چشمانداز مبهم جنگ پس از تمدید یک طرفه آتش بس | سقف تشدید تنشها تا کجاست؟ | اسرائیل به جنگ ادامه میدهد اگر...
بهگزارش اقتصادنیوز، شب گذشته و با اعلام تمدید آتش بس یکطرفه توسط دونالد ترامپ، آینده درگیری میان ایران و آمریکا بیش از گذشته مبهم بهنظر میرسد. در این میان سناریوهای متفاوتی چون رسیدن به یک توافق صلح و یا ادامه یافتن جنگ، در فضای عمومی مطرح است.
اینکه در نهایت ترازو به نفع کدام سناریو سنگین خواهد شد، بستگی به تعریف هریک از طرفین از بحران پیشآمده و محدودیتهای داخلی و خارجی هرکدام دارد. اینکه اهداف راهبردی اساسا چیست و طرفین حاضر به تحمل چه اندازه از ریسک برای رسیدن به آن هستند.
اهداف واقعی جنگ چیست؟
دانیل بایمن در فارن پالیسی نوشت: همانطور که پیشتر درباره ابهامهای موجود در شناخت وضعیت ایران نوشته شده بود، درک ما از مواضع آمریکا و اسرائیل هم با شکافهای مهمی روبهروست؛ شکافهایی که پیشبینی مسیر آینده را دشوار میکنند.
پیروزی برای هریک به چه معناست؟
در آغاز جنگ، دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو اهداف گستردهای را مطرح میکردند. هردو آنها با غنیسازی هستهای ایران مخالف بوده و مدعی اند که برنامه ایران مسیری برای دستیابی به سلاح هستهای است. همچنین هردو بهدنبال نابودی توان موشکی و پهپادی ایران، تضعیف نیروی دریایی و بهطور کلی کاهش قدرت نظامی هستند.
اقتصادنیوز: با ادامه جنگ، فشار بر متحدان نظامی آمریکا بیشتر نمایان میشود. در گذشته واشنگتن معمولا موفق میشد تا حتی متحدان مردد را نیز با خود همراه کند، اما این بار دولت ترامپ پیش از حمله حتی نزدیکترین متحدان خود را هم در جریان نگذاشت
از سویی آمریکا و بهویژه اسرائیل همواره با نیروهای نیابتی ایران در منطقه مانند حزبالله لبنان و حوثیهای یمن مقابله کردهاند. پس از تهدید ایران علیه تردد دریایی در تنگه هرمز، هدف تازهای نیز به این فهرست اضافه شد: «آزادی کشتیرانی»
با اینحال، آیا آمریکا و اسرائیل تا رسیدن به همین نقطه از جنگ اکتفا میکنند، یا میخواهند برنامه موشکی ایران کاملا از بین برود؟ تغییر رژیم هم اکنون بیش از گذشته بسیار بعید به نظر میرسد.
اولویتها مشخص نیست
در این میان، شاید اصلیترین مشکل نبود اولویتبندیهای روشن باشد. اینکه کدام اهداف حیاتیاند و لازم است تا کاملا محقق شوند؟ آیا موفقیت نسبی در آنها کافی است؟ کدامیک از آنها قابل چشمپوشیاند؟
در زمان توافق برجام، باراک اوباما حاضر شد تا بهجز مسئلهای، از دیگر اهداف چشم پوشی کند. حال این سؤال مطرح است که آیا ترامپ برای دستیابی به همه اهداف خود ریسک یک شکست کامل را میپذیرد؟
پیروزی نظامی یا سیاسی؟
از سوی دیگر، پیروزی فقط نظامی نیست و بعد سیاسی هم دارد. ترامپ و نتانیاهو هردو با انتخابات پیشرو مواجه هستند. با وجود این که ترامپ بارها از پیروزی در این جنگ سخن گفته است، نظرسنجیها نشان میدهند که بخش زیادی از افکار عمومی آمریکا چنین برداشتی ندارند. در اسرائیل نیز بسیاری معتقدند که اهداف جنگ محقق نشده و از آتشبس شکننده کنونی رضایت ندارند.
سقف تشدید تنش تا کجاست؟
نویسنده در ادامه مدعی شد: آمریکا با راهاندازی یک کارزار هوایی گسترده علیه ایران، هزاران هدف نظامی را مورد حمله قرار داد. اقتصاد ایران از جنگ آسیب دیده و حتی تهدید به هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی مانند نیروگاهها مطرح شده است، اما تخریب سیستماتیک زیرساختها هنوز صورت نگرفته است. همچنین بهجز یک عملیات محدود نجات، نیروی زمینی به ایران اعزام نشده است.
اینکه آمریکا و اسرائیل تا کجا حاضرند که تنشها را افزایش دهند، مشخص نیست. با وجود لحن تند ترامپ، او چند بار از برخی تهدیدهای شدید خود عقبنشینی کرده است، اما اگر حملات از سر گرفته شود، آیا در همان سطح باقی میماند یا دامنه و نوع عملیاتها گسترش پیدا خواهد کرد؟
میان آمریکا و اسرائیل شکاف وجود دارد؟
با وجود اهداف مشترک، اختلاف زیادی در اولویتهای این دو متحد وجود دارد؛ اسرائیل به برنامه موشکی میانبرد ایران حساس است، چون مستقیما آن را تهدید میکند، در حالی که آمریکا بیشتر بر تنگه هرمز تمرکز دارد.
این اختلافها در عمل هم دیده میشوند. زمانی که آمریکا آتشبس را اعلام کرد، اسرائیل فقط در جریان قرار گرفت و در تصمیمگیری درباره آن مشارکتی نداشت. از سویی حتی پس از اعلام آتشبس، اسرائیل به حملات خود در لبنان ادامه داد.
از نظر افکار عمومی داخلی نیز تفاوتهای آشکاری وجود دارد؛ مثلا آمریکاییها از آتشبس استقبال کردند، اما بسیاری از اسرائیلیها اعلام نارضایتی کردند.
در صورت توافق، اسرائیل به جنگ ادامه میدهد
این احتمال وجود دارد که آمریکا به توافقی با ایران برسد که اسرائیل با آن مخالف باشد؛ توافقی که شاید شامل آزادسازی داراییهای ایران یا محدود کردن برنامه هستهای بدون حذف کامل آن باشد. در چنین حالتی، اسرائیل ممکن است به حملات مستقل ادامه دهد و ایران هم در واکنش، فشار بر منافع آمریکا را افزایش دهد.
راهبرد متفاوت آمریکا و اسرائیل در قبال لبنان
به موازات درگیری با ایران، اسرائیل بهطور مستقل با حزبالله لبنان هم میجنگد. این درگیری پس از حملات موشکی حزبالله به شمال اسرائیل شدت گرفت؛ اسرائیل نیز با حملات گسترده و ایجاد منطقه حائل در جنوب لبنان پاسخ داده است.
اسرائیل از دولت لبنان میخواهد که حزبالله را خلع سلاح کند، اما میداند که دولت لبنان توان چنین کاری را ندارد. از سوی دیگر، آمریکا رویکرد متفاوتی دارد و بیشتر به تقویت دولت لبنان برای ایجاد توازن تمایل دارد، در حالی که اسرائیل بر فشار نظامی تکیه میکند.
تابآوری جوامع تا چه حد است؟
با وجود خسارات کمتر نسبت به ایران، اسرائیل و آمریکا نیز تحت فشار هستند. اسرائیل از سال ۲۰۲۳ درگیر جنگهای متعدد بوده و جامعه و اقتصاد آن خسته شدهاند، هرچند هنوز حمایت عمومی از عملیات نظامی ادامه دارد.
در آمریکا این فشارها کمتر است، اما اهمیت موضوع نیز برای مردم کمتر حیاتی تلقی میشود. بسیاری از آمریکاییها با جنگ مخالفاند و بیشتر نگران پیامدهای اقتصادی، بهویژه افزایش قیمت سوخت هستند. این نگرانیها ممکن است دولت را به سمت توافقی سریع سوق دهد، حتی اگر با برخی اهداف اولیه همخوانی نداشته باشد.
تأثیرات بلندمدت بر متحدان آمریکا
این جنگ برای بسیاری از متحدان آمریکا، بهویژه اروپا و آسیا، پیامدهای اقتصادی سنگینی را داشته است. افزایش هزینه انرژی و آسیب به زیرساختها باعث نارضایتی عمومی شده است. کشورهای خلیج فارس نیز از حملات ایران در امان نماندهاند و نگرانند که درنهایت آمریکا آنها را با یک ایران خشمگین تنها بگذارد.
نارضایتیها زمانی بیشتر شد که آمریکا بدون مشورت با متحدان وارد جنگ شد و سپس از آنها خواست مسئولیتهایی را بر عهده بگیرند. این موضوع باعث شده تا برخی متحدان، آمریکا را نه یک تکیهگاه محکم، بلکه عاملی برای ایجاد بیثباتی ببینند.
با این حال، جنگ نشان داد که قدرت نظامی آمریکا همچنان برای بسیاری از کشورها حیاتی است. کشورهای خلیج فارس هنوز جایگزین دیگری برای حمایت امنیتی ندارند و اروپا نیز با وجود تلاش برای تقویت نظامی، هنوز فاصله زیادی تا خودکفایی دارد.
چشمانداز مبهم جنگ
چالش اصلی رهبران آمریکا و اسرائیل فقط جنگ با ایران نیست، بلکه مواجهه با ابهامهای درونی خودشان است؛ تعریف نامشخص از پیروزی، نبود سقف روشن برای تشدید تنشها، اختلافات احتمالی میان متحدان و محدودیتهای داخلی و خارجی.
برای تحلیلگران نیز مسئله اصلی پیشبینی دقیق آینده نیست، بلکه شناسایی همین ابهامها و تأثیر آنها بر یکدیگر است. آینده این درگیری نهفقط به توان نظامی و نیتها، بلکه به نحوه پاسخ دادن یا پاسخ ندادنها به تنشهاست.