2 برنده اصلی جنگ علیه ایران | تلاش ترامپ برای میانجیگری شی ناکام ماند | شکاف میان آمریکا و متحدان قدیمی بیشتر شد
به گزارش اقتصادنیوز، در بحبوحه تشریفات و نمایشهای سیاسی سفر اخیر دونالد ترامپ به پکن، رئیسجمهور آمریکا امیدوار بود که بتواند رهبر این کشور را متقاعد به میانجیگری میان ایران و آمریکا کرده و راهی را برای پایان جنگ پیدا کند. اما این اتفاق رخ نداد.
تهران همان تیترهایی را می بیند که جهانیان میبینند
راوی آگراوال در فارنپالیسی نوشت: چین احتمالا مانند بسیاری از کشورهای جهان، بهجز روسیه، خواهان پایان جنگ است. با این حال، رهبران ایران ترسی از ادامه بازی پرتنش با واشنگتن ندارند.
درحقیقت، تهران هم روزانه همان تیترهایی را میبیند که بقیه جهان میبینند؛ و شواهد روزبهروز بیشتر نشان میدهد که این جنگ برای ترامپ به بحرانی پرهزینه و فرسایشی تبدیل شده است. فارغ از اینکه جنگ چگونه پایان یابد، تبعات آن برای ترامپ، آمریکا و اقتصاد جهانی تا مدتها ادامه خواهد داشت.
اقتصادنیوز: برخی از مقامات سابق آمریکایی معتقدند که دولت ترامپ بیش از آنکه به مذاکرات طولانی، جزئی و پیچیده علاقه داشته باشد، بر دستیابی سریع به توافقهای سیاسی و اعلام موفقیت تمرکز کرده است.
اهدافی که محقق نشدند
نویسنده مدعی شد: البته حمله به ایران دستاوردهایی هم برای آمریکا داشت. نیروی هوایی و دریایی ایران و همچنین توان موشکی این کشور، در جریان جنگ دچار برخی خسارتها شدند. اما شاید تنها دستاوردهای جنگ همین نکات باشند.درواقع، ساختار حکومت ایران همچنان پابرجاست و رهبران جدید درحال مدیریت اوضاع هستند.
براساس گزارشی از نیویورکتایمز که به ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا استناد کرده است، ایران هنوز حدود ۷۰ درصد از ذخایر موشکی پیش از جنگ خود را حفظ کرده است. همچنین حدود ۷۰ درصد از پرتابگرهای متحرک موشکی ایران همچنان فعالند و بیش از ۹۰ درصد از سایتهای موشکی ایران در امتداد تنگه هرمز، همچنان عملیاتی هستند.
این مسئله به این معناست که ایران همچنان توانایی اخلال در تردد نفتکشها و کشتیها در تنگه هرمز، که مهمترین گلوگاه انرژی جهان است را حفظ کرده و میتواند در آینده نیز این روند را ادامه دهد. بهعلاوه، ایران همچنان قادر است اسرائیل و متحدان آمریکا در خلیج فارس را هدف حملات موشکی قرار دهد.
مهمتر از همه، تهران همچنان ذخایر اورانیوم غنیشده خود را در اختیار دارد. در نتیجه، اگر هدف اصلی جنگ جلوگیری دائمی از دستیابی ایران به سلاح هستهای بوده است، این هدف عملا محقق نشده است.
خسارتهای سنگین آمریکا در منطقه
در سوی مقابل، وزارت دفاع آمریکا نیز در حال ارزیابی خسارتهای سنگین خود است. بر اساس تحقیقات واشنگتنپست، حملات ایران به ۲۱۷ ساختمان و تأسیسات در ۱۵ پایگاه نظامی آمریکا در خاورمیانه آسیب وارد کرده است.
شبکه سیانان نیز گزارش داده که دستکم ۹ پایگاه آمریکایی در بحرین، کویت، عراق، امارات و قطر بهشدت آسیب دیدهاند. این درحالی است که بازسازی این زیرساختها ممکن است سالها زمان برده و میلیاردها دلار هزینه داشته باشد.
مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا نیز اعلام کرده که آمریکا در جریان جنگ، بین ۵۰ تا ۶۰ درصد از موشکهای پاتریوت خود و حدود یکسوم موشکهای تاماهاوک را مصرف کرده است؛ رقمی که حتی از میزان مصرف اوکراین در چهار سال جنگ با روسیه نیز بیشتر توصیف میشود.
مشکل اصلی آن است که تولید مجدد این تسلیحات ممکن است تا چهار سال زمان ببرد.
این مسئله بهمعنای آن است که اگر آمریکا ناچار شود همزمان در بحران دیگری، برای مثال در دفاع از تایوان وارد جنگ شود، با توان نظامی تضعیفشدهتری وارد میدان خواهد شد.
در کنار این خسارتها، آمریکا تاکنون دستکم ۱۳ نظامی خود را در جنگ از دست داده و بیش از ۴۰۰ نفر نیز زخمی شدهاند.
امکان جهش بیشتر قیمت انرژی وجود دارد
یکی از مهمترین پیامدهای جنگ، بحران گسترده انرژی است.قیمت بنزین در آمریکا نسبت به سال گذشته نزدیک به ۵۰ درصد افزایش یافته و قیمت گازوئیل نیز حدود ۵۹ درصد بالا رفته است.دلیل اصلی این جهش قیمتی، اختلال در تردد انرژی از تنگه هرمز و کاهش عرضه نفت در بازار جهانی عنوان میشود. این بحران در اروپا و آسیا حتی شدیدتر هم بوده است.
کشورهایی مانند پاکستان و فیلیپین برای صرفهجویی در انرژی، ساعات کاری ادارات را کاهش داده و برخی دانشگاهها را تعطیل کردهاند.
هند نیز از شهروندان خود خواسته تا مصرف سوخت را کاهش داده و از خرید هیجانی طلا خودداری کنند. با این حال، وضعیت میتواند از این هم بدتر شود.
افزایش صادرات نفت آمریکا و استفاده واشنگتن از ذخایر راهبردی نفتی باعث شده قیمتها تاکنون مهار شوند. چین نیز با استفاده از ذخایر عظیم نفتی خود مانع جهش بیشتر بازار شده است. اما اگر آمریکا صادرات خود را کاهش دهد یا چین دوباره به بازار جهانی بازگردد، قیمت انرژی ممکن است با جهشی شدید روبهرو شود.
در چنین شرایطی، کشورهایی با اقتصادهای کوچک و آسیبپذیر بیشترین فشار را متحمل خواهند شد.
اگر جنگ ادامه یابد...
تنگه هرمز فقط مسیر انتقال نفت و گاز نیست. حدود یکپنجم کود شیمیایی جهان و یکسوم هلیوم دنیا نیز از این مسیر عبور میکند.
اختلال در انتقال این مواد میتواند بحران جهانی غذا ایجاد کند و همچنین صنعت نیمههادیها را با مشکل مواجه سازد؛ چرا که تولید تراشهها به هلیوم وابسته است.
اقتصاددانان هشدار دادهاند که ادامه بحران میتواند در سال آینده به کمبود مواد غذایی و اختلال در زنجیره تولید فناوری منجر شود.
رکود جهانی کنونی نزدیک میزان دوران کروناست
صندوق بینالمللی پول، پیشتر در پیشبینی رشد اقتصاد جهانی، میزان آن را از ۳.۴ درصد به ۳.۱ درصد کاهش داده بود؛ اما در صورت ادامه بحران انرژی این رقم ممکن است باز هم کاهش یابد.
صندوق بینالمللی پول هشدار داده که اگر وضعیت انرژی به حالت عادی بازنگردد، رشد اقتصاد جهانی در سال آینده ممکن است به حدود ۲ درصد برسد؛ سطحی که از دهه ۱۹۸۰ تاکنون بهندرت تجربه شده است.
جهان از سال ۱۹۵۰ تاکنون تنها دو رکود بزرگ جهانی را تجربه کرده: بحران مالی ۲۰۰۸ و همهگیری کرونا در سال ۲۰۲۰.
شکست تاریخی و سیاسی کاخ سفید؟
در این میان، اگر جنگ ایران نیز به یکی از این شوکهای بزرگ جهانی تبدیل شود، این مسئله میتواند به عنوان یک شکست تاریخی برای ترامپ و آمریکا تبدیل شود.
شکاف و تردید در میان متحدان قدیمی واشنگتن
جنگ همچنین شکافهایی را در روابط آمریکا با متحدان خود ایجاد کرده است. چندی پیش، دونالد ترامپ از کشورهای عضو ناتو خواسته بود که برای بازگشایی و پاکسازی تنگه هرمز به آمریکا کمک کنند؛ اما پس از آنکه متوجه شد حمایت جدی را دریافت نخواهد کرد، مطرح شدن چنین درخواستی را از اساس انکار کرد.
فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان نیز گفته که آمریکا در برابر ایران تحقیر شده است؛ اظهاراتی که به تنش میان برلین و واشنگتن دامن زد.
همچنین کشورهایی که در خلیج فارس میزبان پایگاههای نظامی آمریکا هستند هم نگرانند که شاید خود را به اهدافی برای حملات ایران تبدیل کرده باشند.
برای مثال، اقتصاد قطر در جریان این جنگ بهشدت آسیب دیده و پیشبینی میشود که تولید گاز این کشور برای سالها به سطح پیش از جنگ بازنگردد.
در آسیا نیز برخی متحدان آمریکا این پرسش را مطرح کردهاند که آیا واشنگتن به بازیگری غیرقابل پیشبینی و بیثباتکننده در نظام جهانی تبدیل شده است یا نه.
روسیه و چین برندگان اصلی جنگ هستند؟
در حالی که آمریکا با هزینههای سنگین جنگ مواجه شده است، رقبای اصلی واشنگتن وضعیتی متفاوتی دارند.
چین از تضعیف و درگیر شدن ارتش آمریکا در خاورمیانه سود میبرد و روسیه نیز بهواسطه افزایش قیمت نفت، درآمدهای نفتی خود را تقریبا دو برابر کرده است.
اگر قرار بر دیپلماسی بود، پس چرا جنگ آغاز شد؟
اکنون، بهنظر میرسد که ادامه جنگ همچنان یکی از گزینههای ترامپ باشد، اما چنین تصمیمی میتواند هزینههایی حتی سنگینتر و نتایجی نامشخصتر را به همراه داشته باشد. از سوی دیگر، بازگشت به دیپلماسی نیز یک پرسش اساسی ایجاد میکند: «اگر قرار بود در نهایت مسیر مذاکره دنبال شود، پس چرا جنگ آغاز شد؟»
نویسنده در پایان مینویسد: اگر من جای رهبران چین بودم، احتمالا تمایلی نداشتم تا آمریکا را به عنوان رقیب اصلی کشورم، از اشتباهی راهبردی و پرهزینه نجات دهم.