برندگان و بازندگان نظم نفتی جهان | جنگ ایران برای پوتین یک هدیه بود | هند آسیبپذیرتر از چین است؟
به گزارش اقتصادنیوز، در حالی که با بسته شدن تنگه هرمز میزان قابلی توجهی از عرضه نفت و گاز در بازار جهانی مسدود شده، پیامدهای این ماجرا در همه نقاط دنیا یکسان نیست.
سهم ناهمگون آسیبپذیری در عصرچندپارگی ژئوپلیتیکی
به نوشته والاستریت ژورنال، بحران تنگه هرمز دولتها را مجبور میکند تا امنیت انرژی را برای عصری از چندپارگی ژئوپلیتیکی بازتعریف کنند - عصری که در آن انعطافپذیری نه تنها به میزان تولید نفت جهان، بلکه به مسیر جریان آن، اینکه چه کسی میتواند آن را دریافت کند و کدام کشورها قادر به تحمل شوک ناشی از قطع آن هستند، بستگی دارد.
اقتصادنیوز: هر چند کمپین نظامی برای بازگشایی اجباری تنگه هرمز همچنان یک گزینه است، اما امکانپذیری و نتیجه آن نامشخص است. ایران همچنین میتواند با حملات موشکی علیه زیرساختهای انرژی خلیج فارس تلافی کند و شوکهای اقتصادی جهانی را وخیمتر کند.
در حال حاضر، تقریباً 15٪ از عرضه جهانی نفت از بازار حذف شده است. قیمت نفت خام پس از افزایش اولیه، همچنان بالای 100 دلار در هر بشکه است. به احتمال زیاد با اتمام موجودیها، قیمتها به شدت افزایش خواهند یافت. اما در حالی که بازار نفت جهانی است و افزایش هزینهها در همه جا احساس میشود، عواقب آن به طور مساوی توزیع نمیشود.
آسیا اولین و سختترین ضربه را خورده است. سال گذشته، این منطقه تقریباً 60٪ از نفت وارداتی خود را از خاورمیانه تأمین کرد. این اختلال نه تنها برای نفت خام، بلکه برای محصولات تصفیه شده مانند دیزل و سوخت جت که نسبت به ماه ژانویه قیمت آنها دو برابر شده، بسیار شدید بوده است. در کشورهای ثروتمندتر، نفت گرانتر معمولاً ابتدا به صورت تورم و رشد ضعیفتر خود را نشان میدهد.
در کشورهای واردکننده کمدرآمد، این امر به صورت کمبود بروز میکند: بنگلادش تهویه مطبوع را محدود کرده است. لائوس هفته تحصیلی را از پنج روز به سه روز کاهش داده است. سریلانکا چهارشنبه را تعطیل عمومی اعلام کرد. در پاکستان، تیمهای کریکت در ورزشگاههای خالی بازی میکنند و از هواداران خواسته شده به جای سفر، از خانه بازی را تماشا کنند.
تولید نفت شیل که از زمان رونق آن در دهه ۲۰۰۰، واردات نفت ایالات متحده از خاورمیانه را به شدت کاهش داد، تاکنون تا حدی از ایالات متحده محافظت کرده است. اما قیمت بنزین از کمتر از ۳ دلار قبل از جنگ به بیش از ۴.۵۰ دلار در هر گالن افزایش یافته و برای یک خانوار متوسط بیش از ۱۵۰ دلار در ماه اضافه هزینه دارد.
با این حال، ممکن است افزایش فوری قیمتها در سراسر جهان مهمترین اثر این بحران نباشد، بلکه تغییرات سیاست استراتژیک ناشی از آن را بتوان بااهمیتتر باشد. همانطور که ملتها پس از بحرانهای نفتی دهه ۱۹۷۰ به طور چشمگیری در سیاستهای انرژی خود تجدید نظر کردند، اختلالی در این مقیاس، دولتهای سراسر جهان را مجبور به تجدید نظر در استراتژی انرژی خواهد کرد.
ایالات متحده: ایمن اما نه مصون
تا دو دهه پیش، ایالات متحده حدود ۶۰٪ از نفت مصرفی خود را وارد میکرد. امروز این کشور بزرگترین تولیدکننده نفت جهان و از صادرکنندگان بزرگ است. سهم نفت در اقتصاد این کشور نیز در دهههای اخیر به طور پیوسته کاهش یافته است. افزایش عرضه داخلی به این معنی است که تاثیر کمبودهای عرضه جهانی دیرتر به سواحل آمریکا میرسد. در این شرایط، مصرفکنندگان در پمپ بنزینها هزینه بیشتری پرداخت میکنند، اما آسیبهای کلان اقتصادی گستردهتر کمتر است زیرا افزایش هزینههای مصرفکنندگان در پمپ بنزینها اکنون به جای خارج از کشور به تولیدکنندگان داخلی میرسد.
همچنین، قیمت گاز طبیعی در اروپا و آسیا افزایش یافت اما در ایالات متحده به سختی افزایش یافت. این واگرایی قیمتی از زمان آغاز انقلاب شیل، تریلیونها دلار برای مصرفکنندگان آمریکایی صرفهجویی کرده است.
مصرفکنندگان آمریکایی هنوز هم هنگام بروز اختلال در عرضه در خارج از کشور، قیمتهای بالاتری را در پمپ بنزینها میپردازند و ابزارهای نسبتاً کمی برای کاهش اختلالات در این مقیاس وجود دارد. با افزایش قیمتها، سیاستمداران ممکن است وسوسه شوند که گزینههای افراطیتر - و از نظر اقتصادی و ژئوپلیتیکی مضر - مانند ممنوعیت صادرات نفت را بپذیرند.
در درازمدت، بحران امروز حداقل نوید ایجاد زمینههای مشترک بیشتر را میدهد، زیرا در عین اینکه موقعیت آمریکا با تولید نفت و گاز بیشتر تقویت شده، اگر ایالات متحده از طریق وسایل نقلیه الکتریکی بیشتر و حملونقل عمومی و ریلی بهتر، نفت کمتری مصرف کند، همچنان در برابر شوکهای عرضه کمتر آسیبپذیر خواهد بود.
کانادا و مکزیک: نیاز به تنوعبخشی
کانادا به عنوان یک صادرکننده بزرگ نفت و گاز، در موقعیت بهتری نسبت به اکثر کشورهای دیگر قرار دارد. به گفته گلدمن ساکس، کانادا از جمله اقتصادهایی است که بیشترین سود تولید ناخالص داخلی را از افزایش قیمت نفت داشت. مکزیک در موقعیت سختتری قرار دارد. این کشور نفت خام تولید میکند، اما کاهش تولید و ظرفیت محدود پالایش، این کشور را به بنزین و گازوئیل وارداتی وابسته میکند که بخش عمده آن از ایالات متحده است.
این امر مکزیک را نه تنها در برابر قیمتهای جهانی نفت خام، بلکه در برابر کمبود محصولات پالایششده، افزایش قیمت خلیج فارس و خطر احیای درخواستها برای محدود کردن صادرات سوخت توسط سیاستهای داخلی ایالات متحده آسیبپذیر میکند.
این بحران ممکن است در هر دو کشور، تلاشهای طولانیمدت به تعویق افتاده برای دستیابی به بازارهای فراتر از ایالات متحده، مانند خط لوله به ساحل غربی برای صادرات نفت خام کانادا، را تقویت کند. نگرانیهای امنیتی، تغییر در سیاستهای مکزیک در حمایت از توسعه گاز شیل خود را تقویت خواهد کرد، در حالی که واکنش گستردهتر آن، دو چندان کردن «حاکمیت انرژی» از طریق پالایش و سرمایهگذاری در شرکت نفت دولتی پمکس بوده است - یک استراتژی پرهزینه که زمانبر خواهد بود.
آمریکای جنوبی و مرکزی: بهرهبرداری از عرضه داخلی
آمریکای جنوبی به شدت به محصولات پالایششده وارداتی وابسته است و قیمتهای بالاتر سوخت فشارهای مالی و سیاسی ایجاد میکند. با این حال، این منطقه دارای تولید داخلی قابل توجه نفت و گاز، منابع بزرگ تجدیدپذیر و برقآبی و چندین منبع اصلی عرضه نفت و گاز آینده است که در خارج از خلیج فارس قرار دارند و از خطرات تنگه هرمز مصون هستند. این امر باعث میشود که اگر عرضه خاورمیانه ریسک بالاتری داشته باشد، این منطقه از نظر استراتژیک ارزشمندتر شود.
علاقه به سرمایهگذاری در کشورهایی مانند برزیل، گویان و آرژانتین، که از قبل انتظار میرفت بخش زیادی از رشد عرضه غیراوپک را در چند سال آینده هدایت کنند، به سایر تولیدکنندگان بالقوه مانند سورینام نیز گسترش خواهد یافت. ونزوئلا یک کارت وحشی است. در حالی که رهبری جدید آن به دنبال جذب سرمایهگذاری خارجی است، صادرات در ماه مارس به ۱ میلیون بشکه در روز رسید که بالاترین سطح از سال ۲۰۱۹ است، اگرچه خطرات قابل توجهی همچنان وجود دارد.
چین: تائید استراتژی پکن
پیامدهای این داستان برای چین متفاوت بوده است. چین یک واردکننده بزرگ نفت است و با افزایش قیمت نفت و از دست دادن دسترسی به بشکههای تخفیفدار ایران، هزینه واردات بشکه به شدت افزایش یافته است. هزینه واردات نفت خام چین در ماه آوریل نسبت به سال گذشته ۱۳ درصد افزایش یافته است. با این حال، چین ذخایر نفتی زیادی در اختیار دارد. چین همزمان با محدود کردن واردات از طریق استفاده از موجودیها و کاهش فعالیت پالایشگاهها، نفت خامی را که طبق قرارداد برای خرید به کشورهای دیگر فروخته، اغلب با سود، دوباره میفروشد.
این بحران، استراتژی انرژی پکن را تقویت خواهد کرد، نه اینکه آن را وارونه کند. چین سالها صرف مهار رشد مصرف نفت کرد. در مقایسه با ایالات متحده یا اروپا، نفت سهم کمتری از ترکیب انرژی اولیه آن را تشکیل میدهد و بیشتر خودروها و سیستم انرژی خود را به طور کلی برقی کرده است. پانزدهمین برنامه پنج ساله چین که درست پس از شروع جنگ منتشر شد، خواستار تبدیل شدن به یک «قدرت انرژی» از طریق «تابآوری استراتژیک» و «حاکمیت فناوری» با منابع غیرفسیلی شد. اختلال در عرضه نفت و گاز تنها این جاهطلبیها را تقویت میکند.
هند: ثبات در بحبوحه شکنندگی منطقهای
هند آسیبپذیرتر از چین است. این کشور تقریباً ۹۰٪ از نفت خام مصرفی خود را وارد میکند و قبل از جنگ تقریباً نیمی از این بشکهها از طریق تنگه هرمز منتقل میشد. این شوک، دهلی نو را مجبور کرده تا بیشتر به روسیه تکیه کند - اما نه با شرایط چانهزنی که پس از حمله به اوکراین از آن برخوردار بود.
هند ظرفیت مالی و ذخایر بیشتر و تأمینکنندگان متنوعتری نسبت به همسایگان فقیرتر خود مانند پاکستان، بنگلادش و سریلانکا دارد، بنابراین بعید است که با کمبودهای مشابهی روبرو شود. اما نفت خام گران، وضعیت تورم را بدتر میکند، بودجهها را تحت فشار قرار میدهد و هزینه محافظت از مصرفکنندگان را افزایش میدهد.
واکنش بلندمدت این کشور ممکن است مستلزم تنوعبخشی به عرضه و در عین حال تسریع جایگزینی نفت از طریق انرژی خورشیدی، باتری، وسایل نقلیه برقی و راهآهن باشد.
ژاپن: ذخایر تخلیهشده
ژاپن به شدت در معرض اختلالات نفت و گاز است: واردات بیش از ۸۵ درصد از مصارف بخش انرژی این کشور را تأمین میکند و در سال ۲۰۲۵، تقریباً تمام واردات نفت خام ژاپن از طریق تنگه هرمز ترانزیت میشود.
اقتصادنیوز: تنها در هشت هفته، بخش عمدهای از اقتصاد جهانی به لرزه درآمده است.
ژاپن پس از ایالات متحده، دومین کشور بزرگ در عرضه ذخایر اضطراری آژانس بینالمللی انرژی بوده و معادل تقریباً ۷۰ روز مصرف ژاپن را در دسترس قرار داده است - که با استانداردهای تاریخی، کاهش عظیمی است. این درگیری در حالی هزینههای کلی واردات و قیمت برق را افزایش میدهد که مصرفکنندگان و مشاغل ژاپنی همچنان با تورم دست و پنجه نرم میکنند.
به عنوان جزیرهای فقیر از نظر منابع که به شدت به تجارت دریایی برای کالاهای اساسی مانند غذا و انرژی وابسته است، امنیت انرژی مدتهاست که یک نگرانی جدی در سیاستگذاری ژاپن بوده است. این بحران این نگرانیها را تشدید کرده و زمینه را برای راهاندازی مجدد راکتورهای هستهای بیشتر، تسریع در تولید انرژی بادی و خورشیدی فراساحلی و بهبود انعطافپذیری و ذخیرهسازی شبکه فراهم میکند. اما آسیبپذیری اساسی واردات ژاپن همچنان باقی خواهد ماند و منجر به اولویتبندی بیشتر بهرهوری انرژی، برقیسازی بخش بیشتری از اقتصاد و حفظ سپرهای بزرگتر در برابر اختلال خواهد شد.
روسیه: ثروت بادآورده پوتین
کمتر بازیگری به اندازه ولادیمیر پوتین، حداقل در کوتاهمدت، به طور مشهودی از بحران کنونی سود برده است. قبل از جنگ در خاورمیانه، درآمد صادرات نفت روسیه به پایینترین سطح خود از زمان آغاز حمله به اوکراین در سال 2022 کاهش یافته بود. اقتصاد این کشور در آستانه رکود اقتصادی قرار داشت. جنگ علیه ایران برای پوتین به مثابه یک هدیه بود. تصمیم ایالات متحده برای کاهش تحریمها علیه نفت روسیه به مسکو کمک کرد تا بشکههای از قبل بارگیری شده را با قیمتهای بالاتر به پول تبدیل کند و روسیه منبع اصلی درآمد نفت خود را در ماه آوریل دو برابر کرد.
این ثروت بادآورده پوتین ممکن است مسئلهای کوتاهمدت باشد. حملات اوکراین و محدودیتهای سرمایهگذاری و فناوری، روند نزولی بلندمدت صنعت نفت روسیه را تسریع کرده و مانع از توانایی آن برای افزایش ساختاری ظرفیت تولید نفت برای بلندمدت در پاسخ به قیمتهای بالاتر امروز شده است. و حملات اوکراین در حال تشدید است و حداقل ۲۱ حمله به داراییها و زیرساختهای روسیه در ماه آوریل رخ داده است. میزان فعالیت پالایشگاههای روسیه در ماه گذشته به پایینترین حد خود از سال ۲۰۰۹ رسید.
کشورهای عربی خلیج فارس: به دنبال دور زدن گلوگاه
اکثر همسایگان ایران، به درجات مختلف، متحمل خسارات بزرگی شدهاند. عربستان سعودی و امارات متحده عربی موقعیت بهتری دارند زیرا در خطوط لوله به دریای سرخ و خلیج عمان سرمایهگذاری کردهاند که به هر یک از آنها اجازه میدهد تقریباً با ظرفیت نیمی از صادرات قبل از جنگ خود از طریق تنگه هرمز را دور بزنند.
عمان، که در خارج از تنگه واقع شده، شاهد افزایش هفتگی ۸۰ درصدی درآمدهای نفتی در مقایسه با سال گذشته بوده است. درآمدهای عربستان سعودی با وجود کاهش حجم صادرات، ۱۰ درصد افزایش یافته است. در مقابل، صادرات عراق به شدت کاهش یافته است. کویت به مدت ۱۰ هفته نفت یا فرآوردههای نفتی کمی صادر کرده است. صادرات گاز طبیعی مایع قطر متوقف شده و آسیب به برخی از تأسیسات صادراتی این کشور در طول درگیری میتواند زمان قابل توجهی برای تعمیر نیاز داشته باشد.
با رسیدن ظرفیت ذخیرهسازی به حداکثر، تولیدکنندگان خاورمیانه مجبور شدهاند تولید تقریباً ۱۳ میلیون بشکه در روز را متوقف کنند. پس از بازگشایی تنگه، ممکن است ماهها طول بکشد تا این عرضه از سر گرفته شود، به خصوص در عراق و کویت که میادین بزرگ و فرسوده و زیرساختهای قدیمی، جبران این توقفها را دشوارتر میکند. برای بسیاری از تولیدکنندگان، اولویت، کاهش ریسک مواجهه با گلوگاهها از طریق خطوط لوله و مسیرهای صادراتی جدید است که هرمز را دور میزنند و تأکید مجدد بر اینکه آنها یک تأمینکننده قابل اعتماد هستند.
ایران: استفاده از اهرم هرمز
موقعیت ایران پیچیده است. طی بحران کنونی، این کشور درآمد صادراتی قابل توجهی را از دست داده، زیرا محاصره ایالات متحده مانع حمل و نقل نفت خام میشود. اما در مرحله اولیه بحران تهران ممکن است از قیمتهای بالاتر و لغو موقت تحریمها بهرهمند شده باشد، زیرا برخی از بشکههای آن بسیار بالاتر از تخفیفهایی که این کشور در بازار سیاه پذیرفته بود، فروخته شده است. از آنجا که به نظر میرسد میادین نفتی و زیرساختهای صادراتی ایران در جزیره خارک آسیب نسبتاً کمی دیدهاند، در صورت بازگشایی تنگه، ایران ممکن است صادرات خود را نسبتاً سریع از سر بگیرد.
در بلندمدت هم ممکن است تهران اهرم جدیدی کسب کند. این کشور ایده دریافت عوارض برای باز نگه داشتن تنگه را مطرح کرده است. حتی اگر جنگ بدون چنین توافقی پایان یابد، ایران نشان داده که تواناییاش برای مسدود کردن هرمز ممکن است به اندازه تهدید سلاح هستهای قدرتمند باشد.
اروپا: انتقالهای شتابزده
اروپا نفت خام بسیار کمتری از طریق هرمز نسبت به آسیا وارد میکند، اما با تشدید رقابت برای بشکههای موجود، با هزینههای بالاتری روبرو است. وقتی صحبت از فرآوردههای نفتی مانند سوخت جت میشود، اروپا به دلیل وابستگی به واردات خاورمیانه، به ویژه آسیبپذیر است. رئیس آژانس بینالمللی انرژی در اواسط آوریل هشدار داد که اروپا »شاید 6 هفته سوخت جت داشته باشد» و پس از آن مصرفکنندگان شاهد نرخ بلیطهای حتی بالاتر و پروازهای لغو شده بیشتری خواهند بود.
در مقابل، قیمت برق که در طول بحران ۲۰۲۲ افزایش یافت، به طور قابل توجهی بالا نرفته، زیرا افزایش اولیه قیمت گاز طبیعی کاهش یافته و منابع جایگزین انرژی بخشی از این رکود را جبران کردهاند.
در بلندمدت دولتهای اروپایی شروع به بحث در مورد اقدامات داوطلبانه برای صرفهجویی در مصرف انرژی کردهاند. دقیقاً مانند بحران انرژی ۲۰۲۲ پس از حمله روسیه به اوکراین، این بحران نیز ضرورت برقرسانی بیشتر اقتصاد با منابع انرژی داخلی را تقویت خواهد کرد، از جمله با تجدیدنظر در مخالفت با انرژی هستهای در برخی کشورها. اما این استراتژی آسیبپذیری دیگری ایجاد میکند: وابستگی به چین برای پنلهای خورشیدی، باتریها، وسایل نقلیه الکتریکی و فرآوری مواد معدنی حیاتی -گزارش اخیر یک مقام سابق امنیت ملی بریتانیا و محقق برجسته چین نشان میدهد که این مسئله میتواند خطرات خاص خود را ایجاد کند.
آفریقا: داستان دو قاره
صادرکنندگان نفت و گاز در شمال، غرب و مرکز آفریقا - از جمله الجزایر، لیبی، نیجریه و آنگولا - ممکن است از قیمتهای بالاتر و سرمایهگذاریهای جدید در ظرفیت تولید بهرهمند شوند. واردکنندگان نفت نزدیک به خلیج فارس، از جمله مصر، اتیوپی، کنیا و زامبیا، آسیب بسیار بیشتری میبینند. بسیاری از این کشورها، حتی برخی از تولیدکنندگان، بخش عمدهای از سوخت تصفیهشده مصرفی خود را وارد میکنند. قیمتهای بالاتر نفت خام، هزینه گازوئیل، بنزین، سوخت پختوپز، حملونقل و غذا را افزایش میدهد، در حالی که دولتها قدرت مالی محدودی برای کاهش این ضربه دارند.
در بلندمدت، این بحران، هم برای پالایشگاهها و هم برای انرژیهای تجدیدپذیر، اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. در حال حاضر برنامههایی برای ساخت یک پالایشگاه عظیم جدید در شرق آفریقا وجود دارد و کشورهایی مانند غنا، آنگولا و اوگاندا ممکن است به سرعت از این روند پیروی کنند. برای فقیرترین واردکنندگان آفریقا، هر شبکه کوچک، مزرعه خورشیدی، باتری و اتوبوس برقی که جایگزین واردات سوخت میشود، میزان مواجهه با شوک نفتی بعدی را کاهش میدهد، اگرچه هزینههای بالای استقراض، ریسک ارزی و شبکههای ضعیف همچنان محدودیتهای اصلی هستند. این وضعیت احتمالاً سرمایهگذاریهای موجود چین در این صنایع در آفریقا را گسترش داده و تقاضا برای محصولات چینی مانند پنلهای خورشیدی، اینورترها و باتریها را افزایش میدهد.
تنوع و امنیت انرژی
هر چه جنگ ایران بیشتر ادامه یابد، جهان انرژی در خطوط گسل ژئوپلیتیکی و جغرافیایی موجود، بیشتر دچار تفرقه خواهد شد. چین این درگیری را به عنوان مدرکی مبنی بر اینکه هژمونی آمریکا به جای نظم، به منبع بیثباتی جهانی تبدیل شده است، مطرح خواهد کرد، در حالی که اضطراب فزاینده در مورد ریسک نفت و گاز، کشورهای بیشتری را به سمت فناوریهای انرژی پاک که پکن کنترل میکند، سوق میدهد.
کشورهای ثروتمند با تنوع بخشیدن به عرضه، تقویت ضربهگیرها و تسریع جایگزینها واکنش نشان خواهند داد، در حالی که کشورهای فقیرتر اغلب مجبور خواهند شد آنچه را که ارزانتر است به جای امنترین انتخاب کنند. واردکنندگان برای عرضه متنوع، هزینه بیشتری خواهند پرداخت، در حالی که صادرکنندگان برای مسیرهایی به بازار که کمتر در معرض اختلال هستند، هزینه خواهند کرد. شاید بزرگترین درس این باشد که حتی بزرگترین تولیدکنندگان جهان نیز نمیتوانند خود را از شوکهای بازار جهانی مصون نگه دارند.