کسبوکارهای اینترنتی در میدان مین | خسارت هر دقیقه قطعی اینترنت؛ ۵۰ تا ۳۰۰ هزار دلار | ۱۰ میلیون ایرانی معیشتشان به اینترنت بینالملل گره خورده است
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، تا پیش از بروز اختلالات گسترده در زمستان ۱۴۰۴ و فروردین ۱۴۰۵، اینستاگرام به عنوان اصلیترین بستر تجارت اجتماعی در ایران شناخته میشد. دادههای استخراج شده از گزارشهای سالانه نشان میدهند که این پلتفرم با وجود فیلترینگ، نه تنها مرجع اصلی سرگرمی، بلکه ستون فقرات خردهفروشی آنلاین در کشور بوده است. بر اساس تحلیلهای دیتاک، حدود ۹۰ درصد کاربرانی که در موجهای قبلی فیلترینگ دسترسی خود را از دست داده بودند، تا زمستان ۱۴۰۲ مجدداً به این پلتفرم بازگشته بودند، آماری که حاکی از شکست سیاستهای مسدودسازی در تغییر رفتار مصرفکننده بود.
تحلیل دادههای آماری نشان میدهد که توزیع کسبوکارها در اینستاگرام در آستانه سال ۱۴۰۵، به شدت به سمت حوزههای کالاهای تندمصرف و خدمات زیبایی متمایل بوده است. این تمرکز، آسیبپذیری اقتصاد دیجیتال را در برابر قطعی اینترنت دوچندان کرد، چرا که این حوزهها بیشترین وابستگی را به تعامل لحظهای و محتوای بصری دارند.
بر اساس آمارهای ارائه شده توسط مرکز توسعه تجارت الکترونیک، ۷۸ درصد از واحدهای تجارت الکترونیکی دارای وبسایت، همزمان از شبکههای اجتماعی (عمدتاً اینستاگرام) برای ارائه کالا و خدمات خود استفاده میکنند. این در هم تنیدگی به این معناست که قطعی اینستاگرام تنها به معنای نابودی آنلاینشاپهای کوچک نیست، بلکه بازوی بازاریابی و جذب مشتری بزرگترین شرکتهای تکنولوژیمحور ایران نیز با قطع دسترسی به شبکه جهانی، از کار افتاده است.
تاثیر مستقیم کیفیت اینترنت بر معیشت
اما در فروردین ۱۴۰۵، کیفیت اینترنت در ایران از یک متغیر فنی به یک متغیر حیاتی معیشتی تبدیل شد. در شرایطی که سطح دسترسی عمومی در مقاطعی به یک درصد کاهش یافته بود، مفهوم «گردش مالی» برای کسبوکارهای اینستاگرامی عملاً معنای خود را از دست داد. دادههای موجود نشان میدهد که زیانهای وارده نه تنها لحظهای، بلکه در بسیاری از موارد «غیرقابل جبران» هستند.
بر اساس اظهارات وزیر ارتباطات در اواخر سال گذشته، هسته اقتصاد دیجیتال ایران در هر روز قطعی اینترنت، با خسارتی بالغ بر ۵۰۰ میلیارد تومان روبرو میشود که این رقم تنها شامل اپراتورها و بخش زیرساختی است.با این حال اگر لایههای دوم و سوم اقتصاد شامل کسبوکارهای آنلاین و آنلاینشاپها را در نظر بگیریم، خسارت روزانه به اقتصاد کلان به بیش از ۵ هزار میلیارد تومان میرسد.
کاهش ۲۵ تا ۳۵ درصدی فعالیتهای اقتصادی در اثر قطعی اینترنت
همچنین اواخر سال گذشته برآوردها از میزان خسارت قطعی اینترنت نشان داد که کسبوکارهای خرد فعال در اینستاگرام روزانه تا ۳۵۰ میلیارد تومان زیان میبینند؛ آماری هولناک پیش از اختلالات، که از مرگ تدریجی هزاران شغل خانگی حکایت داشت. پشتون پورپزشک، نایبرئیس اتحادیه کسبوکارهای مجازی نیز از حجم بازار فروشگاههای اینستاگرامی گفت، که سالانه گردش مالی آن بین ۱۰۰ تا ۱۲۰ هزار میلیارد تومان (همت) تخمین زده میشود، اما خسارت فیلترینگ و قطعی اینترنت باعث شد تا هفتهای ۲.۵ همت و ماهانه حدود ۱۰ همت از گردش مالی این بخش از دست بروند.
در حالی که سال گذشته میشد با توجه به اتفاقاتی همچون کمپینهای تبلیغاتی بلکفرایدی ۱۴۰۴ به آینده استارتاپها و صنعت دیجیتال در کشور امیدوار شد، شوکهای وارده در اواخر سال و ابتدای سال ۱۴۰۵، تمامی این دستاوردها را به نقطه صفر بازگرداند. البته رضا الفتنسب، رئیس اتحادیه کشوری کسب و کارهای مجازی در مورد فعالیت کسب و کارهای اینترنتی میگوید با وجود جنگ همه پلتفرمهای بزرگ اینترنتی و سکوها فعال بوده و بدون وقفه کار میکردند.
با این حال به گفته او بازار تحت تاثیر شدید شرایط جنگی بود، اولویت مردم از موضوعات غیرضروری به سمت نیازهای اساسی و معیشتی تغییر یافت و این تغییر رفتار مصرفکننده در کنار شرایط خاص کشور، کار را برای کسبوکارهای غیرپایه بسیار دشوار کرد. تحقیقات بینالمللی نیز تأیید میکنند قطعی اینترنت در کشورهایی با ساختار مشابه ایران، میتواند فعالیت اقتصادی را در کوتاهمدت ۲۵ تا ۳۵ درصد کاهش دهد.

هر دقیقه قطعی اینترنت ۵۰ تا ۳۰۰ هزار دلار خسارت اقتصادی به بار میآورد
در فروردین ۱۴۰۵، حتی در زمانهایی که اینترنت به صورت محدود وصل میشد، کیفیت به قدری پایین بود که امکان فعالیت تجاری را سلب میکرد. دادههای Cloudflare Radar نشان دادند که در مقاطعی، ترافیک موبایل که ابزار اصلی دسترسی ۹۳ درصد از کسبوکارهای اینستاگرامی است، در خاموشی مطلق به سر میبرده و تنها ترافیک دسکتاپ (مربوط به ادارات و بانکها) برقرار بوده است. علاوه بر این، سلطه ۸۲.۵ درصدی رباتها بر ترافیک شبکه، نشاندهنده آن بود که «کاربر واقعی» عملاً امکان تعامل با محتوا را نداشته است.
این اختلالات فنی منجر شد امکان آپلود ویدیو و تصاویر محصولات که رگ حیات اینستاگرام است وجود نداشته باشد. همچنین اختلال شدید در سرویسهای پیامکی باعث شکست تراکنشهای بانکی و عدم امکان ورود به حسابهای کاربری (OTP) شد. حتی میتوان گفت قطع دسترسی به ابزارهای تحلیلی نظیر Google Analytics و ابزارهای مشابه نیز فعالیت تیمهای فنی و پشتیبانی را دچار اختلال کرد.
بر اساس دادههای وزیر ارتباطات، حدود ۱۰ میلیون نفر در ایران معیشتشان به اینترنت بینالملل گره خورده است، جمعیتی که برآوردها نشان میدهد، ۲.۵ میلیون نفر از آنها به طور مستقیم در پلتفرم اینستاگرام مشغول به کار هستند. از طرفی آمارهای جهانی نشان میدهد هر دقیقه قطعی اینترنت میتواند بین ۵۰ تا ۳۰۰ هزار دلار خسارت اقتصادی ایجاد کند که با توجه به قطعی گسترده اینترنت از دهم اسفندماه ۱۴۰۴ تا به امروز به خوبی مقیاس این زیان عظیم را نشان میدهد.
با محدود کردن شبکههای اجتماعی، اقتصاد دیجیتال ایران در حال مرگ تدریجی است
سعید ملکالساداتی، استاد اقتصاد و فعال استارتاپی، اخیرا هشدار داده است که ماهیت حوزه ICT بینالمللی بودن آن است و در صورت تداوم محدودیتها، جامعه با مهاجرت گسترده نیروی انسانی متخصص مواجه خواهد شد، چرا که این افراد در بلندمدت توان تحمل این سطح از نااطمینانی را ندارند. همچنین، وزیر اقتصاد در گزارشهای خود به افزایش بیکاری ۶۵۰ هزار نفر در ماههای منتهی به سال ۱۴۰۵ اشاره کرده است که بخش بزرگی از آن مستقیماً ناشی از اختلالات اینترنتی بوده است.
سازمان نظام صنفی رایانهای (نصر) نیز با فراخوان عمومی از فعالان حوزه فناوری خواست تا مستندات خسارات وارده خود را برای ارائه به نهادهای بینالمللی و مراجع تصمیمگیری داخلی بارگذاری کنند. نصر تهران در بیانیهای دیگر هشدار داد که با محدود کردن شبکههای اجتماعی، اقتصاد دیجیتال ایران در حال مرگ تدریجی است و میلیونها نفر از حقوق اولیه خود برای آموزش و ارتباطات محروم شدهاند.
انجمن تجارت الکترونیک تهران نیز در بیانیهای ضمن گرامیداشت یاد و خاطره تمامی جانباختگان، به لزوم پایداری اینترنت پرداخته و نوشت:«برقراری فوری و پایدار اینترنت پیشنیاز ضروری برای بازگشت جریان زندگی به عموم جامعه است. نباید فراموش کرد که حق دسترسی به اینترنت علاوه بر نیازهای روزمره، بر معیشت، اشتغال و درآمدزایی بخش بزرگی از جامعه تاثیر مستقیم دارد. لذا انتظار میرود برای تقویت امید، همدلی ملی و تداوم فعالیتهای اقتصادی، محدودیتهای ارتباطی در سریعترین زمان ممکن مرتفع شود تا بیش از این به اقتصاد خانوادهها و بدنه بخش خصوصی آسیب وارد نشود.»
در این خصوص با حمیدرضا احمدی عضو انجمن تجارت الکترونیک به گفتوگو پرداختیم. او در پاسخ به این پرسش که آیا در جهان هم در مورد اینترنت در شرایط حساس، همچون کشور ما تصمیمگیری میشود، توضیح میدهد: «کشورهای معدودی در سراسر جهان وجود دارند که به شیوهی جاری در ایران اینترنت را قطع کنند؛ حتی این نحوه قطعی به شکلی بیسابقه بوده که منجر به ثبت یک رکورد شده است و در حال حاضر بیش از چهل روز است که اینترنت قطع میباشد. اما نکتهای که وجود دارد و باید از جنبه بینالمللی به آن اشاره کرد که نادیده گرفتن آن بیانصافی است، این است که به هر حال، شرکتهای غولپیکر حوزهی فناوری اینترنتی، آمریکایی هستند و کشورهایی که آمریکا را دشمن تلقی میکنند، در راستای محدودسازی این شرکتهای آمریکایی تلاش میکنند. با این حال برخی کشورها مانند کشورهای اروپایی با وضع قوانین و مقررات، سعی بر آن دارند که تا حدودی اختیارات شرکتهای آمریکایی را محدود سازند.»
این عضو انجمن تجارت الکترونیک با اشاره به این که هر کشوری سیاست خاص خود را دارد، میگوید: « در زمینهی اشتراکگذاری اطلاعات کاربران نیز، اتحادیه اروپا، روسیه، چین و کره شمالی هر یک با رویکردی متفاوت عمل میکنند. اما اکنون ما به دلیل شرایط جنگی، خیلی به کره شمالی نزدیک شدهایم؛ این در حالی است که به نظر میرسد در تمامی سالهای گذشته، حالت مطلوب این بوده است که مشابه چین یا دستکم روسیه عمل نماییم تا با ایجاد سرویسهای بومی، کاربران را به بهرهگیری از بسترهای داخلی سوق دهیم.»
او در پاسخ به این پرسش که اقتصاد دیجیتال چه سهمی در اقتصاد کشور دارد و ضربه به آن چه اثراتی میگذارد میگوید:« در بررسی سهم اقتصاد دیجیتال از گردش مالی کل کشور، باید این نکته را نیز لحاظ کرد که اگرچه اقتصاد دیجیتال به دلایل گوناگون، از جمله خروج از برجام در سال ۱۳۹۷، تغییر در روند سرمایهگذاری روی استارتآپها و افزایش چشمگیر هزینهی راهاندازی کسبوکارهای داخلی در مقابل عدم افزایش قدرت خرید مصرفکنندگان محدود مانده و رشد مورد انتظار را نداشته است، اما اکنون ناپایداری اینترنت نیز به این چالشها افزوده شده و ریسک ایجاد بسترهای بومی را به شدت افزایش داده است.»
با این حال او میگوید:« باید در نظر داشت که ساختار اقتصادی ایران اساساً مبتنی بر صادرات و واردات است و وابستگی شدیدی به روابط منطقهای و بینالمللی دارد. بسیاری از بنگاههای اقتصادی، لزوماً شرکتهای فعال در حوزهی دیجیتال یا ارائهدهندهی خدمات اینترنتی نیستند، اما برای انجام فرآیندهای تجاری، واردات و صادرات، به ابزارهای ارتباطی نوین وابستگی حیاتی دارند. در حال حاضر، تمامی فعالیتهای این واحدها دچار اختلال شده است؛ لذا درصد بسیار بزرگتری از کل اقتصاد کشور تحت تأثیر تبعات منفی این قطعیها قرار گرفته است.»
شروع از نقطه صفر؛ سرنوشت بازاریابی دیجیتال در بسترهای داخلی
این عضو انجمن تجارت الکترونیک در خصوص خسارات وارد شده به کسبوکارهای فعال در شبکهها مجازی نیز میگوید:« تا به امروز بسیاری از شرکتهای ایرانی، اعم از فعالان حوزهی دیجیتال و سایر بخشها، از بسترهایی نظیر تلگرام و اینستاگرام به منظور اطلاعرسانی و جذب مخاطب بهرهبرداری میکردند که اکنون از آن محروم شدهاند. در واقع، شمار کاربران این دو پلتفرم با کاهش شدیدی مواجه شده است و کسبوکارهایی که فعالیت خود را به پلتفرمهایی چون «بله» یا «روبیکا» منتقل کردهاند، به نوعی ناچار به شروع مجدد از نقطهی صفر شدهاند تا بتوانند تدریجاً مخاطبان خود را بازیابی کنند. در این شرایط، این ابهام وجود دارد که سرمایهگذاری در بسترهایی مانند بله یا روبیکا به نتیجهی مطلوب خواهد رسید یا خیر؛ و چنانچه در آیندهی نزدیک دسترسی به اینترنت به حالت عادی بازگردد، آیا کاربران مجدداً به اینستاگرام بازخواهند گشت یا در پلتفرمهای داخلی باقی میمانند؟»
نوری در انتهای تونل؛ آیا جنگ راهی برای رفع تحریمها باز میکند؟
او در پاسخ به این پرسش که ادامه وضعیت فعلی اینترنت، چه عواقبی به دنبال خواهد داشت میگوید: «بدون شک قطع اینترنت بر وضعیت اقتصادی تأثیر منفی داشته است. به باور من، اقتصاد دیجیتال را نمیتوان از شرایط کلان کشور متمایز دانست؛ به این معنا که با افزایش نرخ ارز، اقتصاد دیجیتال نیز متحمل خسارت میشود. در هنگام بروز بحرانهایی نظیر جنگ یا همهگیری کرونا، اگرچه ممکن است معدود شرکتهایی از شرایط موجود بهرهبرداری بهینه کرده و رشد کرده باشند، مانند دوران کرونا که شاهد رشد مجموعههایی نظیر اسنپمارکت و دیجیکالا بودیم؛ اما در مجموع، وقوع بحرانهایی همچون جنگ و کرونا برای اقتصاد کلان کشور و به همان میزان، یا حتی بیشتر، برای اقتصاد دیجیتال آسیبزا است. برای نمونه، شرکتهای حوزهی گردشگری همواره در زمرهی نخستین مجموعههایی هستند که در مواجهه با بحرانها، ناچار به تعدیل نیرو شده و با چالشهای جدی روبرو میگردند.»
او در آخر در پاسخ به این پرسش که با شرایط فعلی چه آیندهای میتوان برای اقتصاد دیجیتال کشور متصور شد، میگوید:« میتوان روزنه امید کوچکی را در میان این وقایع مشاهده کرد که شاید پیش از وقوع جنگ وجود نداشت. پیش از این شرایط، چنین به نظر میرسید که علیرغم تمامی تلاشها، راهکار عملی و مؤثری برای رفع تحریمها توسط ایران وجود ندارد. اکنون هرچند جنگ رخ داده و آسیبهای فراوانی به زیرساختها، پلها، بیمارستانها و دانشگاهها وارد شده است، اما گویا نوری در انتهای این تونل دیده میشود. برای نخستین بار، میتوان امید داشت که شاید دستکم بخش بزرگی از تحریمها را برداشته شود، نرخ ارز با بازدهی بهتری مدیریت شود و به درآمدهای ارزی بیشتری دست یافت. بنابراین علیرغم اینکه مشخص نیست شرایط فعلی تا چه زمانی ادامه پیدا میکند اما، رفع تحریمهای کشور از جمله مواردی است که میتوان در یک یا دو سال آینده به آن امیدوار بود؛ که در این روزهای بسیار تاریک و جنگ، میتواند نویدبخش و امیدآفرین این اکوسیستم باشد.»
تجربه فروردین ۱۴۰۵ بهوضوح نشان میدهد که در غیاب اینترنت جهانی، بحرانی ملموس گلوگیر اقتصاد میشود. دسترسی به شبکه جهانی که امروز زیربنای معیشت میلیونها ایرانی است، نباید به ابزاری برای فشار یا منبعی برای رانت تبدیل شود. اینترنت دیگر یک ابزار رفاهی نیست، بلکه زیربنای حیات اقتصادی میلیونها نفر است.