جنگ دوباره یا خلع سلاح؟ | مقاومت ایران در جنگ، موضع حماس را تقویت کرد | اسرائیل قصد خروج از غزه را ندارد!
بهگزارش اقتصادنیوز، با نزدیک شدن به اجرای طرح صلح غزه، شکافهای عمیق میان اسرائیل و حماس بر سر آینده حکمرانی، خلع سلاح و حضور نظامی نیروهای خارجی همچنان پابرجاست.
این در حالی است که جنگ با ایران، توجه جهانیان را از غزه و فجایع انسانی موجود در این منطقه کمتر کرده است. در سایه این تحولات، پیشرفت در مراحل بعدی طرح صلح غزه، چندان در دسترس بهنظر نمیرسد.
چرا حماس دوباره جنگیدن را به خلع سلاح ترجیح میدهد
دکتر جولی نورمن در اندیشکده چتهمهوس نوشت: که برخی فلسطینیها خواهان نقش سیاسی محدود برای حماس هستند، اسرائیل این گزینه را کاملا رد میکند و همزمان تحولات میدانی و منطقهای نیز چشمانداز توافق را پیچیدهتر کرده است.
در ماه آوریل، حماس طرح خلع سلاح نیکولای ملادنوف، نماینده عالی غزه در «هیئت صلح» به رهبری آمریکا را که انهدام سلاحها را به تلاشها برای بازسازی غزه گره زده بود، رد کرد.
در این میان، بسیاری از فلسطینیهایی که با آنها گفتوگو شدهاست، از مسیری حمایت میکنند که در آن حماس بتواند همچنان نقش سیاسی فعالی را در ساختار حکمرانی فلسطین داشته باشد، حتی آنهایی که حامی حماس نیستند.
با این حال، این گزینه برای اسرائیل کاملا غیرقابل قبول بوده و در طرح ۲۰ بندی نیز از ابتدا کنار گذاشته شده است.
در این طرح به اعضای حماس در صورت خلع سلاح و تعهد به همزیستی مسالمتآمیز، پیشنهاد عفو فردی داده شده است؛ اما بهاحتمال زیاد بسیاری در صداقت این وعده تردید دارند. همچنین ممکن است یا نگران پیامدها و اقدامات تلافیجویانه اسرائیل پس از خلع سلاح باشند.
اقتصادنیوز: تحلیلگران معتقدند دولت ترامپ بهجای محاسبه دقیق هزینه و فایده، بیش از حد تحت تأثیر ملاحظات حیثیتی و نمایش قدرت قرار گرفته است. در چنین شرایطی، رهبران سیاسی معمولا عقبنشینی را نشانه ضعف تلقی کرده و حتی در صورت افزایش هزینهها، حاضر به تغییر مسیر نیستند.
تقویت گروههای شبهنظامی توسط اسرائیل
اگر پیش از این انگیزه حماس برای خلع سلاح پایین بود، اکنون با توجه به گزارشات مبنی بر حمایت اسرائیل از برخی گروههای مسلح فلسطینی برای حمله به حماس، این انگیزه حتی کمتر هم شده است.
بر اساس برخی گزارشات، گروههایی مانند نیروهای مردمی در نزدیکی رفح، نیروی ضربت ضد تروریسم در خانیونس و گروه اشراف المنسی در اطراف شهر غزه، همگی در مناطقی فعالیت میکنند که تحت کنترل اسرائیل قرار دارد. این گروهها در مناطقی عملیات انجام میدهند که در کنترل حماس است و حدود ۲.۲ میلیون غیرنظامی در آن زندگی میکنند.
این وضعیت در عمل باعث میشود حماس انگیزه بیشتری برای حفظ سلاح داشته باشد، چرا که اکنون علاوه بر حملات هوایی اسرائیل، با تهدید گروههای مسلح جدید نیز مواجه است. همچنین این گروهها که از نگاه بسیاری در غزه بهعنوان همکار اسرائیل دیده میشوند، ممکن است ناخواسته حمایت از حماس را تقویت کنند و شکلگیری جریانهای جایگزین ضدحماس را دشوارتر سازند.
اسرائیل قصد ترک غزه را ندارد
از سوی دیگر، اسرائیل نیز انگیزه کمی برای خروج از غزه دارد. طبق طرح ۲۰ بندی ترامپ، خروج ارتش اسرائیل باید همزمان با استقرار نیروی تثبیت بینالمللی (ISF) انجام میشد، اما تاکنون استقبال از این نیرو محدود بوده و کشورهای کمی برای مشارکت اعلام آمادگی کردهاند.
با وجود اینکه فرمانده آمریکایی این نیرو از پیوستن پنج کشور خبر داده است، اما هنوز ابهامهای جدی درباره مأموریت، اختیارات و احتمال درگیری مستقیم آنها با حماس وجود دارد. همچنین، مشخص نیست که آیا این نیرو واقعا در عمل مستقر خواهد شد یا نه.
تثبیت اشغال نظامی تحت عنوان منطقه حائل
این شرایط احتمال حضور بلندمدت ارتش اسرائیل در غزه را افزایش داده است. پس از آتشبس، نیروهای اسرائیلی حدود ۵۳ درصد از نوار غزه را در اختیار داشتند که با خط زرد مشخص شده بود. گزارشهای جدید نشان میدهد که این منطقه کنترلشده احتمالا حدود ۱۱ درصد دیگر نیز گسترش یافته است. در نتیجه، حتی اگر خطوط تغییر کنند، ممکن است به مرزهای عملی دائمی تبدیل شوند.
این روند با سیاست بلندمدت اسرائیل در ایجاد «منطقه حائل» همخوانی دارد؛ سیاستی که پس از حملات ۷ اکتبر حماس، در لبنان و سوریه نیز دنبال شده است.
اتخاذ چنین رویکردی سابقه طولانی دارد؛ اسرائیل بین سالهای ۱۹۸۲ تا ۲۰۰۰ بخشهایی از جنوب لبنان را اشغال کرده بود و حتی پیش از سال ۲۰۲۳ نیز یک حریم امنیتی حدود ۳۰۰ متری در اطراف غزه حفظ میکرد.
به نظر میرسد بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، حتی در صورت امتیازدهی حماس نیز تمایلی به کاهش کنترل نظامی در غزه ندارد، بهویژه در فضای سیاسی سال انتخابات. این سیاست اگرچه ممکن است در کوتاهمدت دستاوردهای امنیتی ایجاد کند، اما در بلندمدت میتواند به تقویت روایت مقاومت در میان گروههایی مانند حماس و حزبالله منجر شود.
بنبست در تشکیل نهادهای مستقل فلسطینی
همزمان، سایر بخشهای طرح آتشبس نیز با بنبست مواجه شده است. یکی از مهمترین آنها، ورود کمیته ملی اداره غزه (NCAG) است؛ نهادی انتقالی فلسطینی که توسط هیئت صلح ایجاد شده است.
این کمیته ۱۵ نفره از زمان تأسیس در ژانویه در قاهره مستقر بوده و اعضای آن تاکنون اجازه ورود به غزه را پیدا نکردهاند. در ابتدا نیز درباره مشروعیت، استقلال و اختیارات این نهاد تردیدهای جدی وجود داشت.
با این حال، برخی از ساکنان غزه امیدوار بودند که کمیته ملی مدیریت غزه بتواند حداقل تغییرات محدودی در وضعیت اداره منطقه ایجاد کند، اما اکنون غیبت آنها در غزه باعث افزایش ناامیدی شده و ناتوانی این نهاد را بیش از پیش آشکار کرده است.
خلاء جدی حکمرانی در غزه به نفع حماس تمام میشود
در شرایطی که اسرائیل از ورود کمیته ملی مدیریت غزه جلوگیری میکند و همزمان نقشآفرینی برای تشکیلات خودگردان فلسطین را نیز رد میکند، نتیجه چیزی جز خلأ حکمرانی نخواهد بود. این وضعیت غزه را بیش از پیش بیقانون و غیرقابل اداره نشان میدهد و اتفاقا به تقویت موقعیت حماس کمک میکند.
تقویت مواضع محور مقاومت در منطقه
در این میان، جنگهای اخیر در ایران و لبنان نیز این وضعیت را تشدید کرده است. دوام آوردن ایران و حزبالله در برابر چندین دور حملات نظامی، موجب تقویت موضع مقاومت برای حماس شده و آن را جسورتر کرده است.
در مقابل، برای اسرائیل، عدم دستیابی به یک پیروزی قاطع در ایران یا لبنان، باعث سختتر شدن موضع این رژیم در قبال غزه خواهد شد. وضعیتی که احتمالا هرگونه مذاکره جدی درباره حق تعیین سرنوشت فلسطینیها را حتی در صورت تغییر دولت، به تعویق خواهد انداخت.