اطلاعات: جنگ اخیر نشان داد استراتژی «اقتصادِ تک یا چند محصولی» برای محیط پُرریسک کسب و کار ایران مناسب نیست | باید به سمت الگوهای تابآور و ضدضربه حرکت کرد
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از روزنامه اطلاعات، از قدیم گفتهاند: «آدم عاقل همه تخم مرغهای خود را داخل یکسبد نمیگذارد». این ضربالمثل بیانگر استراتژی مدیریت بحران در فضای پُرریسک و بیثبات است. در چنین محیطی باید منابع و ذخایر بطور مساوی میان حوزههای کوچک و پراکنده توزیع شود تا در صورت لطمه به یک حوزه، سایر منابع نقش پشتیبان و تأمینکننده را ایفا کنند.
جنگ اخیر و لطماتی که دشمن به زیرساختهای صنعتی کشور وارد کرد، نشان داد استراتژی «اقتصادِ تک یا چند محصولی» برای محیط پُرریسک کسب و کار ایران مناسب نیست.
وابستگی به صنایع نفتی، پتروشیمی و فلزی بزرگ مقیاس باعث می شود تا هنگام بروز یکبحران، کل زنجیرههای پایین دستی دچار شوک و تزلزل شوند و قادر به ادامه حیات نباشند. در حالی که اقتصاد مبتنی بر صنایع کوچک و متوسط به دلیل پراکندگی اجزا، کمتر آسیب پذیر است.
امروزه متفکران اقتصادی معتقدند در مناطقی که جنگها، تحریمها، شوکها و بیثباتی ژئوپولیتیک یک پدیده دائمی است، باید به سمت الگوهای تاب آور و ضد ضربه حرکت کرد. چنین سیستمهایی عموماً از اجزای کوچک و پراکندهای تشکیل شدهاند که نه تنها از شوکها آسیب نمیبینند، بلکه قادرند از بینظمی، نوسان و بحران سود هم کسب کنند.
اقتصاد متکی به منابع محدود و متمرکز هنگام بروز بحران به سرعت آسیب میبیند و توانایی تأمین و توزیع خود را از دست میدهد. چنین سیستمی به دلیل مقیاس بزرگ بنگاههای تولیدی که معمولاً تجربه آزمون و خطا در گذشته را نداشتهاند، با شوکهای ناگهانی از هم میپاشد. ولی سیستمهای اقتصادی دارای اجزای کوچکتر و پراکنده، منابع خود را در گزینههای متنوع توزیع میکنند تا از ریسک کمتری برخوردار شوند. این ترکیب باعث میشود کل سیستم در برابر زیانهای بزرگ محافظت شود و امکان بهرهبرداری از فرصتهای باقیمانده را داشته باشد.
اقتصاد ایران تاکنون چنین راهبردی نداشته و مبتنی بر بنگاههای بزرگ، منابع متمرکز و قوانین غیره منعطف بوده است. همین ساختار کُهنه و سخت امکان مدیریت بحرانهای بزرگ را زایل کرده و بهرهمندی از سایر فرصتهای توسعه در کشور را ناکام گذاشته است.
صنعتی که از تخریب چند مجتمع بزرگ نفتی، پتروشیمی و فولادی ماتم میگیرد، حمل و نقلی که از حمله هوایی به معدودی فرودگاه و یکی دو پُل ریلی دچار بحران میشود و نظام بانکی که با اعمال تحریمهای بینالمللی، قدرت حفظ ارزش پول ملی را از دست میدهد، همگی زاییده سیستم اقتصادی متمرکز و غیرمنعطف هستند.
بزرگی بیش از حد بنگاهها و اتکا به منابع متمرکز، یقیناً برای بدنه اقتصادی کشور ضعف و شکنندگی ایجاد میکند. مقررات پیچیده در ساختارهای اداری سنگین و فرآیندهای غیرشفاف، کل نظام اقتصادی را کُند و آسیبپذیر خواهد کرد که در مواجهه با بحرانهای آینده توانایی مقاومت نخواهد داشت.
بنابراین در معماری اقتصاد پساجنگ باید به سمت ایجاد ساختارهای کوچک، متنوع و پراکنده با قوانین ساده، شفاف و قابل پیشبینی حرکت کنیم تا اقتصادی چابک و تاب آور داشته باشیم.
اجرای این راهبرد، منوط به باور ضربهپذیری اقتصاد فعلی و دست کشیدن از تفکرات مدیریتی قبلی است. حتی در این حوزه نیز به «تنوع و تکثر» نیاز داریم تا در مقابل بحرانها و شوکهای بعدی پایدار باشیم.