فارن‌پالیسی؛ محافظه‌کاران ایران در حال قمار هستند

پیامدهای اقتصادی-سیاسی شکست برجام برای ایران

کدخبر: 511266
اقتصادنیوز: نشریه فارن پالیسی در مقاله‌ای به پیامدهای بالقوه شکست احتمالی در احیای برجام پرداخته و مدعی است: اکنون که یک معامله عادلانه روی میز است، سیاستگذاران ایرانی نباید تاکتیک های خود را با استراتژی اشتباه بگیرند.

به گزارش اقتصادنیوز ؛ اسفندیار باتمانقلیج، بنیانگذار اتاق فکر اقتصادی «بورس و بازار» و الی گرانمایه، معاون مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در شورای روابط خارجی اروپا، در مقاله‌ای برای نشریه فارن‌پالیسی با عنوان «اگر توافق هسته ای احیا نشود، ایران بیشترین ضرر را خواهد داد»، استدلال کرده‌اند: «اگر فرصت‌های دیپلماتیک و اقتصادی در زمان به وجود آمدن استفاده نشود، مقاومت و استقامت بی‌فایده است».

در بخش نخست این یادداشت، خانم گرانمایه و آقای باتمانقلیج به تشریح وضعیت حاکم بر بن‌بست دیپلماتیک میان ایران و آمریکا بر سر احیای برجام پرداخته و چشم‌انداز طرفین نسبت به این موقعیت را بررسی کرده‌اند. آن‌ها می‌نویسند:«در صورت شکست مذاکرات هسته ای، ایران از نظر سیاسی به طور فزاینده‌ای در صحنه بین المللی منزوی خواهد شد. ایالات متحده و اروپا انگشت خود را به سمت ایران به عنوان تنها طرف مقصر نشانه خواهند رفت ... موضع ایران اکنون در تضاد شدید با سال 2020 است، زمانی که دولت ترامپ تلاش کرد اسنپ‌بک تحریم های سازمان ملل را فعال کند، و شورای امنیت با همراهی متحدان اروپایی ایالات متحده در اروپا ضربه تحقیر آمیزی به واشنگتن وارد کرد».

در بخش دوم آمده است؛ با این حال، مقامات ایرانی اصرار دارند که اقتصاد این کشور در برابر تحریم ها مقاومت کرده است. این درست است و این دستاوردی است که مردم ایران را از محرومیت بدتر در امان نگه داشته است. اما مقاومت به این معناست که ایران عقب می راند نه به جلو. بین سال‌های 1990 تا 2007، متوسط ​​​​ایرانی و متوسط ​​لهستانی از سطح یکسانی از ثروت برخوردار بودند. سپس، با شروع سال 2012، ثروت ایرانیان شروع به کاهش کرد، در حالی که لهستانی ها به ثروتمندتر شدن ادامه دادند. اگر روند دهه گذشته ادامه یابد، تا سال 2030 تولید ناخالص داخلی سرانه در لهستان حدود 50000 دلار خواهد بود. در ایران سرانه تولید ناخالص داخلی کمی کمتر از امروز خواهد بود و در حدود 15000 دلار خواهد بود. حتی اگر ایرانی ها فقیرتر نمی شوند، عقب مانده اند.

در صورت شکست مذاکرات هسته ای، ایران از نظر سیاسی به طور فزاینده ای در صحنه بین المللی منزوی خواهد شد. ایالات متحده و اروپا انگشت خود را به سمت ایران به عنوان تنها طرف مقصر نشانه خواهند رفت. برخلاف ترامپ، بایدن در پایتخت های اروپایی برای افزایش فشار علیه ایران از حمایت برخوردار خواهد بود. با جسارت مجدد هماهنگی فراآتلانتیکی پس از تهاجم روسیه به اوکراین، ایالات متحده حمایت بیشتری در اروپا برای ایجاد یک ائتلاف تحریمی چندجانبه علیه ایران خواهد داشت.

برجام

فعالیت های پیشرفته هسته ای ایران قبلاً به طور گسترده محکوم شده است. قطعنامه اخیر شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی در مورد انتقاد ایران به دلیل عدم همکاری با آژانس که با رای قاطع 30 کشور از 35 کشور به تصویب رسید، نمونه روشنی از مسیر پیش روی ایران در این زمینه است. صحنه بین المللی چین و روسیه با این قطعنامه مخالفت کردند و هند رای ممتنع داد.

موضع ایران اکنون در تضاد شدید با سال 2020 است، زمانی که دولت ترامپ تلاش کرد اسنپ‌بک تحریم های سازمان ملل را فعال کند. در آن زمان، شورای امنیت - از جمله متحدان ایالات متحده در اروپا - ضربه تحقیر آمیزی به واشنگتن وارد کرد.

محافظه‌کاران ایران در حال قمار هستند که روابط عمیق آنها با چین و روسیه می تواند آنها را از فشارهای تشدید شده غرب دور نگه دارد. همانطور که سفر اخیر ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه به تهران نشان داد، به حاشیه رانده شدن مسکو پس از جنگ در اوکراین، ایران و روسیه را به هم نزدیکتر کرده است. چین و روسیه روابط خود را با ایران قطع نخواهند کرد، و همچنین به احتمال زیاد به غرب برای اعمال فشار بر ایران بر سر برنامه هسته‌ای‌اش، مانند قبل از توافق هسته‌ای 2015، ملحق نمی‌شوند.

اما تجربه دهه گذشته روشن می‌سازد که حمایت سیاسی و اقتصادی که ممکن است ارائه کنند، هم محدود و هم مشروط خواهد بود – بسیار کمتر از یک اتحاد. در گذشته نه چندان دور، پکن و مسکو در روابط خود با غرب از ایران به عنوان ابزار چانه زنی استفاده کرده اند. علاوه بر این، با توجه به منافع چین و روسیه در اسرائیل و عربستان سعودی، بعید است روابط آنها با تهران به آن نوع همکاری عمیق امنیتی و اقتصادی تبدیل شود که برخی از رهبران ایران به عنوان جایگزینی برای احیای توافق هسته ای از آن استفاده می کنند.

یکی از مشاوران دولت ایران اخیراً خاطرنشان کرد که اگرچه ایران قصدی برای ساخت سلاح هسته‌ای ندارد، اما تمام جنبه‌های «فنی» لازم برای این کار را دارد. بر اساس یک دیدگاه، ایران در حال حاضر بزرگترین شوک تحریم های آمریکا را جذب کرده است و به همین دلیل باید به یک قدرت هسته ای تبدیل شود تا با اسرائیل (تنها قدرت هسته ای خاورمیانه) تعادل منطقه ای ایجاد کند و از خود در برابر حملات نظامی آینده آمریکا و اسرائیل محافظت کند.

این راهبردی است که پاکستان در دهه 1990 با وجود فشارهای گسترده غرب در آن زمان حتی برای بازی با هند استفاده کرد. برخی در ایران استدلال می کنند که درست مانند پاکستان، غرب نیز در نهایت مجبور خواهد شد آن را به عنوان یک قدرت هسته ای بپذیرد و به آن احترام بگذارد.

فروپاشی توافق هسته‌ای همچنین احتمالاً روابط منطقه‌ای ایران را به شدت محدود می‌کند. در حالی که عربستان سعودی، امارات متحده عربی و عراق ممکن است به دنبال ادامه گفتگوهای کاهش تنش با تهران باشند، آنها تحت فشار فزاینده ای از سوی ایالات متحده برای منزوی کردن ایران قرار خواهند گرفت و انگیزه های اقتصادی را که به تقویت دیپلماسی جدید کمک کرده است، قطع می کنند.

در سال 2019، باور عمومی بر این است که ایران با هماهنگ کردن حملات به زیرساخت‌های نفتی عربستان و امارات به تلاش‌ها برای قطع صادرات نفت خود پاسخ داده است. دیپلماسی منطقه ای بلافاصله پس از این حملات تشدید شد. ارزیابی‌های اخیر به وضوح نشان می‌دهد که حتی عربستان سعودی و امارات - برخلاف اسرائیل - طرفدار پاسخ نظامی به تهدید هسته‌ای ایران نیستند و می‌ترسند که فروپاشی دیپلماسی هسته‌ای منجر به تشدید تنش‌های منطقه‌ای مانند سال ۲۰۱۹ شود.

رهبران ایران باید به سرعت تصمیم بگیرند که آیا می خواهند توافق هسته ای را احیا کنند یا خود را در معرض خطرات بالای شکست آن قرار دهند. ممکن است برای ایران معقول به نظر برسد که بایدن را برای شیرین کردن پیشنهاد فعلی تحت فشار قرار دهد، اما همانطور که تاخیر ناشی از حذف نام FTO توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نشان داد، اجماع بر سر ارزش توافق هسته ای در واشنگتن به همان اندازه که در تهران متزلزل است، متزلزل است.

توسعه توانایی مقاومت در برابر تحریم‌ها - حداقل در کوتاه‌مدت - تاکتیک هوشمندانه‌ای بود که ایران را در بهترین موقعیت ممکن برای مذاکره برای یک توافق عادلانه با ایالات متحده قرار داد. اکنون یک معامله عادلانه روی میز است. سیاستگذاران ایرانی نباید تاکتیک های خود را با استراتژی اشتباه بگیرند.

هیچ راهبردی در مورد بستن مسیرهای حیاتی توسعه و دعوت به انزوا توسط جامعه بین المللی وجود ندارد. به همین ترتیب، دولت بایدن باید در رویکرد دیپلماسی با ایران شجاع تر و انعطاف پذیرتر باشد. به جای تمرکز بر اهداف تاکتیکی کوتاه مدت پیش از انتخابات میان دوره ای آتی آمریکا (که دولت را از دادن امتیازات نمادین به ایران منصرف کرده است)، کاخ سفید باید مزایای استراتژیک بلندمدت پیوستن مجدد به توافق هسته ای را در نظر بگیرد.

دولت ایران باید تصویر استراتژیک را نیز در نظر داشته باشند. برخی بر این باورند که حتی در صورت شکست مذاکرات هسته‌ای، ایران می‌تواند دردهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی را همانطور که در دولت ترامپ تحمل کرد، تحمل کند. اما در صورت هدر رفتن فرصت های دیپلماتیک، استقامت بی معنی است. تنها چند هفته باقی مانده است که در طی آن بازگرداندن معامله ممکن است. در این پنجره کوتاه، ایران همچنان می تواند مذاکرات هسته ای را از موضع قدرت نهایی کند. با توجه به خطرات اقتصادی و نظامی مرتبط با شکست توافق هسته ای، ممکن است در آینده نتواند این کار را انجام دهد.

تیتر یک
از دست ندهید