقامات و رسانه های غربی، چقدر امکان اجرا دارد؟

هیچ شرارتی را از امپریالیسم آمریکا بعید نمی‌دانم. به‌ویژه با توجه به اینکه ما فرضی که داریم این است، اگر در برابر آمریکا فقط تاب بیاوریم و مقاومت کنیم، آمریکا دست از این شرارت برمی‌دارد. تصویری که من از اوضاع میدانی دارم این است که جمهوری اسلامی جنگ را در صحنه میدانی برده است و همه دنیا همین‌طور فکر می‌کنند. جالب اینجاست که ما جنگ را در صحنه سیاسی، تبلیغاتی و روابط عمومی هم برده‌ایم؛ یعنی ایالات متحده آمریکا الان بعد از یک ماه، بازنده جنگ است در حالی که این ببر کاغذی در ابتدا تصور می‌شد با دو ناو هواپیمابر که تقریباً معادل ۲۰ درصد ظرفیت کل نظامی آمریکا است، وارد این جنگ شده است.

این جنگ، جنگ کل ناتو و جهان عرب با ایران است

من به شما بگویم هر کس به شما بگوید این جنگِ ایران با آمریکا و اسرائیل است، یقین کنید به شما دروغ گفته؛ این جنگ، جنگ ایران با کل ناتو و کل جهان عرب است. شک نکنید که ایران به تنهایی الان در برابر کل ناتو و کل جهان عرب ایستاده است. من از همان ابتدا در تلویزیون اعلام کردم که تمام جهان عرب، امارات عربی متحده، عربستان، کویت و حتی پایگاه آمریکا در ترکیه، این‌ها همه مشارکت می‌کنند. تمام پایگاه‌های آمریکا در اروپا، در خاک آلمان، در بریتانیا و بقیه جاهای دنیا، همه این‌ها در حال مشارکت در این جنگ هستند. در حالی که فرض بر این بود که این جنگ در کمتر از یک هفته به سقوط (ایران) می‌انجامد، الان یک ماه گذشته و ایران دست بالا را در این جنگ دارد. این موضوع صرف‌نظر از اینکه به عنوان یک ایرانی غرور ملی ما را به حداکثر می‌رساند، از نظر میدانی این خطر بزرگ را در پیش می‌آورد که آمریکایی‌ها ناگزیر خواهند بود شرارت بزرگی انجام بدهند، ولو به صورت سمبلیک.

بنابراین، من احتمال اینکه بخواهند بین ۵ تا ۲۰ درصد از ظرفیت تولید برق نیروگاهی ایران را هدف قرار بدهند، به هیچ وجه نادیده نمی‌گیرم؛ به دلیل اینکه از نظر فنی هم به دلیل پراکندگی ظرفیت تولید برق ایران، مقدور نیست. ما دهمین اقتصاد تولیدکننده برق جهان هستیم. یکی از بدبختی‌های ما در ایران این است که نخبگانمان، اقتصاددانانمان و سلبریتی‌هایمان آنقدر حس خودتحقیری دارند که باورمان نمی‌شود ظرفیت تولید برقی که داریم از ژاپن، ترکیه و بریتانیا بیشتر است و ممکن است بین ۳۵۰ تا ۴۰۰ میلیارد کیلووات ساعت بتوانیم در سال برق تولید کنیم. باتوجه به چنین حجمی نمی‌تواند همه را نابود کند، اما ممکن است بخواهند ۱۰ تا ۲۰ درصد را از بین ببرند که در آن صورت، من یقین دارم واکنش نیروهای مسلح ایران هم به قوای مسلح آمریکا وارد خواهد شد و هم به ظرفیت‌های تولید انرژی و زیرساختی که در منطقه و در متحدان عملی آمریکا وجود دارد. حتماً یک واکنش تند و متقابلی خواهد بود و جریان کار را خیلی پیچیده‌تر خواهد کرد؛ برخلاف آن چیزی که آمریکایی‌ها ممکن است تصور کنند که قادر خواهند بود ما را به پای میز مذاکره بکشانند.

کنترل تنگه هرمز اقدامی بسیار هوشمندانه است

ایران همواره تأکید کرده که مدیریت هدفمند تردد در تنگه هرمز را در دستور کار دارد و این آبراهه بسته نیست، بلکه روی برخی کشورها باز است. این رویکرد تا اینجای جنگ چقدر مؤثر بوده و چقدر به قدرت بازدارندگی ایران کمک کرده است؟

بسیار بالا و بسیار مافوق انتظار خود من بوده است. من تصور نمی‌کردم که الان ما در تنگه هرمز چنین تسلطی داشته باشیم. لطفاً فراموش نکنید که هم آمریکایی‌ها اعلام کردند تمام نیروی دریایی ایران را از بین برده‌اند و هم واقعیتی که ما تا الان می‌دانیم این است که بخش بسیار مهمی از این نیروی دریایی آسیب دیده است؛ اما نوع تدابیری که در تنگه هرمز به کار رفته، تا الان گونه‌ای از جنگ‌های نامتقارن را پدید آورده که امکان کنترل مؤثر تنگه را فراهم کرده است.

نکته دومی که بسیار مهم بود و مافوق انتظار من، اینکه ما تنگه را نبستیم، بلکه تحت کنترل نظامی درآوردیم. بستن کامل تنگه برای اینکه هیچ‌کس نتواند از آن استفاده کند کار خیلی سختی نیست، اما کاری که انجام می‌شود بسیار، بسیار هوشمندانه و مدبرانه است؛ یعنی تنگه تحت نظارت و کنترل است. همان‌طور که دولت ایران هم اعلام کرده، ما با کشورهای غیرمتخاصم کاری نداریم؛ ولی دولت عربستان، دولت امارات عربی متحده و دولت بحرین نمی‌توانند انتظار داشته باشند که تمام ظرفیت پشتیبانی فنی نظامی‌شان و سرزمین‌شان را در اختیار دشمن ایران قرار بدهند تا به ایران حمله شود و بعد تردد آزاد برای فروش نفت داشته باشند.

من حتی بعید نمی‌دانم که اگر شرارت‌های آمریکا عمیق‌تر بشود یا به فازهای جدیدی منتقل شود، حتی تنگه باب‌المندب هم بسته بشود. همچنین معتقدم، خروج ایران از NPT یک گزینه کاملاً روی میز است و مقامات جمهوری اسلامی ایران و دشمنان این کشور باید کاملاً در نظر داشته باشند که این امکان برای ایران وجود دارد که اگر تهدید موجودیتی علیه اش صورت بگیرد ما باید بتوانیم از NPT خارج بشویم، این امکان از نظر فنی کاملاً وجود دارد.

پس می‌توانیم بگوییم دستاوردهای خوبی در این زمینه کسب کردیم. من به شما اطمینان می‌دهم هر اتفاقی از الان به بعد بیفتد، ایران جنگ را برده است. آن شرارت‌هایی که شما از آن نام می برید، تبعات شکست آمریکا در این جنگ است. وقتی ما از شکست آمریکا صحبت می‌کنیم، یعنی شکست آمریکا، کل ناتو و کل جهان عرب؛ یعنی حدود ۷۰ تا ۷۵ درصد کل قوای مسلح و هزینه‌های نظامی جهان. حدود ۴۰ کشور الان در عمل با ایران درگیر هستند و عظمت این پیروزی با این فرض خیلی عجیب است. من مطمئنم که این جنگ همین الان به نفع ایران تمام شده است.


ایران بنای باج گیری از تنگه هرمز را ندارد

اهمیت تنگه هرمز در حوزه صادرات نفت خام همیشه مورد تأکید بوده، اما این ۲۶-۲۷ روزی که از جنگ می‌گذرد نشان داده که این آبراهه جایگاه ویژه‌ای در حوزه ال‌ان‌جی (LNG) هم دارد و کشورهای منطقه در واردات کالا هم بسیار وابسته هستند. این وضعیت چه تبعاتی در حوزه انرژی داشته و چه آینده‌ای را در صورت تداوم بسته بودن تنگه هرمز می‌توان متصور بود؟

در حال حاضر چیزی در حدود ۱۰ تا ۱۵ میلیون بشکه صادرات از تنگه هرمز کاهش پیدا کرده است. اگر فرض کنیم ۱۰ میلیون بشکه کاهش داشته باشیم، باید بدانیم ذخایر استراتژیک و بازرگانی نفتی که الان در دنیا هستند، چیزی بین دو و نیم تا سه میلیارد بشکه است. بنابراین، خیلی از این کاهش تولید می‌تواند توسط کشورهای دیگر در طول زمان جبران بشود.

من در درازمدت خیلی در مورد اهمیت نفت در تنگه هرمز اغراق نمی‌کنم؛ خودِ نفت چیزی در حدود یک و نیم درصد تولید ناخالص داخلی جهان را تشکیل می‌دهد. ما کلاً روزی ۱۰۰ میلیون بشکه مصرف نفت در دنیا داریم، این کاهش ممکن است درصد کوچکی باشد. اما مسئله روی LNG بزرگتر است؛ چون هم قطر و هم بقیه تولیدکننده‌های بزرگ گاز آنجا هستند. به نظر می‌رسد طبق آنچه در مجامع بین‌المللی گفته می‌شود، بین ۳۰ تا ۴۰ درصد زیرساخت‌های تولید گاز و نفت منطقه از بین رفته و بازسازی آن زمان می‌برد. اگر جنگ به حوزه‌های زیرساختی گسترش یابد، اوضاع بدتر می‌شود؛ ولی اگر چشم‌اندازی برای پایان جنگ ظرف چند روز یا دو سه هفته آینده داشته باشیم، من فکر می‌کنم تنگه هرمز باز خواهد شد و قیمت نفت قطعاً به زیر ۱۰۰ دلار برمی‌گردد.

اگر وضعیت طولانی بشود، قیمت نفت حتماً به ۱۵۰ دلار می‌رسد، ولی بعدش پایین خواهد آمد؛ چون دنیا منتظر باز شدن تنگه نخواهد ماند. یادتان باشد بعد از جنگ ۱۹۷۳ (که اعراب شیرهای نفت را بستند)، سازمان بین‌المللی انرژی (IEA) تشکیل شد تا به تولید انرژی دنیا تنوع ببخشد. اگر قیمت نفت زیادی بالا بماند، سرعت تنوع‌بخشی به انرژی بیشتر می‌شود. نکته دوم این است که چون بزرگترین صادرکننده نفت جهان الان خودِ ایالات متحده است، ممکن است آمریکایی‌ها بیشترین سود را از این ماجرا ببرند. همچنین کشورهایی مثل روسیه یا ونزوئلا که بالاترین ذخایر را دارند. بنابراین، ما در میان‌مدت نمی‌توانیم فقط روی اثرات بسته شدن تنگه حساب کنیم. جمهوری اسلامی هم بنای باج‌گیری ندارد. ما تنگه هرمز را در واکنش به ظلمی که از طرف آمریکا و کشورهای منطقه به ما می‌شود کنترل می‌کنیم؛ این یک استراتژی تهاجمی از طرف ایران نبود. ایران هرگز نمی‌خواسته امنیت این آبراه را تحت فشار قرار بدهد، ولی وقتی کشورهایی که از آن استفاده می‌کنند رسماً دشمن ما هستند و در رأسشان امارات، عربستان و آمریکا قرار دارند، طبیعی است که جمهوری اسلامی از هر ابزاری برای صیانت از خودش دفاع کند. اگر شرایط به حالت عادی برگردد، یقین دارم دوباره شاهد آرامش خواهیم بود.

به نظر شما وقت آن نرسیده که ایران از مالکیت خودش بر تنگه هرمز، علاوه بر استفاده‌های امنیتی و راهبردی، استفاده‌ اقتصادی هم داشته باشد؟

من باز هم توصیه می‌کنم که در مورد اثر اقتصادی و درآمدزایی تنگه هرمز برای اقتصاد ایران اغراق نشود. اینکه می‌گویند بین ۲۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار درآمد دارد، به نظر من، عددی بسیار اغراق‌آمیز است. اولاً ما مالک تنهایی نیستیم و دو طرف تنگه مال یک کشور نیست؛ ثانیاً از نظر ژئوپلیتیک این به سود ایران نیست که چنین اهمیت اقتصادی (به معنای دریافت عوارض) کسب کند. این کار باعث می‌شود کشورهای منطقه علاوه بر اینکه به صورت دائمی دشمن ایران شوند، به دنبال منابع و مسیرهای دیگری برای صادرات و وارداتشان بروند. مثلاً کویت، بحرین یا قطر ممکن است از مسیرهای زمینی عربستان استفاده کنند. قطر که به طور سنتی دوست ایران بوده و سعی کرده واسطه باشد. عراق هم که متحد ایران است و بیشترین خویشتنداری را داشته است. امارات هم مسیر فجیره را دارد. مگر اینکه بخواهیم آن‌ها را هم تحت کنترل بگیریم که این با سیاست کلی و خارجی جمهوری اسلامی مطابقت ندارد. من با اغراق در مورد این درآمدها یا اصلاً انجام این کار (دریافت حق عبور اقتصادی) مسئله دارم و آن را توصیه نمی‌کنم.

ارسال نظر

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O