قمار بزرگ کاخ سفید در جنگ با ایران | سردرگمی متحدان قدیمی و نزدیک آمریکا از تصمیمات ترامپ | چین در مرکز توجه است!
بهگزارش اقتصادنیوز، درحالی که از آغاز دومین دوره ریاستجمهوری ترامپ بسیاری از متحدان این کشور از سیاستهای دولت واشنگتن آسیب دیده و دچار تنش شده بودند، جنگ با ایران سرعت این روند را بیشتر کرده است. این درگیری نفوذ آمریکا در سراسر جهان را کاهش داده است؛ فرایندی که به سادگی قابل جبران نیست واحتمالا چین نیز از آن برای تقویت موقعیت خود استفاده خواهد کرد.
نتایج دومینو وار جنگ در سراسر جهان
پولیتیکو در گزارشی نوشت: از بنگلادش تا اسلوانی، سهمیهبندی سوخت حملونقل را در سراسر جهان فلج کرده است. اکنون دولتهای زیادی با پیامدهای جنگی درگیرند که اصولا هیچ نقشی در شروع آن نداشتهاند.
اقتصادنیوز: کشورها به شکلهای متفاوتی هزینه جنگی که آمریکا آغاز کرد را میپردازند. در این میان کشورهای فقیرتر با ذخایر محدود و ارزهای ضعیف بیشترین آسیب را میبینند، در حالی که کشورهای ثروتمندتر تا حدی تابآوری دارند. با اینحال، حتی آمریکاییهایی که امروز خود را در امان ببینند، در بلندمدت با نتایج آن مواجه خواهند شد.
روایتهای جهانی برعلیه آمریکا
در کشورهایی با اکثریت مسلمان، روایتهای ضدآمریکایی بهسرعت در رسانهها درحال پخش است که اغلب با رضایت ضمنی دولتها همراه است. حتی متحدان آمریکا در ناتو هم کمک محدودی ارائه دادهاند و بعضی از آنها صراحتا گفتهاند که دولت ترامپ قبل از شروع جنگ اصلا با آنها مشورت نکرده است.
شکافی که هر روز عمیقتر میشود
به نظر میرسد این جنگ به روندی سرعت بخشیده است که برخی آن را نوعی فاصله گرفتن آمریکا از بخش بزرگی از جهان میدانند؛ روندی که از زمان بازگشت ترامپ به قدرت و استفاده نامنظم او از ابزارهای اقتصادی و نظامی، از جمله اعمال تعرفهها، شروع شده است.
یک دیپلمات آسیایی مستقر در واشنگتن که بهدلیل حساسیت موضوع نامش فاش نشده است میگوید: ـخیلیها از بینظمی این جنگ خسته شده و از پیامدهای اقتصادی آن میترسند، اما هنوز خبری از اعتراضات بزرگ نیست.» او اضافه میکند؛ «حتی اگر رئیسجمهور بعدی فردی منطقیتر باشد و تصویر آمریکا در ذهن جهانیان بهتر شود، این وضعیت برای سیاستگذاران سؤالهای سختی را ایجاد کرده است؛ اینکه تا کجا میشود با آمریکا همسو ماند؟ و اگر دیگر نتوان روی آن حساب کرد، چه باید کرد؟»
در این میان، نخستوزیر کانادا مارک کارنی، در پیامی ویدیویی روابط اقتصادی کانادا با آمریکا را نقطهضعفی توصیف کرد که نیاز به اصلاح دارد. او گفت؛ «کانادا نمیتواند آیندهاش را به یک شریک خارجی گره بزند یا امیدوار باشد این بیثباتیها ناگهان از بین برود.»
سردرگمی متحدان از تصمیمات کاخ سفید
به گفته برخی مقامات سابق آمریکایی، تغییر مداوم مواضع ترامپ درباره اهدافش در ایران باعث شده تا اعتماد به آمریکا از بین برود. توماس رایت میگوید: «متحدان نمیدانند چه چیزی را باور کنند، دشمنان نمیدانند از چه بترسند و حتی اعضای کابینه هم دقیق نمیدانند برنامه چیست.»
او معتقد است اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، کشورهایی مثل روسیه، کره شمالی و ایران میتوانند از این سردرگمی بیشترین استفاده را ببرند.
در مقابل، کاخ سفید از سیاست اول آمریکا دفاع میکند و میگوید این رویکرد به توافقهای تجاری بهتر، همکاریهای بیشتر و افزایش هزینههای دفاعی متحدان منجر شده است. به ادعای سخنگوی کاخ سفید، اگر تهدید هستهای ایران برای همیشه از بین برود، جهان در نهایت امنتر و باثباتتر خواهد شد.
شوک انرژی و تمایل کشورها به اتحاد با چین؟
از آغاز حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه، بازار جهانی انرژی بهشدت ضربه خورده است. بسته شدن تنگه هرمز و حملات ایران به تأسیسات انرژی در خاورمیانه شوک بزرگی را به بازار وارد کرده است.
در کوتاهمدت، آمریکا که همین حالا هم بزرگترین تولیدکننده نفت و گاز جهان است، توانسته تا نفوذ بیشتری بر بازار انرژی پیدا کند. اما این برتری احتمالا موقتی است.
در این میان، بسیاری از کشورهای آسیایی که بیشترین آسیب را از نوسانات قیمت انرژی دیدهاند، اکنون به فکر تغییر مسیر افتادهاند. راههایی چون توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، بازگشت به انرژی هستهای و کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی.
اقتصادنیوز: برخلاف روایتهای سادهسازیشدهای که جهان را به رقابت میان آمریکا و چین تقلیل میدهند، واقعیت بسیار پیچیدهتر است. امروزه قدرت در هر منطقه به شکل متفاوتی توزیع شده و هیچ بازیگر واحدی توان کنترل همهجانبه ندارد.
اروپا هم که هنوز اثرات بحران انرژی پس از جنگ اوکراین را فراموش نکرده است، بهدنبال متنوعسازی منابع انرژی، افزایش بهرهوری و گسترش خودروهای برقی است.
در مجموع، کشورها به این نتیجه رسیدهاند که برای فرار از شوکهای ناشی از سوختهای فسیلی،مثل کمبود یا جهش ناگهانی قیمتها که به رکود تورمی منجر میشود، باید به گزینههایی مانند انرژی خورشیدی، باتری و خودروهای برقی روی آورد. در این مسیر، بسیاری از آنها ناگزیر به سمت چین متمایل خواهند شد؛ کشوری که بخش بزرگی از زنجیره تأمین انرژی پاک را در اختیار دارد.
نشست بریتانیا و فرانسه در غیاب آمریکا
با ادامه جنگ، فشار بر متحدان نظامی آمریکا بیشتر نمایان میشود. در گذشته واشنگتن معمولا موفق میشد تا حتی متحدان مردد را نیز با خود همراه کند، اما این بار دولت ترامپ پیش از حمله حتی نزدیکترین متحدان خود را هم در جریان نگذاشت. نتیجه این شد که بریتانیا و فرانسه بدون حضور آمریکا، نشستهایی را برای برنامهریزی درباره آینده تنگه هرمز برگزار کردند. همزمان، اتحادیه اروپا بهدنبال تقویت سازوکار دفاعی خود است؛حرکتی که بیارتباط با تهدیدهای ترامپ درباره تصرف گرینلند نیست.
با این حال، واقعیت این است که روابط نظامی آمریکا در جهان هنوز عمیق است و بسیاری از کشورها با وجود نارضایتی، همچنان به قدرت نظامی آن نیاز دارند. نمونه آن رزمایش مشترک آمریکا با فیلیپین، ژاپن و کانادا است که پیام روشنی را برای چین در برداشت.
خاورمیانه در میانه همراهی و تردید
واکنش دولت های خاورمیانه به این جنگ یکدست نیست. اسرائیل بهعنوان نزدیکترین متحد آمریکا، مصمم است تا حد ممکن ایران را تضعیف کند. در مقابل، کشورهای خلیج فارس که در ابتدا سعی داشتند آمریکا را از حمله منصرف کنند، بعد از حملات تلافیجویانه ایران به داراییهای آمریکای در خاک آنها، موضع سختتری گرفتهاند. برای مثال، امارات متحده عربی اکنون نزدیکی بیشتری به آمریکا دارد؛ هرچند همزمان احتمال درخواست کمک مالی از واشنگتن را نیز مطرح کرده است.
جنگ در تمامی جبههها
اثرات این جنگ فقط اقتصادی و نظامی نبوده است؛ بلکه در عرصه دیپلماسی نیز به ضرر آمریکا عمل کرده است. در گزارشی از سفارت آمریکا در دوشنبه آمده که روایتهای ضدآمریکایی در تاجیکستان بهطور چشمگیری در حال گسترش هستند و بازیگران خارجی در حال تقویت نفوذ خود هستند.
گزارشهای مشابهی از بحرین، اندونزی و آذربایجان هم منتشر شده که از افزایش پیامهای ضدآمریکایی و حتی به خطر افتادن روابط امنیتی خبر میدهند.
این وضعیت در حالی است که برخی متحدان آمریکا پیشتر هم نسبت به طرحهایی مانند هیئت صلح ترامپ با تردید نگاه میکردند.
قمار بزرگ کاخ سفید بر سر آینده
با وجود همه اینها، حامیان ترامپ معتقدند این هزینهها در بلندمدت ارزشش را دارد و نتایج آن در آینده به سود رؤسایجمهور بعدی آمریکا تمام میشود.
اما سؤال اصلی همچنان باقی است: «آیا این مسیر واقعا به تقویت جایگاه آمریکا منجر میشود، یا فاصله این کشور با جهان را بیشتر میکند؟»