مهم‌ترین نشانه‌های فرسایش معیشتی در ایران

سقوط طبقه متوسط در ایران | شقاقی شهری: طبقه متوسط در حال تجربه فرسایش تدریجی کیفیت زندگی است نه فقر ناگهانی!

سرویس: اقتصاد کلان کدخبر: ۷۸۶۰۸۰
اقتصادنیوز: یک اقتصاددان می‌گوید: طبقه متوسط ایران بیشتر از آنکه به‌طور ناگهانی فقیر شود، در حال تجربه یک فرسایش تدریجی در کیفیت زندگی است. آمارها و شواهد نیز حکایت از همین مساله دارند بطوریکه در ابتدای دهه 90 سهم طبقه متوسط حدود 65 تا 70 درصد بود و طی 15 سال اخیر سهم این طبقه به دلیل تحریم‌های اقتصادی و عدم بازتوزیع ثروت و پیامد آنها تداوم تورم‌های بالا و رکود تورمی پیوسته کم و کمتر شده و در سال‌های اخیر به حدود 50 درصد سقوط کرده است.
سقوط طبقه متوسط در ایران | شقاقی شهری: طبقه متوسط در حال تجربه فرسایش تدریجی کیفیت زندگی است نه فقر ناگهانی!

به گزارش اقتصادنیوز، کوچک‌تر شدن سفره خانوارها دیگر تنها به دهک‌های پایین محدود نیست و نشانه‌های فشار اقتصادی اکنون به‌وضوح در سبک زندگی طبقه متوسط نیز دیده می‌شود؛ از حذف هزینه‌های فرهنگی و تفریحی گرفته تا کاهش توان پس‌انداز، تعویق خرید مسکن و افزایش وابستگی به وام و فروش دارایی‌هایی همچون طلا برای تامین هزینه‌های جاری.

بسیاری از کارشناسان معتقدند تداوم تورم بالا و رکود اقتصادی، طبقه متوسط ایران را وارد مرحله‌ای از فرسایش تدریجی کرده که می‌تواند پیامدهایی فراتر از حوزه معیشت به همراه داشته باشد.

خبر مرتبط
طبقه متوسط زیر ضرب تورم بالا | ندری: طبقه متوسط در حال محو شدن است | نارضایتی از نظام اقتصادی، فراگیر شده است

اقتصادنیوز: یک اقتصاددان می‌گوید: مطمئن باشید به محض اینکه داستان جنگ تمام شود، نارضایتی‌ها مثل قبل از جنگ خود را نشان خواهد داد و مردم دیگر دلیلی ندارند که بخواهند در مقابل این همه ظلم و بی‌عدالتی که در این نظام اقتصادی وجود دارد، سکوت کنند.

وحید شقاقی‌شهری، اقتصاددان، در گفت‌وگو با اقتصادنیوز با اشاره به کاهش سهم طبقه متوسط در سال‌های اخیر، از تاثیر تورم مزمن بر توقف تحرک طبقاتی، کاهش تاب‌آوری خانوارها و تبعات اجتماعی و اقتصادی تضعیف این طبقه سخن گفته است.

مشروح گفت‌وگوی اقتصادنیوز را در ادامه می‌خوانید.

****

*آقای شقاقی‌شهری! در سال‌های اخیر بسیاری از خانوارهای طبقه متوسط ناچار شده‌اند تغییری در سبک زندگی خود اعمال کنند و برخی عناصر این سبک زندگی را حذف کنند، از سفر و خریدهای دوره‌ای گرفته تا تعویض خودرو، ارتقای مسکن یا حتی فرزندآوری. آیا می‌توان گفت طبقه متوسط ایران وارد مرحله «فرسایش معیشتی و سبک زندگی» شده است؟ مهم‌ترین نشانه‌های این وضعیت چیست؟​

طبقه متوسط هر جامعه مهمترین مولفه قدرت و سلامت اجتماعی و سیاسی و اقتصادی هر کشور است. طبقه‌ای که بار اصلی فرهنگ و تاریخ را به دوش می‌کشد و کتاب به دست می‌گیرد و مطالعه می‌کند و اندیشه دارد و قدرت و امنیت‌ساز است. هر کشوری دارای سهم طبقه متوسط بیشتری باشد، جامعه سالم و شاداب و پیشرفته‌ای است. 

مهم‌ترین نشانه‌های فرسایش معیشتی در ایران

در ادبیات اقتصاد سیاسی و جامعه‌شناسی اقتصادی زمانی از فرسایش طبقه متوسط صحبت می‌شود که خانوارها بدون آنکه الزاماً به فقر مطلق سقوط کنند، به‌طور مداوم مجبور به کاهش کیفیت و تنوع سبک زندگی خود شوند. شواهد در ایران نشان می‌دهد چنین فرآیندی در سال‌های اخیر شکل گرفته است.

مهم‌ترین نشانه‌های فرسایش معیشتی را می‌توان در موارد زیر مشاهده کرد: 

  1.  حذف تدریجی کالاها و خدمات غیرضروری: سفر، رستوران، خرید پوشاک دوره‌ای، تفریحات فرهنگی و گردشگری از سبد مصرف بخشی از خانوارها حذف شده است.

  2.  به تعویق افتادن تصمیم‌های بزرگ زندگی: تعویض خودرو، ارتقای مسکن، ازدواج یا فرزندآوری بیش از گذشته به تعویق می‌افتد.

  3.  افزایش سهم هزینه‌های ضروری در بودجه خانوار: خوراک، مسکن و انرژی سهم بیشتری از درآمد را می‌بلعند و فضای کمتری برای مصرف اختیاری باقی می‌ماند.

  4. کاهش پس‌انداز و افزایش نااطمینانی آینده: بسیاری از خانوارهای طبقه متوسط عملاً توان پس‌انداز پایدار ندارند.

  5.  کاهش سرمایه فرهنگی و اجتماعی مصرفی: هزینه آموزش خصوصی، کلاس‌ها، کتاب، هنر و سفرهای آموزشی کمتر شده است. 

طبقه متوسط درحال تجریه یک فرسایش تدریجی است نه فقر ناگهانی

در مجموع می‌توان گفت طبقه متوسط ایران بیشتر از آنکه به‌طور ناگهانی فقیر شود، در حال تجربه یک فرسایش تدریجی در کیفیت زندگی است. آمارها و شواهد نیز حکایت از همین مساله دارند بطوریکه در ابتدای دهه 90 سهم طبقه متوسط حدود 65 تا 70 درصد بود و طی 15 سال اخیر سهم این طبقه به دلیل تحریم‌های اقتصادی و عدم بازتوزیع ثروت و پیامد آنها تداوم تورم‌های بالا و رکود تورمی پیوسته کم و کمتر شده و در سال‌های اخیر به حدود 50 درصد سقوط کرده است. 

وحید شقاقی

حتی افراد دارای شغل ثابت نیز احساس پس‌رفت اقتصادی دارند

*امروز حتی خانوارهایی با شغل ثابت و درآمد ماهانه، مانند کارمندان، معلمان یا حقوق‌بگیران، دیگر توان حفظ سطح زندگی چند سال قبل خود را ندارند... این مسئله چه ارتباطی با تورم مزمن، کاهش قدرت خرید و توقف تحرک طبقاتی دارد؟

این مسئله مستقیماً به سه پدیده ساختاری اقتصاد ایران مرتبط است:

  1.  تورم مزمن: اقتصاد ایران طی چند دهه با تورم بالا و پایدار روبه‌رو بوده است. میانگین تورم دهه 90 بالای 27 درصد بوده و طی 8 سال اخیر متوسط تورم بیش از 43 درصد شده است و وقتی تورم برای سال‌های طولانی بالای 30 یا 40 درصد باشد، درآمدهای ثابت (حقوق‌بگیران) نمی‌توانند همپای قیمت‌ها رشد کنند و ارزش واقعی دستمزدها به‌طور مداوم کاهش می‌یابد.
  2.  کاهش قدرت خرید واقعی: اگر دستمزد اسمی افزایش یابد اما تورم سریع‌تر رشد کند، دستمزد واقعی کاهش پیدا می‌کند. نتیجه آن است که خانواری که قبلاً با یک حقوق متوسط می‌توانست زندگی نسبتاً باثباتی داشته باشد، اکنون برای همان سطح زندگی با کسری بودجه مواجه می‌شود. این اتفاقی است که طی سالهای اخیر مکرر رخ داده و قدرت خرید واقعی ایرانیان کمتر شده است. 

  3.  توقف تحرک طبقاتی: در اقتصادهای سالم، طبقه متوسط امید دارد با تحصیل، کار و پس‌انداز وضعیت خود را بهبود دهد. اما در شرایط تورم بالا و رشد اقتصادی پایین امکان انباشت سرمایه خانوار کاهش می‌یابد. فاصله بین طبقات درآمدی افزایش پیدا می‌کند. مسیر ارتقای اقتصادی برای طبقه متوسط مسدود یا بسیار کند می‌شود. به همین دلیل حتی افراد دارای شغل ثابت نیز احساس پس‌رفت اقتصادی دارند.

برخی خانوارها طلا می‌فروشند یا پس‌اندازها را خرج می‌کنندتا هزینه‌های جاری را پوشش دهند

*در گذشته وام، پس‌انداز یا دارایی‌هایی مانند طلا می‌توانست به ارتقای زندگی خانوارها کمک کند، اما امروز بسیاری از مردم از فروش دارایی یا گرفتن وام برای پوشش هزینه‌های روزمره استفاده می‌کنند. این تغییر چه پیامی درباره وضعیت اقتصاد خانوار ایرانی دارد؟

این تغییر یکی از مهم‌ترین شاخص‌های فشار اقتصادی بر خانوارهای طبقه متوسط است. در حالت عادی وام‌ها برای سرمایه‌گذاری یا ارتقای زندگی استفاده می‌شوند (خانه، کسب‌وکار، تحصیل). دارایی‌ها برای افزایش امنیت اقتصادی نگهداری می‌شوند. اما وقتی خانوارها طلا می‌فروشند، پس‌اندازها را خرج می‌کنند و یا وام می‌گیرند تا هزینه‌های جاری را پوشش دهند، در واقع دارایی‌های آینده برای مصرف امروز خرج می‌شود.

از نظر اقتصاد خانوار این وضعیت نشانه کاهش تاب‌آوری مالی خانوار، تبدیل دارایی‌های سرمایه‌ای به مصرفی و حرکت تدریجی به سمت آسیب‌پذیری اقتصادی بیشتر است. در بلندمدت این روند می‌تواند موجب شود طبقه متوسط حاشیه امنیت مالی خود را از دست بدهد و به طبقه پایین سوق داده شود. 

فاصله هزینه زندگی بین شهرهای بزرگ و کوچک کمتر شده اما...

*برخی معتقدند فشار اقتصادی دیگر محدود به کلان‌شهرها نیست و حتی در شهرهای کوچک نیز هزینه‌های زندگی با سرعت زیادی افزایش یافته است. آیا مزیت معیشتی شهرستان‌ها نسبت به گذشته از بین رفته و این موضوع چه اثری بر طبقه متوسط در سراسر کشور گذاشته است؟

در گذشته شهرهای کوچک و شهرستان‌ها چند مزیت داشتند:هزینه مسکن پایین‌تر، هزینه خدمات و زندگی کمتر و شبکه‌های حمایتی خانوادگی قوی‌تر. اما چند تغییر باعث کاهش این مزیت شده است؛ افزایش سریع قیمت مسکن در بسیاری از شهرهای کوچک، افزایش هزینه حمل‌ونقل و کالاها در سراسر کشور، یکپارچه شدن قیمت‌ها در اقتصاد ملی و کاهش فرصت‌های شغلی پایدار در شهرستان‌ها.

در نتیجه فاصله هزینه زندگی بین شهرهای بزرگ و کوچک کمتر شده، اما سطح درآمد در شهرهای کوچک همچنان پایین‌تر است. این مسئله فشار بیشتری بر طبقه متوسط شهرستانی وارد کرده است.

تشدید موجودی انبار طی سال‌های اخیر یکی از نشانه‌های کاهش تقاضای مصرفی است

*طبقه متوسط معمولاً یکی از مهم‌ترین پایه‌های ثبات اقتصادی و اجتماعی در هر کشوری محسوب می‌شود. اگر روند فعلی کاهش قدرت خرید و ناامیدی اقتصادی ادامه پیدا کند، این فرسایش چه پیامدهایی می‌تواند برای اقتصاد، بازار مصرف، سرمایه اجتماعی و آینده جامعه ایران داشته باشد؟ این روند پیش زمینه اعتراضات بعدی نیست؟

طبقه متوسط بار اصلی فرهنگ و دانش جامعه را به دوش می‌کشد. طبقه متوسط معمولاً نقش مهمی در پایداری اقتصادی، مصرف داخلی و ثبات اجتماعی دارد. فرسایش آن می‌تواند چند پیامد مهم داشته باشد:

  1. کاهش تقاضای مصرفی: طبقه متوسط موتور اصلی مصرف در بسیاری از اقتصادهاست. وقتی این طبقه قدرت خرید خود را از دست بدهد، بازار کالاهای غیرضروری کوچک می‌شود و رکود در برخی بخش‌های خدماتی و فرهنگی افزایش می‌یابد. تشدید موجودی انبار طی سال‌های اخیر یکی از همین نشانه‌ها است. 

  2.  کاهش سرمایه انسانی: وقتی خانوارهای دهک متوسط نتوانند در آموزش، مهارت یا سلامت سرمایه‌گذاری مناسبی کنند، کیفیت سرمایه انسانی در بلندمدت کاهش می‌یابد که اثر ماندگار و بزرگی بر اقتصاد تحمیل می‌کند. 

  3.  کاهش سرمایه اجتماعی و اعتماد: نااطمینانی اقتصادی طولانی‌مدت می‌تواند احساس بی‌ثباتی و کاهش اعتماد به آینده اقتصادی را تقویت کند.

  4. افزایش مهاجرت نخبگان طبقه متوسط: وقتی امکان بهبود وضعیت اقتصادی محدود شود، تمایل به مهاجرت افزایش پیدا می‌کند که جزو تبعات مخرب کاهش اندازه طبقه متوسط است.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O