کدخبر: ۳۰۷۱۹۵ لینک کوتاه

موسی غنی‌نژاد: فساد از دموکراسی نیم‌بند ناشی می‌شود

اقتصادنیوز: موسی غنی‌نژاد، اقتصاددان، در گفت‌وگو با تجارت‌فردا از دلایل وجود فساد در ایران سخن گفت.

 به گزارش اقتصادنیوز گزیده این گفت‌وگو به این شرح است:

فساد از دموکراسی نیم‌بند ناشی می‌شود

 

*ما یک اقتصاد دولتی داریم که وابسته به دولت است و دولت در همه امور آن مداخله می‌کند. از طرفی یک نظام سیاسی داریم که کاملاً ایدئولوژیک عمل می‌کند. به‌جای تخصص و صلاحیت تنها به تعهد افراد به یک ایدئولوژی خاص توجه می‌کند. نتیجه همین است که می‌بینیم. ما تصور می‌کردیم اگر افراد خوب از فیلترهای عقیدتی و سیاسی عبور کنند و بر اساس برخی معیارها و ارزش‌های خاص گزینش شوند، می‌توانند در هرم قدرت بالا بروند و مدافع منافع عامه مردم شوند بدون آنکه مشکلی ایجاد شود. تصور این بود که آدم‌های خوب در راس مدیریت دولتی، شرایط را به خوبی پیش می‌برند. اما نتیجه را ببینید. تمام مشکلاتی که امروز ما داریم، نتیجه همین تصور اشتباه است. الان دادگاه‌های ما پر از مدیران خودروساز دولتی است. این مدیران خودروسازها چگونه در راس قرار گرفتند؟ مگر همه آن گزینش‌های خاص عقیدتی و سیاسی را طی نکردند؟ مگر همه آنها تاییدیه نداشتند؟ همه به ظاهر آدم‌های موجه و متعهدی بودند. اما چرا این‌گونه شد؟ این نشان می‌دهد نظام و سیستم حاکمیت دولت بر اقتصاد منشأ فساد است و باید حل شود. این نشان می‌دهد ساختارهای ما ایراد دارد و تا این ایراد برطرف نشود، مشکل فساد هم پابرجا خواهد ماند.

*تشکیل و تاسیس نهادهای جدید نظارتی بدون اصلاح ساختار، مصداق آب در هاون کوبیدن است. به اندیشه دیوید هیوم برمی‌گردم که می‌گوید ساختار دستگاه‌های مدرن حکومتی باید مانع فساد و ضدفساد باشد. آنها متوجه شده‌اند که وجود دستگاه‌های ناظر متعدد نه‌تنها مشکل را حل نمی‌کند، بلکه خود بخشی از مشکل است. شما فرض کنید که یک ناظر برای نظارت بر یک سیستم بگذارید. خب آن فرد را چه کسی باید نظارت کند؟ پس یک ناظر دیگر برای آن ناظر باید بگذاریم و... ما با تشکیل یک نهاد جدید گرفتار یک دور تسلسل خواهیم شد که نقطه پایان ندارد. بنابراین سیستمی باید درست کنیم که به صورت خودکار و خودجوش نظارت در آن انجام شود.

*ما کلی دستگاه و قانون و مقررات وضع کرده‌ایم اما قاعده اصلی را رعایت نکرده‌ایم. آن قاعده اصلی این است که ما به یک ساختار مدرن ضدفساد نیاز داریم. این ساختار چند جزء دارد: اقتصاد آزاد رقابتی، احزاب واقعی و مستقل، اپوزیسیون قوی و بالاخره مطبوعات مستقل و فارغ از فشار قدرت سیاسی. اصولاً لازمه سیستم سیاسی دموکراتیک، همیشه وجود اپوزیسیون قوی و همسنگ خود قدرت حاکم است. اما اپوزیسیون ایران کجاست؟ ما در ایران یک اپوزیسیون صوری و وابسته به قدرت داریم. شما فرانسه را ببینید. اپوزیسیون در فرانسه بیرون از حکومت ایستاده و ناظر و مانع هر تخلفی است. اینجا نظارت‌ها صوری است و واقعی نیست. برای همین به نتیجه نمی‌رسد. ما ماکتی از دموکراسی غربی را به صورت سیستم انتخابی مردمی وارد کشور کرده‌ایم و فکر می‌کنیم سیستم دموکراسی داریم. البته اگر منصفانه صحبت کنیم ما مانند کشورهای دیکتاتوری اطراف نیستیم. برخی اصول دموکراتیک حکومت انتخابی را رعایت می‌کنیم. اما اتفاقاً دموکراسی نیم‌بند بیشتر مستعد فساد است. به علاوه، ما به یک نظام مطبوعاتی آزاد و مستقل نیاز داریم. در کنار اصلاحات ساختار حکومتی، نظام اقتصادی هم باید اصلاح شود و ما از اقتصاد دولتی و رانتی به سمت اقتصاد آزاد حرکت کنیم. نظام اقتصادی ما تحت سیطره قدرت سیاسی است. حتی بخش خصوصی ما به شدت وامدار دولت است و در ترس از غضب دولتی‌ها و چهره‌های سیاسی قرار دارد. اما اگر شما یک اقتصاد رقابتی داشته باشید و قانون بر آن حاکم باشد نه اراده سیاسی افراد، رقابت آزاد بخش اعظم مشکل را حل می‌کند. اینها همه مستلزم این است که اقتصاد دولتی نباشد، انحصار دولتی وجود نداشته باشد و بنگاه‌های اقتصادی وامدار و وابسته به قدرت سیاسی نباشند، یک نظام مطلوب اقتصادی شکل بگیرد که خودش بر خودش نظارت کند. در این حالت شما نیازی به نهاد ناظر ندارید. فاسدها خود به خود از دور خارج می‌شوند. ما کدام‌یک از این پیش‌شرط‌ها را در ایران رعایت کرده‌ایم؟ ما فکر کردیم با گزینش افراد و نظارت چند نهاد، مساله حل می‌شود. در ایران کل سیستم بر اساس گزینش خودی و غیرخودی عمل می‌کند. این نظام خودی و غیرخودی ایجادکننده فساد است. تکرار می‌کنم گزینش باید بر اساس تخصص و صلاحیت حرفه‌ای افراد باشد نه تعهدی که معیاری برای اندازه‌گیری آن وجود ندارد. معیارهایی که اغلب صوری است و فقط در ظاهر افراد رعایت می‌شود. بسیاری از فسادها از همین خودی‌های گزینش‌شده خارج می‌شود. بنابراین اگر بگویید دقیقاً چه باید کرد می‌گویم ما به‌جای این خصولتی‌سازی‌های فسادزا، باید آزادسازی اقتصاد به معنای واقعی را انجام دهیم، شفاف‌سازی کنیم و اجازه دهیم مطبوعات آزاد باشند و اپوزیسیون واقعی در کشور شکل بگیرد وگرنه در شرایط فعلی راه به جایی نمی‌بریم و در مبارزه با فساد موفق نخواهیم بود. برخی پیشنهاد می‌دهند دستگاه نظارتی جدیدی زیر نظر بالاترین مقام کشور ایجاد شود. در پاسخ باید گفت ما که قوه قضائیه را داریم. حتی کمیسیون اصل 90 را در مجلس داریم که نمایندگان آن را مستقیماً مردم انتخاب کرده‌اند. آنها چرا نتوانسته‌اند کار چندانی کنند، سازمان بازرسی و دیگر نهادها چرا نتوانستند؟ دستگاه‌های نظارتی زیادی طبق قانون اساسی در کشور وجود دارد که در عمل نتوانسته‌اند مبارزه موفقی با فساد صورت دهند، حال یک دستگاه دیگر به آنها اضافه کنیم، چه فایده‌ای دارد؟ وقتی نهادها و سازمان‌های فعلی نمی‌توانند فساد را حل کنند باید بررسی اساسی انجام دهیم که ریشه مشکل کجاست. نه اینکه پیشنهاد کنیم نهاد نظارتی دیگر ایجاد شود. شاید نهاد جدید هم منشأ فساد دیگری شود. اینها راه‌حل نیست. سیستم را باید اصلاح کرد.

*قوانین هم در رابطه با همین سیستم معیوب نوشته شده است. همان‌طور که اول اشاره کردم، قوانین هم به طرز فکر حاکم بر نظام مدیریتی کشور بازمی‌گردد. اینکه آدم‌های خوب اگر مسوول شوند، مشکل حل می‌شود به کل ادعای غلطی است. اگر این طرز تفکر اصلاح شود، قوانینی هم که با این طرز تفکر شکل گرفته باید اصلاح شود. از اینجا باید شروع کرد. از اصلاح تفکر رایج در کشور. اگر بخواهیم فکر اساسی برای حل مشکل فساد انجام دهیم، روش‌های صوری و برخوردهای موردی راهکار اساسی نیست. باید به ریشه‌ها برگردیم و ایدئولوژی را اصلاح کنیم و بپذیریم که ما بخشی از بشریت هستیم. ما تافته جدا بافته نیستیم و قرار نیست چرخ را از ابتدا اختراع کنیم. کل دنیا یک تجربه مشخص دارد که باید از آن استفاده کنیم. نه اینکه بگوییم ما با کل دنیا فرق داریم. بپذیریم سیستم ما کارآمد نبوده و آن را اصلاح کنیم.

* رابطه فساد و دموکراسی چندوجهی و بغرنج است. اتفاقاً اگر دموکراسی نیم‌بند اجرا شود و الزامات دموکراسی واقعی رعایت نشود،‌ امکان فساد خیلی بیشتر از سیستم دیکتاتوری است. سیستم چین کمونیست یک سیستم کاملاً متمرکز و دیکتاتوری است. حزب کمونیست حاکم بر سرنوشت کل جامعه است. آنجا دموکراسی نیست. اما فسادش کمتر است. یا مثال دیگر کره شمالی است.

*ما یک سیستم التقاطی درست کرده‌ایم که در معنای واقعی کلمه نه دموکراسی است و نه دیکتاتوری. نتیجه آن هم گرفتاری کنونی است. ما هم بدی‌های دموکراسی را داریم و هم بدی‌های دیکتاتوری را. قرار نیست از چین تقلید کنیم یا کره شمالی شویم. ما باید متناسب با فرهنگ خودمان چاره‌اندیشی کنیم. باید یک نظام دموکراتیک کاراتر و بهتر ایجاد کنیم. نظامی که بر اساس ایدئولوژی نباشد و معیار آن صلاحیت و تخصص حرفه‌ای باشد. مساله مهم دیگر، وجود رسانه‌ها و مطبوعات است. یکی از پایه‌های دموکراسی و شفافیت حکومتی و نظام اقتصادی، آزادی مطبوعات و رسانه است. ما برای خیلی از کارها مانع‌تراشی می‌کنیم و می‌گوییم زیرساخت می‌خواهد و... برای مطبوعات آزاد چه مانعی داریم؟ شاید یکی از گام‌های خوب و عاجل آزادی مطبوعات باشد. یعنی به‌جای آنکه نهاد ناظری به نهادهای جدید اضافه کنیم، رسانه‌ها را آزاد کنیم و امنیت خبرنگاری تحقیقی را تضمین کنیم.

*یکی مشکل فکری نظام مدیریتی کشور که پیش از این اشاره شد. دیگری که به مساله اولی گره‌خورده، منافع خاص افراد و گروه‌های ذی‌نفوذ است. عده بسیاری در سیستم حکومتی ما از وضعیت بلبشوی کنونی سود می‌برند. واضح است که در ظاهر شعار مبارزه با فساد می‌دهند اما در باطن مخالف آن هستند.

*ما که اطلاعات دقیقی از پشت صحنه نداریم و شفافیت کامل هم وجود ندارد. پس نمی‌توان گفت فساد تا کجا پیش رفته و به کدام سطوح قدرت رسیده است. اما همین‌که نمی‌شود برخورد جدی با فساد انجام داد دلیل اصلی این است که اختاپوس فساد در سطوح بالا نفوذ کرده است. این را نه به‌عنوان خبر که به‌عنوان تحلیل عنوان می‌کنم. همین که نمی‌توان با فساد مقابله کارسازی صورت داد، دلیل بر این است که عده‌ای در سطوح بالای مسوولان آلوده به فسادند.

این مطلب برایم مفید است
26 نفر این پست را پسندیده اند