قرن بیست و یکم نه متعلق به چین است نه آمریکا | چگونه اینترنت و رقابت دیجیتال، «قدرتها» را به چالش میکشد؟
به گزارش اقتصادنیوز، در دنیای امروز، فناوری دیگر یک ابزار جانبی برای دولتها و شرکتها نیست؛ بلکه به بازیگر اصلی تبدیل شده است که در حال تغییر قوانین و قواعد بازی در عرصه جهانی است. از ظهور پروتکلهای غیرمتمرکز مانند بیتکوین و اتریوم گرفته تا شکلگیری بازارهای دیجیتال و ارزهای ملی که با رمزارزها در رقابت هستند، همه نشان از دوران جدیدی دارند که در آن قدرت، مرزها و حتی هویتها بازتعریف میشوند.
فارنپالیسی در این گزارش، به بررسی این تحولات و این مهم می پردازد که چگونه اینترنت و فناوریهای نوین، معادلات ژئوپولتیک را به چالش کشیده و به سمت یک دنیای دیجیتال و تکنولوژیک هدایت میکنند.
در این مقاله، ایان برمر، دانشمند علوم سیاسی، ادعا میکند که شرکتهای بزرگ فناوری (بیگ تک) نظم جهانی را تغییر خواهند داد، در حالی که استفن والت، ستوننویس FP، با پاسخ دوستانهاش میگوید که دولتها همچنان برتر خواهند بود.
اما دیدگاه سومی وجود دارد که می گوید نه تنها فناوری هماکنون نظم جهانی را تغییر داده است، بلکه در حال تغییر ماهیت شرکتها و خود دولتها نیز هستند.
قرن 21 متعلق به اینترنت است
قرن بیست و یکم نه متعلق به چین است، نه ایالات متحده، نه حتی متعلق به شرکتهای فناوری به شکلی که پیش از این میشناختیم. این قرن متعلق به «اینترنت» است.
این حقیقت دلایل زیادی دارد که شاید مهمترین آنها ظهور پروتکلهای غیرمتمرکز مانند بیتکوین و اتریوم است که نه تحت کنترل دولتها هستند و نه شرکتها.
بسیاری از ضعفهای شرکتهای فناوری جهانی که هم او و هم والت به آن اشاره میکنند، مانند اینکه معمولاً در ایالات متحده یا چین مستقر هستند، اینکه برای اجرای قراردادها به این حوزهها وابستهاند، اینکه مشروعیت سیاسی یک دولت را ندارند، و اینکه قدرت آنها باعث واکنش جهانی شده است، با معرفی پروتکلهای رمزنگاری (کریپتو)، که میتوانند مالکیت را محافظت کرده و قراردادها را فراتر از مرزهای کشورهای سنتی اجرا کنند، حل میشود.
اما چالش فناوری برای ژئوپولتیک سنتی فراتر از پروتکلهای کریپتو، شرکتهای فناوری و حتی فضای دیجیتال خود رفته است، زیرا این فناوری شروع به بازتعریف دنیای فیزیکی کرده است. در اینجا ۱۰ راه آمده است که در آن از دوران ژئوپولتیک به دورانی از «تکنوپولتیک» در حال انتقال هستیم.
۱. نزدیکی شبکه اکنون با جغرافیای فیزیکی برابری میکند
ژئوپولیتیک سنتی در مکتب مکایندر به موقعیت دائمی قدرتهای سرزمینی توجه دارد. بر اساس این دیدگاه، کشورهایی مانند روسیه و ژاپن ممکن است در طول زمان ایدئولوژیهای متفاوتی داشته باشند، اما جغرافیای آنها ثابت میماند، یا دستکم این استدلال چنین میگوید.
با این حال، اینترنت یک بُعد جدید به این معادله اضافه کرده است. اینترنت صرفاً یک لایه منفعل داده نیست که دولتها آن را ایجاد یا بر سر آن رقابت کنند، بلکه نوعی جغرافیای جدید است که از نظر گستره، قابل مقایسه با جهان فیزیکی است. آن را میتوان به «آتلانتیس دیجیتال» تشبیه کرد، قارهای جدید که در فضای ابری شناور است و در آن قدرتهای قدیمی رقابت میکنند و قدرتهای جدید ظهور مییابند. در این قاره ابری، واحد فاصله میان دو نفر دیگر زمان سفر در کره زمین نیست، بلکه میزان فاصله (درجه جدایی) در شبکههای اجتماعی آنهاست.
این یعنی هر فرد میتواند تنها با دنبالکردن دیگران در شبکههای اجتماعی خود را به آنها نزدیک کند، یا با بلاک کردن حسابها، دیگران را دور نگه دارد، بدون نیاز به بلیت هواپیما. هر موجودیت شناور در این قاره ابری نیز میتواند از طریق ارسال درخواست به آدرسهای IP مناسب با موجودیتهای دیگر تعامل کند؛ از تراکنشهای مالی گرفته تا حملات سایبری، بدون نیاز به نزدیکی فیزیکی از پیشوجود.
هر شهروند دنیای قدیم، به شرط دسترسی به اینترنت، میتواند با دورکاری از طریق صفحه نمایش خود، هر روز چند ساعت وارد این فضای ابری شود؛ همانطور که میلیاردها نفر بهطور مستمر انجام میدهند، بدون نیاز به مهاجرت فیزیکی. رمزنگاری نیز نقش معادل دیجیتال دژهای دفاعی فیزیکی را در این فضا ایفا میکند و به هر کاربر اجازه میدهد از دارایی دیجیتال خود بدون اتکا به نیروی نظامی سنتی دفاع کند، بدون نیاز به زور فیزیکی.
جمعبندی: نزدیکی شبکهای اکنون همسطح جغرافیای فیزیکی است و مفروضات پایهای ژئوپولیتیک درباره شهروندی، مهاجرت، اعمال قدرت و استفاده از زور باید برای دنیای دیجیتال بازتعریف شوند.

۲. ارزهای ملی با رقابت پول دیجیتال مواجه شدهاند
به این فکر کنید که برای روزنامهها چه اتفاقی افتاد: ابتدا همه آنها آنلاین شدند. سپس Google News همه آنها را ایندکس کرد. در نهایت، روزنامههای محلی دریافتند که انحصار جغرافیاییشان از بین رفته است، زیرا دیگر نیازی به توزیع فیزیکی روزنامهها از طریق کامیونها نبود.
سرنوشتی مشابه در انتظار ارزهای ملی است. هماکنون نیز ارزهای ملی با رمزارزها در حال رقابت هستند، زیرا افراد و نهادها کیفپولهای دیجیتالی در اختیار دارند که پر از داراییهای مختلف است و میتوان آنها را در برابر یکدیگر معامله کرد. این روند با معرفی ارزهای دیجیتال بانکهای مرکزی (CBDCها) حتی سریعتر هم خواهد شد. در چنین شرایطی، هر دارایی در برابر هر دارایی دیگری در یک جدول عظیم معامله میشود که آن را «ماتریس دیفای» مینامیم (DeFi مخفف مالی غیرمتمرکز است)، و این شامل خود CBDCها نیز میشود.
ما در آستانه ورود به عصری از رقابت پولی جهانی هستیم؛ جایی که ارزهای ملی باید هر ساعت از هر روز، جایگاه خود را در سبد دارایی افراد به دست آورند، حتی در میان شهروندان کشور خودشان. نسخه دیجیتال ین ژاپن وارد رقابتی مستقیم و جهانی با فرانک سوئیس، رئال برزیل و هر دارایی دیگری با حساب سرمایه باز، از جمله بیتکوین خواهد شد. در این وضعیت، همه به معاملهگران بازار ارز تبدیل میشوند، آن هم بهصورت دائمی، و تنها بهترین ارزهای ملی یا رمزارزها توسط افراد نگهداری خواهند شد.
به جای محیط کنونیِ تورم مهارنشده و رقابت در کاهش ارزش پولها، ماتریس دیفای نوع جدیدی از انضباط را بر ارزهای ملی تحمیل میکند؛ زیرا میلیاردها نفر بهصورت فردی تصمیم میگیرند که کدام ارزها را نگه دارند یا نگه ندارند.
۳. اقتصاد دورکاری، برای شهروندان بازار کار ایجاد کرده است
استفن والت استدلال میکند که از آنجا که طرفداران آرمانشهرهای دیجیتالِ بدون دولت همچنان نیاز دارند در جایی زندگی کنند، در نهایت یک دولت بر آنها کنترل خواهد داشت. اما در یک بازار رقابتی از حوزههای قضایی که در آن «هر جایی میتواند همان جایی دیگر باشد»، هیچ دولت واحدی به اندازهای که تصور میشود قدرت و اختیار ندارد.
کشورهایی مانند استونی، نیوزیلند، سنگاپور، تایوان، پرتغال، امارات متحده عربی و شیلی همگی برای جذب نیروی انسانی بهطور فزایندهای، از طریق «ویزای دیجیتال نومد» و برنامههای مشابه در رقابت هستند. در نهایت، بسیاری از جنبههای زندگی اکنون در فضای ابری قرار گرفتهاند (مانند ایمیل، آموزش و تجارت الکترونیک) و بسیاری دیگر نیز بهصورت ناقص دیجیتالی شدهاند (مانند امور مالی و ثبت شرکتهای خارجی). دولت همان چیزی است که اقتصاددان منکر اولسون آن را «راهزن ایستا» توصیف میکرد؛ نهادی که در ازای ارائه خدمات، رانت یا اجاره دریافت میکند.
اما تا زمانی که افراد بتوانند یا اجازه داشته باشند که کشور را ترک کنند، گزینههای بیشتری از همیشه برای انتخاب یک دولت میزبان مناسبتر خواهند داشت. کافی است به ۹ میلیون آمریکایی مقیم خارج از کشور نگاه کنید که در سراسر جهان پراکندهاند، رقمی که طی یک دهه گذشته دو برابر شده است. «مهاجرت بزرگ» در حال وقوع است.

۴. بیتها در نهایت در حال شکلدهی دوباره به اتمها هستند
در دهه گذشته، کارآفرین پیتر تیل، توسعهدهنده جی. استورس هال و اقتصاددان تایرون کاوِن استدلالهای قابلتوجهی مطرح کردند مبنی بر اینکه فناوری دیجیتال پیشرفت کرده، در حالی که فناوری فیزیکی راکد مانده است. اما اگر به پهپادها، رباتیک، خودروهای خودران، رابطهای مغز و ماشین، گذرنامههای واکسن، ابزارهای ویرایش ژن مانند CRISPR، و واکسنهای mRNA نگاه کنیم، همچنین بازگشت انرژی هستهای، رقابت فضایی و هواپیماهای مافوق صوت، میبینیم که در نهایت شاهد احیای نوآوری در دنیای فیزیکی هستیم. زمانی که چیزی در فضای آنلاین کار کند، میتواند در هر جا تولید (چاپ) شود و سریعتر از همیشه مقیاس بگیرد.
به همین دلیل، استدلال والت مبنی بر اینکه دولتها بهطور ضروری بر «محیط فیزیکی» کنترل دارند—مفهومی که به آن «سرزمینی بودن» (territoriality) گفته میشود—ممکن است در عمل صادق نباشد: دولتی که درک درستی از جهان دیجیتال ندارد، شاید نتواند جهان فیزیکی را نیز کنترل کند. دولتهای ضعیفتر تلاش خواهند کرد با اقدامات واکنشی و بیثمر، فناوریهای نوظهور فیزیکی را دوباره به همان «گاراژی» که از آن آمدهاند محدود کنند، در حالی که حوزههای قضایی توانمندتر، آنها را خواهند پذیرفت.
به بیان دیگر، این نگاه که فناوری برای همیشه در حوزه دیجیتال محدود باقی میماند، کوتاهبینانه است. دولتها باید خود را بهعنوان استادان فناوریهای جدید، هم دیجیتال و هم فیزیکی، بازآفرینی کنند، یا عقب بمانند و شاهد خروج بهترین شهروندان خود به سمت حوزههایی باشند که این فناوریها را بهتر مدیریت میکنند.

۵. نهادهای نظارتی مبتنی بر فضای ابری در حال سبقت گرفتن از رگولاتورهای دولتی هستند
نهادهای سنتی تنظیمگر تاکسیها ممکن است فقط بازرسیهای سطحی از دارندگان مجوز (مدالیون) انجام دهند. اما آنها به اندازه شرکتهایی مانند اوبر، لیفت، گرب، گوجک و دیدی، رانندگان را بهصورت سختگیرانه مدیریت و نظارت نمیکنند. یعنی این نهادهای سنتی هر سفر را از طریق GPS ردیابی نمیکنند، تضمین نمیکنند که راننده و مسافر هر دو بتوانند تراکنش را کامل انجام دهند، امتیازدهی ستارهای دوطرفه ثبت نمیکنند و از مجموعه کامل ابزارهای یک «ناظر ابری» مدرن استفاده نمیکنند.
در واقع، این شرکتهای فناوری در بسیاری از جنبهها، رگولاتورهای مدرنتری نسبت به مدلهای کاغذمحور قرن بیستم هستند. به همین دلیل نیز با واکنش منفی جدی بازیگران سنتی مواجه شدهاند؛ بازیگرانی که تلاش میکنند کنترل خود بر سیستم را حفظ کنند، شاید بهترین نمونه آن تلاشهای قانونگذاری برای تحمیل چارچوبهای اشتغال دائمی قرن بیستم بر الگوی اقتصاد اشتراکی قرن بیستویکم باشد.
اما این مقاومت در نهایت یک اقدام تدافعی و رو به عقب خواهد بود.
اول، این شرکتها در برخی موارد مهم، هماکنون اهداف دولت را سریعتر از خود دولت محقق میکنند. برای مثال، گروه GoTo (مالک سرویس حملونقل Gojek) اکنون بیش از ۲ درصد از تولید ناخالص داخلی بیش از یک تریلیون دلاری اندونزی را پشتیبانی میکند، میلیونها شغل ایجاد کرده و نزدیک به ۲ میلیارد تراکنش سالانه را وارد اقتصاد رسمی و مشمول مالیات کرده است. این موضوع برای Gojek یک پایگاه عظیم حمایت عمومی ایجاد میکند.
دوم، این شرکتها برای همیشه شرکت باقی نخواهند ماند، آنها بهتدریج جای خود را به پروتکلهایی خواهند داد که سود را با کاربران خود تقسیم میکنند. از منظر سیاسی، فعالان ضد فناوری تنها توانستهاند حمایتهای محدود و پرتنشی برای قوانین جدید جمعآوری کنند، زیرا کارگران اپلیکیشنی به اندازه توسعهدهندگان از رشد اقتصاد اشتراکی سود نبردهاند؛ و همین موضوع شکاف طبقاتی لازم برای طرح دعاوی حقوقی جمعی را ایجاد کرده است.
اما مرحله بعدی، تمرکززدایی کامل مبتنی بر وب۳ در بازارهای آنلاین و خدمات اقتصاد اشتراکی است؛ روندی که هماکنون از طریق معاملات همتابههمتا در رمزارزها (بهاصطلاح صرافیهای غیرمتمرکز) در حال وقوع است. این اشکال جدید از تنظیمگری فراملی، جایی که کاربران پلتفرم خود دارای سهم و حق رأی در اداره آن هستند، بهتدریج از رمزارزها فراتر رفته و به مبادله همتابههمتای سایر کالاها و خدمات نیز گسترش خواهد یافت.
چرا؟ چون اداره غذا و داروی ایالات متحده (FDA) برای تنظیم و نظارت بر شرکتهایی چون مرک و فایزر تأسیس شده بود، نه ۱ میلیون بیوهکر؛ اداره هوانوردی فدرال (FAA) برای نظارت بر بوئینگ و ایرباس ساخته شده بود، نه ۱ میلیون علاقهمند به پهپادها؛ و کمیسیون بورس و اوراق بهادار ایالات متحده (SEC) برای مقابله با گلدمن ساکس و مورگان استنلی ایجاد شده بود، نه ۱ میلیون توسعهدهنده وب3. افرادی که این مؤسسات را مدیریت میکنند معمولاً سوابق شغلی طولانی دارند؛ آنها بهطور دموکراتیک انتخاب نشدهاند و به راحتی نمیتوان آنها را اخراج کرد. بنابراین، این افراد به وضوح به عمومی که ادعا میکنند خدمت میکنند، پاسخگو نیستند.
در مقابل، پروتکلهای کریپتو به میلیونها شرکتکننده فعال، هم مشتریان و هم تولیدکنندگان، اجازه میدهند تا مکانیزمهای نظارتی غیرمتمرکزی را در بازار توسعه دهند که از هر دو خطر نظارت دولتی تحت تأثیر و خودنظارتی شرکتها اجتناب کنند. تنها مسأله زمان است تا نهادهای مبتنی بر ابر برای نظارت غیرمتمرکز بر صنایع فراتر از ارزهای دیجیتال ظهور کنند. مهم این است که این نهادها بهواقع جهانی و فرامرزی خواهند بود، برخلاف نهادهای نظارتی ملی که امروز محدود به مرزهای جغرافیایی هستند.

۶. حقوق مالکیت به رمزنگاری تبدیل شده است
تصور دولت بهعنوان نگهبان مشروع مالکیت خصوصی دستکم به فیلسوفانی چون توماس هابز و جان لاک برمیگردد. اما ارزهای دیجیتال این دیدگاه را به چالش میکشند زیرا نظریهای کامل از حقوق مالکیت دیجیتال را خارج از دولت بنیانگذاری میکنند. توضیح کامل اینکه چرا اینطور است، جنبههای فنی زیادی دارد، اما بهطور خلاصه، به گفته پژوهشگر امنیت کامپیوتر و فعال جیکوب اپلبائوم: «هیچ مقدار خشونتی هیچگاه مسألهای ریاضی را حل نخواهد کرد»، بهویژه مسائلی که برای رمزنگاری امن طراحی شدهاند.
زمانی که مالکیت به یک رمز عبور تبدیل میشود، تمام شهود ما تغییر میکند. نخستوزیر اتحاد جماهیر شوروی، ژوزف استالین، بهطور مشهور پرسید: «پاپ چند تیپ نظامی دارد؟» اما در عصر رمزنگاری، موضوع این نیست که یک دولت برای دفاع از مالکیت خود چند تیپ نظامی دارد. موضوع این است که چقدر تقسیم طولانی لازم است تا مالکیت شما را تصاحب کنند.

۷. حاکمیت قانون در حال تبدیل به حاکمیت کد است
پس از سه دهه بمبارانها و تهاجمات، تحریمها و نظارتها، ایالات متحده دیگر نمیتواند بهطور معتبر ادعا کند که داور بیطرف نظم بینالمللی مبتنی بر قوانین است. بهوضوح، چنین قوانینی برای خود ایالات متحده اعمال نمیشود. البته چین هم نمیتواند ادعا کند که مدافع یک نظم مبتنی بر قوانین است.
با این حال، هدف خود خواسته است، کشورهای کوچک ترجیح میدهند نوعی نظم داشته باشند تا اینکه در معرض اراده یک قدرت (ایالات متحده) که تنها بهصورت ظاهری به حاکمیت قانون بینالمللی پایبند است و یک قدرت دیگر (چین) که حتی اینگونه نیز عمل نمیکند، قرار گیرند.
برای این منظور، حداقل در عرصه تجاری، ما معتقدیم که آنها بهطور فزایندهای به آنچه که ما «حاکمیت کد» مینامیم روی خواهند آورد. چه دموکرات باشند یا جمهوریخواه، چه چینی یا آمریکایی، بلاکچینهای بیتکوین و اتریوم برای همه یکسان هستند و با همه به یکگونه رفتار میکنند. حقوق مالکیت فکری در حال حاضر بر روی دفاتر بلاکچین کدگذاری میشود، از جمله توکنهای غیرقابل تعویض (NFT)، که شفافیت را به فرآیند حقوقیای که تا پیش از این پراکنده بوده، میآورد.
حقوق مالکیت خود میتوانند از طریق نقشهبرداری سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و ثبت اراضی (سرشماری و تفکیک مالکیتها) دیجیتال شوند، که به کاهش کدورت بوروکراتیک که به نفع دولتهای شکارچی است، کمک میکند. و بهجای اینکه خود را در معرض خطرات مصادره قرار دهند، سرمایهگذاران میتوانند از دولتها بخواهند تا وثیقههایی را که در قراردادهای هوشمند کدگذاری شدهاند، ارائه دهند که در صورت پیشآمدن تقصیر، ضبط خواهد شد.
ما هنوز در روزهای اولیه هستیم، اما ممکن است قانون بینالمللی اجرایی به مترادف با قراردادهای هوشمند غیرمتمرکز تبدیل شود، حداقل در زمینه تجارت بینالمللی. و فراتر از تجارت، پروتکلهای کریپتو حمایت فراملی از حقوق مدنی مانند آزادی بیان و حریم خصوصی را فراهم میآورند. این هنوز تمامی آن چیزی نیست که نظم مبتنی بر قوانین ادعا میکند که از آن حفاظت میکند، اما توانایی تضمین آزادی بیان و بازارهای آزاد برای هر کسی که به اینترنت دسترسی دارد، یک گام مهم به جلو است.
۸. Web3 نابرابری جهانی را با اشتراکگذاری پاداش و ریسک کم کرده است
در حالی که پزشک و استاد دانشگاه هانس راسلینگ و دیگران مستند کردهاند که نابرابری جهانی در حال کاهش است، این موضوع همچنان یکی از مباحث داغ برای کشورهای غربی است که ارزش خالص داراییهایشان ثابت مانده است، در حالی که دیگر کشورها (بهویژه کشورهای آسیایی) در حال صعود هستند.
یکی از امیدوارکنندهترین راهها برای حل این مشکل ممکن است از طریق پروتکلهای Web3 باشد که میتوان آنها را بهعنوان نوعی از درآمد پایه جهانی در نظر گرفت که پاداش و ریسک ساخت یک سرویس بزرگ فناوری را بین میلیونها دارنده دارایی داوطلب تقسیم میکند. به عبارت دیگر، اگر حدود ۵ تریلیون دلار ارزش کل بازار شرکتهای الفابت، متا، اپل، آمازون و مایکروسافت بین یک میلیارد کاربر تقسیم میشد تا به هر یک حدود ۵,۰۰۰ دلار داده شود، آنها بسیار بیشتر از این حمایت میکردند.
بیشتر تأمین مالی پروتکلهای Web3 از شرکتهای فناوری شناختهشده نیامده است. بیتکوین توسط بنیانگذاری با نام مستعار کدنویسی شد که هیچ سرمایهگذاری سرمایهگذاری مخاطرهآمیز (VC) دریافت نکرد. اتریوم توسط یک دانشجوی ترککرده دانشگاه آغاز شد که سرمایه اولیه را از طریق جمعسپاری آنلاین تأمین کرد. و با رشد مالی غیرمتمرکز، اکنون مکانیزمهای تأمین مالی فوقالعادهای وجود دارد که به افراد باهوش بدون پول اجازه میدهد با افراد باهوش دارای پول همکاری کنند تا ابزارهایی بسازند که به همه افراد امکان کسب درآمد را بدهد. و اینگونه است که Web3 ممکن است آنچه را که هیچ اقدام ضد انحصاری یا مصادره خودسرانهای نمیتواند انجام دهد، محقق کند.
۹. شرکتها، شهرها، ارزها، جوامع و کشورها: همگی در حال تبدیل شدن به شبکهها هستند
ما قبلاً کتابها، موسیقی و فیلمها را بهعنوان موارد جداگانه میدیدیم. سپس همه آنها به بستههایی تبدیل شدند که از طریق اینترنت ارسال میشوند. به همین ترتیب، امروز ما سهام، اوراق قرضه، طلا، وامها و هنر را بهعنوان موارد مختلف میبینیم. اما همه اینها بهعنوان بدهیها و اعتبارها در بلاکچینها نمایش داده میشوند.
باید شروع به فکر کردن درباره مجموعههای مردم، چه جوامع، شهرها، شرکتها یا کشورهای مختلف، بهعنوان عاملان یکپارچهای کنیم که به خودی خود کمتر محدود به مرزهای جغرافیایی هستند و لایههای مختلفی دارند که با یکدیگر در ترکیبهای متغیر هماهنگ میشوند. دولتهای فیزیکی میتوانند، بهعنوان مثال، با شبکههای دیجیتال ادغام شوند و شرکتها میتوانند بهعنوان اپلیکیشنهایی بر روی بلاکچین اختصاصی یک دولت شهری عمل کنند.
شهر بیتکوین السالوادور، قانون سازمان خودمختار غیرمتمرکز (DAO) وایومینگ و پروژههایی که ما بهطور مالی از آنها حمایت کردهایم مانند MiamiCoin و NYCCoin، بخشهای اولیه این آینده هستند. در السالوادور، رئیسجمهور نایب بوکله کشور خود را با تبدیل بیتکوین به ارز ملی روی نقشه جهانی قرار داده است و سرمایهگذاری جهانی را برای یک منطقه اقتصادی ویژه که آن را "شهر بیتکوین" مینامد، جذب میکند. در وایومینگ، قانون جدید DAO قوانین را برای خودروهای دیجیتال کامل ارائه میدهد تا آنها را در یک میدان رقابتی برابر با شرکتهای سنتی و کاغذی قرار دهد و بدین ترتیب بسیاری از اقدامات شرکتی را خودکار میکند. و شهردار میامی فرانسیس سوارز و شهردار منتخب نیویورک اریک آدامز مفهوم سکههای شهری را پذیرفتهاند که به شهروندانشان ارز دیجیتالی میدهد که بیتکوین را به دست میآورد.
در هر یک از این موارد، شهرها و ایالتها در حال ادغام با شبکههای رمزارز برای ارائه خدمات جدید به شهروندان خود هستند.

۱۰. کاهش قدرت ایالات متحده و چین
حدود ۷۵ درصد از جمعیت جهان، بیش از ۶۰ درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی و حدود ۵۰ درصد از تمامی میلیاردرها نه چینی هستند و نه آمریکایی. این دو ابرقدرت ممکن است با هم بجنگند، اما مشخص نیست که بقیه جهان بخواهد با هیچیک از طرفین همراستا شود. در واقع، با ظهور پروتکلهای غیرمتمرکز، پیشبینی میکنیم که بسیاری از کشورهای میانرده ممکن است تصمیم بگیرند از بیتکوین، اتریوم و دیگر بلاکچینها برای ارتباطات و کانالهای تراکنش مالی مقاوم در برابر چین و ایالات متحده استفاده کنند.
یعنی علاوه بر ساختن "استکهای ملی" (اکوسیستمهای داده و اپلیکیشنها) برای تراکنشها و ارتباطات داخلی، کشورهای مختلف ممکن است از پروتکلهای بیطرف برای تراکنشها و ارتباطات بینالمللی استفاده کنند. این به هر کشور یک انتخاب میدهد: بهجای اینکه مجبور شوند در جنگ سرد جدید طرفداری کنند، میتوانند "جنبش عدم تعهد" را به "جنبش همراستایی" تبدیل کنند و دور هم جمع شوند تا سهام حاکمیتی مشترک خود در پروتکلهای Web3 را برای تسهیل تجارت فرامرزی به کار گیرند. نشانههای اولیه این روند هماکنون با پذیرش بیتکوین توسط کشورهای آمریکای لاتین قابل مشاهده است. بهطور تصادفی، چنین پروتکلهایی همچنین احترام (و سرمایهگذاری) بسیاری از میلیونها شهروند چینی و آمریکایی را جلب خواهند کرد.
تمامی این قطعات را کنار هم قرار دهید و بهجای یک Pax Americana تکقطبی یا یک "جنگ سرد جدید" دو قطبی، آینده تبدیل به یک رقابت غیرمتمرکز برای پیشرفت خواهد شد که در آن کشورهای مختلف، شهرها، شرکتها و جوامع، چه فیزیکی و چه مجازی، برای جذب استعداد و سرمایه رقابت خواهند کرد. ما استدلال نمیکنیم که دولتها بیاهمیت هستند؛ بلکه آنها بیشتر اهمیت خواهند داشت اگر جهتگیری تاریخ را بپذیرند و با شبکه همکاری کنند و کمتر اهمیت خواهند داشت اگر بخواهند در برابر آن مقاومت کنند. چنین است ماهیت سیاستهای بزرگ پروتکلی.
این چه معنایی برای ایالات متحده دارد؟ امروز ایالات متحده در حال تجربه کاهش نسبی قدرت در محورهای اقتصادی و نظامی است. نقش جهانی آن بیشتر بهعنوان تابعی از پیروزیهایش در سالهای ۱۹۴۵ و ۱۹۹۱ است تا توانمندیهایش در سال ۲۰۲۱.
با این حال، دقیقاً به این دلیل که ایالات متحده نیروی کافی برای تغییر این مسیر نزولی بهصورت یکشبه ندارد، دلایل بیشتری دارد تا از یک نظم غیرمتمرکز حمایت کند، جایی که جوامع و افراد بهطور آزادانه تصمیم میگیرند با پروتکلهای "ساخت آمریکا" همپیمان شوند—قوانین دیجیتالی که دیگران را به همان اندازه که در ایالات متحده یا چین عمل میکنند، به خود میبندند. تقویت شعار "ساخت دوباره بهتر" دولت بایدن، پروتکلهای Web3 همچنین میتوانند با دادن سهم بیشتری از سیستم به شهروندان، قطبیسازی و نابرابری را کاهش دهند—همانطور که در حال حاضر در آزمایشهایی مانند نیویورک، میامی و وایومینگ در حال انجام است.
ایالات متحده همچنین میتواند به مسیر فعلی خود ادامه دهد و سعی کند همزمان با چین، بیتکوین و اینترنت بجنگد. اما اگر این مسیر را انتخاب کند، به قول بمر، افرادی که آرمانشهری غیرواقعی دارند، در واقع نه تکنولوژیستها، بلکه سیاستمداران خواهند بود.
ارسال نظر