کدخبر: ۳۰۴۰۳۹ لینک کوتاه

روایتی جدید از خیانت فرماندهان در دوران جنگ، نفوذ منافقین در ارتش و سپاه و تشکیل دادگاه تخلفات نظامی

اقتصادنیوز: دادستان مناطق جنگی جنوب می گوید: وقتی که برای وضعیت جبهه ها در سال ۶۶ مشکلاتی به وجود آمد و احساس می شد خیانت شده و مشکلاتی برای بعضی از فرماندهان و یا سربازان پیش آمده بود، بنا شد که هیأت هایی از طرف سازمان قضایی به جبهه ها اعزام شوند.

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از جماران، در پایان دوران دفاع مقدس، امام راحل طی حکمی به حجت الاسلام و المسلمین علی رازینی دستور تشکیل «دادگاه ویژه تخلفات جنگ» را صادر کردند. امام در این پیام نوشتند: 

«بسم الله الرحمن الرحیم

جناب حجت الاسلام آقای علی رازینی، رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح‌

جنابعالی موظف می‌باشید:

۱- دادگاه ویژه تخلفات جنگ را در کلیه مناطق جنگی تشکیل و طبق موازین شرع بدون رعایت هیچ یک از مقررات دست و پاگیر به جرایم متخلفان رسیدگی نمایید.

۲- هر عملی که به تشخیص دادگاه موجب شکست جبهه اسلام و یا موجب خسارت جانی بوده و یا می‌باشد مجازات آن اعدام است. و السلام.

۶۷/۵/۲ روح الله الموسوی الخمینی» (صحیفه امام، جلد ۲۱، صفحه ۱۰۲)

در راستای حکم امام، احکامی نیز برای حجج اسلام صالحی منش و پورمحمدی به عنوان دادستان مناطق جنگی غرب و جنوب صادر شد تا به تخلفات احتمالی نیروهای مستقر در این مناطق جنگی رسیدگی و با متخلفین و مجرمین برخورد کنند. حجت الاسلام و المسلمین محمد صادق صالحی در گفتگویی تفصیلی به نکاتی پیرامون این حکم اشاره کرده است. این گفتگو را در ادامه بخوانید. 

این احکام به چه منظوری برای شما صادر شده بود؟

وقتی که برای وضعیت جبهه ها در سال ۶۶ مشکلاتی به وجود آمد و احساس می شد خیانت شده و مشکلاتی برای بعضی از فرماندهان و یا سربازان پیش آمده بود، بنا شد که هیأت هایی از طرف سازمان قضایی به جبهه ها اعزام شوند. جناب آقای رازینی به عنوان رئیس سازمان قضایی آن موقع دو حکم صادر کردند؛ یکی برای من به عنوان دادستان مناطق جنگی جنوب و یکی هم برای آقای مصطفی پورمحمدی برای مناطق جنگی غرب. قاضی ما هم آن موقع آقای علیرضا صدر حسینی بودند؛ که الآن عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و یکی از بزرگان حوزه علمیه قم هستند.بنا شد که ما هم وضعیت جبهه ها را از نزدیک بررسی کنیم و هم اگر احساس کردیم افرادی دارند خیانت و توطئه می کنند و یا مسائل غیر مترقبه ای پیش آمد که ممکن است به سپاه، بسیج و اصل دستگاه نظامی کشور ضربه بخورد، همان جا سریعا با این مسائل برخورد شود.

در حدود یک سالی که ما در این مناطق جنگی بودیم با مسائل زیادی روبرو شدیم. یک مقدار احساس کردیم که خیانت هایی دارد شکل می گیرد و مشکلاتی بود که مجبور شدیم با اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات هماهنگ باشیم و مدیرکل وقت اطلاعات خوزستان مرتبا اطلاعات خیانت های افراد در مناطق جنگی را به ما گزارش می کردند و اگر برای ما محرز می شد که افراد باید دستگیر شوند، دستگیر می شدند. شاید از لحظه ای که گزارش به ما می رسید تا لحظه ای که پرونده تکمیل می شد و به دادگاه می رفت بیش از یک ماه طول نمی کشید.

در منطقه جنوب دادگاه ها دادگاه های صحرایی نبود که به محض اینکه کسی تخلفی کرده باشد و یا مشکلی ایجاد شده باشد افراد را سریع اعدام کنیم؛ بلکه دادگاه نظامی با حذف مقررات دست و پا گیر اداری بود. بدین معنا که روند بازجویی، صدور کیفرخواست و حکم دادگاه در دو روز تکمیل و اجرایی می شد. بدین معنا که صبح حکم بازداشت صادر می شد به محض آمدن متهم بازجویی شروع و تا شب منتهی به صدور کیفرخواست می شد و روز بعد تشکیل دادگاه و صدور حکم اتفاق می افتاد. این مساله در خصوص زمان جنگ و عملیات بود و چنین وضعیتی دو ماه طول کشید و بعد از آن عملیات هایی که ما حضور داشتیم، روند رسیدگی به تخلفات جنگ به حالت عادی برگشت.

مثلا یک عده بسیجی بودند و یا سرباز بودند و به هر دلیلی فرار کرده بودند و یا اینکه فرماندهی دستور عقب نشینی داده بود. ما باید همه اینها را بررسی می کردیم. ممکن بود فرماندهی عمدا و بدون اینکه دلیلی برای عقب نشینی داشته باشد دستور عقب نشینی داده باشد. طبیعی بود که ما با او برخورد کنیم؛ او را در زندان نگه داریم و بعدا برای او حکم صادر می شد. ولی در بخش جنوب که ما بودیم، انصافا به جز چند مورد که مثلا انفجار در راه آهن دزفول اتفاق افتاد و تخریب بعضی از انبارهای مهمات در اهواز، شوش و اندیمشک و امثال اینها... مورد خاصی نبود. در واقع از سال ۶۶ که در جنوب مستقر بودیم، طی ۵ ماه حدود ۳۰۰ پرونده تشکیل دادیم و همه آنها منجر به صدور حکم شد و دست آخر تحویل آقای نیازی دادیم.

آیا حکم اعدام هم صادر کردید؟

 حکم های ما عمدتا حبس یا انفصال از خدمت نسبت به کادر و در بعضی جاها که اتلاف اموال بیت المال رخ داده بود، ردّ مال بود.

آن انفجار توسط چه کسی رخ داد؟

توسط عوامل منافقین بود که در ارتش و سپاه نفوذ کرده بودند. منافقین خط دهی می کردند که آنها انبارها و سوله های مهمات را منفجر کنند. یک بار هم قطاری که داشت می آمد را منفجر کردند. آن موقع طبیعی بود که منافقین خیلی فعال شده بودند. از طریق شنودهای تلفنی که از ما داشتند و یا از طریق تماس هایی که با سربازان، افسران و پاسداران داشتند هم اطلاعات می گرفتند و هم بعضی وقت ها خط دهی اشتباه به اینها می دادند. بعد می فهمیدیم که اینها مقصر نیستند. حتی کسی که به آن مجاهد خلق اطلاعات داده بود فکر می کرده که یک فرمانده دارد به او زنگ می زند و یا فکر می کرده که مثلا از دفتر امام و یا امام جمعه دارد تماس می گیرد و این حرف ها را می زند.

به جز قضیه چند انفجار که توسط افرادی نفوذی در میان نظامیان رخ داده بود و در نهایت به دو سه مورد حکم اعدام رسید، بقیه پرونده ها مواردی از قبیل دستور عقب نشینی فرمانده، یا سربازی بود که از جبهه فرار نکرده بود، بلکه از جبهه به دزفول و یا اندیمشک عقب نشینی کرده بود. ما معمولا اینها را گوشمالی می دادیم و بعد سر جای خودشان در جبهه ها بر می گرداندیم. ولی حضور تیم قضایی در جبهه آن قدر تأثیر داشت که تخلفات به  شدت افول پیدا کرد.

یعنی همین حضور ما در آنجا طوری اثر کرد که حضرت آیت الله خامنه ای سه ماه بعد از اینکه ما در منطقه مستقر شدیم من را خواستند و مقداری از من سؤال کردند که شما چند وقت است به آنجا رفته اید و چه کار می کنید؟ ایشان از ما خواستند طوری تند برخورد نکنیم که فرماندهان ما بِبُرند. گفتند که شنیده ام شما آنجا رفته اید و زندان می کنید و می خواهید اعدام کنید؛ همه ترسیده اند و وحشت کرده اند. گفتم اگر نترسند وضع جبهه ها به هم می ریزد. ایشان فرمودند اگر این جوری هم بترسند تضعیف قوا می شود و باز همه چیز ما بر هم می ریزد.

آنقدر وجود همین دو تیمی که به غرب و جنوب رفت تأثیر داشت که فرماندهان جنگ خدمت مقام معظم رهبری رفته بودند. آن موقع ایشان رئیس جمهور و نماینده امام در شورای عالی دفاع بودند. از ما توضیح خواستند و بعد هم نصیحت کردند و به ما فرمودند که به هر حال کار جبهه سخت است و مشکلات نظامی ما امروز خیلی پیچیده است. پشتیبانی جنگ ما با مشکلات روبرو شده که افراد توان ماندن در آن زندگی سخت را ندارند. لذا شما باید با دیدن جمیع جهات مسأله را ببینید و برخورد کنید.

ما حدود یک سال آنجا بودیم و الحمدلله اوضاع خیلی بهتر شد و بعدا همه پرونده ها را تحویل آقای کامکار دادیم و برگشتیم. حضور من در آنجا یک سال کامل شد.

 تا آخر جنگ؟

تا اواخر جنگ بودیم. تا قبل از مرصاد بودیم. در جنوب ما مشکل نداشتیم و کار ما تمام شد. ولی به خاطر مشکلات مرصاد ظاهرا مأموریت آقای پورمحمدی ادامه پیدا کرد.

از نظر شما مهمترین ویژگی آن دادگاه ها چه بود؟

مهمترین نکته ای که من می خواهم بگویم این است که «دادگاه های تخلفات جنگ» که در مناطق جنگی مستقر شدیم مثل دادگاه های صحرایی بقیه کشورها نبود که به محض اینکه کسی فرار کرد او را اعدام کنند و یا به محض اینکه اطلاعاتی آمد با او برخورد و زندان و اعدام کنند. البته رعب و وحشتی در نظامیان ایجاد شد که گروه هایی آمده اند و دارند می گیرند و زندان می کنند. ولی ما طبق موازین عمل می کردیم. قاضی هم که آقای صدر بود. ایشان یکی از قضات خوب کشور بود و تصمیمات عاقلانه و با حساب و کتاب می گرفت. بحمدالله ما بیشتر باعث تقویت جبهه ها شدیم؛ تا اینکه بخواهیم باعث رعب و وحشت شویم.

در اواخر جنگ مشکل خاصی نبود؟

مشکلات خیلی زیاد بود. ولی بخشی از آنها عمدی بود که متخلفین را می گرفتیم و برخورد و زندان می کردیم و بخشی از آنها سهوی بود. به هر حال این مسائل پیش می آمد و نفوذ منافقین هم آن موقع خیلی بالا گرفته بود.

قاطعیتی که آقای رازینی و آقای منتظری(دادستان فعلی کل کشور) به عنوان رئیس دادگاه های نظامی و انتظامی داشتند هم در جمع و جور کردن قضایا خیلی تأثیر داشت و توانست خیلی زود مسائل را در جبهه ها حل کند.

 

این مطلب برایم مفید است
5 نفر این پست را پسندیده اند