جنگ ایران احتمالا یک روزنه جدید برای اقتصاد جهانی می‌شود زیرا...

تنگنای تنگه؛ چه کسی در هرمز چشمک اول را می‌زند؟ | تقویت زنجیره تأمین انرژی در پسِ جنگ بزرگ خاورمیانه

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۸۵۸۸۹
اقتصادنیوز: هر چند کمپین نظامی برای بازگشایی اجباری تنگه هرمز همچنان یک گزینه است، اما امکان‌پذیری و نتیجه آن نامشخص است. ایران همچنین می‌تواند با حملات موشکی علیه زیرساخت‌های انرژی خلیج فارس تلافی کند و شوک‌های اقتصادی جهانی را وخیم‌تر کند.
تنگنای تنگه؛ چه کسی در هرمز چشمک اول را می‌زند؟ | تقویت زنجیره تأمین انرژی در پسِ جنگ بزرگ خاورمیانه

به گزارش اقتصادنیوز، با ادامه وضعیت کنونی در تنگه هرمز مهم‌ترین پرسش در رابطه با جنگ بزرگ در خاورمیانه بی‌تردید به سرنوشت این آبراهه حیاتی گره خورده است.

بن‌بست هرمز؛ آزمون اراده‌ها و چشمک اول

به نوشته برت مک‌گورک، تحلیلگر امور جهانی سی‌ان‌ان که در سمت‌های ارشد امنیت ملی ایالات متحده در دوران ریاست جمهوری جورج دبلیو بوش، باراک اوباما، دونالد ترامپ و جو بایدن خدمت کرده، تنگه هرمز در بن‌بست گرفتار شده است؛ از سویی جمهوری اسلامی ایران ترانزیت تجاری را عملا متوقف کرده و درخواست عوارض می‌کند، و در مقابل ایالات متحده تردد دریایی به بنادر ایران را به شدت محدود کرده است - و به تهران می‌گوید که اگر جهان نمی‌تواند مانند گذشته از تنگه استفاده کند، ایران نیز نمی‌تواند.

نفت و تنگه هرمز

هر دو طرف عزم خود را جزم کرده‌اند، اما فشارهای اقتصادی می‌تواند باعث تغییر شود. گزینه‌ها از یک بن‌بست طولانی مدت تا اقدام نظامی پرهزینه متغیر است. در عین حال، کشورها در حال سرمایه‌گذاری روی گزینه‌های جایگزین برای کاهش وابستگی به تنگه هستند که نشان دهنده تغییر احتمالی در لجستیک انرژی جهانی است.

خبر مرتبط
چگونه کشورهای منطقه، تنگه هرمز را دور می‌زنند؟ | راننده‌های کامیون به صف شدند | معجزه لجستیکی به سبک سعودی‌ها

اقتصادنیوز: با بسته شدن تنگه هرمز، کشورهای منطقه به دنبال راه‌های جدید هستند.

در تاریک‌ترین روزهای بحران موشکی کوبا، رئیس جمهور ایالات متحده، جان اف کندی، به طور خصوصی در مورد سوال اصلی پیش روی خود در حال مشورت بود: «چه کسی اول چشمک می‌زند؟» برای روزها، واشنگتن و مسکو در آزمون اراده‌ها گیر افتاده بودند - هر طرف متقاعد شده بود که زمان و فشار به نفع آنهاست، هر طرف نگران بود که عقب‌نشینی می‌تواند بعداً خطر بزرگ‌تری را در پی داشته باشد. همین منطق اکنون بر تنگه هرمز سایه افکنده است.

نتیجه، بن‌بست است، بن‌بستی بدون هیچ راه خروج فوری و با گزینه‌های انگشت‌شماری که از بد تا بدتر متغیر است.

گزینه ۱: حفظ وضعیت کنونی

نتیجه پیش‌فرض این است که هر دوطرف وضعیت کنونی را حفظ کنند، با این باور که زمان به نفع آنهاست.

به نظر می‌رسد مقامات در تهران خود را آماده می‌کنند که در صورت لزوم با سخت‌ترین شرایط اقتصادی کنار بیایند. اما حتی سخت‌ترین سیستم‌ها هم نقطه شکستی دارند و محاصره بنادر ایران به مرور زمان تشدید خواهد شد. حتی قبل از شروع این بحران، ایران از تورم تقریباً ۶۰ درصدی و یک بحران اقتصادی تاریخی رنج می‌برد که به اعتراضات سال گذشته منجر شد.

2

رئیس‌جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، نیز آمادگی خود را برای ادامه نشان می‌دهد و می‌گوید که "هیچ فشاری" بابت این وضعیت احساس نمی‌کند. او معتقدست اقتصاد ایالات متحده انعطاف‌پذیری نشان داده و به عنوان بزرگترین تولیدکننده نفت جهان، نسبت به دهه‌های گذشته در برابر شوک‌های بحران خاورمیانه مصون‌تر است.

اما تجارت انرژی در بازار جهانی انجام می‌شود و با توجه به اینکه تقریباً ۲۰ درصد از عرضه نفت جهانی که زمانی از طریق تنگه عبور می‌کرد، اکنون مختل شده است، فشار بر اقتصاد جهانی نیز به مرور زمان تشدید خواهد شد - و در نهایت به سواحل آمریکا خواهد رسید. تهران معتقد است که ترامپ قادر نخواهد بود به طور نامحدود در برابر این فشار مقاومت کند، به ویژه با نزدیک شدن به انتخابات میان دوره‌ای. بنابراین، هر دو طرف معتقدند که طرف مقابل ابتدا پلک خواهد زد، به این معنی که هیچ‌کدام ممکن است اصلاً پلک نزنند.

گزینه ۲: اجبار

دیپلماسی موفقیت‌آمیز به ندرت از طریق اجبار حاصل می‌شود. موفقیت‌ها نیازمند مصالحه هستند و مصالحه نیازمند امتیاز دادن. در حال حاضر، نه ایران و نه ایالات متحده آماده‌ دادن امتیاز نیستند. هر دو بر شکستن اراده‌ی دیگری تمرکز دارند، نه رسیدن به توافق.

3

برای ایران، این به معنای امتناع از عقب‌نشینی از پیشنهادات تازه‌اش در مورد مدیریت تنگه و و دریافت عوارض است. و تاکنون از موشک‌ها، پهپادها و قایق‌های تندرو برای تثبیت این خواسته بهره جسته است. در این شرایط، ممکن است ایالات متحده در ایجاد یک ائتلاف دیپلماتیک و نظامی بین‌المللی برای رد این ماجرا پیشگام باشد. اما تاکنون، واشنگتن این کار را نکرده و ایران هم توانایی و هم تمایل خود را برای اجرای خواسته‌هایش نشان داده است.

ایالات متحده در نهایت ممکن است برای کاهش فشار بر اقتصاد جهانی از این ماجرا کنار بکشد. ترامپ پیش از این گفته بود که این تنگه برای منافع آمریکا اهمیت کمتری دارد، اما چنین امتیازی، موازنه قدرت منطقه را به نفع ایران تغییر می‌دهد و سوالات عمیقی را در مورد ثبات آینده سایر آبراه‌های بین‌المللی - از جمله تنگه تایوان، یک آبراه بین‌المللی که پکن به طور فزاینده‌ای آن را به عنوان قلمرو حاکمیتی خود اعلام می‌کند - مطرح می‌کند.

اما ممکن است ایالات متحده در نهایت ادعا کند که آزادی دریانوردی از طریق این تنگه یک منفعت اصلی غیرقابل مذاکره است و برای تأمین کامل آن به صورت نظامی اقدام کند. از نظر تاریخی، جریان آزاد تجارت از طریق آبراه‌های اصلی، یک اصل اساسی قدرت آمریکا بوده است. اما یک عملیات پایدار برای بازگشایی یا تضمین دسترسی دریایی، حتی در بهترین حالت، احتمالاً پرهزینه و زمان‌بر خواهد بود. تلاش‌های اخیر در دریای سرخ این چالش را نشان داد.

تهدید امروز در درجه اول از جانب مین‌های زیردریا نیست، بلکه از جانب پهپادها و موشک‌هایی است که می‌توانند از صدها مایل دورتر شلیک شوند. تا زمانی که ایران بتواند از مواضعی در اعماق خاک خود - از جمله از کوه‌های مشرف به تنگه - حملاتی را انجام دهد، تهدید علیه کشتیرانی تجاری کاهش نخواهد یافت. بنابراین، هر چند کمپین نظامی برای بازگشایی اجباری تنگه همچنان یک گزینه است، اما امکان‌پذیری و نتیجه آن نامشخص است. ایران همچنین می‌تواند با حملات موشکی علیه زیرساخت‌های انرژی خلیج فارس تلافی کند و شوک‌های اقتصادی جهانی را وخیم‌تر کند.

یک وضعیت عادی جدید

با توجه به این شرایط، باید فرض کنیم که تنگه ممکن است عملاً برای آینده‌ای قابل پیش‌بینی بسته بماند - و حتی اگر بحران فوری فروکش کند، فرضیات در مورد آزادی ناوبری از طریق تنگه ممکن است هرگز به طور کامل برنگردد.

ایران

بسیاری از کشورهای خلیج فارس در حال حاضر بر این اساس عمل می‌کنند و برنامه‌هایی را برای پروژه‌های زیرساختی شرق به غرب که تنگه را به طور کامل دور می‌زنند، تسریع می‌کنند. سیستم خط لوله شرق به غرب عربستان سعودی از نظر استراتژیک ارزشمند بوده است. عراق هم به طور فزاینده‌ای بر مسیرهایی که نفت را از خلیج فارس به مدیترانه منتقل می‌کنند، متمرکز شده است. بندر فجیره امارات متحده عربی که تنگه را دور می‌زند، احتمالاً به عنوان یک قطب انرژی جهانی حتی مهم‌تر نیز ظهور خواهد کرد.

این پاسخی بلندمدت است: «کاهش وابستگی به تنگه و توانایی ایران در تحت فشار قرار دادن اقتصاد جهانی.» اما پروژه‌های زیرساختی سال‌ها طول می‌کشد، نه ماه‌ها. تا آن زمان، جهان ممکن است در بن‌بست تنگه بزرگ گرفتار بماند.

روزنه امید شگفت‌انگیز برای اقتصاد جهانی؟

در همین شرایط، دیوید گلدمن، تحلیل‌گر ارشد اقتصادی سی‌ان‌ان نوشت، جنگ علیه ایران و پیامدهای اقتصادی آن ممکن است مزایای اقتصادی جهانی بلندمدت را تسریع کند. این جنگ ممکن است منجر به تنوع‌بخشی به زنجیره تأمین انرژی، از جمله خطوط لوله جدید با دور زدن تنگه هرمز، و انحلال احتمالی اوپک شود که ممکن است قیمت نفت و گاز را کاهش دهد. این جنگ هم‌چنین می‌تواند گذار به منابع انرژی تجدیدپذیر را تسریع کند و امنیت انرژی را افزایش دهد. با این حال، این تغییرات ممکن است هزینه داشته باشد، به طور بالقوه به مناطق وابسته به نفت آسیب برساند و خطرات اقتصادی جهانی را افزایش دهد.

بنزین در آمریکا

به باور گلدمن، هرچه جنگ ایران طولانی‌تر شود و پیامدهای اقتصادی آن آسیب‌زاتر باشد، اقتصاد جهانی در درازمدت ممکن است در وضعیت بهتری قرار گیرد. این یک احتمال غیر قابل صرف نظر کردن است، به خصوص با توجه به تلفات انسانی زیاد جنگ. جنگ زشت، بی‌رحمانه و عمیقاً دردناک است و آسیب‌های اقتصادی این جنگ به میلیاردها نفر در سراسر جهان آسیب رسانده است - بسیاری از آنها به شیوه‌های ویرانگر.

با این وجود، جهان می‌تواند در نتیجه ویرانی‌های جنگ، دستخوش تغییرات اساسی و ضروری شود. تقریباً قطعی است که در نتیجه این جنگ، زنجیره تأمین انرژی خود را تقویت و متنوع خواهد کرد و از تبدیل شدن یک آبراه ۲۳ مایلی به یک گلوگاه برای اقتصاد جهانی جلوگیری خواهد کرد. و هرچه اقتصاد سخت‌تر سقوط کند، انگیزه برای ایجاد این تغییرات ضروری بیشتر می‌شود.

اوپک همچنین ممکن است کوچک‌تر یا برچیده شود و این موضوع می‌تواند به طور بالقوه قیمت نفت و گاز را کاهش دهد. زنجیره تأمین انرژی می‌تواند با خطوط لوله‌ای که تنگه هرمز را به طور کامل دور می‌زنند، قوی‌تر شود. و جهان می‌تواند تغییر خود به سمت منابع انرژی تجدیدپذیر را تسریع کند و وابستگی جهان به سوخت‌های فسیلی را کاهش دهد.

اصلاً مشخص نیست که چه نوع توافقی - اگر اصلاً توافقی وجود داشته باشد - می‌تواند برای پایان دادن به جنگ حاصل شود. ایران ممکن است به اندازه‌ای که ایالات متحده یا اسرائیل امیدوارند تضعیف نشود. با این حال، اقتصاددانان و کارشناسان نظامی موافقند که برخی از مزایای بلندمدت ممکن است به طور ناخواسته از این جنگ عمیقاً نامحبوب حاصل شود.

تقویت زنجیره تأمین انرژی در پسِ مه جنگ؛ کسی دیگر روی هرمز شرط نمی‌بندد!

این جنگ، نقص‌های ساختاری قابل توجهی را در زنجیره تأمین انرژی جهانی آشکار کرد - یک سیستم پیچیده و درهم‌تنیده که افزونگی و کارایی را متعادل می‌کند. این واقعیت که می‌توان به راحتی دسترسی جهان به یک پنجم نفت جهانی را با برخی مین‌ها، پهپادهای موقت و قایق‌های تندرو قطع کرد، نیاز به یک بازبینی جدید دارد.

ایران

محتمل‌ترین نتیجه این است که احتمالا خاورمیانه خطوط لوله نفت و گازی را که از طریق عربستان سعودی و امارات متحده عربی عبور می‌کنند، بسازد تا تنگه هرمز را به طور کامل دور بزند. به گفته جی هتفیلد از مشاوران شرکت زیرساخت کپیتال: "کشورها احمق نیستند: آنها خطوط لوله را توسعه می‌دهند و ظرفیت را به میزان زیادی افزایش می‌دهند. هیچ کس دوباره تمام آینده خود را روی تنگه هرمز شرط نخواهد بست".

این بدان معناست که تأمین انرژی می‌تواند در درازمدت امن‌تر - و ارزان‌تر - باشد. جهان هزینه‌های بالای بیمه‌ای را که برای حمل و نقل از طریق آب‌های مورد مناقشه ایجاد شده، پرداخت کرده است. به گفته راس میفیلد، استراتژیست سرمایه‌گذاری "احتمالا این مسئله بدون این جنگ اتفاق نمی‌افتاد. اغلب اوقات، شوک‌ها یا رویدادهای بیرونی غیرمنتظره‌ای لازم است تا ضرورت تغییر اوضاع را تقویت کند".

تنها در این دهه چندین بار شاهد این تغییرات بوده‌ایم. پس از همه‌گیری، زنجیره‌های تأمین تولید جهان از هم گسیختند و سپس به طور قابل توجهی تقویت شدند. جنگ روسیه با اوکراین نحوه‌ی دستیابی اروپا به گاز طبیعی خود را تغییر داد. تعرفه‌های دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، منجر به تغییرات گسترده در منابع مواد اولیه شد. تاب‌آوری در زنجیره تأمین انرژی نمی‌توانست در زمان بهتری اتفاق بیفتد: تقاضای جهان برای انرژی سیری‌ناپذیر شده است. شرکت‌های فناوری با سرعت سرسام‌آوری در حال ساخت مراکز داده‌ی هوش مصنوعیِ تشنه‌ی انرژی هستند.

اگر جهان خود را از انرژی خاورمیانه جدا کند، ایالات متحده در موقعیت خوبی قرار می‌گیرد؛ گاز طبیعی همچنان بزرگترین منبع انرژی برای تولید برق است و آمریکا با افزایش قابلیت‌های صادراتی خود در آن غرق شده است. به گفته جو بروسوئلاس، اقتصاددان ارشد آمریکایی در موسسه RSM «این می‌تواند به خوبی به یک چیز خوب تبدیل شود - با وجود آشفتگی اقتصادی موقت - اگر در سوی دیگر این درگیری، آزادی ناوبری احیا شود، نفت، گاز طبیعی و فرآورده‌های تقطیر آزادانه جریان داشته باشند و کارتل سقوط کند. اینها چیزهایی هستند که شما معمولاً فقط 10 تا 20 سال بعد می‌بینید؛ در مه جنگ، معمولاً مبهم می‌شوند.»

تغییر در حال وقوع؛ فروپاشی کارتال؟

برخی از تغییرات اقتصادی در حال حاضر در حال تثبیت هستند. اوپک در حال تضعیف شدن است. امارات متحده عربی، دومین عضو بزرگ تولیدکننده نفت اوپک، اعلام کرد که از این کارتل خارج می‌شود و توانایی اوپک را در تعیین سهمیه‌های تولیدی که قیمت‌ها را بالا نگه می‌دارند، تضعیف می‌کند. به گفته راب تومل، مدیر ارشد پرتفوی در شرکت انت تورتویز کپیتال: «متنوع‌سازی تولید از اوپک به سمت تأمین‌کنندگان قابل اعتمادتر امنیت انرژی جهانی را بهبود می‌بخشد و به تثبیت قیمت‌ها در طول زمان کمک کند.»

اوپک

به دلیل شوک قیمت نفت، تغییر به سمت انرژی خورشیدی نیز برای بسیاری از نقاط جهان در حال انجام است. به گفته اندیشکده انرژی امبر، صادرات فناوری خورشیدی، باتری و خودروهای برقی چین در ماه مارس به بالاترین حد خود رسید. به گفته میفیلد «داشتن اقتصادی که کمتر به یک یا دو نوع انرژی وابسته باشد، واقعاً مثبت خواهد بود.»

با این حال، همه تغییرات مثبت نیستند و این نگاه خوش‌بینانه قطعی نیست. به گفته هدر لانگ، اقتصاددان ارشد اتحادیه اعتباری فدرال نیروی دریایی، در طول جنگ، ایران طرحی برای اهرم اقتصادی جهانی ایجاد کرد و مشخص شد در آینده کانال‌ها و خطوط لوله دیگر نیز مورد تهدید قرار گیرند. هم‌چنین، برچیده شدن اوپک ممکن است در ظاهر چیز خوبی به نظر برسد. اما اوپک در ماه‌های اخیر نفت بیشتری تولید می‌کرد و خلاص شدن از شر این کارتل، احتمال اینکه جهان بتواند در طول بحران انرژی جهانی آینده هماهنگ عمل کند را کاهش می‌دهد.

تغییراتی که از محاسبات جنگ ایران ناشی می‌شود، ممکن است برای برخی نسبت به دیگران سودمندتر باشد. به عنوان مثال، تغییر به انرژی‌های تجدیدپذیر، به ویژه در آسیا و اروپا، می‌تواند به قیمت حوزه پرمین تگزاس تمام شود، حوزه‌ای که برای دهه‌ها ایالات متحده را به دلیل انقلاب شیل و فرکینگ در موقعیت رشک‌برانگیزی قرار داده بود. اگر تقاضا برای نفت در درازمدت کاهش یابد، قیمت نفت می‌تواند به پایین‌تر از سطح قبل از جنگ خود سقوط کند و به صنعت آسیب برساند. به گفته بروسوئاس: "بخش زیادی از این موضوع به آنچه دائمی و آنچه موقت است بستگی دارد.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O