چرا شانس با بعضی ملت‌ها یار نیست؟

نقشه گنج اقتصاد جهان | چگونه ملت‌ها شکست نمی‌خورند؟ | نگاهی به فرمول جادویی ثروت کشورها با درآمد سرانه بالای 80 هزار دلار

سرویس: اقتصاد کلان کدخبر: ۷۸۸۷۳۳
اقتصادنیوز: شاید به دنیا آمدن هر انسان در هر کشور به شانس و بخت او برگردد، اما آیا حرکت کشورها در مسیر رفاه و توسعه و یا حرکت به سمت فقر و نابرخورداری نیز به شانس و اقبال برمی‌گردد؟
نقشه گنج اقتصاد جهان | چگونه ملت‌ها شکست نمی‌خورند؟ | نگاهی به فرمول جادویی ثروت کشورها با درآمد سرانه بالای 80 هزار دلار

به گزارش اقتصادنیوز، نابرابری تنها میان انسان‌ها نیست، توزیع ثروت میان کشورها نیز نابرابر است. وقتی به نقشه اقتصادی جهان نگاه می‌کنیم، با این واقعیت مواجه می‌شویم که ثروت در سیاره ما به هیچ‌وجه به تساوی تقسیم نشده است و انسان‌ها بسته به این که در کدام مختصات جغرافیایی به دنیا آمده‌اند، استانداردهای زندگی، درآمد و رفاه کاملاً متفاوتی را تجربه می‌کنند.

شاید به دنیا آمدن هر انسان در هر کشور به شانس و بخت او برگردد، اما حرکت کشورها در مسیر رفاه و توسعه و یا حرکت به سمت فقر و نابرخورداری نسبتی با شانس و اقبال ندارد، بلکه به ویژگی‌های جوامع و نیز تصمیمات ملت‌ها و دولت‌هایشان برمی‌گردد. 

مبنای مقایسه

اقتصاددانان برای مقایسه میزان توسعه یافتگی اقتصاد کشورها از شاخص‌های مختلفی استفاده می‌کنند. در این میان یکی از شاخص‌های پرکاربرد و مفید «شاخص تولید ناخالص داخلی سرانه» است. این شاخص که از تقسیم کل ارزش کالاها و خدمات تولید شده در یک کشور طی یک سال بر تعداد کل جمعیت آن به دست می‌آید، تصویر دقیقی از سهم متوسط هر شهروند از کیک اقتصاد یک کشور ارائه می‌دهد. 

آخرین گزارش‌ها و داده‌های آماری صندوق بین المللی پول در سال جاری میلادی، نشان می‌دهد که مرزهای توسعه‌یافتگی و فقر در دنیای امروز بیش از هر زمان دیگری به بهره‌وری، فناوری و البته ساختارهای نهادی گره خورده است. بر اساس این داده‌ها، کشورهای جهان را می‌توان به چهار گروه عمده تقسیم کرد. 

کشورهای خوشبخت؛ با درآمد سرانه بالاتر از 80 هزار دلار

گروه نخست که در بالاترین پله‌های این نردبان ایستاده‌اند، کشورهای با درآمد سرانه بسیار بالا هستند که معمولاً تولید ناخالص داخلی سرانه آن‌ها فراتر از هشتاد هزار دلار در سال است. در صدر این لیست، نام کشورهایی مانند لوکزامبورگ، ایرلند، سنگاپور، قطر، سوئیس و ایالات متحده آمریکا به چشم می‌خورد.

این کشورها اگرچه در وسعت جغرافیایی و تعداد جمعیت تفاوت‌های فاحشی با یکدیگر دارند، اما در یک ویژگی کلیدی مشترک هستند و آن توانایی خلق ارزش افزوده بسیار بالا در اقتصاد جهانی است. برخی از این کشورها مانند لوکزامبورگ و سوئیس به پناهگاه‌های امن مالی و مراکز بانکداری بین‌المللی تبدیل شده‌اند.

برخی دیگر مانند سنگاپور با تبدیل شدن به هاب تجاری و ترانزیتی جهان و ایجاد یکی از آزادترین محیط‌های کسب‌وکار، ثروت افسانه‌ای برای شهروندان خود ایجاد کرده‌اند. قطر و امارات متحده عربی با تکیه بر منابع غنی انرژی و سپس تنوع‌بخشی هوشمندانه به اقتصاد خود از طریق گردشگری و سرمایه‌گذاری‌های جهانی در این ردیف قرار دارند. ایرلند به واسطه سیاست‌های مالیاتی جذاب خود به مرکز استقرار غول‌های فناوری و داروسازی جهان تبدیل شده و ایالات متحده به عنوان بزرگترین اقتصاد این گروه، با نوآوری‌های بی‌پایان در حوزه‌های هوش مصنوعی، فناوری اطلاعات و بازارهای مالی عمیق، پیشران اصلی این پله از اقتصاد جهانی است.

روندهای اخیر داده‌های صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد که ثروت این گروه به شدت تحت تأثیر موج تازه سرمایه‌گذاری‌ها در بخش فناوری‌های پیشرفته و هوش مصنوعی در حال جهش بیشتر است و فاصله آن‌ها با بقیه جهان رو به افزایش است.

وال استریت

کشورهای توسعه یافته با درآمد سرانه 25 تا 80 هزار دلار

در پله دوم، کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه پیشرفته با درآمد سرانه متوسط رو به بالا قرار دارند که رقمی بین بیست و پنج هزار تا هشتاد هزار دلار را شامل می‌شود. این بخش از جهان شامل بخش عمده‌ای از کشورهای اتحادیه اروپا مانند آلمان، فرانسه، ایتالیا و کشورهای حوزه اسکاندیناوی و همچنین اقتصادهای پویای آسیای شرقی مانند ژاپن، کره جنوبی و تایوان است. 

ویژگی بارز این گروه، برخورداری از زیرساخت‌های صنعتی بسیار قوی و زنجیره‌های تأمین پیچیده است. برای مثال، آلمان و ژاپن به عنوان غول‌های صنعتی جهان، ثروت خود را از طریق صادرات ماشین‌آلات دقیق، خودرو و صنایع سنگین به دست می‌آورند. کره جنوبی و تایوان نیز با تمرکز بر صنایع نیمه‌هادی و قطعات الکترونیکی پیشرفته، نقشی حیاتی در حیات دیجیتال دنیای امروز ایفا می‌کنند. 

با این حال، داده‌های سال 2026 نشان می‌دهند که این گروه با چالش‌های جدی نظیر پیری جمعیت، هزینه‌های بالای انرژی و کندی نرخ رشد مواجه است. به عنوان نمونه، اقتصاد ژاپن و آلمان در سال‌های اخیر رشد بسیار ناچیزی را تجربه کرده‌اند که ناشی از کاهش تقاضای داخلی و تغییرات ساختاری در تجارت جهانی است. با این حال، سطح بالای انباشت سرمایه و دانش فنی در این کشورها باعث شده که کیفیت زندگی شهروندانشان در بالاترین استانداردهای جهانی حفظ شود.

GDP_per_capita_nominal_world_map_2026

نقشه تقسیم‌بندی کشورها بر مبنای سرانه تولید ناخالص داخلی - 2025

کشورهای متوسط رو به پائین با درآمد سرانه 5 تا 25 هزار دلار

پله سوم به کشورهای با درآمد سرانه متوسط رو به پایین اختصاص دارد که دامنه درآمدی آن‌ها بین پنج هزار تا بیست و پنج هزار دلار نوسان می‌کند. این گروه وسیع و ناهمگون، شامل بخش بزرگی از جمعیت جهان می‌شود و کشورهایی مانند چین، هند، برزیل، مکزیک، ترکیه، ایران و بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین و جنوب شرقی آسیا را در بر می‌گیرد. این کشورها را معمولاً به عنوان بازارهای نوظهور می‌شناسند. ویژگی اصلی این اقتصادها، وفور نیروی کار جوان و ارزان، منابع طبیعی قابل توجه و پتانسیل بالای رشد اقتصادی است. 

چین به عنوان رهبر این گروه، در سه دهه گذشته با تن دادن به قواعد اقتصاد آزاد و تبدیل شدن به کارخانه جهان، صدها میلیون نفر را از فقر مطلق نجات داده و اکنون در مرز ورود به کشورهای با درآمد بالا قرار دارد، هرچند در سال جاری با چالش‌هایی در بخش مسکن و کاهش تقاضای داخلی روبرو است که رشد آن را به محدوده دو و نیم درصد کاهش داده است.

هند نیز با رشد اقتصادی خیره‌کننده خود در سال‌های اخیر، به یکی از موتورهای اصلی رشد جهانی تبدیل شده است. کشورهای این گروه در حال گذار از اقتصادهای مبتنی بر کشاورزی و منابع خام به سمت اقتصادهای صنعتی و خدماتی هستند. چالش بزرگ این گروه، پدیده‌ای است که اقتصاددانان به آن تله درآمد متوسط می‌گویند؛ وضعیتی که در آن کشورها دیگر نمی‌توانند به دلیل افزایش دستمزدها با کشورهای ارزان‌قیمت رقابت کنند، اما هنوز زیرساخت و فناوری لازم برای رقابت با کشورهای پیشرفته را نیز به دست نیاورده‌اند.

کشورهای فرودست با درآمد سرانه کمتر از 5 هزار دلار

در نهایت، در پایین‌ترین پله این دسته‌بندی، کشورهای با درآمد سرانه پایین قرار دارند که تولید ناخالص داخلی سرانه آن‌ها کمتر از پنج هزار دلار و در بسیاری از موارد حتی کمتر از هزار و پانصد دلار در سال است. بخش عمده‌ای از این کشورها در منطقه جنوب صحرای آفریقا و بخش‌هایی از آسیای مرکزی و خاورمیانه واقع شده‌اند؛ کشورهایی مانند بروندی، سیرالئون، افغانستان و جمهوری آفریقای مرکزی. 

ویژگی مشترک این اقتصادها، وابستگی شدید به کشاورزی سنتی، عدم برخورداری از نهادهای سیاسی و اقتصادی پایدار، شیوع گسترده فساد، ضعف شدید در سیستم‌های آموزشی و بهداشتی و در بسیاری از موارد، درگیری‌های داخلی و بی‌ثباتی سیاسی است. داده‌های صندوق بین‌المللی پول در سال 2026 حاوی نکات هشدارآمیزی برای این کشورهاست. کاهش کمک‌های توسعه‌ای بین‌المللی، بالا رفتن قیمت جهانی مواد غذایی و سوخت، و بار سنگین بدهی‌های خارجی باعث شده که این کشورها در یک چرخه باطل فقر گرفتار شوند و نرخ رشد اقتصادی آن‌ها حتی نتواند سرعت رشد جمعیتشان را پوشش دهد.

پرسش اساسی

پرسش اساسی این است که ویژگی مشترک کشورهای پله‌های بالایی چیست و چه عواملی تفاوت میان یک شهروند لوکزامبورگی با درآمد سالانه بیش از صد هزار دلار را با یک شهروند بروندیایی با درآمد چندصد دلاری رقم می‌زند؟ 

بهره‌وری؛ عامل تعیین کننده است

نخستین و حیاتی‌ترین ویژگی کشورهای با درآمد سرانه بالا، سطح بالای بهره‌وری است. بهره‌وری به زبان ساده یعنی این که یک کارگر در یک ساعت کار، چه مقدار کالا یا خدمت باارزش تولید می‌کند. در کشورهای ثروتمند، یک ساعت کار به دلیل دسترسی به فناوری‌های پیشرفته، ماشین‌آلات مدرن و مدیریت علمی، ارزش مادی بسیار بیشتری نسبت به کشورهای فقیر ایجاد می‌کند. ریشه این بهره‌وری بالا در مفهوم سرمایه انسانی نهفته است. کشورهای ثروتمند دهه‌هاست که بخش عمده‌ای از درآمد خود را صرف آموزش باکیفیت، بهداشت عمومی و توسعه مهارت‌های تخصصی کرده‌اند.

نیروی کار در این کشورها صرفاً کار بدنی انجام نمی‌دهد، بلکه دانش و تخصص را به کار می‌گیرد. این امر به نوآوری منجر می‌شود؛ یعنی توانایی خلق محصولات جدید، خدمات کارآمدتر و روش‌های نوین تولید که در بازارهای جهانی خریدار دارند. روندهای جاری اقتصاد جهانی در سال 2026 نشان می‌دهد که کشورهای پیشرو، بخش بزرگی از رشد اقتصادی خود را مدیون سرمایه‌گذاری سنگین در دارایی‌های فکری و فناوری‌های تحول‌آفرین مانند هوش مصنوعی و اتوماسیون صنعتی هستند که بهره‌وری را افزایش می‌دهد.

اهمیت کیفیت نهادهای اجتماعی 

عامل کلیدی دوم که کشورهای ثروتمند را متمایز می‌کند، کیفیت نهادهای اجتماعی است. اقتصاددانان ثابت کرده‌اند که جغرافیا، سابقه استعمار و غارت کشورها، آب‌وهوا یا شانس، عوامل تعیین‌کننده ثروت ملت‌ها نیستند، بلکه این نهادهای یک کشور هستند که سرنوشت اقتصادی آن را رقم می‌زنند. 

منظور از نهادها، قوانین بازی در یک جامعه است. کشورهای با تولید ناخالص داخلی سرانه بالا دارای نهادهای اقتصادی فراگیر و کارآمد هستند. در این کشورها، حاکمیت قانون برقرار است، مالکیت خصوصی محترم شمرده می‌شود و دادگاه‌ها مستقل هستند. وقتی یک کارآفرین یا سرمایه‌گذار بداند که دولت یا افراد قدرتمند نمی‌توانند دسترنج او را به زور تصاحب کنند، انگیزه پیدا می‌کند که سرمایه خود را به کار اندازد، ریسک کند و دست به نوآوری بزند.

در مقابل، در کشورهای کم‌درآمد، دولت‌های مداخله‌گر حاکم هستند و قوانین به گونه‌ای تنظیم شده‌اند که ثروت را از بخش عمده جامعه استخراج کرده و به جیب یک اقلیت کوچک و قدرتمند سرازیر کنند. در چنین محیط‌هایی، امنیت اقتصادی وجود ندارد، فساد ساختاری مانع رقابت سالم می‌شود و استعدادها به جای کارآفرینی، انرژی خود را صرف فرار از اقتصاد رسمی یا توزیع رانت می‌کنند.

صندوق بین المللی پو

ثبات اقتصاد کلان و مشارکت در زنجیره‌ اقتصاد جهانی 

علاوه بر بهره‌وری و نهادها، ثبات اقتصاد کلان و یکپارچگی با بازارهای جهانی دو بال دیگر پرواز کشورهای ثروتمند هستند. کشورهای پله اول و دوم جهان معمولاً دارای نرخ‌های تورم پایین و پیش‌بینی‌پذیر، ساختارهای مالیاتی شفاف و بازارهای مالی عمیق و کارآمد هستند. این ثبات به کسب‌وکارها اجازه می‌دهد تا برای بلندمدت برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری کنند. از سوی دیگر، هیچ کشوری در تاریخ معاصر نتوانسته است در انزوا و با بستن مرزهای خود به ثروت پایدار دست یابد.

کشورهای پردرآمد، بازیگران اصلی تجارت جهانی هستند. آن‌ها با باز کردن اقتصاد خود به روی جریان سرمایه، کالا، خدمات و از همه مهم‌تر، جریان ایده و دانش بین‌المللی، توانسته‌اند از مزیت‌های نسبی خود نهایت استفاده را ببرند. صندوق بین‌المللی پول در گزارش‌های اخیر خود هشدار می‌دهد که موج جدید سیاست‌های حمایتی و افزایش تعرفه‌های تجاری در جهان، می‌تواند به زنجیره‌های تأمین آسیب بزند و رشد اقتصادی را محدود کند؛ با این حال، کشورهایی که توانسته‌اند با تغییر مسیر تجارت و تنوع‌بخشی به شرکای خود انعطاف‌پذیری نشان دهند، همچنان موقعیت برتر خود را حفظ کرده‌اند.

اهمیت تکنولوژی و نوآوری

فرآیند رشد اقتصادی پایدار یک پدیده چندبعدی است که موتور محرک اول آن، انباشت سرمایه فیزیکی و زیرساختی است. کشورها برای رشد نیاز به جاده‌های باکیفیت، بنادر مدرن، شبکه‌های برق پایدار، اینترنت پرسرعت و کارخانه‌های مجهز دارند. سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها، هزینه‌های تولید و حمل‌ونقل را به شدت کاهش می‌دهد و به کل اقتصاد شتاب می‌بخشد. اما انباشت سرمایه فیزیکی به تنهایی کافی نیست و پس از مدتی دچار قانون بازده نزولی می‌شود؛ یعنی افزودن مداوم کارخانه‌ها بدون تغییر در روش تولید، دیگر رشد فوق‌العاده‌ای ایجاد نمی‌کند. اینجاست که نقش پیشرفت تکنولوژی و نوآوری به عنوان مهم‌ترین عامل رشد بلندمدت آشکار می‌شود.

تکنولوژی به جامعه اجازه می‌دهد که با مقدار ثابتی از نیروی کار و سرمایه، خروجی بیشتری تولید کند. تحولات اخیر اقتصادی جهان به وضوح نشان می‌دهند که چگونه کشورهایی که در خط مقدم انقلاب دیجیتال و هوش مصنوعی قرار دارند، توانسته‌اند نرخ رشد خود را بهبود ببخشند و بهره‌وری نیروی کار خود را به سطوح بی‌سابقه‌ای برسانند.

گذار ساختاری

عامل دگرگون‌کننده دیگری که روند رشد اقتصادی کشورها را تسریع می‌کند، گذار ساختاری است. گذار ساختاری یعنی حرکت منابع اقتصادی (نیروی کار و سرمایه) از بخش‌های با بهره‌وری پایین مانند کشاورزی سنتی به سمت بخش‌های با بهره‌وری بالا مانند صنعت و خدمات مدرن. وقتی یک کشور زمینه‌ای فراهم می‌کند تا کارگران روستایی به شهرها مهاجرت کنند و در کارخانه‌های قطعات الکترونیکی یا شرکت‌های خدماتی مشغول به کار شوند، تولید کل کشور به طور ناگهانی جهش می‌کند. این همان اتفاقی است که در دهه‌های گذشته در چین و کره جنوبی رخ داد و امروز در هند و ویتنام در حال تکرار است. 

پویایی بخش خصوصی و ایجاد محیطی رقابتی که در آن شرکت‌های ناکارآمد از بین بروند و شرکت‌های نوآور و کارآمد رشد کنند، سوخت اصلی این گذار ساختاری است. دولتی که بتواند با مقررات‌زدایی هوشمندانه، آزادسازی، تسهیل راه‌اندازی کسب‌وکار، خصوصی‌سازی و مبارزه با انحصار، فضا را برای جولان کارآفرینان باز کند، بستر لازم برای رشد پایدار را فراهم کرده است.

چشم‌انداز پیشِ‌رو

بر مبنای داده‌های صندوق بین‌المللی پول، رشد اقتصاد جهانی در سال 2026 در محدوده 3.3 درصد تثبیت شده است، اما این عدد متوسط، تصویری واقعی از شکاف عمیق میان کشورها ارائه نمی‌دهد. در حالی که برخی از اقتصادها به واسطه نوآوری‌های تکنولوژیک و نهادهای منعطف خود در حال اوج‌گیری هستند، بخش دیگری از جهان به دلیل حاکمیت اقتصادهای دستوری، ضعف‌های ساختاری و انزوا از اقتصاد جهانی در جا می‌زنند.

راهکار خروج از پله‌های پایینی و حرکت به سمت پله‌های بالاتر، یک راز سرپوشیده‌ای نیست؛ داده‌ها و فکت‌های تاریخی نشان می‌دهند که مسیر ثروتمند شدن ملت‌ها از سرمایه‌گذاری روی انسان‌ها، اصلاح نهادها برای تضمین آزادی و امنیت اقتصادی، ارتقای بهره‌وری از طریق تکنولوژی و مبادله اقتصادی آزاد با جهان می‌گذرد. 

خبر مرتبط
«صف» و «بازار سیاه» از کجا می‌آیند؟ | مقصر تورم «گران‌فروشان» هستند؟ | تغییر مسیر اخلاقی جامعه با سرکوب قیمت‌ها

اقتصادنیوز: شاید اسم ناصرخسرو شما را هم بیشتر از آن که به یاد شاعر قرن پنجم بیندازد، یادآور نام خیابانی باشد که در آن داروهای کمیاب پیدا می‌شود. بازاری غیررسمی که قیمت‌ها نیز در آن بالاتر از داروخانه‌ها هستند. تا به حال به این فکر کرده‌اید که بازارهای غیررسمی، زیرزمینی و به اصطلاح «بازار سیاه» چگونه شکل می‌گیرد؟

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O