گپ و گفت «اقتصادنیوز» با مردم در روزهای جنگ زده

زندگی با چمدان نیمه‌بسته و زیر موشک | ایرانی‌ها در لحظه بحران چه با خود می‌برند؛ چمدان مهاجرت یا «کیف بحران»؟

سرویس: اجتماعی کدخبر: ۷۷۴۲۷۳
اقتصادنیوز:اگر امشب یا همین امروز بحران جدی شود و فقط چند دقیقه برای ترک خانه وقت باشد، سؤال ساده اما تکان‌دهنده این است: مردم ایران واقعاً چه چیزی برای برداشتن آماده دارند؟
زندگی با چمدان نیمه‌بسته و زیر موشک | ایرانی‌ها در لحظه بحران چه با خود می‌برند؛ چمدان مهاجرت یا «کیف بحران»؟

به گزارش اقتصادنیوز، اگر نیمه‌شب ناگهان خبر بحرانی و جدی منتشر شود و مردم فقط چند دقیقه فرصت داشته باشند خانه‌هایشان را ترک کنند، چه چیزی را با خود می‌برند؟ پاسپورت، لپ‌تاپ، دارو، پول نقد یا فقط چند وسیله ضروری برای بچه‌ها؟

در بسیاری از کشورهای جهان پاسخ این سؤال از قبل مشخص است؛ یک «کیف بحران» کنار در خانه که برای ۷۲ ساعت زندگی در شرایط اضطراری آماده شده است.

خبر مرتبط
بمباران خبری از جنگ خطرناک‌تر است؟ | جلالی ندوشن: اقداماتی از سوی حاکمیت که نشان دهد به مردم نظر دارد تضادی با وضعیت جنگی ندارد

اقتصادنیوز:در میانه فضای جنگی و اضطراب‌های انباشته‌شده اجتماعی، امیرحسین جلالی ندوشن هشدار می‌دهد که تداوم «وضعیت ویژه» و بمباران خبری می‌تواند فرسودگی روانی جامعه را تشدید کند و تأکید می‌کند: « اقداماتی از سوی حاکمیت که نشان دهد به مردم نظر دارد و همه مردم را در یک بعد ملی با نیازها و نظراتشان لحاظ می‌کند، هیچ تضادی با وضعیت جنگی ندارد.»

اما در ایران، جامعه‌ای که بارها با انواع بحران‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مواجه شده، کمتر به آمادگی عملی برای چنین لحظه‌ای فکر کرده است. در خانه‌های بسیاری از مردم، چیزی شبیه «کیف بحران» وجود ندارد؛ فقط چمدان‌هایی هست که گاهی در ذهن آدم‌ها نیمه‌بسته مانده‌اند.

یه پوشه مدارک و دیگر هیچ!

امیر ۲۳ ساله و دانشجوی مهندسی در تهران است. او می‌گوید چند ماه پیش یک تصمیم ساده گرفت؛ تصمیمی که به گفته خودش بیشتر از هر چیز برای آرام کردن ذهنش بود. یک پوشه پلاستیکی خرید و پاسپورت، چند مدرک دانشگاهی و یک فلش مموری که نسخه اسکن شده مدارکش در آن ذخیره شده را داخل آن گذاشت. پوشه حالا در کشوی میز کنار تختش قرار دارد. امیر می‌گوید یک شب با دوستش درباره احتمال بحران صحبت می‌کردند و ناگهان متوجه شد اگر مجبور شود سریع از خانه خارج شود هیچ چیز آماده‌ای ندارد. همان شب مدارکش را جمع کرد. با این حال او هنوز چیزی شبیه «کیف بحران» ندارد؛ نه آب ذخیره کرده و نه غذا. تنها چیزی که می‌داند این است که اگر مجبور شود خانه را ترک کند، اولین چیزی که برمی‌دارد همان پوشه است.

دست‌کم مدارکمان را از دست ندهیم

الهام ۳۵ ساله و کارمند یک شرکت خصوصی در تهران است. او هم تجربه‌ای مشابه دارد. چند ماه پیش شایعه‌ای درباره احتمال درگیری نظامی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد و همان شب او تصمیم گرفت مدارک مهم زندگی‌اش را در یک پاکت بزرگ جمع کند. پاسپورت، کارت ملی، سند خانه پدرش و چند عکس خانوادگی حالا در همان پاکت قرار دارند.

الهام می‌گوید وقتی آن‌ها را جمع می‌کرد احساس می‌کرد کمی از اضطرابش کم شده است. اما وقتی از او می‌پرسم آیا چیز دیگری هم آماده کرده، کمی مکث می‌کند و می‌گوید نه. حتی کیفی ندارد که بتواند همه چیز را سریع بردارد. او می‌گوید بیشتر از هر چیز داشتن همان پاکت باعث می‌شود حس کند اگر اتفاقی بیفتد دست‌کم مدارکش را از دست نمی‌دهد.

کودکان و نوجوان چه وسایلی برمی‌دارند؟

یک معلم مدرسه در شرق تهران می‌گوید یک بار در کلاس از دانش‌آموزان پرسیده بود اگر مجبور شوند ناگهان خانه را ترک کنند چه چیزی با خود می‌برند. پاسخ‌ها بیشتر شبیه فهرست علاقه‌هایشان بود. یکی گفت پلی‌استیشنم را برمی‌دارم. یکی گفت عروسکم را. یک دانش‌آموز کلاس هفتم هم گفت گربه‌ام را با خودم می‌برم. برای بسیاری از کودکان بحران هنوز مفهوم ملموسی نیست؛ آن‌ها بیشتر به چیزهایی فکر می‌کنند که دوست دارند، نه چیزهایی که برای بقا لازم است.

راننده‌ای که به مسیر عبور از بحران فکر می‌کند

رضا ۴۶ ساله و راننده تاکسی اینترنتی است. او می‌گوید اگر بحران جدی شود اولین کاری که می‌کند بردن بچه‌هایش به خانه مادرش در شهرستان است. اما نگرانی اصلی‌اش چیز دیگری است. او می‌گوید در شهری مثل تهران اگر بحران ناگهانی رخ دهد همه با ماشین به خیابان می‌آیند و شهر خیلی زود قفل می‌شود. رضا برای چنین روزی وسیله خاصی آماده نکرده، اما یک عادت دارد؛ سعی می‌کند همیشه بنزین ماشینش کمتر از نصف نباشد تا اگر لازم شد بتواند سریع شهر را ترک کند.

چمدانی صرفا برای بچه‌ها

مریم، مادر دو کودک در کرج، تجربه متفاوتی دارد. او می‌گوید بعد از دوران کرونا تصمیم گرفت یک چمدان کوچک برای بچه‌هایش آماده کند. داخل چمدان چند دست لباس، داروهای ضروری، یک چراغ‌قوه و چند بسته بیسکویت قرار داده است. مریم می‌گوید شاید هیچ‌وقت لازم نشود از آن استفاده کند، اما همین که آن چمدان در کمد قرار دارد به او احساس آرامش می‌دهد. به گفته او تصور اینکه بتواند چند روز اول بحران را مدیریت کند باعث می‌شود کمتر مضطرب باشد.

سربازی که فقط کارت شناسایی دارد

علی ۲۱ ساله و سرباز است. او می‌گوید در پادگان همیشه صحبت از آمادگی و بحران می‌شود، اما وقتی به زندگی شخصی خودش فکر می‌کند می‌بیند تقریباً هیچ چیز آماده‌ای ندارد. علی می‌گوید اگر مجبور شود ناگهان خانه را ترک کند احتمالاً فقط کارت شناسایی و تلفن همراهش را با خود می‌برد. او می‌گوید در خدمت نظامی درباره شرایط اضطراری زیاد آموزش دیده، اما هیچ‌وقت به این فکر نکرده که در زندگی شخصی خودش چه چیزی باید آماده داشته باشد.

کوله جنگ

پرستاری که به دارو فکر می‌کند

سارا ۳۲ ساله و پرستار یک بیمارستان در تهران است. او می‌گوید وقتی درباره بحران فکر می‌کند اولین چیزی که به ذهنش می‌رسد دارو است. سارا می‌گوید اگر مجبور شود ناگهان خانه را ترک کند احتمالاً یک کیف کوچک برمی‌دارد که داخل آن چند داروی ضروری، یک چراغ‌قوه و شارژر تلفن همراه قرار دارد. او می‌گوید تجربه کار در بیمارستان به او یاد داده که در شرایط بحران ساده‌ترین چیزها مثل دارو یا نور چراغ‌قوه می‌تواند بسیار مهم باشد.

کارگری که فقط پول نقد جمع می‌کند

حسین ۳۹ ساله و کارگر ساختمانی است. او می‌گوید هیچ کیف اضطراری یا برنامه خاصی برای بحران ندارد. تنها کاری که می‌کند این است که همیشه سعی می‌کند مقداری پول نقد کنار بگذارد. او می‌گوید اگر بحران جدی شود احتمالاً با همان پول شهر را ترک می‌کند و به روستای زادگاهش برمی‌گردد. حسین می‌گوید برای کسی مثل او مهم‌ترین چیز در بحران امکان حرکت و پیدا کردن جایی برای کار است.

جامعه‌ای که ذهنش آماده‌تر از خانه‌اش است

پژوهش‌های مربوط به آمادگی بحران در ایران نشان می‌دهد فاصله قابل توجهی میان آگاهی مردم و آمادگی واقعی وجود دارد. بر اساس یک مطالعه ملی درباره آمادگی خانوارها در برابر بلایا، تنها حدود ۱۰ درصد خانوارهای ایرانی اقدام مشخصی برای آمادگی در برابر بحران انجام داده‌اند. در برخی پژوهش‌های منطقه‌ای این رقم کمی بیشتر گزارش شده و در یک مطالعه حدود ۳۹ درصد برآورد شده است. این ارقام نشان می‌دهد بخش بزرگی از جامعه عملاً برنامه مشخصی برای مواجهه با بحران ندارد.

در کشورهای دیگر کیف بحران یک عادت است

در بسیاری از کشورها داشتن «کیف بحران» به یک توصیه رسمی تبدیل شده است. در اروپا به شهروندان توصیه می‌شود برای حداقل ۷۲ ساعت غذا، آب و وسایل ضروری در خانه داشته باشند تا در صورت بحران بتوانند بدون کمک فوری دوام بیاورند. در کشورهایی مثل ژاپن نیز آموزش آمادگی بحران از مدرسه آغاز می‌شود و تمرین‌های تخلیه به طور منظم برگزار می‌شود. گزارش‌های بین‌المللی نشان می‌دهد حدود ۴۵ درصد خانوارهای ژاپنی کیت اضطراری در خانه دارند.

تفاوت چمدان مهاجرت و کیف بحران

پاسخ بسیاری از ایرانی‌ها به سؤال «در بحران چه چیزی برمی‌دارید؟» معمولاً به چند چیز محدود می‌شود؛ پاسپورت، پول نقد، مدارک و لپ‌تاپ. این فهرست بیشتر شبیه وسایل یک چمدان مهاجرت است تا یک کیف بحران. کیف بحران برای چند روز زندگی در شرایط اضطراری طراحی می‌شود و معمولاً شامل آب، غذای خشک، چراغ‌قوه، باتری، رادیو، دارو و مدارک ضروری است.

چمدان مهاجرت اما برای ترک کامل زندگی آماده می‌شود. شاید به همین دلیل است که وقتی بسیاری از ایرانی‌ها به بحران فکر می‌کنند بیشتر به رفتن فکر می‌کنند تا دوام آوردن.

حمله به ایران

چمدانی که هیچ‌وقت کامل بسته نمی‌شود

اگر از مردم بپرسید در بحران چه چیزی برمی‌دارند پاسخ‌ها بسیار متفاوت است؛ از پوشه مدارک یک دانشجو تا چمدان کوچک یک مادر یا پول نقد یک کارگر. اما در میان همه این روایت‌ها یک نکته مشترک دیده می‌شود: بیشتر مردم ایران برنامه مشخصی برای بحران ندارند.

در بسیاری از خانه‌ها نه کیف اضطراری وجود دارد، نه ذخیره آب و غذا، نه برنامه مشخص برای روزهای اول بحران. جامعه‌ای که بارها با بحران‌های مختلف روبه‌رو شده، هنوز آمادگی روزمره برای چنین لحظه‌ای را به بخشی از زندگی خود تبدیل نکرده است. شاید به همین دلیل است که در ذهن بسیاری از مردم، زندگی همیشه با نوعی چمدان نیمه‌بسته ادامه دارد؛ چمدانی که معلوم نیست روزی واقعاً بسته خواهد شد یا نه؟

ارسال نظر

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O