کدخبر: ۳۰۵۳۲۶ لینک کوتاه

آینده ­نگرانی کارافرینان

مدتیست در گفتگو با سرامدان و کنشگران بخش خصوصی، در جستجوی دیدگاهها و آینده­ پردازیهایشان هستم و تلاش دارم دریابم که ایران را چگونه می ­بینند. پیش از اینکه به یافته­ هایم بپردازم، باید بگویم که نگاه و تحلیل پیشگامان کسب ­و­کار، چه بسا بیش از اندیشمندان گستره­ ی سیاست، آینده ­ی یک کشور را جلوه گر می­سازد، چرا که جریان اقتصاد یک کشور بستگی زیادی به گونه ­ی بازیگری بازیگران اقتصاد آن کشور دارد.

 اگر ایشان به آینده امیدوار باشند، به گسترش سرمایه گذاری می­ پردازند، افزایش سرمایه ­گذاری ایجاد کار می­ کند، ایجاد کار پایه­ ی افزایش رفاه شهروندان می­ شود، افزایش رفاه شهروندان به درامد دولت می ­افزاید، دولت بدین سبب می تواند با دست پرتری به آبادانی کشور بپردازد و این سلسله، افزایش و پایداری رشد اقتصادی را در پی دارد و در سرمایه­ گذاران ایرانی و خارجی انگیزه ­ی سرمایه­ گذاری بیشتر فراهم می ­آورد. اینچنین است که این زنجیره تکرار می­ شود و کشور در راه بالندگی و پیشرفت می ­افتد.

بزرگان و بالادستان بخش خصوصی، خواه در ایران و خواه در دیگر کشورها، با دولت و حاکمان کمتر بی ­پیرایه و آشکار سخن می گویند. آنان همواره نگران هستند که بی ­پرده از آسیب­ها و کاستیها گفتن  برایشان دردسرآفرین گردد و آنها را از کارشان بیاندازد. من در گفتگوهای دوستانه و از نزدیک که با مدیران و کارافرینان بخشهای گوناگون کسب­ و­کار داشتم، چند نگاه را در آنها یگانه یا نزدیک به هم یافتم.

نخست: همه ­آنها بسیار نگران آینده کشور هستند. آنها گمان می­‌کنند که کشور آبستن رخدادهایی است که اقتصاد را دستخوش تنگناهای بیشتر می ­کند.

دوم: بسیاری از آنها بهترین سناریو را نگهداشت کشور در وضعیت نه­ بد-نه ­خوب می ­بینند. آنها بر این باورند که حد بهینه سالهای آینده این است که تنها پیشامدهای سخت و پرتنش روی ندهد، وگرنه بخت بهبود ریشه­ ای شرایط، بالا نیست.

سوم: آنها با برداشتشان از آینده و باور به اینکه سقف شیشه­ ای بالای سر بخش خصوصی ناوابسته نمی­ گذارد که اندازه ­ی کسب وکارهای کسانی که می­ خواهند جدای از کانون قدرت رشد کنند، بزرگ و همتراز همتایان جهانی آنان شود، در سرمایه ­گذاری محتاطانه تصمیم می ­گیرند و پروژه ­های بزرگ را متوقف کرده ­اند.

چهارم: گروه بزرگی از آنان در اندیشه  توسعه سرمایه ­گذاریهای خود در آن سوی آبها هستند، آنها می ­خواهند بدینوسیله تأثیر نااطمینانیهای آینده را بر کار خود کمینه کنند.

پنجم: بسیاری از آنها بر این باورند که نسلهای بعدیشان بهتر است بیش از آنها به فکر خانه­ ی دومی برای خود باشند. آنها با فرستادن فرزندان خود برای تحصیل یا اداره­ ی کسب وکارهایشان در کشورهای دیگر، این گزینه را برایشان فراهم می ­کنند تا در روز مبادا، دوری از کشور و زندگی در آن سو، برایشان ممکن باشد.

ششم: آنها بر این باورند که در دهه ­ی هشتاد و اوان دهه ­ی نود، تلاش فراوان شد تا با دادن امتیازها و رانتهای گوناگون، بخش خصوصی تازه ­ای در کشور آفریده شود که وابستگی بیشتری به هسته ­های قدرت در کشور داشته باشد و برایشان قابل اعتمادتر باشد، اما پیامد این سیاست نه تنها بروز و افزایش فساد در کشور شد، بلکه نوکیسه هایی را به وجود آورد، که خود یا فرزندانشان دست به کارهایی بسیار ناهنجارتر از بخش خصوصی ریشه­ دار زدند و تف سربالا برای پدیدآورندگان و پدرخوانده هایشان شدند و چه بسا پرشتابتر از دیگر صاحبان سرمایه، به بردن سرمایه­ های خود به آن سوی آبها پرداختند.

به همین شش نکته بسنده می­ کنم و از تحلیلهای سیاسی و اجتماعی برخاسته از نشستهای خبرگان کسب ­و­کار می­ گذرم، زیرا در آنها گوناگونی اندیشه و پیش بینی بیشتر است. اما آنها که در تاریخ تحولات سیاسی-اجتماعی کشورهای دیگر، به ویژه کشورهای جهان سومی که دستخوش تنشهای فراوان و دیرینه بوده ­اند، غور کرده ­اند، می ­توانند همسانی زیادی در این پیش­ بینیها با اتفاقاتی که در آن کشورها افتاده است بیابند. به باور من تاب و توان جامعه­ ی اقتصادی کشور، به ویژه کسانی که امکان برداشتن گزینه­ ی دیگری به جز ایران را دارند، در سراشیب تند فرسایش افتاده است. 

بخش خصوصی سررشته­ ای در قدرت نظامی یا راهبرد سیاسی ندارد، اما سالها کار اقتصادی به او شمی داده است که بارها در تاریخ ایران و دیگر کشورها درستی آن محک خورده است. از این روست که حاکمان کشور باید برداشتها و پیشبینیهای آنان را هشدارگونه بدانند. شاید پایداری یک رویکرد سیاسی یا ایدئولوژیک برای کشورداران افتخار دانسته شود، اما پایداری یک کشور باید والاتر دانسته شود.هیچ کشوری نمی ­تواند با سوزاندن اقتصاد، تنور سیاست را تا سالیان دراز گرم نگه دارد

کانال تلگرامی نویسنده

این مطلب برایم مفید است
31 نفر این پست را پسندیده اند