دکمه توقف جنگهای نتانیاهو در دستان ترامپ؟ | کسی نظر بیبی را درباره مذاکره و توافق با ایران نمیپرسد!
به گزارش اقتصادنیوز، در سالهای اخیر، در آستانه روزی که به عنوان استقلال اسرائیل نامیده شده، همواره بزرگراه میان اورشلیم و تلآویو با پرچمهای آبی و سفید این رژیم تزئین میشود. اما امسال در میان این پرچمها، پرچم دیگری نیز وجود داشت: «پرچم آمریکا»
اسرائیل امیدوار بود تا رئیسجمهور آمریکا در روز 22آوریل و همزمان با جشن هفتاد و هشتمین سال استقلال این رژیم، به اسرائیل سفر کند. قرار بود او نخستین فرد غیر اسرائیلی باشد که جایزه اسرائیل، یکی از بالاترین افتخارات دولتی این رژیم را دریافت کند.
ترامپ به اورشلیم نرفت
اکونومیست در گزارشی نوشت: اما دونالد ترامپ به این جشن نیامد و به جای آن، در ۱۶ آوریل، اسرائیل از سوی او دستور توقف بمباران لبنان را دریافت کرد!
اقتصادنیوز: چالش اصلی رهبران آمریکا و اسرائیل فقط جنگ با ایران نیست، بلکه مواجهه با ابهامهای درونی خودشان است؛ تعریف نامشخص از پیروزی، نبود سقف روشن برای تشدید تنشها، اختلافات احتمالی میان متحدان و محدودیتهای داخلی و خارجی.
در حقیقت، به نظر میرسد تنها کسی که قادر به پایان دادن جنگهای بیپایانی است که اسرائیل آغاز میکند؛ شخص رئیسجمهور آمریکاست؛ جنگهایی که این رژیم توان متوقف کردن آنها را ندارد.
جنگهای بیپایان ویرانگر
از پس حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳، اسرائیل درگیر جنگهایی ویرانگر و طولانی در غزه، لبنان و ایران بوده است. بهنظر میرسد که از آن زمان، این رژیم دکترین قدیمی امنیتی خود را که بر جنگهای کوتاه و قاطع استوار بود کنار گذاشته و به جای آن وارد چرخهای از درگیریهای فرسایشی شده است؛ جنگهایی که نه تنها هزینههای سنگین انسانی و مادی داشتهاند، بلکه منابع داخلی اسرائیل را تحلیل برده و روابط حیاتی خارجی آن را نیز تضعیف کردهاند.
آتشبسهایی که واشنگتن تحمیل میکند
این پنجمین آتشبسی است که ترامپ طی ۱۵ ماه گذشته بر اسرائیل تحمیل کرده است. دو مورد در غزه در سال ۲۰۲۵ و دو مورد در ایران. در جنگ اخیر علیه ایران، آمریکا و اسرائیل به صورت مشترک وارد میدان شدند، اما این ترامپ بود که برخلاف خواست بنیامین نتانیاهو، جنگ را متوقف کرد.
کسی نظر بیبی را نمیپرسد!
اسرائیل حتی در مذاکرات جاری میان آمریکا و ایران نیز نقشی ندارد و گویی ناچار است تا با هر توافقی احتمالی، کنار بیاید. البته نمیتوان دونالد ترامپ را در زمره چهرههای صلحطلب قرار داد. زبان و کلام او گاهی از تندروترین سیاستمداران اسرائیلی نیز تندتر بوده است؛ با این حال، او از طولانی شدن جنگهای اسرائیل خسته شده و به نظر میرسد آنچه را که بسیاری در اسرائیل نمیپذیرند، درک کرده است؛ اینکه جنگهای اخیر این رژیم با شکست مواجه شدهاند.
وابستگی اورشلیم به تصمیمات کاخ سفید
به گفته جِرمی ایشاچاروف دیپلمات سابق اسرائیلی، همگی این جنگها بدون اهداف سیاسی روشن ادامه یافتهاند. او میگوید آتشبسهایی که اکنون برقرار میشوند اگرچه مثبت هستند، اما وقتی از سوی آمریکا تحمیل میشوند، به اعتبار بازدارندگی اسرائیل آسیب میزنند و آن را به نوعی دولت وابسته تبدیل میکنند.
اشغال سرزمینها با توجیه منطقه امنیتی؟
در غزه و لبنان، اسرائیل با حملات هوایی گسترده و عملیات زمینی به حملات حماس و حزبالله پاسخ داد. این حملات خسارات سنگینی به این گروهها وارد کرد و رهبرانشان را از بین برد، اما همزمان دهها هزار غیرنظامی نیز کشته شده و بخشهای بزرگی از غزه و روستاهای لبنان ویران شد. با وجود آتشبسهای موقت، اسرائیل بارها ناقض آن بوده است. در نهایت این روند، اسرائیل مناطقی را به عنوان «مناطق امنیتی» اشغال کرد.
اقتصادنیوز: ترامپ در حال رقابت با انتخابات میاندورهای است، ایران روی فرسایش زمان حساب میکند و نتانیاهو به جنگی نیاز دارد که پایان نداشته باشد.
با این حال، حماس و حزبالله اگرچه آسیب دیدند، اما همچنان باقی ماندهاند. نتانیاهو از «پیروزی کامل» میگوید، اما در عمل مجبور شد تا با فشار آمریکا عملیات نظامی را بدون حذف کامل تهدیدها متوقف کند.
از ادعای پیروزی تاریخی تا جنگ دوباره با ایران
پس از پایان جنگ قبلی با ایران در ژوئن گذشته، نتانیاهو مدعی شد که تهدیدهای وجودی برنامه هستهای و موشکی ایران، برای نسلها از بین رفتهاند. اما تنها هشت ماه بعد، اسرائیل دوباره درگیر جنگ با ایران شد. این بار هدف اعلامشده حتی گستردهتر بود:؛«سرنگونی حکومت ایران»
با این حال، حکومت ایران باقی ماند و اکنون آمریکا به دنبال توافقی جدید با تهران است؛ توافقی که اسرائیل هیچ نقشی در روند آن ندارد.
کنار گذاشتن اصول قدیمی
دکترین امنیتی اسرائیل در زمان تأسیس این رژیم توسط داوید بنگوریون، بر سه اصل استوار بود: «بازدارندگی، هشدار زودهنگام و اقدام قاطع.»
این رویکرد بر این فرض بنا شده بود که اسرائیل به عنوان محدودهای کوچک در منطقهای خصمانه، نمیتواند جنگهای طولانی را تحمل کند و باید با قدرتی قاطع و سریع دشمنان خود را شکست دهد.
بنگوریون همچنین تأکید داشت که سیاست خارجی صلحآمیز بخشی جداییناپذیر از امنیت ملی است؛ چرا که اسرائیل به اتحادهای بینالمللی و مشروعیت جهانی نیاز داشت.
اکنون به نظر میرسد که این اصول کاملا کنار گذاشته شدهاند. صدها هزار نیروی ذخیره ماهها در جنگهای غزه و لبنان حضور داشتند و اشغال کرانه باختری نیز تشدید شده است. ویرانی غزه و کشته شدن بیش از ۷۰ هزار نفر، جایگاه بینالمللی اسرائیل را به شدت تضعیف کرده است.
فروپاشی ایران شدنی نیست
حتی در داخل اسرائیل نیز این واقعیت که نمیتوان حماس یا حزبالله را به طور کامل نابود کرد، یا یک کشور بزرگ مانند ایران را فروپاشاند، به سختی پذیرفته میشود. به گفته دان مریدور وزیر پیشین اسرائیل، جامعه اسرائیل هنوز میخواهد باور کند که ارتش این رژیم قادر مطلق است، در حالی که اهداف غیرواقعبینانه باعث شکستهای مکرر میشوند.
حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ جامعه اسرائیل را عمیقا شوکه کرد، اما تاکنون هیچ کمیسیون مستقلی برای بررسی این شکستها تشکیل نشده است. نتانیاهو نیز برای حفظ ائتلاف سیاسی خود از این کار خودداری کرده است.
تغییر دکترین نظامی اسرائیل
در غیاب دکترین قبلی، رویکردی جدید بهطور غیررسمی شکل گرفته است؛ اگر نمیتوان تهدیدها را از طریق اطلاعات دقیق پیشبینی کرد، باید خیلی زودتر به سراغ تواناییهای دشمن رفت. این منطق اکنون در جنگهای ایران و ایجاد «مناطق امنیتی» در غزه و لبنان دیده میشود.
اما این جنگها فاقد استراتژی کلی هستند. برخی فرماندهان ارتش اسرائیل به صورت خصوصی از این وضعیت انتقاد میکنند، اما در عمل توان مقاومت در برابر دولت را ندارند. به گفته کارشناسان، اکنون تنها محدودیتی که بر ادامه این جنگها وجود دارد، فشار آمریکا است.
بنابراین، اسرائیل از یک دکترین روشن با جنگهای کوتاه، گرفتار دکترینی شده است که آن را درگیر جنگهای طولانی و بیپایان میکند؛ جنگهایی که پایانشان بیش از هر زمانی به تصمیمات واشنگتن وابسته است.