چرا پوتین از بمب هستهای استفاده نکرد؟ | عملیات «تار عنکبوت» قواعد جنگ را برهم زد | درس سخت خاورمیانه برای اسرائیل
به گزارش اقتصادنیوز، جنگهای اخیر از اوکراین و خاورمیانه تا جنوب آسیا نشان میدهند که داشتن سلاح هستهای دیگر لزوماً مانع حملات متعارف نمیشود. در چنین شرایطی، بسیاری از مفروضات قدیمی درباره امنیت، بازدارندگی و ثبات راهبردی در حال بازنگری هستند.
از هشدار هستهای تا عملیات معروف تار عنکبوت!
رز گوتمولر در فارنافرز نوشت: در ژوئن ۲۰۲۵، سرویسهای امنیتی اوکراین عملیات جسورانهای را در عمق خاک روسیه اجرا کردند. آنها پهپادهای تهاجمی کوتاهبرد را در نزدیکی چندین پایگاه هوایی روسیه، از جمله پایگاههای محل استقرار بمبافکنهای راهبردی هستهای مخفی کردند و سپس با استفاده از شبکه تلفن همراه روسیه، این پهبادها را از راه دور به پرواز درآوردند.
اقتصادنیوز: پوتین و ترامپ همچنان به پیش میروند. آنها نه میتوانند شکست در اوکراین و ایران را بپذیرند و نه راهی برای پیروزی پیدا کردهاند. هزینه این جنگهای بیپایان ماه به ماه افزایش مییابد و اکنون نشانههای اولیه اعتراضات سیاسی را هم در مسکو و هم در واشنگتن به وجود آورده است.
بنا بر ارزیابیهای اوکراین، این حمله حداقل ده بمبافکن راهبردی را نابود و به دهها هواپیمای دیگر، از جمله برخی سامانههای مرتبط با فرماندهی و کنترل هستهای روسیه، آسیب وارد کرد.
این عملیات که تار عنکبوت نام گرفت، تنها به دلیل نسبت حیرتآور میزان هزینه و خسارت اهمیت نداشت؛ بلکه به لحاظ ماهیتی از اساس مورد توجه بود. روسیه سالها هشدار داده بود که حمله به داراییهای راهبردی این کشور میتواند با پاسخ هستهای روبهرو شود، اما این تهدید نتوانست جلوی اوکراین را بگیرد. درحقیقت، کییف مستقیما زیرساختهای مرتبط با توان هستهای روسیه را هدف گرفت و مسکو نیز نتوانست از آنها محافظت کند.
افول یک باور قدیمی در جهان
برای سالها این تصور وجود داشت که سلاح هستهای مطمئنترین راه تضمین امنیت ملی است. بسیاری حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ را شاهدی بر این ادعا دانستند که اوکراین در دهه ۱۹۹۰ با واگذاری سلاحهای هستهای بهجامانده از شوروی، اشتباه بزرگی کرده است. استدلال مشابهی نیز درباره ایران مطرح میشود؛ اینکه اگر تهران پیش از حملات اسرائیل و آمریکا به زرادخانه هستهای دست یافته بود، چنین حملاتی هرگز رخ نمیداد.
اما تحولات اخیر وقعیت دیگری را نشان میدهند. اوکراین به اهدافی در ارتباط با توان هستهای روسیه حمله کرده است، ایران و متحدانش هم بارها اسرائیل را که به داشتن سلاح هستهای مشهور است، هدف قرار دادهاند. هند و پاکستان نیز با وجود برخورداری از زرادخانه هستهای، در سال ۲۰۲۵ وارد شدیدترین درگیری در دهههای اخیر شدند.
در همگی این موارد، احتمال تشدید هستهای نتوانست مانع جنگ متعارف شود. چنین واقعیتی نشان میدهد که بازیگران دولتی و غیردولتی، بیش از گذشته حاضرند تا خطر رویارویی با قدرتهای هستهای را پذیرفته و اعتبار بازدارندگی سنتی را به چالش بکشند.
اقتصادنیوز: زلنسکی نامهای سرگشاده خطاب به پوتین منتشر کرد و نوشت که پهپادهای اوکراینی بیش از ۹۶۰ کیلومتر پرواز کردهاند تا سری به این مجمع بزنند. او هشدار داد تا زمانی که روسیه آتشبس را نپذیرد و مذاکرات پایان جنگ را آغاز نکند، حملات به شهرهای روسیه ادامه خواهد یافت.
چرا پوتین از بمب هستهای استفاده نکرد؟
جنگهای کنونی نشان میدهند که زرادخانههای عظیم هستهای در برابر حملات پهپادی و موشکی ارزانقیمت، قدرت بازدارندگی محدودی دارند. درحقیقت، تا زمانی که دولتهای هستهای نمیخواهند که از این سلاحها استفاده کنند، موشکهای قارهپیما، زیردریاییهای اتمی و بمبافکنهای راهبردی نمیتوانند مانع حملات متعارف شوند.
در عین حال، یک عامل مهم همچنان پابرجاست: تابوی هستهای. در ماههای نخست جنگ اوکراین، نشانههایی وجود داشت که ولادیمیر پوتین به استفاده از سلاح هستهای تاکتیکی فکر کرده است، اما مجموعهای از عوامل از جمله مخالفت فرماندهان نظامی روسیه، فشار چین و هند و هشدارهای غرب مانع چنین اقدامی شد.
اگرچه این یک فکت مطلق نیست، اما هزینه سیاسی، اخلاقی و تاریخی استفاده از سلاح هستهای آنقدر بالاست که رهبران جهان همچنان از شکستن آن هراس دارند. به همین دلیل، تهدید به استفاده از سلاح هستهای بیش از گذشته شبیه به ابزاری نمادین شده است.
بازدارندگی اتمی از کجا پدید آمد؟
از زمان جنگ سرد، آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی، سهگانه هستهای خود را بر پایه موشکهای بالستیک قارهپیما، موشکهای شلیکشونده از زیردریایی و بمبافکنهای راهبردی، بنا کردند. هدف از ایجاد این ساختار این بود که هیچ یک از طرفین نتواند با یک حمله غافلگیرکننده تمام توان پاسخگویی طرف مقابل را نابود کند.
بنابراین، پایه اصلی مفهوم ثبات راهبردی، ایجاد امکان انتقام متقابل بود؛ یعنی وضعیتی که در آن هیچ قدرت هستهای انگیزهای برای آغاز جنگ اتمی ندارد. این منطق تا حد زیادی میان آمریکا و روسیه همچنان برقرار است و دلیل اصلی پرهیز دو طرف از رویارویی مستقیم محسوب میشود.
اما در برابر دشمنان غیرهستهای، قدرتهای هستهای معمولا از ابزار ابهام و تهدید استفاده میکنند. روسیه پیشتر با همین هدف اعلام کرده بود که حمله به داراییهای راهبردی این کشور میتواند با پاسخ هستهای همراه شود.
با اینحال، عملیات تار عنکبوت اوکراین نشان داد که این ابهام راهبردی، در عمل موفق به ایجاد بازدارندگی نشده است. پس از نابودی بخشی از ناوگان بمبافکنهای روسیه، مسکو نه سراغ سلاح هستهای رفت و نه حتی تهدیدات هستهای خود را تشدید کرد؛ بلکه تنها به حملاتی متعارف بسنده کرد.
درس سخت خاورمیانه برای اسرائیل
در گوشه دیگری از جهان، اسرائیل نیز با چالشی مشابه روبهرو شده است. این رژیم هرگز بهطور رسمی داشتن سلاح هستهای را تأیید نکرده، اما سالها بر این باور بود که همین ابهام راهبردی است که امنیت آن را تضمین خواهد کرد.
با این وجود، حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و همچنین حملات موشکی و پهپادی ایران، حزبالله و حوثیها نشان داد که دشمنان اسرائیل توان هستهای این رژیم را مانعی برای اقدامات نظامی نمیدانند. حتی برخی از این حملات تأسیسات مرتبط با برنامه هستهای اسرائیل را نیز هدف قرار دادهاند.
پاسخ اسرائیل به حملات نه تهدید هستهای، بلکه تقویت سامانههای دفاع موشکی چندلایه بوده است؛ از گنبد آهنین گرفته تا سامانههای پیشرفتهتر رهگیری موشکهای دوربرد. این رویکرد در واقع نمونهای از راهبرد بازدارندگی از طریق انکار است؛ یعنی ایجاد شرایطی که حمله دشمن را کماثرتر کند.
با این حال، گسترش پهپادها و موشکهای ارزان و دقیق باعث شده که این سامانههای دفاعی نیز با چالشهای جدی روبهرو شوند. مهاجمان میتوانند با هزینهای اندک، سامانههایی را به چالش بکشند که ساخت و نگهداری آنها میلیاردها دلار هزینه دارد.
وقتی سلاحهای هستهای مانع جنگ نمیشوند
تجربههای اخیر در نگاه نخست متناقض به نظر میرسند. از یک سو، بازدارندگی هستهای میان قدرتهای بزرگ همچنان تا حدی مانع رویارویی مستقیم میشود. آمریکا، روسیه و ناتو با وجود تنشهای شدید، مراقباند وارد جنگ مستقیم نشوند.
اما از سوی دیگر، سلاحهای هستهای نتوانستند مانع جنگهای متعارف در مناطقی مانند خاورمیانه یا جنوب آسیا شوند. هند و پاکستان در سال ۲۰۲۵ وارد درگیری نظامی گسترده شدند و تنها نگرانی از تشدید هستهای باعث شد تا قدرتهای خارجی، برای برقراری آتشبس وارد عمل شوند.
به بیان دیگر، سلاحهای هستهای شاید همچنان مانعی برای جنگ میان قدرتهای بزرگ باشند، اما دیگر نمیتوانند از وقوع بسیاری از درگیریهای متعارف و کوچکتر جلوگیری کنند.
کشورهای زیادی به فکر گسترش بازدارندگی هستهای هستند
همزمان با افزایش تردیدها درباره اعتبار بازدارندگی هستهای، برخی کشورها به فکر دستیابی به این سلاحها افتادهاند. در اروپا، مقامهایی در لهستان و آلمان درباره ضرورت داشتن گزینه هستهای سخن گفتهاند. در شرق آسیا، حمایت افکار عمومی از توسعه سلاح هستهای در کره جنوبی رو به افزایش است و حتی در ژاپن نیز بحث درباره این موضوع دیگر تابوی مطلق گذشته را ندارد.
در خاورمیانه نیز کشورهایی مانند عربستان سعودی به دنبال گسترش ظرفیتهای هستهای خود هستند.
اقتصادنیوز:میتوان به مجموعهای از ویژگیهای مشترک قدرتهای جهانی توجه کرد؛ ویژگیهایی که نشان میدهند در جهان امروز تنها چهار قدرت بزرگ وجود دارند و این کشورها لزوما همانهایی نیستند که بسیاری انتظار دارند.
اما تجربههای اخیر نشان میدهد که افزایش تعداد کشورهای هستهای الزاما امنیت بیشتری را ایجاد نمیکند. سلاح هستهای نه از نابودی بمبافکنهای راهبردی روسیه جلوگیری کرد، نه شهرهای اسرائیل را از حملات موشکی مصون نگه داشت و نه مانع درگیری هند و پاکستان شد.
در مقابل، گسترش این سلاحها خطر خطای انسانی، اشتباه محاسباتی و حتی دستیابی بازیگران غیردولتی به مواد هستهای را افزایش میدهد. با ورود فناوریهایی مانند هوش مصنوعی به فرایند تصمیمگیری نظامی، این خطرها ممکن است بسیار بیش از گذشته باشند.
سرمایهگذاری بر دفاع بهجای ساخت زرادخانه
قدرتهای هستهای در حال حاضر هزینههای هنگفتی را برای نوسازی موشکها، زیردریاییها و بمبافکنهای خود صرف میکنند. اما شاید این منابع در حوزههای دیگری کارآمدتر باشند.
جنگ اوکراین نشان داد که دیگر هیچ کشوری از حمله در امان نیست و حتی پایگاههای استقرار سامانههای هستهای نیز میتوانند هدف پهپادها و موشکهای دقیق قرار گیرند. به همین دلیل، سرمایهگذاری در حوزه تابآوری اقتصادی، حفاظت فیزیکی، استقرار سامانههای دفاع هوایی و موشکی و افزایش قابلیت بقا اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
نویسنده مدعی شد: آینده امنیت هستهای بیش از آنکه به تعداد کلاهکها وابسته باشد، به توان دفاع از زیرساختهای حساس وابسته خواهد بود.
جهان به قوانین جدید نیاز دارد
یکی دیگر از درسهای جنگهای اخیر، ضرورت ایجاد قواعد و هنجارهای تازه برای جلوگیری از تشدید بحرانهاست. در اوکراین و خاورمیانه، تأسیسات هستهای و نیروگاههای اتمی بارها در معرض تهدید قرار گرفتهاند.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی مدتهاست که از کشورها درخواست تعهد برای عدم حمله به تأسیسات هستهای، در زمان جنگ کرده است. چنین رویکردی را میتوان در توافق میان هند و پاکستان دید که سالهاست متعهد شدهاند تا مراکز هستهای یکدیگر را هدف قرار ندهند.
گسترش این نوع تعهدات میتواند خطر تشدید ناخواسته بحرانها و وقوع فجایع هستهای یا پرتوزا را کاهش دهد.
آینده بازدارندگی
جهان وارد دورهای شده که در آن پهپادهای ارزان، موشکهای دقیق و بازیگران غیردولتی میتوانند حتی قدرتهای هستهای را نیز به چالش بکشند. در چنین شرایطی، تکیه صرف بر تهدید هستهای دیگر پاسخگوی نیازهای امنیتی کشورها نیست.
درس اصلی جنگهای اخیر این است که امنیت بیش از آنکه به تعداد سلاحهای هستهای وابسته باشد، به کیفیت دفاع، تابآوری زیرساختها و اقتصاد و توانایی مقابله با تهدیدهای متعارف بستگی دارد. قدرتهای هستهای باید این واقعیت را بپذیرند و راهبردهای خود را بر اساس آن بازنگری کنند.
در غیر این صورت، ممکن است میلیاردها دلار صرف زرادخانههایی شود که هر روز بیش از گذشته از توان بازدارندگی واقعی آنها کم میشود.