زمینههای برآمدن رضا شاه!
زندهیاد دکتر جواد شیخالاسلامی، استاد فقید علوم سیاسی در دانشگاه تهران، در اوایل دولت نخست مرحوم هاشمیرفسنجانی به خود جرأت داد تا در مقالهاش در مجلۀ اطلاعات سیاسی – اقتصادی «کودتای سوم اسفند سال ۱۲۹۹ را سیاه نداند.»
زندهیاد دکتر جواد شیخالاسلامی، استاد فقید علوم سیاسی در دانشگاه تهران، در اوایل دولت نخست مرحوم هاشمیرفسنجانی به خود جرأت داد تا در مقالهاش در مجلۀ اطلاعات سیاسی – اقتصادی «کودتای سوم اسفند سال ۱۲۹۹ را سیاه نداند.»
حادثۀ تلخ و دلخراش کشتار پنج سرباز وظیفه توسط یکی از همخدمتیهایشان در آمادگاه ارتش در باغین کرمان، فرصتی برای آسیبشناسی مجدد خدمت نظام اجباری در کشورمان فراهم کرده است.خدمت نظام عمومی، یادگار شکلگیری دولتهای متمرکز در عصر مدرن است ولی گذشت زمان، آن را در بسیاری از کشورها منسوخ کرده است.
در دوران ریاستجمهوری محمود احمدینژاد، صدا و سیمای جمهوری اسلامی دو شبکه رادیویی داشت که از منتقدان و مخالفان سیاستهای جاری برای حضور در برنامههای خود دعوت میکرد.
»مجتبی ذوالنوری در واکنش به بخشی از بیانیه ششمین نشست مجمع همکاری عرب و روسیه گفت: ایران آمادگی دارد تعدادی معلم تاریخ و جغرافیا برای آموزش روسها به روسیه اعزام کند که سطح اطلاعات آنها نسبت به تاریخ ایران و منطقه تقویت شده تا برای جلسات بعدی، حکام عرب هر انشای غلطی را به خورد آنان ندهند.»
حدود ۳۰ سال پیش، هنگامی که توافقنامۀ حزب کارگر اسرائیل و سازمان آزادیبخش فلسطین تحت عنوان «ابتدا غزه-اریحا» منتشر شد، فهم مقصد نهایی آن توافقنامۀ پیچیده، اصلاً آسان نبود.
برخی از هموطنان ایرانی ما در داوری بین اسرائیل و فلسطینیها، در کنار محکوم کردن عملیات توفان الاقصی علیه اسرائیل، در یک موضعگیری کلان نیز در مقام وکیلمدافع دولت نتانیاهو و ضدیت با عموم فلسطینیها ظاهر شدهاند!
در طول چهار دهه اخیر جلالآل احمد هم به اندازه کافی مورد سوءاستفاده قرار گرفته و هم به همان اندازه فحش خورده است. هر دو هم نوش جانش! آدم عجولی که در استفاده از واژهها احتیاط لازم را به خرج نمیدهد، خواه نا خواه این بلا سرش میآید.
زندهیاد استاد محمد ابراهیم باستانیپاریزی اهل روستای سهگُلو از توابع کوهستان پاریز در ۱۵ کیلومتری شرقِ جلگه زیدآباد بود. برخی پاریزیها از جمله مرحوم دکتر باستانی منطقه زیدآباد را «کفه» مینامیدند که خالی از طعنه ملایم و کمرنگی هم نیست. کفه یعنی زمین شورِ هموار و مسطح یا نمکزاری که بهرهای از صفا و سرسبزی نبرده است!
قرنطینه هر زندان، بدترین نقطه آن است، زیرا معمولا امور روزمره آن توسط زندانیانِ تازهواردی اداره میشود که بعضا برای خودشیرینی و برخورداری از چند دقیقه وقت تلفن بیشتر، به جای کلاه سر میبرند!
در طول ۴۴ سال گذشته هر فردی که به ریاست قوه قضائیه منصوب شده، در ابتدای انتصابش بر دو نکته بسیار تأکید کرده است.
تکیه بر «نیروهای مزدور» سرانجام کار دست ولادیمیر پوتین داد.او اکنون در بحبوحهٔ ضدحملهٔ ارتش اوکراین، بخشی از قوای خود را باید صرف سرکوب شورش گروه واگنر کند.
اینکه دسترسی به هر هدفی بدون در نظرگرفتن امکانات و محدودیتهای پیش روی آن، ممکن نیست، بدیهیتر از آن است که نیاز به استدلال داشته باشد.
با طالبان نه باید از درِ دوستی وارد شد و نه با آنها به جنگ و ستیز برخاست. این گروه بلایی است که باید حتیالمقدور از آن پرهیز کرد و فقط به قدر ضرورت به تعامل با آن پرداخت.
«گویند در میان اصحابش نشسته بود. زنى خوبروى بگذشت. اصحاب چشم بر او دوختند.»
نظام جمهوری اسلامی در حیات ۴۴ سالهٔ خود، فراز و فرودهای بسیاری پشت سر گذاشته و اکنون به نقطه عطف تاریخی خود رسیده است.
توافقنامۀ عادیسازی رابطۀ ایران و عربستان به نظرم بسیار مهمتر از آن است که در رسانهها بازتاب یافته است.
حامد اسماعیلیون، همسر و دختر نازنینش را در فاجعۀ ساقط کردن هواپیمای اوکراینی از دست داده است. تحمل چنین مصیبتی فوق طاقتِ بشری است. او هر اندازه هم که خشم و کینه از مسببان حادثه به دل گرفته باشد، قابل فهم و همدلی است. فقط از خداوند برمیآید که بر دل سوزان و خونینش مرهمی گذارد.
آنچه را «نیروی چهارم» نامیده بودم (نیرویی متفاوت از اصلاحطلب، اصولگرا و برانداز که شاخصهها و معیار فکر و عمل خاصی از جمله اینکه «مردم» را مفهوم قدسی و انتزاعی و خطاناپذیر نمیداند)، از استعداد لازم و کافی برای تأسیس جنبشی قدرتمند و تأثیرگذار و خشونتپرهیز در ایرانِ امروز برخوردار است.
ناآرامیهای اجتماعی هفتههای اخیر دستاویزی برای قطع متناوب اینترنت بینالمللی و فیلترینگ اینستاگرام و واتسآپ در کشور شده است. ظاهرا برخی نهادهای مسوول، گویی منتظر چنین فرصتی بودهاند تا به نیات درونی خود در موردِ محدود کردن اینترنت جامه عمل بپوشند،
ولادیمیر پوتین رئیسجمهور روسیه سیصد هزار نیروی ذخیرۀ ارتش را به خدمت فراخوانده تا در جنگ علیه اوکراین به کار گرفته شوند.
در دهه شصت مرحوم هاشمیرفسنجانی در خطبههای نماز جمعه با انتقاد از دنیای غرب گفت: «آنها اصلا نمیدانند ما میخواهیم چه کنیم.» گویا خبرنگاری، نظرِ فرانسوا میتران رییسجمهور فقید فرانسه را درباره اظهارات مرحوم هاشمی جویا شده بود. میتران در پاسخ او گفته بود: «رییس مجلس ایران درست میگوید. ما واقعا نمیدانیم آنها میخواهند چه کنند. دلیلش هم این است که خودشان هم نمیدانند میخواهند چه کنند!»
روزنامۀ جمهوری اسلامی نوشته است: «اگر با گستاخی سفیر روسیه برخورد میشد، اکنون سفیر انگلیس مرتکب گستاخی به مردم ایران نمیشد.»
سید ابراهیم رئیسی گفته است: «مردم رسماً اعلام میکنند میتوان با مقاومت تحریم را بیاثر کرد.»
در دنیای سیاست، همه ما در شرایط آزاد یکدیگر را نقد میکنیم و این نقد را حق قطعی همدیگر و دارای فواید متقابل میدانیم. وقتی اما یکی از ما دستگیر و زندانی میشود، نقد آرا و عملکرد او حکم تابو پیدا میکند؛ تابویی که نزدیک شدن به حریم آن، اقدامی سخت زننده و ناجوانمردانه به نظر میرسد. این موضوع البته دلایل سیاسی و روانی دارد. فردی که به دلیل نظراتش زندان، یا در بازداشتگاه تحت فشار است، با چه توجیهی میتوان نظراتش را از بیرون نقد، یا رد کرد؟
در ایام زندان گاهی مشکلی در بند پیش میآمد که حل آن فقط از طریق گفتگو با رئیس زندان ممکن میشد.
بیلبوردی در سطح شهر تهران نصب شده است که به نقل از مرحوم دکتر مصطفی چمران اعلام میدارد: «آنکه تخصص ندارد و کاری را میپذیرد، بیتقواست.»
زندهیاد سید محمود دعایی مردی بسیار شاد و خوش به نظر میآمد. معمولا طنزهای دست اولی در آستین داشت که با نقل دراماتیک و حرفهای آنها، جماعت را از خنده رودهبر میکرد.
این روزها ما همگی به نحوی در انتظاریم. در انتظار چه چیز؟ خودمان هم نمیدانیم! گویی نوعی امواج اثیری ما را در خود گرفته است بهطوری که خیال و واقع را از هم تشخیص نمیدهیم.
برجهای دوقلوی متروپل در آبادان چرا فرو ریختند؟ پاسخ این پرسش اینک برای همگان به قدری روشن و بدیهی است که حتی طرح آن لغو و عبث مینماید.
در دوران حکومت محمدرضا شاه، هر یک از گروههای مخالف آن مدعی بودند که اگر خودشان به قدرت برسند چنان اقتصادی را سامان میدهند که سرشار از عدالت و ثروت و وفور نعمت و ارزانی و رفاه و راحتی و پیشرفت باشد.