سامانه جاسوسی آمریکایی که شبیه مدفوع سگ است/ فناوری پشت این ظاهر زننده چیست؟+ عکس
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از فارس، در عرصه جنگ های نامتقارن و اطلاعاتی، هیچ چیز به اندازه ظاهر فریبنده یک ابزار نمی تواند مرگبار باشد.
جنگ ویتنام (۱۹۵۵-۱۹۷۵) آزمایشگاهی برای نوآوری های عجیب و اغلب ترسناک در حوزه جاسوسی الکترونیک به شمار میرفت.
یکی از عجیب ترین و در عین حال هوشمندانه ترین این ابزارها، فرستنده رادیویی کوچکی به نام T-1151 Dog Doo بود؛ دستگاهی که با پوشش استتاری شبیه به مدفوع سگ، پای ثابت جاسوسی نظامی از ویتنامی ها بود.
در جنگ اطلاعاتی، هر چیزی، حتی نفرت انگیزترین اشیاء، میتواند یک عنصر جاسوسی تمام عیار باشد.
در ادامه به بررسی فناورانه و عملیاتی این سامانه جاسوسی میپردازیم:
نگاهی فنی، ترکیب مدل سازی و مهندسی جاسوسی
فرستنده T-1151 Dog Doo در سال ۱۹۷۰ توسط سرویس اطلاعات نظامی آمریکا (MIS) طراحی و ساخته شد.
هدف اولیه این دستگاه، ایجاد یک ایستگاه حسگر خودکار و غیرقابل شناسایی بود که بتواند برای روزها یا هفته ها در دل جنگل های ویتنام بدون جلب توجه باقی بماند.
طراحان آمریکایی با الهام از هنر استتار طبیعی، بدنه این فرستنده را از ترکیبی از پیت ماس (نوعی خزه مرداب) و رزین های قالبگیری شده ساختند تا از لحاظ بافت، رنگ و شکل، کاملاً شبیه یک قطعه مدفوع سگ یا میمون باشد.
ابعاد این ابزار جاسوسی حدود ۴ اینچ (۱۰ سانتیمتر) بود – دقیقاً در اندازه یک سرگین معمولی.
این اندازه کوچک به سربازان آمریکایی اجازه میداد تا ده ها عدد از این فرستنده ها را در کوله پشتی خود حمل کرده و در طول مسیرهای کلیدی مانند مسیرهای تردد ویتنامی ها پخش کنند.

درون پوسته خزه ماننده، یک فرستنده رادیویی کامل با قابلیت ارسال و دریافت پیامهای رمزنگاری شده به صورت کد مورس جای داشت.
انرژی مورد نیاز آن توسط یک باتری نیکل-کادمیم تأمین میشد که عمر عملیاتی دستگاه را تعیین میکرد.
این دستگاه مجهز به یک حسگر حرکتی ساده اما مؤثر بود: هرگاه لرزش یا حرکتی در شعاع چند متری آن رخ میداد، فرستنده بلافاصله یک سیگنال هشدار رادیویی منتشر میکرد.
کاربرد عملیاتی، رهگیری صداها در دل جنگل
نیروهای آمریکایی این مدفوع های جاسوس را به دو شیوه اصلی به کار میگرفتند:
۱. کنترل مسیرهای تردد ویتنامی ها: این شبکه عظیم از راهها و مسیرهای پیادهروی که از لائوس و کامبوج عبور میکرد، شریان اصلی تأمین نیرو و تجهیزات برای ویتنام شمالی بود. آمریکاییها دهها فرستنده T-1151 را در نقاط حساس این مسیر کار میگذاشتند.
وقتی شبانه، کاروانهای ویتنامی از کنار یک سرگین مشکوک عبور میکردند، دستگاه بیصدا زنگ خطر را به هواپیماهای شناسایی یا پایگاههای سیا مخابره میکرد. سپس جنگنده ها یا توپخانه برای حمله وارد عمل میشدند.
۲. حفاظت از نیروهای خودی: این فرستنده ها همچنین در اطراف پایگاهها و کمپهای آمریکایی مستقر میشدند. اگر نیروهای دشمن سعی در نفوذ داشتند، سیگنال حرکت، پیشاپیش گردان های آمریکایی را مطلع میکرد.
در برخی موارد، سربازانی که در مأموریت ها گم یا مجروح میشدند، یک فرستنده همراه داشتند تا با فعال کردن دستی آن، موقعیت خود را اعلام کنند.
جالب آنکه به دلیل شکل ظاهری فریبنده، هیچگاه گزارشی از کشف این دستگاهها توسط نیروهای ویتنامی ثبت نشده است. حتی اگر یک سرباز دشمن به طور تصادفی به آن پا میگذاشت، باز هم گمان میکرد مدفوع حیوانی است.
این نقطه قوت اصلی فناوری T-1151 بود: استتار رفتاری، نه فقط استتار بصری.
از منظر مهندسی جنگ های نامنظم، T-1151 یک محصول موفق محسوب میشد. این دستگاه ثابت کرد که گاهی یک فرستنده ۱۰ سانتیمتری با پوسته مدفوع، مؤثرتر از یک اسکادران بمبافکن عمل میکند. دلیل آن ساده است:
در جنگی که هر بوته، هر تپه و هر روستایی میتوانست حامل یک جاسوس یا کمین باشد، تنها چیزی که هیچ سربازی حاضر به بررسی آن نبود، یک توده مدفوع سگ بود.
آمریکایی ها با درک عمیق روانشناسی میدان نبرد، ضعیف ترین نقطه دفاعی دشمن را هدف گرفتند: انزجار طبیعی.
در واقع با مدل سازی از یک شی موجود و طبیعی در جغرافیای ویتنام که مردم از لمس و بررسی آن انزجار داشتند احتمال کشف آن را به حداقل رساندند.
داده های جمع آوری شده توسط این فرستنده ها از طریق شبکه های رادیویی به سازمان های اطلاعاتی آمریکا از جمله سیا ارسال میشد و نقشه پویایی از تحرکات دشمن ترسیم میکرد.
سابقه شوم آمریکا و لزوم هوشیاری در درگیری اطلاعاتی
نگاه به گذشته فناوری های نظامی آمریکا، به ویژه در جنگ سرد و ویتنام، نشان میدهد که هیچ حد و مرزی برای پوشش عملیات های جاسوسی آنها وجود نداشته است.
از فرستنده های مدفوع شکل گرفته تا درختان مصنوعی حاوی آنتن، از حیوانات روباتیک تا حشرات سایبورگ، آمریکا همواره از هر شیء روزمرهای برای نفوذ و شنود استفاده کرده است.
این رویکرد فراتر از یک تاکتیک نظامی، به یک فرهنگ امنیتی فراگیر تبدیل شده است: جایی که اعتماد به محیط پیرامون، یک نقطه ضعف مرگبار محسوب میشود.
درس امروز برای شهروندان کشورهای درگیر تهدیدات اطلاعاتی روشن است:
در دنیای جنگ مدرن، ظاهر فریبنده ترین اشیاء میتواند حامل خطرناکترین فناوریهای جاسوسی باشد. یک قوطی نوشابه رها شده در خیابان، یک تکه آجر ترک خورده، یا حتی یک مدفوع سگ در حاشیه پیادهرو؛ هیچکدام را نمیتوان بی اعتنا تلقی کرد.
شهروندان هوشیار، نخستین خط دفاعی در برابر چنین فناوریهای فریبندهای هستند. هر شیء غیرعادی، هر وسیله ای که جایش در محیط طبیعی عجیب به نظر میرسد، باید با جدیت توسط نیروهای امنیتی بررسی شود.
سابقه آمریکا نشان داده است که آنها از خلاقیت در پنهانکاری هیچ ابایی ندارند و تنها هوشیاری جمعی مردم است که میتواند این تهدیدات پنهان را خنثی کند.
جنگ اطلاعاتی تمام نشده است؛ فقط شکل آن عوض شده. امروز ممکن است فرستنده شبیه پریز برق یا نیمکت پارک باشد. اما اصل ماجرا همان است که در جنگلهای ویتنام دیدیم: هیچ چیز به اندازه آنچه به نظر میرسد، بی ضرر نیست.