روی دیگر تلاش‌ها برای ترور ترامپ به روایت «نیویورک تایمز»

تنهایی دونالد ترامپ؛ رئیس جمهوری که خشونت را تبلیغ می‌کند | رونمایی از ویژگی‌ تعیین‌ کننده در زبان سیاسی ترامپ

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۸۳۰۲۰
اقتصادنیوز: دونالد ترامپ بدون هیچ تردیدی منتقدان فردی را با پیام‌های تند در شبکه‌های اجتماعی هدف قرار می‌دهد یا کشورها را به نابودی کامل تهدید می‌کند.
تنهایی دونالد ترامپ؛ رئیس جمهوری که خشونت را تبلیغ می‌کند | رونمایی از ویژگی‌ تعیین‌ کننده در زبان سیاسی ترامپ

به گزارش اقتصادنیوز، شنبه‌شب، یک فرد مسلح تلاش کرد دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا را ترور کند. این سومین تلاش از این دست در حدود دو سال گذشته بود. اولین بار در سال ۲۰۲۴ و در جریان یک گردهمایی در باتلرِ پنسیلوانیا رخ داد، جایی که رئیس‌جمهور که آن زمان هنوز نامزد بود؛ دچار جراحاتی شد. تلاش بعدی در همان سال و این‌بار در اقامتگاه مار-آ-لاگو اتفاق افتاد، جایی که فرد مهاجم پیش از آن‌که بتواند نزدیک شود، متوقف شد و حالا این حادثه‌ اخیر در ضیافت انجمن خبرنگاران کاخ سفید در واشینگتن رخ داده است.

نیویورک تایمز در گزارشی نوشته: برای تکمیل فهرست خشونت‌های سیاسی اخیر، می‌توان به ترور ملیسا هورتمن، رئیس پیشین مجلس نمایندگان ایالت مینه‌سوتا، و همسرش در تابستان گذشته اشاره کرد و همچنین نگاهی به کشته شدن چارلی کرک از متحدان نزدیک به ترامپ در رویدادی در یوتا در اواخر همان سال انداخت.

خبر مرتبط
شکاف محسوس بین منافع ترامپ با نتانیاهو در جنگ علیه ایران | اسرائیلی‌ها احساس خستگی و ناامیدی می‌کنند

اقتصادنیوز: نارضایتی اخیر اسرائیلی‌ها، علاوه بر جنگ حل‌نشده در غزه است، نمونه دیگری که در آن ترامپ به نتانیاهو فشار آورده تا عملیات نظامی را کاهش دهد.

قابل پیش‌بینی بود که پس از تلاش شنبه‌شب برای ترور ترامپ، متحدان او فورا مخالفان سیاسی‌اش را مقصر بدانند. کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، روز دوشنبه گفت: «دروغ‌ها و تخریب‌های بیمارگونه علیه رئیس‌جمهور، خانواده‌اش و حامیانش باعث شده افراد دیوانه باورهای دیوانه‌واری پیدا کنند و از این سخنان الهام بگیرند و دست به خشونت بزنند.»

خود ترامپ هم در مصاحبه‌ای با سی‌بی‌اس گفت: «فکر می‌کنم نفرت‌پراکنی دموکرات‌ها بسیار خطرناک‌ است.»

استدلال جمهوری‌خواهان در مورد ترور ترامپ

استدلال جمهوری‌خواهان ساده است: هرچه دموکرات‌ها بیشتر از ترامپ انتقاد کرده و هرچه او را به‌عنوان نیرویی مخرب در سیاست آمریکا محکوم کنند؛ بیشتر جان او را به خطر می‌اندازند. اما این استدلال زیر ذره‌بین دوام نمی‌آورد.

نخست اینکه حتی تندترین اظهارات دموکرات‌ها در سال‌های اخیر هم کاملا در چارچوب گفتمان معمول سیاسی در ایالات متحده قرار می‌گیرد. هیچ رهبر منتخب دموکراتی خواستار خشونت علیه ترامپ یا متحدانش نشده است. همه همچنین خشونت‌هایی را وقتی رخ داده محکوم کرده‌اند. به‌سختی می‌توان خلاف این را در میان مقامات حزب دموکرات یا فعالان لیبرال یافت.

اما درباره جناح راست سیاسی چنین نمی‌توان گفت؛ جایی که افرادی مانند استیو بنن از زدن سرها بر سر نیزه‌ها سخن می‌گویند و قطعا درباره خود رئیس‌جمهور هم نمی‌توان چنین ادعایی کرد. ترامپ از زمانی که در سال ۲۰۱۵ به‌عنوان یک چهره سیاسی وارد صحنه ملی شد، یکی از برجسته‌ترین مروجان زبان خشونت‌آمیز علیه مخالفان سیاسی‌اش بوده است.

استیو بنن

در واقع، خیال‌پردازی درباره خشونت علیه دشمنان سیاسی، یکی از ویژگی‌های تعیین‌کننده زبان سیاسی ترامپ است. در نخستین کارزار انتخاباتی‌اش، وقتی درباره این فکر می‌کرد که آیا می‌توان کاری علیه ریاست‌جمهوری هیلاری کلینتون انجام داد، به طرفداران متمم دوم اشاره کرد. در تابستان ۲۰۲۰، زمانی که اعتراضات مربوط به جورج فلوید سراسر کشور را فراگرفته بود، ترامپ معترضان را به خشونت تهدید کرد و گفت: «این اراذل یاد جورج فلوید را بی‌حرمت می‌کنند و من اجازه نمی‌دهم… وقتی غارت شروع شود، تیراندازی هم شروع می‌شود.»

او خواستار مجازات اعدام برای مارک میلی، رئیس پیشین ستاد مشترک ارتش شد، و یک‌بار مخالفان سیاسی‌اش را با حشرات موذی مقایسه کرد و آنان را تهدید واقعی برای کشور خواند. در آستانه پیروزی دومش در سال ۲۰۲۴، حتی از استفاده از ارتش برای مقابله با دشمنان داخلی که آنان را افراد بیمار و چپ‌های افراطی دیوانه توصیف کرد، سخن گفت.

و البته، حمله ۶ ژانویه ۲۰۲۱ به ساختمان کنگره را هم به یاد بیاورید که ترامپ در آن زمان گفته بود: «با ضعف هرگز کشورمان را پس نمی‌گیرید.» 

او به هزاران نفر از حامیانش در تجمعی مقابل کاخ سفید گفت. باید بجنگیم. مثل جهنم بجنگیم. اگر این‌طور نجنگید، دیگر کشوری نخواهید داشت.

این‌ها تنها نمونه کوچکی از استفاده ترامپ از زبان خشونت‌آمیز است.

محافظه‌کاران زمانی درک می‌کردند که جوامع نظام‌هایی پیچیده‌اند و دلیل حفظ برخی هنجارها و سنت‌ها، جلوگیری از هرج‌ومرج و آشفتگی بی‌مورد در روند تغییر و پیشرفت است. ما نمی‌توانیم تمام پیامدهای اعمال خود را پیش‌بینی کنیم، بنابراین باید با دقت و سنجیدگی حرکت کنیم. باید در اهداف خود متواضع باشیم، از خطاپذیری خود آگاه، و نسبت به این‌که چگونه امور می‌توانند از کنترل خارج شوند، هوشیار.

البته، تا آنجا که این دیدگاه واقعاً در محافظه‌کاری آمریکایی تأثیرگذار بوده، بیشتر برای دفاع از نابرابری‌ها و سلسله‌مراتب موجود به کار رفته است؛ مثلاً دفاع ویلیام اف. باکلی جونیور از جنوب دوران جیم کرو، یا حملات رونالد ریگان به برنامه مدیکر. آنچه شبیه خرد به نظر می‌رسید، اغلب صرفاً ابزاری بلاغی برای توجیه قدرت برخی بر دیگران بود.

خشونت واقعی در کمین است

با این حال، در آن روحیه‌ فروتنی نکته‌ای قابل تامل وجود دارد، به‌ویژه در سیاست. و این موضوع درباره زبان خشونت‌آمیز ترامپ هم صدق می‌کند. اگر رؤسای‌جمهور پیش از او چنین سخن نمی‌گفتند، نه به این دلیل بود که روحیه تهاجمی نداشتند یا از انتقاد و تمسخر ناراحت نمی‌شدند؛ بلکه به این دلیل که وزن و قدرت این جایگاه را درک می‌کردند و می‌دانستند چنین زبانی می‌تواند از کنترل خارج شود و به خشونت واقعی و بی‌نظمی بینجامد.

اما در مورد ترامپ با رئیس‌جمهوری مواجهیم که نگران تأثیر سخنانش نیست، کسی که از به‌کارگیری آن‌ها به‌عنوان سلاح علیه دیگران لذت می‌برد، بی‌آنکه به پیامدهایش یا افرادی که ممکن است تحت تأثیر قرار گیرند فکر کند. برای مثال، او بدون تردید گروهی از نمایندگان دموکرات را خائن خوانده که مرتکب رفتارهای فتنه‌انگیز در بالاترین سطح شده‌اند و باید دستگیر و محاکمه شده و حتی با مرگ مجازات شوند.

او همچنین بدون هیچ تردیدی منتقدان فردی را با پیام‌های تند در شبکه‌های اجتماعی هدف قرار می‌دهد یا کشورها را به نابودی کامل تهدید می‌کند.

دونالد ترامپ

شاید ترامپ به قدرت کلماتش اهمیت ندهد، اما این کلمات همچنان اهمیت دارند. آن‌ها بر جامعه سنگینی می‌کنند. ده سال زبان خشونت‌آمیز، ده سال دامن زدن به اختلاف و درگیری، ده سال دعوت به تغییر از طریق خشونت، همه این‌ها اثر خود را گذاشته‌اند.

این‌طور نیست که خشونت سیاسی برای آمریکایی‌ها پدیده‌ای جدید باشد؛ بلکه یکی از ویژگی‌های تعیین‌کننده تجربه ملی آن‌هاست. اما در فاصله میان ترورهای دهه ۱۹۶۰ تا امروز، روندی کاهشی در این نوع خشونت وجود داشت. ورود ترامپ به سیاست آمریکا با معکوس شدن این روند همراه بوده، با افزایش این احساس در میان برخی افراد که تنها راه ایجاد تغییر، استفاده از زور است.

ترامپ و تلاش‌ها برای ترور

ترامپ عامل مستقیم تلاش‌ها برای ترور خودش نیست. اما نادیده گرفتن نقش او در شکل دادن به فضایی که در آن زندگی می‌کنیم، صادقانه نیست فضایی که در آن چنین رویدادهایی محتمل‌تر شده‌اند. و به‌عنوان شناخته‌شده‌ترین سیاستمدار کشور، فضایی که در آن خشونت سیاسی محتمل‌تر است، فضایی است که او نیز ممکن است به هر دلیلی هدف قرار گیرد.

واکنش ترامپ به این آخرین تلاش برای ترورش این بود که به خبرنگاران گفت به همین دلیل به یک سالن رقص بزرگ نیاز دارد، فضایی که بتواند در آن با امنیت مراسم برگزار کند و شکی نیست که علاوه بر خودبزرگ‌بینی‌اش، این سالن نشان‌دهنده تمایل او به تبدیل کاخ سفید به نسخه‌ای از ورسای در آمریکای شمالی است.

اما باید به جنبه دیگری هم توجه کرد: تمایل به فاصله گرفتن از جهان. این رئیس‌جمهوری است که به‌ندرت از محدوده کاخ سفید یا مار-آ-لاگو خارج می‌شود. به‌ندرت به میان مردم می‌رود. هرچند گاهی تجمعاتی برگزار می‌کند، اما مانند بسیاری از رؤسای‌جمهور دیگر در جهان حرکت نمی‌کند. بیش از بسیاری از کسانی که این مقام را داشته‌اند، او در یک حباب زندگی می‌کند.

بخشی از این موضوع ناشی از خودشیفتگی است. بخشی دیگر از تنبلی. اما به گمان من، بخشی از آن ترس است. ترامپ از جهان می‌ترسد و شاید، به نوعی، از جهانی که خودش در شکل‌گیری آن نقش داشته نیز می‌ترسد.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O