ردپای «الگوی رفتاری» ترامپ در کُند شدن مذاکرات ایران و آمریکا و طولانی شدن بحران تنگه هرمز
بهگزارش اقتصادنیوز، در تابستان گذشته و در زمینهای سرسبز اقامتگاه گلف ترامپ در اسکاتلند، دولت آمریکا و اتحادیه اروپا بر سر یک توافق تجاری به تفاهم رسیدند؛ توافقی که محور اصلی آن اعمال تعرفه ۱۵ درصدی بر اغلب صادرات اروپایی بود. این توافق قرار بود تا جلوی یک جنگ تجاری بزرگتر را بگیرد، اما خیلی زود وارد بحران شد.
اقدامات تلافیجویانه علیه اروپا
ویویان سلامه در آتلانتیک نوشت: با اظهارات دوباره ترامپ درباره تصاحب گرینلند، نمایندگان پارلمان اروپا نسبت به دوام هر توافقی که به خواستههای متغیر و فشارهای شخصی ترامپ وابسته باشد، دچار تردید شدند. همزمان، در داخل دولت آمریکا نیز بحثهایی درباره افزایش تعرفهها تا ۵۰ درصد در صورت عقبنشینی نکردن اروپا شکل گرفت. وقتی صدراعظم آلمان گفت آمریکا در مذاکرات با ایران تحقیر شده است، ترامپ اتحادیه اروپا را به نقض توافق متهم کرد و تهدید به وضع تعرفه ۲۵ درصدی بر خودروهای اروپایی کرد؛ تهدیدی که در بروکسل با چندان واکنشی همراه نبود.
اقتصادنیوز: سیاستمداران ایرانی جنگ اخیر را نه یک بحران محدود، بلکه نشانه شکلگیری یک معماری امنیتی جدید در منطقه میبینند؛ معماری متشکل از آمریکا، اسرائیل و بخشی از کشورهای عربی خلیج فارس.
اورزولا فوندرلاین، رئیس کمیسیون اروپا در پاسخ گفت: توافق یعنی توافق. و جوهره هر توافقی، رفاه، قواعد مشترک و قابلاعتماد بودن است.
حال، همین واژه قابلاعتماد بودن، به یکی از مهمترین دغدغههای متحدان و رقبای آمریکا تبدیل شده است.
عبور از ابهام استراتژیک به بی ثباتی خطرناک
در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ، بسیاری از متحدان آمریکا رفتار غیرقابلپیشبینی او را نوعی تاکتیک میدانستند؛ روشی که او برای غافلگیر کردن رقبا و بههمزدن قواعد قدیمی سیاست جهانی بهکار میگرفت. اما حالا بسیاری معتقدند که وضعیت از ابهام استراتژیک عبور کرده و به یک بیثباتی خطرناک رسیده است.
مقامات اروپایی میگویند که مشکل فقط این نیست که ترامپ ناگهانی تصمیمات خود را عوض میکند؛ بلکه این است که دیگر کسی مطمئن نیست حرفها یا توافقات او چند روز اعتبار داشته دارد. یک مقام عرب به آتلانتیک گفته؛ غیرقابلپیشبینی بودن یک چیز است؛ غیرقابلاعتماد بودن یک چیز دیگر.
مسئول بیاعتمادی تهران شخص دونالد ترامپ است
این نگرانی بهویژه در جنگ علیه ایران شدت گرفته است. متحدان آمریکا و حتی مذاکرهکنندگان ایرانی نمیدانند باید حرف دیپلماتهای آمریکایی را باور کنند یا توییتها و تهدیدهای آخرالزمانی ترامپ را. نتیجه این سردرگمی، کند شدن روند مذاکرات و طولانیتر شدن بحران تنگه هرمز بوده است.
نظریه مرد دیوانه و توهم امتیازگیری تحت فشار
طرفداران ترامپ هنوز هم معتقدند که رفتار غیرقابلپیشبینی او یک ابزار مؤثر برای مذاکره است؛ چیزی که در علم سیاست به نظریه مرد دیوانه معروف است. این نظریه میگوید، اگر رهبر کشوری طوری رفتار کند که انگار هر لحظه ممکن است هر کاری را انجام دهد، طرف مقابل برای جلوگیری از فاجعه، قطعا امتیاز خواهد داد.
نمونه مشهور این روش به ریچارد نیکسون برمیگردد. او در جریان جنگ ویتنام تلاش کرد تا شوروی و ویتنام شمالی را متقاعد کند که ارتش آمریکا ممکن است بهطور جدی به استفاده از سلاح هستهای فکر کند. نیکسون حتی عملیاتی محرمانه ترتیب داد که طی آن بمبافکنهای هستهای آمریکا در نزدیکی حریم هوایی شوروی پرواز میکردند تا این تصویر را القا کنند که رئیسجمهور آمریکا غیرقابلکنترل است؛ اما آن عملیات هم بدون نتیجه متوقف شد.
شوروی هم گاهی از همین روش استفاده میکرد. ماجرای معروف کوبیدن کفش نیکیتا خروشچف روی میز سازمان ملل در سال ۱۹۶۰، تصویری از یک رهبر غیرقابلپیشبینی و خطرناک ارائه داد.
کسی دیگر غافلگیر نمی شود
به گفته جاشوا شوارتز، استاد دانشگاه کارنگی ملون، مشکل دونالد ترامپ این است که رفتارهایش دیگر «غافلگیرکننده» نیست. دولتها حالا الگوی رفتاری رئیسجمهور آمریکا را یاد گرفتهاند: «تهدید شدید، تشدید تنش، بعد عقبنشینی تحت فشار اقتصادی یا سیاسی.» شوارتز میگوید این روند باعث شده تا روش ترامپ بهجای ایجاد ترس، قابلپیشبینی شود.
از آتش و خشم تا نامههای عاشقانه!
نمونه چنین روندی، برخورد با کره شمالی بود. ترامپ ابتدا با شعار آتش و خشم، کیم جونگ اون را تهدید کرد، اما بعد از ردوبدل کردن نامههای عاشقانه حرف زد. دیدار تاریخی سنگاپور برگزار شد، اما مذاکرات بعدی در هانوی شکست خورد و هیچ توافقی حاصل نشد.
حتی در قبال چین، دونالد ترامپ در اولین دوره خود با اعمال تعرفههای ناگهانی و مواضع متناقض، پکن را تحت فشار گذاشت. اما امروز بسیاری معتقدند که چین دست بالاتر را دارد؛ مخصوصا حالا که بسیاری از کشورها دنبال کاهش وابستگی به آمریکا هستند.
هیچکس از استراتژی دقیق واشنگتن خبر ندارد
یکی از مقامات اروپایی میگوید: «ترامپ آنقدر غیرقابلپیشبینی بوده که حالا مجبوریم به آیندهای بدون آمریکا فکر کنیم.»
از سویی، این نگاه فقط محدود به اروپاییان نیست. اکنون بسیاری از متحدان آمریکا در آسیا هم به این نتیجه رسیدهاند که نمیتوانند امنیت و اقتصاد خود را تنها بر پایه واشنگتن بنا کنند.
برخی تحلیلگران معتقدند ترامپ متحدان قدیمی آمریکا را وادار کرده تا برای دفاع و منافع خودشان مستقلتر عمل کنند، اما در عین حال، حذف مهارکنندههای نهادی در دولت دوم ترامپ، باعث شده که حتی نزدیکترین متحدان آمریکا هم ندانند که استراتژی واشنگتن دقیقا چیست.
چین؛ رقیبی که سالهاست ترامپ را مطالعه میکند
مقامات چینی سالهاست که رفتار ترامپ را زیر نظر دارند. در دوره اول انتخاباتی ترامپ، پکن تصور میکرد که بیثباتی بخشی از تاکتیک مذاکرهای اوست؛ اما حالا نگرانی اصلی چین چیز دیگری است: اینکه حساب کردن روی توافقهای آمریکا تا چه اندازه شدنی است.
به گفته مقامات آمریکایی و خارجی، مقامهای چینی نگرانند که هر توافقی با آمریکا، ممکن است تنها با یک پست در شبکه اجتماعی تروث سوشال یا یک تهدید ناگهانی، از بین برود.
به همین دلیل، انتظارها از دیدار ترامپ و شی جینپینگ پایین آمده است. حالا هدف اصلی نه دستیابی به یک توافق بزرگ، بلکه تنها جلوگیری از تشدید بحران است.
تلاش برای مذاکره با ایران تحت فشار بمباران
از نگاه مقامهای آمریکایی، ایران بازیگری بدنیت است؛ درحالی که تهران هم دقیقا همین نگاه را نسبت به ترامپ دارد.
ایرانیها در این مدت بارها یادآوری کردهاند که هم در ژوئن گذشته و هم در اوایل امسال، همزمان با روند مذاکرات با آمریکا، با حملات هوایی این کشور با همراهی اسرائیل مواجه شدهاند. از نظر تهران، این اتفاق ثابت میکند که ترامپ مذاکره را همزمان با تهدید و حمله پیش میبرد.
عباس عراقچی وزیر خارجه ایران، نوشته بود: هر بار که یک راهحل دیپلماتیک روی میز قرار میگیرد، آمریکا به سمت ماجراجویی نظامی میرود.
این درحالی است که دولت ترامپ معتقد است که ترکیب فشار نظامی و مذاکره، ایران را وادار به امتیازدهی خواهد کرد.
هیچکس به پایدار ماندن توافقات مطمئن نیست
رابرت مالی، مذاکرهکننده اصلی توافق هستهای ۲۰۱۵ میگوید: «غیرقابلپیشبینی بودن میتواند تاحدی در مذاکره مفید باشد، چون طرف مقابل را دچار ترس و اضطرار میکند. اما وقتی این وضعیت به «غیرقابلاعتماد بودن» تبدیل شود، نتیجه برعکس خواهد شد.»
به گفته او، وقتی طرف مقابل مطمئن نباشد که توافق دوام میآورد، انگیزه برای مصالحه از بین میرود و نتیجه نهایی چیزی جز آشوب نیست.
جهان در حال فاصله گرفتن از آمریکاست
نتیجه جنگ ایران و رفتارهای متناقض ترامپ فقط محدود به خاورمیانه نیست. بسیاری از کشورها حالا به این نتیجه رسیدهاند که باید راهی را برای بقا، بدون وابستگی شدید به آمریکا پیدا کنند.
بعد از پایان دوره اول ترامپ، بسیاری از رهبران جهان امیدوار بودند که پیامدهای بازگشت او موقتی باشد و احتمال روابط عادی با واشنگتن وحود خواهد داشت؛ اما حالا در میانه دوره دوم او، نگاهها تغییر کرده است.
در ذهن بسیاری از دولتها، سؤال اصلی دیگر این نیست که چطور با آمریکا همکاری کنیم؟ بلکه این است که چطور بدون آمریکا دوام بیاوریم؟