ماجرای بازگشت لاریجانی به دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی/ کاظم صدیقی درباره غسال مصباح یزدی چه گفته بود؟/ نگاهی به اتفاقات مرداد ماه 1404

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۷۷۰۶۳
اقتصادنیوز: در جریان سفر ۹ مرداد ۱۴۰۴ رییس جمهوری به زنجان هم اتفاق جالبی رخ داد که انعکاس گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی داشت. ماجرا از این قرار بود که وقتی محمد جعفر قائم‌پناه معاون اجرایی رییس جمهوری در سخنانی در حضور پزشکیان بر صداقت او تأکید ورزید تا نتیجه بگیرد به وعده‌های او باید اعتماد کرد هنوز جمله را تمام نکرده رییس جمهور سخنان او را بُرید و خطاب به او گفت: جعفر! ول کن، حرفت را بزن...
ماجرای بازگشت لاریجانی به دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی/ کاظم صدیقی درباره غسال مصباح یزدی چه گفته بود؟/ نگاهی به اتفاقات مرداد ماه 1404

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از عصرایران، در روزهای پر خبر جنگ و یاوه گویی‌ها و ژاژخایی‌های دونالد ترامپ علیه ایران و این که در حال مذاکره است یا قصد فریب دارد تا در جزایر ما نیرو پیاده کند یا به دنبال راهی است تا از این مخمصه خود را برهاند مرور اخبار سال کهنه شاید در وهلۀ دوم اهمیت به نظر رسد ولی وقتی به ایستگاه پنجم و ماه مرداد رسیده‌ایم گریزی نیست و البته دو خبر در مرداد با اتفاقات جنگ جاری هم مناسبت دارد:

 اولی انتصاب علی لاریجانی به دبیری شورای عالی امنیت ملی است و امید به این که راهی مسالمت جویانه بیاید و عقل سرد او به کار آید و در مخیله احدی نمی گنجید که این بازگشت برای او بسیار پرهزینه باشد و تنها هفت ماه و نیم بعد جان بر سر او بگذارد و در عملیات تروریستی به شهادت رسد.

دومی حضور پررنگ و ابتکار مسعود پزشکیان در مرداد ماه است که این روزها کم فروغ به نظر می‌رسد.
 
جدای انتصاب لاریجانی – شهید لاریجانی- می توان به تصمیم شجاعانه رییس جمهوری در استرداد لایحه‌ای اشاره کرد که صدای فعالان رسانه ای را درآورده بود.

مرداد 1404 با مخالفت و شگفتی فعالان سیاسی و مدنی و حقوق‌دانان مستقل از لایحۀ "مقابله با انتشار محتوای خلاف واقع در فضای مجازی " آغاز شد که دو فوریت آن را هم مجلس تصویب کرده بود و موضع سخنگوی دولت هم بر شگفت زدگی افزود در حالی که تصور می‌شد خانم سخنگوی دولت در مقام دفاع یا توجیه بگوید در واقع لایحۀ دولت نیست و از قوۀ قضاییه آمده و بیش از این نه می‌توانستیم تغییر دهیم و نه آن را نگاه داریم و به ناچار به مجلس شورای اسلامی ارایه شد. 
 
 او اما این را نگفت بلکه توصیه کرد کسانی که نقد دارند لایحه را کامل بخوانند و توضیح داد در صورت تصویب دربارۀ حساب‌ها و کانال‌هایی که بیش از 90 هزار دنبال کننده دارند قابل اجرا خواهد بود نه همه آنها.
 
بحث بر سر لایحه اما چنان بالا گرفت که رییس جمهور پزشکیان آن را پس گرفت و بیشترین مناقشه بر سر این بود که واقعیت چیست تا خلاف واقعیت را بتوان تشخیص داد.
در بند سوم ماده اول، "محتوای خلاف واقع" این گونه تعریف شده بود: محتوایی که مابه‌ازایی در واقعیت نداشته یا شکل تحریف شده‌ای از یک واقعیت یا انعکاس ناقص واقعیت مانند پنهان‌کردن عمدی بخش‌هایی از آن باشد به نحوی که عرفا موجب تشویش اذهان، شبهه یا فریب مخاطب یا هتک حیثیت دیگران شود."
 
در همان موقع نوشتم مگر واقعیت همیشه مکشوف است و مگر بخشی از تلاش رسانه ها و فعالان سیاسی و حقوقی برای یافتن واقعیت نیست؟
 
چه بسا شخص به دنبال امر واقع یا حاق واقع بوده. حالا به خلاف واقع متهم شود؟! چرا به جرایم سیاسی و مطبوعاتی با حضور هیأت منصفه رسیدگی می شود؟ چون شخص دغدغۀ شخصی نداشته ولو خطا کرده باشد و به خاطر همین وجدان عمومی باید تشخیص دهد مجرم است یا نه و نگفته اند با امر واقع تطبیق دهید. کل تلاش برای کشف همان واقعیت است!
 
رییس جمهور اما به خواست فعالان رسانه ای و مدنی و حقوقی و سیاسی پاسخ مثبت داد و لایحه را پس گرفت اگرچه یوسف پزشکیان پسر رییس جمهوری فاش ساخت لایحه از چند لایه عبور کرده و تقریبا نخوانده امضا کرده بودند!
 
در جریان سفر ۹ مرداد ۱۴۰۴ رییس جمهوری به زنجان هم اتفاق جالبی رخ داد که انعکاس گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی داشت. ماجرا از این قرار بود که وقتی محمد جعفر قائم‌پناه معاون اجرایی رییس جمهوری در سخنانی در حضور پزشکیان بر صداقت او تأکید ورزید تا نتیجه بگیرد به وعده‌های او باید اعتماد کرد هنوز جمله را تمام نکرده رییس جمهور سخنان او را بُرید و خطاب به او گفت: جعفر! ول کن، حرفت را بزن...
 
همان موقع در همین تارنما نوشتم: در این یک سال آن قدر بلای ریز ودرشت دیده که ریاست جمهوری را زیاد جدی نگرفته و نمی‌خواهد از جلد اصلی بیرون بیاید. آخرین آنها حملهٔ پهپادهای اسراییلی به جلسه شورای عالی امنیت ملی بود که اگر حفره‌ای ایجاد نمی‌شد و هوا نمی‌رسید جان خود را از دست می‌داد. شاید آموزهٔ‌ بیهقی در داستان حسنک وزیر را آویزهٔ گوش دارد: احمق مردا که دل در این جهان ببندد که نعمتی بدهد و زشت بازستاند.
 
جدای این نوشتم: رییس جمهور دریافته وقت زیادی در پیش ندارد و مشکلات از زمین و زمان می‌بارد و به تعبیر خود او گیر افتاده‌اند و گرفتاری زیاد است و وقتی برای مداهنه و مجامله نیست. به تعبیر شاعر: ز تعارف کم کن و بر مبلغ افزا!
 تا اینجا صراحت رییس جمهوری و استرداد لایحه مورد انتقاد و انتصاب لاریجانی مورد توجه ویژه قرار گرفت و این امید که بتواند مانع فعال سازی مکانیسم ماشه شود و به مذاکرات سرعت دهد تا جنگ درنگیرد و البته هیچ یک از این دو رخ نداد بی آن که لاریجانی کم کاری کرده باشد.
عبدالرضا داوری فعال سیاسی دربارۀ بازگشت علی لاریجانی به عرصۀ رسمی قدرت تعابیر خاصی به کار برد و از جمله این موارد:
 
 - این بازگشت فرصتی فراهم می‌کند برای خوانشی فلسفی از این رویداد، به‌ویژه در چارچوب دیالکتیک هگلی و مفهوم کلیدی Aufhebung (آوفهبونگ).
 
در فلسفه هگل، «آوفهبونگ» واژه‌ای پیچیده و چندلایه است که همزمان سه معنا دارد: نفی، حفظ و ارتقاء. 
 
در نگاه هگل، تاریخ از مسیر تضادها و تنش‌ها عبور می‌کند و از دل برخورد میان «تز» و «آنتی‌تز»، مرحله‌ی بالاتری به نام «سنتز» زاده می‌شود؛ مرحله‌ای که هم دو قطب پیشین را در خود حفظ می‌کند، هم آن‌ها را نفی می‌کند و هم به سطحی تازه و بالاتر ارتقاء می‌بخشد.
 
بر این اساس، می‌توان بازگشت علی لاریجانی را نه صرفاً ادامه‌ی یک مسیر پیشین، و نه چرخشی قهقرایی به عقب تلقی کرد؛ بلکه باید آن را مصداقی از آوفهبونگ هگلی دانست. لاریجانی نه تکرار احمدی‌نژاد و جلیلی و رییسی است و نه تجدید حیات اصلاح‌طلبی دوم خردادی؛ او ترکیبی است از سنت قدرت و مدرنیته‌ی سیاست، از حکمرانی امنیت‌محور و عقلانیت بوروکراتیک، از تجربه‌ی قدرت و نقد ساختار.
 
 نیاز به گفتن ندارد که با جنگی که در اسفند درگرفت و ترور غافل گیر کنندۀ علی لاریجانی اما جایی برای این خوش بینی ها باقی نگذاشت.
 
اگر نخواهیم موردی را قلم بیندازیم باید به تعطیلی خانه اندیشمندان علوم انسانی در مرداد ماه اشاره کنیم که شهردار اصول گرای تهران را بیش از پیش از چشم منتقدان انداخت.
 شهرداری‌یی که متولی اصلی تیمارگری از پایتخت جنگ‌زده‌ ایران بود اما به‌جای این وظیفه، مشغول تعطیلی یکی از معدود فضاهای علمی‌ـ‌پژوهشی مستقل در کشور شد. نهادی که طی ۱۴ سال فعالیت مستمر در حوزه تولید علم و ترویج اندیشه، توانست نقش پررنگی در غنای رشته‌های علوم انسانی داشته باشد و فعالیت‌های گسترده و بی‌وقفه‌ آن را به یکی از رقبای اصلی پرشمار مؤسسات و اندیشکده‌های دولتی تبدیل کرده بود؛ مراکزی که به جز نام‌شان در ردیف بودجه‌ی بیت‌المال، خروجی قابل عرضه‌ای ندارند.
 
فهرست اخبار پربحث مرداد را با اعلام کناره گیری شیخ کاظم صدیقی از نماز جمعه تهران بعد از حاشیه های بسیار می توان ادامه داد که به منزلۀ از دست دادن ریاست عالیه ستاد امر به معروف و نهی از منکر هم بود.
 
 چون در همین ماه احمد توکلی نماینده پیشین مجلس هم درگذشت اشاره ای به انتقاد او از آقای صدیقی خالی از لطف نیست. ماجرا از این قرار بود که بعد از ادعایی که دربارۀ غسال مصباح یزدی مطرح کرد احمد توکلی نوشت: "غسال آیت‌الله مصباح یزدی، یک ابَربدهکار بانکی است که جنازه‌های روحانیون سرشناس را به خانه خود می‌برد و غسل می‌دهد!"
 
این همان غسالی بود که آقای صدیقی در یک برنامه تلویزیونی به نقل از او گفته بود "موقع غسل، میت چشمانش را گشوده و نگاهی مهربانانه به غسال انداخته" و این قصه را به عنوان کرامت مصباح مطرح کرد! صدیقی البته بعدتر عذرخواهی کرد و گفت: "در مصاحبه‌ای یک نکته‌ای را مطرح کردم که همین جا از روح بلند آیت‌الله مصباح یزدی عذرخواهی می‌کنم که ما چقدر کوتاه فکر می‌کردیم و کرامت آقای مصباح را ما چه می‌دیدیم که اینجور فضایی هم ایجاد شد. برخی از افراد غافل گاهی جسارت کردند و این حرف ما باعث شد که این‌ها در موضع بدی قرار گیرند و به ساحت یک نماینده ائمه اطهار و هادی راه احیانا جسارتی کرده باشند. از مومنان و از کسانی که پای خطبه‌های ما بوده‌اند و دلی با این روضه‌خوان دارند و این روزها شاهد این توفان‌ها هستند، از همه با همه وجودم عذرخواهی می‌کنم.
 
 جا نداشت من کرامت آیت‌الله مصباح را یک همچین چیزی بگویم. آن مطلب خیلی دقیق نبود، چون شاید آن غسال هم خیلی دقیق نبود. نقل شده بود و ما هم نقل را بازگو کردیم. از اینکه این نقل را ما نقل کردیم بین خودم و خدا شرمنده‌ام. از آیت‌الله مصباح شرمنده‌ام و از شما مومنان که گاهی ما باعث می‌شویم که به شما زخم‌زبان بزنند هم شرمندگی دارم. از امام زمان هم عذرخواهی می‌کنم.اعلان شرمندگی و انفعال دارم. شاید آن غسال هم به دلیل اینکه محبتی داشته است برایش توهمی پیش آمده، البته کرامت بزرگ‌تر از این موارد همان کتاب‌ها و سخنرانی‌های ایشان است و شاگردانی که تربیت کرده است. ما اشتباه کردیم که آن موضوع را به عنوان کرامت نقل کردیم."
 
احمد توکلی نوشته بود: "بعید است امام وقتی می‌دید فردی آن قدر به روحانیت علاقه مند می‌شود که با زیرپا گذاشتن مقررات قانونی پیکر روحانیان را به منزل خویش می‌برد و غسل می‌دهد و چه بسا این عشق و شوق وی تنها شامل پیکر علمای سرشناس می شود و نصیب پیکر هیچ طلبه فاضل و مهذب ولی گمنامی نمی‌شود از وی کرامت بپذیرند، چه رسد به آن که کرامت ادعایی را در سیمای رسمی جمهوری اسلامی نقل و زبان طعن معاندان را بر اسلام و انقلاب و نماز جمعه دراز کنند."
پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O