نقطه ضعف یا قوت؟

عباس عبدی: اینکه کشوری که خواهان جنگ نیست، قدرتش را ابراز نکند تا طرف مقابل مطلع نشود، خلاف قاعده است | اگر آمریکا تصور دقیقی از ابعاد واکنش ایران داشت شاید مسیر مذاکرات به گونه دیگری می‌شد

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۸۳۶۹۹
اقتصادنیوز: عباس عبدی نوشت: در همین جنگ اخیر می‌توان گفت اگر ایالات متحده تصور دقیقی از ابعاد واکنش ایران و طول زمان این جنگ داشت، به احتمال زیاد جنگ را آغاز نمی‌کرد و این جنگ رخ نمی‌داد.
عباس عبدی: اینکه کشوری که خواهان جنگ نیست، قدرتش را ابراز نکند تا طرف مقابل مطلع نشود، خلاف قاعده است | اگر آمریکا تصور دقیقی از ابعاد واکنش ایران داشت شاید مسیر مذاکرات به گونه دیگری می‌شد

به گزارش اقتصادنیوز، عباس عبدی در یادداشتی با عنوان «نقطه ضعف یا قوت؟» در روزنامه اعتماد نوشت:

اخیرا گفت‌وگویی داشتم که مصاحبه‌کننده محترم پرسید که آیا فکر می‌کردی که ایران چنین پاسخ قاطعی در مقابله نظامی بدهد؟ بلافاصله گفتم خیر. البته لحن ایشان به گونه‌ای بود که گویی این را به عنوان نقطه قوت می‌گفت که واکنش ایران برخلاف انتظارات قبلی، همه را به صورت مثبتی شگفت‌زده و به قول جوانان سورپرایز کرده است.

بنابراین بلافاصله نیز اضافه کردم که این را نقطه قوت نباید دانست. این نظر خود را توضیح دادم و در اینجا نیز قدری شرح می‌دهم. حکومتی که دنبال جنگ نیست و دکترین نظامی آن غالبا دفاعی است، اگر قدرت ناشناخته‌ای دارد که از دیگران پنهان نگه‌داشته شده و از آن اطلاعی ندارند این سیاست نتیحه مثبت و بازدارنده‌ای در آغازگری جنگ از سوی دشمن ندارد. چرا؟ به این علت که اغلب حکومت‌ها حتی ایالات متحده هم مشغول معرفی ابعادی از قدرت پنهان داشته و نداشته خود هستند که دیگران را بترسانند تا مبادا دست از پا تخطی کنند. در واقع این ویژگی هر موجود زنده است که به عنوان یک سازوکار دفاعی و برای جلوگیری از تجاوز و تعدی دیگران، خود را قدرتمندتر از آنچه هست نشان دهد، البته به نحوی که طرف مقابل نیز آن را باور و فکر تهاجم علیه او را از سر خود بیرون کند. اینکه یک موجود زنده یا کشوری که خواهان جنگ و حمله نیست، قدرت خود را ابراز نکند تا طرف مقابل از آن مطلع نشود، خلاف قاعده است. البته در مراحل اولیه طراحی و ساخت آن را ابراز نمی‌کنند تا اصل و جزییات آن پنهان بماند و دشمن مانع تحقق آن نشود، ولی هنگامی که عملیاتی شد، دشمن باید با توجه به وجود آن تصمیم به جنگ بگیرد.

در همین جنگ اخیر نیز می‌توان گفت اگر ایالات متحده تصور دقیقی از ابعاد واکنش ایران و طول زمان این جنگ داشت، به احتمال زیاد جنگ را آغاز نمی‌کرد و این جنگ رخ نمی‌داد. ترامپ تصور یک جنگ سه روزه را داشت. اگر اطلاعات درستی داشت شاید مسیر مذاکرات پیش از جنگ هم به گونه دیگری می‌شد و مثل حالا پیچیده‌تر و با ابعاد بزرگ‌تری نمی‌شد. بنابراین پنهانکاری مزبور کمکی به بازدارندگی ایران در بروز جنگ نکرده هر چند متجاوزان را از موفقیت مورد نظرشان دور کرده است، چون ایران قطعا خواهان جنگ نبود و رهبری نظام هم چند بار تاکید کردند که جنگ نخواهد شد که احتمالا این نظر بر اساس قرائنی از واقعیت قدرت موشکی ایران بود. ولی آغازگری جنگ نشان داد که این ابراز قدرت یا نبوده یا حداقل، کافی و دقیق و بازدارنده نبوده است. اکنون و با آغاز جنگ، این مساله در مورد قدرت نظامی قدری حل شده است. ولی نمی‌دانیم که درباره سیاست‌های گفت‌وگو و امتیازاتی که ایران می‌تواند رد و بدل کند هم برای طرف مقابل شفاف‌سازی شده است یا خیر؟

البته پنهانکاری و عدم ابراز قدرت برای طرف مقابل که دنبال تهاجم و جنگ بود یک نقطه قوت بود، زیرا در هر دو جنگ بی‌اطلاعی ایران از ابعاد قدرت اطلاعاتی و هوش‌های مصنوعی امثال «کلود» موجب شد که ابعاد خسارات تجاوز اسراییل و امریکا به ایران به‌طور دقیق یا نسبی پیش‌بینی نشود، ولی در عمل معلوم شد که ورود هوش مصنوعی به جنگ بسیار ویرانگرتر از قدرت ادوات نظامی به تنهایی است. شاید گفته شود که ایران بارها قدرت موشکی و شهرک‌های موشکی خود را به رخ کشیده و ابراز کرده بود. درست است. ولی متاسفانه تا حدودی اعتماد لازم نسبت به ادعاهای ایران زائل شده بود و لذا ادعاهایش شنیده نمی‌شد، چون ادعاهای عجیب و غریب زیادی از سوی افراد مسوول و غیرمسوول می‌شد که هیچ کدام حتی با عقل حتی متعارف هم جور در نمی‌آمد. هنگامی که اعتماد به نسبت زائل شود و شیشه اعتماد بشکند، بند زدن کامل آن اگر نگوییم نشدنی است قطعا بسیار سخت است.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O