روند مثبت بورس تا کجا ادامه دارد؟ | محبی: ریسکهای سیاسی در نهایت خودش را نشان میدهد | بازار متعادل برای تصمیمگیری مطلوبتر است
به گزارش اقتصادنیوز، دامنه نوسان همواره یکی از مناقشهبرانگیزترین ابزارهای تنظیمگری در بازار سرمایه ایران بوده است؛ ابزاری که موافقان، آن را سپری برای کنترل هیجان و کاهش شوکهای ناگهانی میدانند و منتقدانش معتقدند مانعی در برابر کشف واقعی قیمتها و کارایی بازار محسوب میشود.
در سالهای اخیر و بهویژه پس از دورههای پرتنش سیاسی و اقتصادی، بحث درباره ضرورت حفظ، اصلاح یا حذف دامنه نوسان بار دیگر در کانون توجه فعالان بازار قرار گرفته است.
اقتصادنیوز: یک اقتصاددان میگوید: در شرایط فعلی، اگر فردی بخواهد تنها نان خشک مصرف کند و با ابتداییترین شیوه رفتوآمد داشته باشد، باید روزانه حداقل ۱۰۰ هزار تومان هزینه کند. یعنی برای یک فرد میشود ماهی ۳ میلیون تومان و برای یک خانواده ۴ نفره، این مبلغ به ماهی ۱۲ میلیون تومان میرسد. در حالی که باید پرسید مگر حداقل حقوق قانونی چقدر است؟
در شرایطی که بورس ایران پس از تجربه تعطیلی طولانیمدت در دوران جنگ، بازگشایی نمادها بدون دامنه نوسان و نوسانات ناشی از ریسکهای سیاسی، با چالشهای جدیدی روبهرو شده، این پرسش بیش از گذشته مطرح است که آیا ساختار فعلی بازار سرمایه، ظرفیت حرکت به سمت آزادی بیشتر در قیمتگذاری را دارد یا همچنان نیازمند محدودیتهای کنترلی است؟ همچنین مقایسه بورس ایران با بازارهای توسعهیافته و بررسی الزامات حذف دامنه نوسان، به یکی از محورهای اصلی بحثهای کارشناسی تبدیل شده است.
مریم محبی، کارشناس بازار سرمایه، در گفتوگو با اقتصادنیوز ضمن تأکید بر اینکه ذات بورس بر مبنای عرضه و تقاضای آزاد شکل گرفته، معتقد است محدودیت دامنه نوسان در شرایط عادی توجیهی ندارد؛ هرچند در دورههای افزایش ریسک سیاسی و نااطمینانیهای شدید میتواند نقش موقتی ایفا کند.
مشروح گفتوگوی اقتصادنیوز را در ادامه میخوانید.
****
*خانم محبی! شما موافق دامنه نوسان 3 درصدی هستید؟ چرا دامنه نوسان بورس ایران به جای اینکه افزایش پیدا کنه، در حال کمتر شدن هست؟ تا دو سال قبل دامنه نوسان بورس 5 درصد بود، اما الان مدت زیادی است که دامنه 3 درصدی را برای آن در نظر گرفته اند. آیا این تصمیم درستی است؟
به طور کلی با محدود بودن دامنه نوسان موافق نیستم. دلیل این امر در ذات بازار سرمایه نهفته است؛ این بازار مبتنی بر نظام عرضه و تقاضاست و این تقاضاها و عرضهها باید قابلیت ثبت شدن به میزان نامحدود را داشته باشند. هرگونه محدودیتی در این مسیر میتواند قدرت تصمیمگیری معاملهگران را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین، همانطور که اشاره شد، به صورت کلی با محدودیت دامنه نوسان موافق نیستم.
اما باید یک استثنا قائل شد؛ با کاهش دامنه نوسان در شرایط ریسکی موافق هستم. در شرایطی که کشور از منظر ریسک سیاسی تحت فشار است، این موضوع اهمیت مییابد. از سوی دیگر، به دلیل ماهیت اقتصاد دستوری و دولتی کشور، تصمیمات سیاسی که بر دولت اثرگذار است، به طور مستقیم بر بازار بورس نیز تأثیر میگذارد. از این منظر، تنها در شرایط خاص مانند افزایش تنشهای سیاسی، شرایط جنگی و یا دوران عدم اطمینان، با کاهش دامنه نوسان موافق هستم؛ اما تکرار میکنم که در شرایط عادی با محدود بودن این دامنه موافقتی ندارم.
*به طور کلی بورس ایران پتانسیل این را دارد که دامنه نوسانش حذف شود؟
واقعیت این است که ساختار اقتصادی ایران به دلیل تبعیت مستقیم از تصمیمهای دولتی، در حال حاضر پذیرای چنین تصمیماتی نیست. اتخاذ تصمیماتی نظیر حذف کامل دامنه نوسان در شرایط فعلی میتواند منجر به ایجاد هیجان کاذب در بازار و یا بروز مقاومتهای شدید شود. اما در نهایت، بازار بورس ایران راهی جز حرکت به سمت اقتصاد آزاد و یا اجرای قوانین حاکم بر بازارهای خارج از بورس (OTC) ندارد؛ یعنی در نهایت بازار سرمایه ایران ناگزیر است به آن سمت سوق پیدا کند.
نباید فراموش کنیم که اگر در حال حاضر دامنه نوسانی در بازار ایران حاکم است یا محدودیتهایی مانند «حجم مبنا» و امثال آن وجود دارد، اینها میراثهای گذشته و مربوط به ۲۰ یا ۳۰ سال پیش است. در حال حاضر فضای بورس هم از منظر عددی و هم از لحاظ تعداد شرکتها به شدت تغییر کرده است؛ ما اکنون درباره ۸۰۰ شرکت صحبت میکنیم، در حالی که در ۴۰ سال گذشته تعداد نمادهای بورسی شاید به تعداد انگشتان یک دست هم نمیرسید.
از نظر عددی نیز پیشتر مبلغ ۱۰۰ ریال در اقتصاد ما معنا داشت، اما اکنون حتی ۱۰۰ هزار ریال نیز معنای سابق را ندارد. بنابراین با وجود تغییر فضای بازار، قوانین حاکم در برخی موارد همچنان همان قوانین قدیمی هستند. البته بنده منکر اصلاحات مطلوبی همچون ایجاد بازارهای مشتقه و رشد قابل توجه در این حوزهها نیستم؛ حتی میتوانیم بورس ایران را به عنوان یک بورس بالغ (Mature) در منطقه خاورمیانه نام ببریم، اما این محدودیتها در نهایت باید حذف شوند، حتی اگر مجبور باشیم مقاومتها و هیجانهای ناشی از آن را پیشبینی کنیم.
اگر کشوری را میبینیم که بورس آزاد و فعالی دارد، به این دلیل است که اقتصاد آن کشور به سمت اقتصاد آزاد مبتنی بر عرضه و تقاضا حرکت کرده است.
*در کشورهایی که بورس آن ها دامنه نوسان ندارد، چه شرایطی وجود دارد که بورس ما ندارد؟
ریشه تمام این مسائل را شاید بتوان به «قیمتگذاری دستوری» گره زد. اقتصاد دستوری در هر بازاری به شکلی خود را نشان میدهد؛ یکجا با محدود کردن قوانین گمرکی، جای دیگر در قالب قوانین حمایت از مصرفکننده و تولیدکننده، و در بورس نیز این محدودیتها در چارچوب اقتصاد دستوری تعریف میشوند.
اگر کشوری را میبینیم که بورس آزاد و فعالی دارد، به این دلیل است که اقتصاد آن کشور به سمت اقتصاد آزاد مبتنی بر عرضه و تقاضا حرکت کرده است. بنابراین، ریشه اصلی اعمال محدودیتها در بازار بورس ایران، برگرفته از همان رویکرد اقتصاد حمایتی و دستوری است که تحت عنوان قیمتگذاری دستوری شناخته میشود. کشورهایی که به سمت اقتصاد آزاد حرکت میکنند، معمولاً میتوانند بورسهای آزادتری نیز داشته باشند.
هیچکدام از بازارهای سرمایهای در کشور به اندازه بورس «آتینگر» نیستند
*مخالفان وجود دامنه نوسان، بازارهای خودرو، مسکن، طلا و ارز را مثال می زنند که دامنه نوسانی در آن ها وجود ندارد اما کسی هم دارایی خود را مفت نمیفروشد. آیا میتوان بورس را از این نظر با سایر بازارها مقایسه کرد؟
خیر، ذات این بازارها با یکدیگر متفاوت است. به عنوان مثال، زمانی که شما در بازار ملک یا خودرو فعالیت میکنید، در حال مبادله یک «دارایی فیزیکی» هستید. اما ماهیت سهام، «مشارکت» است؛ یعنی شما در حال مبادله یک «دارایی مالی» هستید. شما به اندازه سهامتان در یک کسبوکار مشارکت میکنید، در حالی که ممکن است هرگز مداخلهای در نحوه مدیریت و یا عملکرد آن شرکت نداشته باشید. بنابراین ماهیت این داراییها و رویکرد بازارهای داراییهای فیزیکی با داراییهای مالی کاملاً متفاوت است و نمیتوان آنها را بیش از حد با هم مقایسه کرد.
همچنین نمیتوان ادعا کرد تمامی قوانین حاکم بر بازارهای داراییهای فیزیکی و مشهود میتواند بر بازارهای غیرفیزیکی و مالی نیز حاکم شود. مشکل ما این است که انتظار داریم فعالی که در بازار ملک موفق عمل کرده، با همان رویکرد و همان قوانین وارد بازار مالی شود و در اینجا هم موفق شود؛ در صورتی که قوانین، شرایط حاکم، عوامل تعیینکننده و المانهای تأثیرگذار در این بازارها کاملاً متفاوت است. هیچکدام از بازارهای سرمایهای در کشور به اندازه بورس «آتینگر» نیستند و این ویژگی در بازارهای دیگر دیده نمیشود؛ لذا ذات فعالیت و تحلیل در این بازارها با هم تفاوت بنیادی دارد.
این هیجان و شیدایی ممکن است کمی از بازار فاصله بگیرد تا بازار به تعادل برسد
*تجربه بازگشایی بورس پس از جنگ و اینکه بسیاری نمادها به دلیل افشای اطلاعات الف بدون دامنه نوسان باز شدند را چه طور ارزیابی میکنید؟ آیا این تجربه را میشود ملاک قرار داد؟
به نظر من این تجربه نمیتواند ملاک همیشگی باشد. بازار بورس ما حداقل به مدت ۸۰ روز تعطیل بود و در این مدت شاهد کاهش قدرت پول ملی، افزایش قیمت دلار و رشد قیمتها در بازارهای موازی بودیم که منجر به «جاماندگی» شدید این بازار شد. حتی پیش از تعطیلی بازار، شاهد ریزشهای بیدلیل بودیم که نشان میداد بازار پیش از بسته شدن هم جاماندگی داشت. ارزش جایگزینی شرکتها به گونهای بود که بورس به عنوان یکی از پرپتانسیلترین بازارها برای رشد شناسایی میشد، اما تمام این پتانسیلها به دلیل بسته بودن بازار، در قیمتها لحاظ (Price) نشده بود. از سوی دیگر شاهد افزایش نرخ بهره بینبانکی هستیم که بر بازار سرمایه تأثیرگذار است.
باوجود اینکه بسیاری از کارشناسان و حتی خود بنده انتظار بازگشایی با چنین روند مثبتی را نداشتیم، اما بازار بسیار خوب بازگشایی شد و این رویکرد مثبت قطعاً در کارنامه سازمان بورس ماندگار خواهد بود. اما آیا این روند ادامهدار خواهد بود؟ به نظر من خیر؛ چرا که ریسکهای سیاسی در نهایت در جایی خود را نشان میدهند و این هیجان و شیدایی ممکن است کمی از بازار فاصله بگیرد تا بازار به تعادل برسد. اتفاقاً بازار متعادل برای تصمیمگیری بسیار مطلوبتر است.
بنابراین بنده انتظار متعادل شدن بازار سرمایه را دارم و معتقد نیستم که این تجربه موفق لزوماً به سایر بخشها قابل تعمیم باشد. هر بازاری در هر زمانی باید با شرایط خاص خودش سنجیده شود و نباید تصور کرد چون یک بار موفقیت را تجربه کردیم، قطعاً در سایر شرایط هم این تغییرات موفقیتآمیز خواهند بود.