بازنگری در استراتژی امنیتی خلیج فارس

سود چین از جنگ ایران و توافق احتمالی تهران - واشنگتن | جنگ به شکل‌دهی نظم منطقه‌ای جدید کمک می‌کند؟

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۸۵۳۵۳
اقتصادنیوز: چین به دنبال کسب نقش امنیتی ایالات متحده نخواهد بود، اما می‌تواند نقش مهمی در ایجاد نظم منطقه‌ای جدید ایفا کند، زیرا کشورهای خلیج فارس در حال بازنگری در استراتژی‌های امنیتی خود هستند.
سود چین از جنگ ایران و توافق احتمالی تهران - واشنگتن | جنگ به شکل‌دهی نظم منطقه‌ای جدید کمک می‌کند؟

به گزارش اقتصادنیوز، منازعه فزاینده و تاکنون لاینحل بین ایالات متحده آمریکا و ایران، آسیب‌پذیری‌های نظامی و استراتژیک آمریکا را آشکار می‌کند و درس‌های مهمی را به بزرگ‌ترین رقیب خود ارائه می‌دهد.

برگ برنده پکن در مذاکرات؟

به نوشته پالیتیکو، در حالی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده و شی جین پینگ، رهبر چین، برای دیداری مهم در روزهای آینده آماده می‌شوند، واشنگتن در یک آتش‌بس نامشخص گرفتار شده است. و با توجه به اینکه متحدان مایوس آمریکا از کمک خودداری می‌کنند و جنگ دردسرهای سیاسی برای ترامپ در داخل ایجاد کرده، مقامات دفاعی فعلی و سابق ایالات متحده نگرانند که چین با برگ برنده وارد این نشست شود.

آمریکا و چین

در واقع، چین نظاره‌گر این است که ایالات متحده در شکستن بستن تنگه هرمز از سوی ایران هنوز ناکام بوده و قدرت آتش سنگینی را حفظ کرده، دولت ترامپ برای خروج از یک جنگ نامحبوب تلاش می‌کند، قیمت جهانی انرژی افزایش می‌یابد و اسناد استراتژیک پنتاگون نشان می‌دهد که دفع پکن دیگر اولویت اصلی نیست.

خبر مرتبط
زورآزمایی ترامپ و شی در پکن | رهبران آمریکا و چین در موضوع «ایران» به‌هم نزدیک می‌شوند؟

اقتصادنیوز: تنش‌های ژئوپلیتیکی، به ویژه در حوزه تجارت، تایوان، جنگ ایران و هوش مصنوعی بر نشست آتی رئوسای جمهور آمریکا و چین سایه افکنده است.

به گفته یک مقام دفاعی سابق آمریکا «چینی‌ها کاملاً حق دارند بگویند دیگر چه چیزی برای ایجاد بازدارندگی دارید؟ برای اینکه یک معامله بزرگ جواب بدهد، باید قدرت لازم برای حمایت از آن را داشته باشید. در این‌جا دیگر نمی‌توانید بلوف بزنید».

تنگنای تنگه و زرادخانه در حال کاهش

دیدار بین رهبران دو ابرقدرت جهان دو ماه پس از آن صورت می‌گیرد که ترامپ نشست اولیه در پکن را به تعویق انداخت و دلیل آن را نیاز به تمرکز بر جنگ نوپای آن زمان عنوان کرد. اما اکنون به نظر می‌رسد که کمپین نظامی ایالات متحده از تمرکز بر نابودی برنامه‌های هسته‌ای ایران به یک درگیری آشفته‌تر و طولانی‌تر با تمرکز بر این‌که چه کسی تنگه هرمز را کنترل می‌کند، تغییر یافته است -تنگه‌ای که حدود 20 درصد از عرضه نفت جهان از آن عبور می‌کند. 

آمریکا و چین

به گفته یک مقام دفاعی آمریکا «ارتش چین کاملاً از نزدیک عملیات ما علیه ایران را بررسی می‌کند تا آسیب‌پذیری‌هایی را که می‌توانند در درگیری با ایالات متحده از آن‌ها بهره‌برداری کنند، شناسایی کند». این مقام گفت که چین به نحوه برنامه‌ریزی فرماندهان نظامی ایالات متحده برای عملیات و اجرای برنامه‌هایشان، از جمله سرعت حملات موشکی و جمع‌آوری اطلاعات، توجه دارد.

پکن که به سرعت در حال افزایش ذخایر موشک‌های دوربرد و پهپادهای خود است، متوجه شده که ایالات متحده برای بازگشایی تنگه یا متوقف کردن حملات ایران به کشتی‌ها با مشکل مواجه است. تغییر مسیر کشتی‌ها، پدافند هوایی و نیروها از اقیانوس آرام به خاورمیانه نیز نشانه‌ای از نامحدود نبودن زرادخانه ایالات متحده است.

به گفته یک مقام دفاعی آمریکایی «پنتاگون هنوز عملکرد تاکتیکی قوی‌ای از خود نشان می‌دهد. اما بدون سیاست و استراتژی مشخص، ما در سطح عملیاتی جنگ دچار مشکل هستیم. سوالی که آنها باید به آن پاسخ دهند این است که آیا این منحصر به [دولت] فعلی است یا یک مسئله گسترده‌تر در جنگ آمریکا است».

مقامات دفاعی آمریکا علناً اصرار داشته‌اند که دارایی‌های منتقل شده، که شامل یک گروه تهاجمی ناو هواپیمابر و چندین کشتی نیروی دریایی حامل ۲۵۰۰ تفنگدار دریایی است، آمادگی ایالات متحده را در اقیانوس آرام کاهش نداده است.

در حالی که نیروهای چینی بسیار پیشرفته‌تر از ایران هستند، تهران به ویژه در استفاده از پهپادهای تهاجمی ارزان و یک‌طرفه برای انجام حملات گسترده و غلبه بر برخی از پدافندهای هوایی مهارت ویژه‌ای از خود نشان داده است. 

به گفته بکا واسر، متخصص استراتژی دفاعی «ذخایر موشکی چین احتمالاً بسیار بزرگتر از ذخایر موشکی ایران است، بنابراین آنها می‌توانند با برخی از موشک‌های خود به همان روشی که ایران با پهپادهای خود رفتار کرده است، رفتار کنند. آن‌ها نیازی به استفاده از پهپادها برای گیج کردن رادارهای پدافند هوایی و غلبه بر سیستم‌ها به همان روش ندارند. بنابراین، حداقل در مراحل اولیه جنگ احتمالی با ایالات متحده، هیچ گونه تصرف واقعی در دارایی‌ها وجود نخواهد داشت».

مانیتورینگ واشنگتن از شرق نزدیک

پکن نیز مشکلات خاص خود را دارد. چین از زمان حمله به ویتنام در سال ۱۹۷۹ در هیچ جنگی شرکت نکرده و درگیر یک پاک‌سازی نظامی گسترده است که منجر به صدور حکم اعدام برای دو وزیر دفاع سابق، لی شانگفو و وی فنگ، در هفته گذشته شد. بر اساس آمار گردآوری شده توسط اندیشکده مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی، این سرکوب از سال ۲۰۲۲ منجر به اخراج بیش از ۱۰۰ افسر ارشد نظامی شده است.

آمریکا و چین

اما همانطور که ایالات متحده پیشرفت نظامی پکن را زیر نظر داشته، دولت چین نیز دهه‌هاست که مطالعات دقیقی در مورد نیروهای آمریکایی انجام داده است. این موضوع حداقل به عملیات طوفان صحرا برمی‌گردد، زمانی که ایالات متحده برای اولین بار از سلاح‌های دقیق استفاده کرد. چین پس از بحران مالی جهانی ۲۰۰۸، شروع به پرتاب اولین ناوهای هواپیمابر خود کرد و برای دور نگه داشتن ارتش آمریکا، سرمایه‌گذاری زیادی در موشک‌های دوربرد انجام داد.

به گفته یکی دیگر از مقامات سابق دفاعی آمریکا «آن‌ها می‌دانند که ما چگونه قدرت خود را اعمال می‌کنیم. آن‌ها از وابستگی ما به تانکرها، پایگاه‌ها، نحوه انجام حملات هوایی، حملات غیر جنبشی، استفاده از جنگ الکترونیکی و استفاده از جنگ سایبری مطلع هستند. آنها همه این موارد را از نزدیک مطالعه می‌کنند. این فرصتی برای آنهاست تا در مورد روش جنگ ایالات متحده آموزش ببینند».

و چین احتمالاً نظاره‌گر سرعت استفاده آمریکا از موشک‌های پیشرفته‌اش، از تاماهاک گرفته تا پدافند هوایی پاتریوت، است. این مقام سابق گفت: «آنها می‌دانند که هر موشکی که در ایران استفاده می‌شود، موشکی است که نمی‌توان از آن برای بازدارندگی در هند و اقیانوسیه استفاده کرد».

حاضرِ غایب؛ هدایت‌گر تغییرات ژئوپلیتیکی منطقه

در همین شرایط، اندیشکده چتم‌هاوس هم در یادداشتی متذکر شده که چین، صرف نظر از هرگونه توافقی بین ترامپ و تهران، از جنگ ایران سود خواهد برد.

براساس این گزارش، جنگ در ایران، جایگاه آینده چین در خلیج فارس را نامشخص‌تر کرده است. برخی از تحلیلگران به سرعت به این نتیجه رسیده‌اند که این جنگ، غیبت چین را آشکار و ثابت کرده که ایالات متحده تنها شریک امنیتی قابل اعتماد برای کشورهای خلیج فارس است. برخی دیگر ادعا می‌کنند که این جنگ، کشورهای خلیج فارس را به چین نزدیک‌تر کرده، زیرا تسلط ایالات متحده کاهش یافته است.

چین و امارات

این دیدگاه دوگانه، یک عامل کلیدی در سیاست‌های پکن در خاورمیانه را نادیده می‌گیرد: آن‌ها بر اساس یک مدل متعادل‌کننده یا تأمین‌کننده امنیت ساخته نشده‌اند. در واقع، چین فاقد جهت‌گیری مشخصی برای هدایت تغییرات ژئوپلیتیکی در منطقه است. اما می‌تواند در جایی که نارضایتی از واشنگتن و اولویت‌های سازماندهی مجدد شده در سراسر خلیج فارس، به آن اجازه می‌دهد تا به هزینه ایالات متحده مداخله کند، پیروزی‌های سیاسی، هنجاری و اعتباری به دست آورد.

بنابراین، تأثیر اصلی این جنگ، قرار دادن چین در مسیر جایگزینی ایالات متحده به عنوان تأمین‌کننده امنیت منطقه نبوده است. اما ممکن است شرایطی را برای پکن ایجاد کرده باشد تا در شکل‌دهی به یک نظم منطقه‌ای جدید نقشی ایفا کند.

پویایی‌های جدید امنیتی خلیج فارس

جنگ در ایران سه پویایی کلیدی برای امنیت خلیج فارس و هم‌گرایی در آینده را آشکار کرد.

اول، قدرت نظامی ایالات متحده محدودیت‌هایی دارد و تشدید اوضاع لزوماً جایگزین بازدارندگی نیست. برای خلیج فارس، پایگاه‌های نظامی ایالات متحده ممکن است به یک مسئولیت تبدیل شده باشند، نه یک منبع امنیت. و کشورهای خلیج فارس این جنگ را انتخاب نکردند.

در واقع، ایالات متحده درخواست‌های آن‌ها برای اجتناب از آن را نادیده گرفت. بنابراین، کشوری که قرار بود امنیت خلیج فارس را تضمین کند، آن را به خطر انداخت - حتی اگر پدافندهای عمدتاً ساخت ایالات متحده که توسط کشورهای خلیج فارس مستقر شده‌اند، برای محافظت از جمعیت خود در برابر حملات موشکی و پهپادی حیاتی باشند.

6

دوم، ایران نشان داد که قابلیت‌های موشکی و پهپادی‌اش، همراه با استفاده از تنگه هرمز به عنوان اهرم فشار، می‌تواند تعادل بازدارندگی با ایالات متحده و اسرائیل ایجاد کند – موازنه‌ای که به تهران اجازه می‌دهد از نظر تاکتیکی و سیاسی امتیازات ارزشمندی کسب کند.

سوم، ایالات متحده و چین بر سر مسائل جنگ و صلح در خلیج فارس رقابت نمی‌کنند. در واقع، منافع آن‌ها هم‌سو نشان داده شده است. 

موضع چین در مورد پایان دادن به محاصره تنگه هرمز چشمگیر بوده است. شی جین پینگ در تماس تلفنی با محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، خواستار «باز ماندن تنگه هرمز برای عبور عادی شد، زیرا این امر در خدمت منافع مشترک کشورهای منطقه و جامعه بین‌المللی است». این تماس چند روز پس از دیدار شی با خالد بن محمد بن زاید، ولی‌عهد ابوظبی در پکن صورت گرفت. شی چنین تماس مستقیمی با مقامات ایران نداشته، اگرچه عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، هفته گذشته در پکن با همتای چینی خود، وانگ یی، برای بحث در مورد جنگ دیدار کرد. پس از این دیدار، چینی‌ها از ایران و ایالات متحده خواستند که تنگه را باز کنند.

ایران و چین

چین پیام ظریفی از نارضایتی خود را به ایران به دلیل بستن تنگه - و به ایالات متحده به دلیل محاصره کشتیرانی ایران - ارسال کرده است و هم‌زمان با اولویت‌های خلیج فارس همراهی نشان داده است. اما تمایل برای باز کردن تنگه، منعکس کننده اولویت اعلام شده ترامپ است – زمینه‌سازی پیش از اجلاس آتی شی-ترامپ.

این پویایی‌ها، تغییرات در تفکر استراتژیک خلیج فارس را تسریع کرده است. یکی از تأثیرات فوری، تلاش کشورهای خلیج فارس برای کاهش وابستگی به حفاظت ایالات متحده با ایجاد قابلیت‌های فناوری دفاعی داخلی و پیشرفته بوده است. طبق گزارش‌ها، قراردادهایی که با اوکراین امضا شده و سوخت را در ازای تخصص دفاع پهپادی ارائه می‌دهد، احتمالاً بخشی از این تلاش است.

تغییر دکترین

این نشان دهنده حرکت درازمدت خلیج فارس به سمت یک مدل متنوع‌تر مبتنی بر چندسویگی صنعتی و فناوری با شرکایی از جمله ایالات متحده - و همچنین بریتانیا، اوکراین، پاکستان، ترکیه و کره جنوبی است. دکترین قبلی خلیج فارس، مبتنی بر دستیابی به پلتفرم‌های دفاعی گران‌قیمت ایالات متحده برای کسب نفوذ در واشنگتن، احتمالاً به سمت مقابله با تهدید موشک‌ها و پهپادهای ایران با تهیه پلتفرم‌های نسبتاً ارزان با تولید انبوه تغییر خواهد کرد.

امارات

چین ممکن است در این تلاش نقشی داشته باشد. صادرات تجهیزات دو منظوره چین و دسترسی به ماهواره بنا به گزارش‌ها به حمایت از تلاش‌های جنگی ایران کمک کرده است. اما عربستان سعودی و امارات متحده عربی در حال حاضر از بزرگترین خریداران پهپادها و سایر فناوری‌های دفاعی چینی هستند - و آنها ممکن است محاسبه کنند که افزایش همکاری دفاعی با چین در مناطقی که در واشنگتن به عنوان یک تهدید امنیتی تلقی نمی‌شوند، می‌تواند یک استراتژی محتاطانه پس از جنگ باشد تا نفوذ در پکن را افزایش داده و با دیپلماسی ایران مقابله کند.

تسهیل گفتگو - و سرمایه‌گذاری

اما تنوع‌بخشی به همکاری‌های امنیتی نمی‌تواند صلح پایدار را در سراسر خلیج فارس تضمین کند. صرف نظر از هرگونه توافق بین ایالات متحده و ایران، کشورهای خلیج فارس و ایران، در مقطعی، باید با واقعیت‌های ناخوشایند کنار بیایند و برای ایجاد یک چارچوب امنیتی منطقه‌ای فراگیر توافق کنند. همانطور که ریم الهاشمی، مقام اماراتی، در ۳ مه گفت، «جغرافیای منطقه غالب است... ما باید با یکدیگر، کشورهای خلیج فارس و ایران، زندگی کنیم».

در اینجا، چین می‌تواند نقش حیاتی ایفا کند. پکن در کنار پاکستان، ترکیه و برخی از قدرت‌های اروپایی (از جمله بریتانیا)، در موقعیت خوبی برای تسهیل گفتگو بین کشورهای خلیج فارس و ایران و تقویت یک رابطه کاری در میان‌مدت قرار دارد. چین ممکن است از دومین اجلاس چین و خلیج فارس در ماه ژوئن برای ترویج مدل هنجاری خود برای چارچوب امنیتی خلیج فارس، که بر اساس اصول ابتکار امنیت جهانی ساخته شده است و با این پویایی‌های جدید همسو است، استفاده کند.

چین و عربستان

شی جین پینگ در دیدار خود با شیخ خالد، اصول چین برای ایجاد ثبات در خاورمیانه را تأیید کرد و گفت که پکن آماده است «از کشورهای خلیج فارس در بهبود روابطشان حمایت کند و برای ایجاد یک معماری امنیتی مشترک، جامع، مشارکتی و پایدار» در خلیج فارس تلاش کند. اگرچه این اصول جدید نیستند، اما در غیاب تعهدات امنیتی مطلق از سوی ایالات متحده، ممکن است برای کشورهای منطقه واقع‌بینانه‌تر و جذاب‌تر به نظر برسند.

پذیرش ایده‌های چین برای امنیت منطقه‌ای، مکمل تغییر در تفکر مقامات سعودی است. ریاض اکنون تلاش برای تبدیل شدن به گره مرکزی کاهش خطرات هرمز را در اولویت قرار داده است و زیرساخت‌هایی ایجاد می‌کند که می‌توانند تنگه هرمز را دور بزنند و خلیج فارس را به دریای سرخ متصل کنند. توسعه این زیرساخت‌ها ممکن است برای سرمایه‌گذاران «کمربند و جاده» (BRI) جذاب باشد - همانطور که می‌تواند فرصت‌هایی برای بازسازی خسارات ناشی از جنگ ایجاد کند. این امر می‌تواند به گسترش معاملات تحت سلطه یوان در درازمدت کمک کند و زیرساخت‌ها و تجارت با منطقه را برای پکن جذاب‌تر کند.

در همین حال، ممکن است کریدورهای اقتصادی طراحی شده برای ادغام منطقه‌ای با اسرائیل، مانند IMEC، به حاشیه رانده شوند، زیرا ریاض و سایر کشورهای خلیج فارس عادی‌سازی با اسرائیل را رد می‌کنند و درخواست‌ها برای کاهش تنش و همزیستی با ایران افزایش می‌یابد.

خروج از محاسبات خلیج فارس؟

بنابراین، جنگ، خلیج فارس را به سمت چین سوق نداده یا پکن را از محاسبات خلیج فارس خارج نکرده است. بلکه درک خلیج فارس از مزایای پوشش ریسک را در زمانی که دخالت دیپلماتیک چین در منطقه‌ای که به سمت یک چشم‌انداز امنیتی لایه لایه، مبتنی بر موضوع و متنوع در حال تغییر است، افزایش یافته است، تغییر داده است.

ایالات متحده همچنان تأمین‌کننده اصلی امنیت خواهد بود. اما این کار را در چارچوب کاهش تنش مدیریت‌شده در سراسر خلیج فارس انجام خواهد داد - که در آن اشتها برای سرمایه‌گذاری، محصولات و دیپلماسی چین بسیار افزایش یافته است.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O