بستن پرونده یا مهندسی سکوت؟ روایت دیگر از ماجرای اپستین
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از روزنامه جوان، پرونده جفری اپستین، سالهاست که در ظاهر بسته شده، اما در واقع هرگز گشوده نشده است. آنچه از این پرونده به افکار عمومی ارائه شد، تنها پوستهای جنایی بود، در حالیکه لایههای عمیقتر آن، شامل شبکه روابط، مصونیتهای غیرعادی و پایان مبهم متهم اصلی، همچنان در هالهای از سکوت و پنهانکاری باقی مانده است.
این سکوت، تصادفی یا صرفاً ناشی از ملاحظات حقوقی نیست، بلکه نشانه مدیریت آگاهانه پرونده توسط نهادهای امنیتی غرب و همپیمانان اطلاعاتی آنهاست.
در سالهای اخیر، برخی منابع و تحلیلها در امریکا به ارتباطات خاص اپستین با ساختارهای اطلاعاتی خارجی، بهویژه رژیم صهیونیستی، اشاره کردهاند. اگر این گزاره را در قالب یک فرض معتبر بررسی کنیم، ماهیت پرونده بهکلی تغییر میکند: اپستین دیگر صرفاً یک مجرم منفرد نیست، بلکه به مهرهای در یک عملیات اطلاعاتی کلاسیک بدل میشود؛ عملیاتی که کارکرد اصلی آن، جمعآوری اهرم فشار و گروکشی سیاسی است.
الگوی رفتاری اپستین، از شبکهسازی هدفمند با سیاستمداران، سرمایهداران و چهرههای بانفوذ گرفته تا برخورداری از حمایتهای قضایی غیرقابلتوجیه و در نهایت مرگ مشکوک در زندان، با منطق «فساد فردی» همخوانی ندارد. این الگو، بیش از هر چیز، به سازوکارهای شناختهشده سرویسهای اطلاعاتی شباهت دارد: شناسایی نقاط ضعف، ثبت مستندات، و نگهداشتن پروندهها در وضعیت «تعلیق دائمی».
در چنین چارچوبی، افشا نشدن اسناد، خود به ابزار قدرت تبدیل میشود. گروکشی اطلاعاتی الزاماً به معنای انتشار عمومی نیست؛ کافی است اسناد وجود داشته باشند و صاحبان نامها از وجود آنها آگاه باشند. همین تهدید خاموش، برای اثرگذاری بر تصمیمات کلان سیاسی، رأیگیریها، جهتگیریهای سیاست خارجی و حتی سکوتهای معنادار در برابر اقدامات رژیم صهیونیستی کفایت میکند. به این معنا، پرونده اپستین میتواند یکی از زیرساختهای پنهان نفوذ در سیاست داخلی امریکا تلقی شود. واکنش نهادهای امنیتی و قضایی امریکا نیز این برداشت را تقویت میکند. امتناع از انتشار کامل فهرست ارتباطات، حذف یا محرمانهسازی اسناد کلیدی، و بستن شتابزده پرونده، همگی نشان میدهد که مسئله فراتر از حفظ آبروی چند چهره سیاسی است. افشای کامل حقیقت، میتواند زنجیرهای از بحرانهای سیاسی را فعال کند که دامنه آن از کنگره تا بالاترین سطوح قدرت امتداد مییابد.
در این میان، رژیم صهیونیستی، در صورت صحت این فرضیه، نه نیازمند عملیات تازه، بلکه مشغول بهرهبرداری از یک سرمایه اطلاعاتی انباشته است. هر بار که فضای سیاسی امریکا ملتهب میشود، سایه این پرونده دوباره سنگینی میکند؛ سایهای که کارکرد آن، مهار، انضباط بخشی و همراستا نگهداشتن سیاستمداران آسیبپذیر است.
در نهایت، پرونده اپستین را باید نماد فساد سیستماتیک و آسیبپذیری ساختار قدرت غرب دانست؛ پروندهای که باز نمیشود، زیرا گشوده شدن آن نهتنها چهرههای منفرد، بلکه کل یک سازوکار نفوذ و گروکشی را در معرض فروپاشی قرار میدهد. هزینه این پنهانکاری را نیز نه نخبگان، بلکه افکار عمومی غرب میپردازد؛ افکاری که هنوز با روایتی ناقص و مهندسیشده مواجهند.
ارسال نظر