آمریکا به دنبال حمله غافلگیرانه به ایران است؟ | سیانان: ترامپ به دنبال اقدام سریع و نمادین است | توان واکنش تهران محفوظ است
به گزارش اقتصادنیوز، در ماههای اخیر، ایران با فشارهای منطقهای و بینالمللی متفاوتی روبهرو بوده است. فشارهایی که ممکن است توان سیاسی آن را تا حدی تحت تأثیر قرار داده باشد.
نیک پاتون والش در سی ان ان نوشت: با این حال، حتی در صورت فرض شرایط دشوار برای تهران، تصمیمگیری برای آمریکا و بهویژه رئیسجمهور ترامپ ساده نیست. گزینههای پیشرو او کوتاهمدت و نمایشی هستند و هرکدام پیامدها و محدودیتهای خاص خود را دارند.
این روزها دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا با ایرانی مواجه است که به ادعای برخی از تحلیلگران، نسبت به سالهای گذشته تضعیف شده است. اما این واقعیت، برخلاف تصور اولیه، لزوما تصمیمگیری را برای کاخ سفید سادهتر نمیکند. تجربههای پیشین نشان داده که ضعف نسبی یک بازیگر منطقهای، همیشه به معنای باز شدن مسیرهای روشن و کمهزینه برای اقدام نیست.
اقتصادنیوز: اردوغان این روزها در تلاش است تا در قامت یک میانجی بین ایران و آمریکا ظاهر شود تا از وقوع جنگ جدید بین دو کشور جلوگیری کند.
رویکرد پرهیاهو و نمایشی
رویکرد ترامپ در سیاست خارجی، بیش از آنکه مبتنی بر فرآیندهای طولانی و پیچیده باشد، به اقدامهای سریع و پرهیاهو شباهت دارد. سیاستی که هدف آن ضربههایی کوتاه با اثرگذاری فوری در افکار عمومی است. در چنین چارچوبی، بحرانها نه الزاما برای حلوفصل پایدار، بلکه برای مدیریت نمایشی و مقطعی تعریف میشوند.
با این حال، مجموعه تحولات هفتهها و ماههای اخیر، بهویژه در ارتباط با ایران، نشان میدهد که گزینههای نظامی آمریکا در خلیج فارس محدودتر و پرهزینهتر از آن چیزی است که در نگاه اول به نظر میرسد.
غیرقابل پیشبینی بودن بخشی از راهبرد ترامپ است
رفتار کاخ سفید در دوره ترامپ، برای بسیاری از متحدان و رقبای آمریکا غیرقابل پیشبینی بوده است. عدهای میگویند که همین غیرقابل پیشبینی بودن نیز بخشی از راهبرد اوست.
بااین حال، فارغ از هیاهوهای رسانهای میتوان به الگوهایی قابل شناسایی از سیاست خارجی ترامپ دست پیدا کرد.
واقعیت میدانی با لحن تهدیدآمیز همخوان نیست
دونالد ترامپ بارها نشان داده که به اقدامهای سریع، کوتاهمدت و پررنگ علاقه دارد و از ورود به بحرانهای فرسایشی و طولانی پرهیز میکند؛ اکنون هم در مواجهه با ایران این الگو مجدد در حال تکرار شدن است. هرچند تهدیدها و پیامهای تند او در شبکههای اجتماعی فضای پرتنشی را ایجاد کرده است؛ اما واقعیت میدانی الزاما با این لحن همخوان نیست.
اقتصادنیوز: در اوایل دهه ۱۹۶۰، موازنه وحشت میان ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی، اگرچه ظاهراً برقرار بود، اما در لایههای زیرین استراتژیک دچار عدم تقارن شدیدی بود.
تمرکز نیروهای نظامی؛ قدرتنمایی یا بازدارندگی؟
در هفتههای اخیر، آمریکا حضور دریایی خود را در اطراف سواحل ایران افزایش داده است. این روند، آهسته اما مستمر پیش رفته و بخش قابلتوجهی از آن از طریق منابع آشکار قابل رصد بوده است. همین موضوع، عنصر غافلگیری را تا حد زیادی از بین برده و باعث شده تهران در وضعیت آمادهباش باقی بماند.
در مقطع کنونی، آمریکا یک ناوگروه هواپیمابر را در منطقه مستقر کرده و از دیگر تجهیزات پشتیبان هم بهره میبرد؛ با این حال، این سطح از حضور نظامی، بیشتر برای بازدارندگی و مدیریت پیامدها طراحی شده تا اجرای یک عملیات گسترده و طولانیمدت.
توان واکنش تهران محفوظ است
پس از حملات اسرائیل و آمریکا در ماه ژوئن، بی تردید ساختارهای نظامی و امنیتی ایران آسیبهایی را متحمل شدهاند. ذخایر موشکی و زیرساختها دچار فرسایش شده اند، اما این به معنای از کار افتادن کامل توان واکنش نیست.
نظام سیاسی ایران بهویژه در شرایط وجود فشار خارجی، سابقه بالایی در بازسازی و تطبیق خود دارد. همین مسئله باعث میشود که تضعیف ایران، لزوما به فرصتی طلایی برای اقدام کمهزینه تبدیل نشود. برخی تحلیلگران معتقدند این وضعیت، تصمیمگیری را برای واشنگتن پیچیدهتر کرده است.
ساختار سیاسی با ترور مقامات فرونخواهد ریخت
یکی از سناریوهایی که در محافل تحلیلی غربی مطرح میشود، تمرکز بر ترور مقامات سیاسی در ایران است. اما پرسش اساسی این است که پس از آن چه خواهد شد؟
حتی اگر تغییراتی در بالاترین سطوح رخ دهد، ساختار کلی نظام همچنان پابرجا خواهد ماند. از این منظر، تصور گذار سریع به ساختاری متفاوت یا همسو با غرب، چندان واقعبینانه به نظر نمیرسد.
تکرار گزینه هستهای یا تناقض کلامی؟
یکی دیگر از گزینههای مطرح، تمرکز دوباره بر آسیب به برنامه هستهای ایران است. این مسیر در نگاه اول با سیاستهای بلندمدت آمریکا همراستا به نظر میرسد. اما مشکل اصلی آن، تناقض با ارزیابیهای پیشین واشنگتن است.
اگر حملات قبلی موفق توصیف شدهاند، چرا نیاز به اقدام مجدد وجود دارد؟ تکرار حمله، ناخواسته این پرسش را مطرح میکند که آیا ارزیابیهای قبلی دقیق بودهاند یا خیر؛ پرسشی که برای دولت ترامپ از نظر سیاسی خوشایند نیست.
انسجام داخلی در برابر تهدید خارجی
گسترش دامنه حملات به زیرساختهای نظامی و امنیتی، اگرچه از نظر نظامی ممکن است مؤثر به نظر برسد، اما پیامدهای اجتماعی پیچیدهای دارد. میلیونها ایرانی بهطور مستقیم یا غیرمستقیم با ساختارهای دولتی و امنیتی در ارتباط هستند.
تجربه نشان داده که در بسیاری از مواقع آسیبهای انسانی و اقتصادی، به تضعیف مشروعیت حکومتها منجر نمیشود؛ بلکه ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد و به انسجام داخلی در برابر تهدید خارجی بیانجامد. از این رو، چنین گزینهای میتواند به تثبیت همان ساختاری بینجامد که هدف تغییر آن بوده است.
لحظه سرنوشتساز برای منطقه
از نگاه مقامات ایران، شرایط کنونی یک مقطع سرنوشتساز تلقی میشود. در چنین فضایی، اولویت اصلی حفظ بقا و انسجام نظام است. انتظار تسلیم یا عقبنشینی کامل، حتی در صورت فشار نظامی شدید، چندان با واقعیات تاریخی و سیاسی منطقه همخوان نیست.
محدودیتهای عملی آمریکا در میدان نبرد
آمریکا در حال حاضر نه از نظر تجهیزات مستقر در منطقه و نه از منظر سیاسی داخلی، آمادگی یک جنگ طولانیمدت را ندارد. ورود نیروهای زمینی، سناریویی پرهزینه و زمانبر است که تجربههای گذشته، بهویژه در عراق، پیامدهای آن را بهخوبی نشان دادهاند.
چنین مسیری با پایگاه سیاسی ترامپی که همواره بر شعار پرهیز از جنگهای بیپایان تأکید کرده است، چندان همخوانی ندارد.
اقدام احتمالا سریع و نمایشی باشد
بنابراین، گزینههای پیش روی ترامپ احتمالا محدود به یک اقدام سریع و نمادین و یا تغییر جهت توجه افکار عمومی خواهد بود. تجربه نشان داده که رئیسجمهور آمریکا بارها گزینه دوم را با موفقیت نسبی انتخاب کرده است؛ به این صورت که بحرانی را از صدر اخبار کنار گذاشته و موضوع دیگری را جایگزین کرده است.
این فراز و فرود بحرانها بیش از هر چیز، وابسته به تصمیمها و واکنشهای شخص ترامپ است. در چنین فضایی، گاهی نمایش مهمتر از نتیجه نهایی به نظر میرسد؛ نمایشی که با یک پیام کوتاه آغاز میشود و میتواند بدون اقدام عملی پایان یابد.
ارسال نظر