کدخبر: ۳۳۴۲۸۷ لینک کوتاه
لینک کوتاه کپی شد

واشنگتن‌پست: در عصر دیجیتال نفت محلی از اعراب ندارد

هُشدار دوستانه ویروس کرونا به جهانیان؛ زمانِ تجدیدنظر فرارسیده‌است

اقتصادنیوز؛ واشنگتن‌پست در مطلبی تحلیلی به یکی از عجیب‌ترین رخدادهای روزهای اخیر یعنی «قیمت منفی نفت» پرداخت و نوشت: کرونا با همه مشکلاتش یک مزیت درپی داشت، به جهان نشان داد نفت در عصر دیجیتال محلی از اعراب ندارد؛ زمان روی آوردن به انرژی‌های تجدیدپذیر است.

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایرنا؛ «فرانسیسکو تورو» منتقد و مفسر سیاسی در یادداشت تحلیلی که در واشنگتن‌پست منتشر شده، نوشت: سال ۲۰۲۰میلادی حقیقتا سال عجیب و غریب و پرماجرایی است؛ اما از تمام این ماجراهای عجیب و غریب، ‌ یکی از همه سرگیجه آورتر است، «قیمت منفی نفت».

 این پدیده نوظهور اتفاقی بود که روز دوشنبه در بازار جهانی نفت رخ داد. در بازار، نفت آنقدر به وفور در بازار عرضه شد که بی ارزش ماند و فروشنده مجبور شد برای به زور تحمیل کردن آن به خریدار، ۳۰ دلار به هر مشتری بپردازد تا راضی شود نفت او را بگیرد و ببرد. بدین ترتیب فروشنده از شر اینهمه نفتی که روی دستش مانده و نمی داند با او چه بکند و کجا نگهداری اش کند، خلاص می شود.

معنای چنین روندی چیست؟

در یک نظر اجمالی می توان فهمید که فرمول ها و استعاره های رایج، از این پس در بازار نفت کارکرد ندارد. ما داریم از عربستانی صحبت می کنیم که برای آنکه به اصطلاح روی روسیه را کم کند، شیرهای نفتش را بی محابا باز می کند و قیمت یک دفعه سقوط می کند یا داریم از “اوپک” صحبت می کنیم که برای افزایش قیمت شیرهای نفتش را می بندد.

گویا عمل تولید نفت و قطع تولید نفت، آنقدر آسان شده است که با یک اشاره دست می توان شیر آن را باز کرد و بست. اما در واقع امر اینطور نیست.

امروز شرایط جهان با چندین دهه قبل فرق کرده است. امروز دیگر همچون گذشته استخراج نفت یک کار سهل و ساده نیست که به راحتی بتوان شیر نفت را باز کرد و بست. امروز استخراج نفت یک تجارت پیچیده است که یک تکنولوژی فوق العاده پیشرفته را هم می طلبد. امروز نفت را تنها در صورتی می توان از چاه استخراج کرد که دما و فشار داخلی چاه بدقت و بوسیله تزریق بخار به داخل آن کنترل شود.

بنابراین می بینیم که بیرون کشیدن نفت از چاه همچون باز کردن شیر آب نیست. استخراج نفت، حتما” بی خصر و بی ضرر و زیان پایدار نیست. بعضی از چاهها طوری هستند که اگر به آنها اجازه بدهیم خنک شوند و فشارشان پایین بیاید، آنگاه ناگهان هیدروکربن های موجود در لایه های زیر زمین به آسفالت سخت شده تبدیل می شوند. این فرآیند “رسوب آسفالتی” نامیده می شود و می تواند بطور مداوم هیدروکربن های زمین را از بین ببرد.

دشواری کار استخراج نفت تنها در این نیست.

می بینیم چقدر هم کار استخراج نفت سخت و ملالآور است و ضمن آن انبار و ذخیره کردن آن هم مستلزم یک سلسله فعالیت های وحشتناک تر است، ‌ اما با این حال بازهم کشورها پیوسته به پمپاژ نفت مورد نیاز خود ادامه می دهند در حالیکه مخازن کافی برای ذخیره آن ندارند و حالا هم که مشتری برای فروش آن ندارند.

این روند تا چه زمانی می تواند ادامه داشته باشد؟

۲۰۲۰ حقیقتا سال رخدادهایی عجیب و غریب و البته پدیده های منفی است.
البته در مورد نفت، این وضعیت “قیمت منفی”‌ بعید به نظر می رسد برای مدت زمان زیاد پایدار بماند. آنچه که به نظر می رسد دوام خواهد داشت، ‌ قیمت پایین نفت و یا شاید به عبارتی “قیمت مثبت نفت” است که آن هم ناشی از شیوع ویروس کرونا در جهان است که سبب کاهش تقاضا شده است.

خلاصه آنکه فقط یک واقعیت در بازار نفت وجود دارد، هم برای تولیدکننده و هم برای مصرف کننده و آن؛ “قیمت پایین نفت”‌ است. این قیمت پایین نفت دو مزیت عمده دارد هم برای تولیدکننده و هم برای مصرف کننده. اول آنکه؛ سبب توزیع مجدد ثروت می شود، دوم آنکه؛ جایگاه ژئوپولیتیک به تولیدکننده و مصرف کننده ارزانی می دارد.

پس چرا تولیدکنندگان اصرار بر تولید دارند؟

تولیدکننده یک پولی برای پمپاژ نفت هزینه می کند اما درآمدی که از آن کسب می کند را نه تنها در بانک ها سرمایه اندوزی می کند، بلکه در راه مقاصدی فراوان اعم از صواب و ناصواب خرج می کند.

به عنوان نمونه، بعضی تولیدکنندگان آن را در راه لابی کردن در صنعت شیل آمریکا خرج می کنند.

“ولادیمیر پوتین” آن را در راه ماجراجویی های نظامی در “کریمه” و سوریه مصرف می کند.

“محمد بن سلمان آن را در راه اشباع کردن اشتهای جنایتکاری در چندین قاره جهان خرج می کند.

“نیکولاس مادورو” آن را به عنوان حقوق به جوخه های اعدامش در ونزوئلا پرداخت می کند.

اسکاتلند آن را در راه توسعه مدارس ابتدایی هزینه می کند.

کانادا هم آن را صرف رسیدگی به وضعیت پرستارانش می کند.
پس می بینیم در این میان بُرد با کشورهایی است که نفت ندارند.

فرانسه، سنگاپور، و ژاپن نفت ندارند بنابراین پول هنگفتی را هم صرف پمپاژ و خارج کردن آن نمی کنند و در عوض این پول را در داخل صرف توسعه کشور می کنند.

حکومت های استبدادی هم از این قاعده مستثنی نیستند از جمله چین، مجارستان و زیمبابوه. آنها هم پول استخراج نفت را در جیبشان می گذارند و پس انداز می کنند.

مکان هایی بر روی کره زمین وجود دارد که در عرض میلیونها سال مواد آلی شان درون لایه های داخلی زمین یخ زده است و در اثر انجماد تبدیل به نفت خام شده است. ابدا اینطور نیست که روی نقشه کره زمین نگاه کنیم و بگوییم خوب حالا این مناطق نفت خیز آدم خوب های داستان و مناطق غیرنفت خیز آدم بدها.

بدون شک؛ دغدغه اصلی دنیا در بلندمدت همین مسئله خواهد بود.

این بلایی که بر سر قیمت نفت آمد و سقوطش را مسجّل کرد، یک بار دیگر اهمیت انرژی های تجدید پذیر را برای کوتاه مدت برجسته کرد.

اگر این دوران رخوت نفت تداوم داشته باشد، یقینا تعدادی از تولیدکنندگان سوخت فسیلی را که حتی قادر به شکستن هم نیستند از بین خواهد برد. این دوران رکود، یقینا جلوی سرمایه گذاری های کلان را در صنعت نفت می گیرد. مگر سرمایه گذار عقلش را از دست داده است بیاید و سرمایه اش را در عرصه ای به گردش بیاندازد که نمی تواند از آن پول دربیاورد. ولو به فرض آنکه در میان مدت سطح تقاضا و سطح قیمت مجددا بالا برود، بازهم این احساس خطر در مورد کار کردن در حوزه نفت دائمی شده است.

البته مسلما بخشی از تقصیر به گردن ویروس کروناست و صد البته که این خوش بینانه ترین آسیب های جانسوز کروناست. تکنولوژی انرژی های تجدیدپذیر همیشه قابل رقابت با نفت بوده است و همچون گذشته پیشرفت خواهد کرد و امکان دارد بزودی و به آسانی از سوخت فسیلی سبقت بگیرد و او را پشت سرش جا بگذارد.

کرونا با همه مصیبت هایش، یک مزیت دارد و آن اینکه ثابت کرد یک صنعت چگونه می تواند در بلندمدت آنقدر سقوط کند که امروز در عصر معاصر و عصر دیجیتال؛ کاملا بی اهمیت تلقی بشود.

وقتی غبارها خوابید و جنجال کرونا فرو نشست، آن موقع؛ دوباره سرمایه گذاری کردن در صنعت نفت، یعنی سرمایه گذاری کردن برای تولید نوار کاسِت.
نفت هم همچون نوار کاست تاریخ مصرفش برای دنیای امروز تمام شده است.

این مطلب برایم مفید است
9 نفر این پست را پسندیده اند