کدخبر: ۳۲۸۸۵۰ لینک کوتاه

چرا کرونا فراتر از یک بحران بهداشتی است؟

اقتصاد نیوز:​تام مک تیگ، نویسنده و پژوهشگر نشریه آتلانتیک معتقد است رهبران جهان برای کمک به مقابله با شیوع کرونا به متخصصان متکی هستند، اما تصمیم گیری های چالشی آنان در این زمینه چندان به اطلاعات پزشکی متکی نیست. بلکه تصمیم گیری این افراد بیشتر به مسائل سیاسی وابسته است. حداقل این پیام دولت انگلیس بود که این هفته برنامه های خود را برای مقابله با شیوع کرونا منتشر کرد. در یک کنفرانس مطبوعاتی با حضور نخست وزیر انگلستان؛ بوریس جانسون، مشاور ارشد پزشکی وی؛ کریس ویتی و مشاور علمی ارشد وی پاتریک والانس او در صدد اطمینان دادن به مردم بود که کشور به خوبی برای مقابله با ویروس کرونا آماده است. جانسون گفت ، در مراحل بعدی بحران دولت اصول علمی را دنبال خواهد کرد.

به گزارش اقتصاد نیوز به نقل از انتخاب، مک تیک در ادامه مقاله خود در آتلانتیک می نویسد؛ این سخنان جانسون یک طنز نهفته و عجیب دارد. جانسون در بسیاری از موارد که به نفعش نبوده، اساسا روی نظر متخصصان حسابی باز نکرده است. جانسون هیچگاه نتوانست به اعتراضهای منتقدین متخصص که وی را به عنوان شارلاتانی می شناختند که کشور را به درون منجلاب برگزیت سوق داده بود پایان دهد.کابینه جانسون بارها در نظرات خود در خصوص مسائل سیاسی پای متخصصان را به میان کشیده اند و آنها را نقد کرده اند اما هیچگاه این عمل در نظر منتقدان قانع کننده نبوده است.

مایکل گوو ، وزیر کابینه و از نزدیکان مورد اعتماد جانسون مدتی پیش گفت: "مردم این کشور به اندازه کافی از نظر متخصصان سازمان هایی با نام های اختصاری برخوردار بودند که می گفتند چه چیزی بهتر است ، اما آنها(متخصصان) مرتب اشتباه می کنند." اکنون جانسون ، به این متخصصان متوسل می شود تا اطمینان حاصل شود که بحران ناشی از یک سرزمین دورافتاده(چین) ، به یک مشکل بزرگ خانگی تبدیل نمی شود.

با این وجود هنوز هم یک طنز عمیق تر وجود دارد. با وجود ادعای جانسون ، کارشناسان نمی توانند این بحران را به راحتی برطرف کنند ، واقعیتی که حتی دانشمندان مورد اعتماد جانسون نیزدر کنفرانس مطبوعاتی توضیح دادند این بود که چالش های مقابله با شیوع کرونا فراتر از یک مشکل علمی و به نوعی یک بحران سیاسی جدی است و باید تصمیماتی درست در این زمینه گرفته شود.

دو مشاور جانسون ، واقعیتها را بیان کردند و به خبرنگاران گفتند که کنترل شیوع کرونا صرفاً محدود به دستورات علمی برای انجام هر کاری که ایمن تر به نظر می رسد نیست بلکه شامل هزینه های اجتماعی و اقدامات پیشگیرانه جدی تری است که باید همه نهادهای دولتی را نیز بسیج کند. به عنوان مثال ، اگر مدارس تعطیل شوند ، پزشکان و پرستاران ممکن است برای مراقبت از فرزندان خود مجبور به تعطیل کردن کار خود شوند و این موضوع نیز توانایی خدمات بهداشتی را تضعیف می کند. اگر از افراد مسن خواسته شود از تماس با دیگران خودداری کنند ، چگونه خانواده های آنها اطمینان پیدا خواهند کرد که آنان سالم هستند؟ در مورد فقرا چطور؟ همه نمی توانند از خانه کار کنند ، بنابراین مجبور کردن همه به دورکاری عملا غیرممکن است. شرایط کارمندانی که مزد ساعتی دریافت می کنند نیز پیچیده می شود، چرا که مشخص نیست قرار است چگونه کار خود را ادامه دهند. آیا واقعاً انتظار می رود کم درآمد ترین افراد جامعه ، هزینه بالاتری را برای اجرای یک برنامه ملی که برای محافظت از همه طراحی شده است ، تحمل کند؟

شیوعی مانند شیوع ویروس کرونا، اولویت ها و ارزش های یک جامعه را نشان می دهد. افزون بر این نشان می دهد که یک جامعه تا  چه مدت می تواند بدون آزادی هایی که به آن عادت کرده است راه خود را ادامه دهد. در لندن ، دولت اذعان می کند که قدرت محدودی دارد. نخستین وظیفه دولتهایی که امیدوارند با آرامش کشورهای خود را در برابر این چالش رهبری کنند ، این است که با مردم در مورد واقعیتهای  اساسی صادق و هماهنگ باشند. این یک واقعیت است که به طور معمول نحوه پاسخگویی به COVID-19 ، بیماری ناشی از ویروس کرونا، صرفاً علمی نیست مسائل سیاسی و اجتماعی را نیز شامل می شود.

برای مثال ، اخیرا گزارشی در روزنامه  تایمز لندن در مورد برنامه های دولت انگلیس منتشر شده که ادعا می کند: "وزرا و مقامات در نظر داشتند با اعمال محدودیت در تجمعات گسترده و حمل و نقل با شیوع گسترده بیماری بجنگند اما تبعات اقتصادی این موضوع دولت را مردد کرده است. " این دقیقا همان واقعیت زشت دولت است. همانطور که استوارت وود که زمانی مشاور نخست وزیر سابق گوردون براون و رهبر حزب کارگر بود اظهار داشت: چنین مسائلی  دقیقاً از نوع حساب و کتاب های سنگین دولت است. برنامه ریزی دولت برای بحران بسیار پیچیده و دارای تبعاتی است."

در انگلیس تصمیمات مربوط به زندگی و مرگ به طور معمول توسط موسسه ای به نام انستیتوی ملی سلامت و مراقبت های ویژه ،  انجام می شود. این موسسه از تخصص گروهی از متخصصان استفاده می کند تا شواهد و داده های علمی  ر ارزیابی کنند. این داده ها انواع مداخلات پزشکی (عمل ، اسکن ، دارو ، درمان ، و ...) را با معیار "ارزش پول"  می سنجد و اگر این مداخلات توجیه اقتصادی داشت، از طریق خدمات ملی بهداشت در دسترس عموم قرار می گیرد. بنابراین اگر یک مداخله بسیار گران به نظر برسد ، حتی اگر برخی از مزایای سلامتی مانند طولانی شدن عمر یا کاهش درد را داشته باشد ، در دسترس عموم قرار نمی گیرد ، زیرا این پول می تواند در جای دیگری هزینه شود. این جیره بندی توسط متخصصان رخ می دهد. متخصصانی که تلاش دارند  بهترین روش برای خرج شدن سرمایه های محدود پول دولتی را درحوزه بهداشت و درمان پیدا کنند.

اگرچه بسیار بی رحمانه به نظر می رسد، اما این موضوع واقعیت دارد. برای تصمیم گیری در مورد آنچه  که گفتیم، این موسسه از فرمول هایی استفاده می کند که طول و کیفیت زندگی افزوده توسط یک مداخله پزشکی را اندازه گیری می کند. به طور کلی ، این مؤسسه میانگین بهنجار مداخلات پزشکی را بین 20،000 تا 30،000 پوند یا حدود 25،000 تا 38،000 دلار در نظر گرفته است. مداخلات با هزینه بیشتر از این ممکن است تحریم شوند.

همانطور که وود توضیح می دهد ، مسئله این است که منابع بسیار محدود و تحت تأثیر خواسته های رقابتی هستند. در برخورد با COVID-19 ، دولت نمی تواند به سادگی رسیدگی به بودجه موارد دیگر ، مانند سرطان ، سیل ، جرائم و یا البته برگزیت را متوقف کند.  در حالی که بحث های مرتبط با اقتصاد و سلامت مردم ناراحت کننده است ، اما واقعیت این است که همه دولت ها برای تأمین هزینه های عمومی به رشد اقتصادی متکی هستند. به عبارت دیگر ، تصمیم گیری در مورد چگونگی مقابله با ویروس کرونا کاملا با وضعیت اقتصادی ارتباط  گسترده ای دارد ، زیرا در هنگام شیوع کرونا، وضعیت اقتصادی دولت ها بر توانایی آنها در زنده نگه داشتن و درمان شهروندان موثر است.

طی چند ماه آینده ، بزرگ ترین چالش جانسون (و هر رهبر دیگر در کشورهای دموکراتیک) متقاعد کردن عموم مردم در خصوص تصمیم گیری های مناسب ، عادلانه و کوتاه مدت برای ایجاد توازن مناسب در کشور است. در شرایط مذکور، منافع پزشکی و اقتصادی مهمترین چالش موازنه ای رهبری است.

هنری کیسینجر یک بار گفت که دشواری رهبری این است که، قبل از رسیدن به میز نخست وزیری یا رئیس جمهوری ، تصمیم های ساده ای گرفته شده است و تمامی تصمیم های دشوار به پس از رسیدن به جایگاه ریاست موکول شده اند. معضل جانسون ساده است: برای صرفه جویی در دوران ششیوع کرونا یا COVID-19 چه مدت زمان ، پول و تحول اجتماعی باید صرف شود؟ او مجبور است این تصمیم را در شرایطی اتخاذ کند که وزنه هایی مثل انتظارات معقول اجتماعی و شرایط اقتصادی را به دوش می کشد. به او سناریوهایی ارائه می شود که میزان جرم و جنایت ، کاهش هزینه های مصرف کننده ، کاهش شغل ، ضرر مالیاتی و فشارهای مربوط به سیستم بهداشتی را در نظر گرفته است. در کنار همه این ها به او آمارهای احتمالی نرخ مرگ و میر ناشی از بیماری کرونا ارائه می شود."

کیسینجر درباره معضل رهبری توضیح داد: "دشوارترین مسائل، موضوعاتی هستند که ضرورتی است شما بدون اطلاعات دقیق و با ثبات درباره آنها تصمیم گیری کنید. شما بر اساس ارزیابیهای ضمنی عمل می کنید و حدسیات در تصمیمات شما نقش دارند، به طوری که معمولاً وقتی که خیلی دیر  شده است، افکار عمومی از ابعاد فاجعه خبردار می شوند."

جانسون ، دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده، رئیس جمهور فرانسه ، امانوئل مکرون و صدراعظم آلمان ، آنگلا مرکل ، درمورد تصمیمات کرونایی خود، تحت نظارت و قضاوت قرار خواهند گرفت. همه از خود می پرسند، آیا آنها  بیش از حد واکنش نشان دادند، آیا واکنشی کمتر از حد انتظار داشتند؟ آیا واکنش آنها اوضاع را آرام تر کرد یا مردم را به وحشت انداخت؟ آیا آنها رهبرانی لایق بودند یا بی کفایت؟  اولین واکنش جانسون در مواجهه با تلاش برای ایجاد اطمینان  عمومی نسبت به رهبری درست خود، روی آوردن به متخصصان بود. اما  کارشناسان نیز بلافاصله توپ را به سمت خود او پرتاب کردند.

این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند