ترامپ در گوشهِ رینگ خودساخته و چند سؤال بیپاسخ | جنگ خاورمیانه ریاستجمهوری و میراث ترامپ را به خطر انداخت
به گزارش اقتصادنیوز، رئیسجمهور ایالات متحده در سخنرانی اش تلاش کرد منسجمترین توجیهات خود را برای ادامه جنگ ارائه دهد، اما نتوانست نگرانیها در کشورش در مورد چگونگی پایان درگیری را کاهش دهد.
تلاش ناکام برای توجیه جنگافروزی
به نوشته سیانان، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در سخنرانی خود تلاش کرد اقدام به جنگ با ایران را توجیه و به لزوم جلوگیری از توسعه برنامه هستهای و برجسته کردن خسارات ناشی از حملات هوایی ایالات متحده و اسرائیل اشاره کرد. با این حال، او نتوانست پایان روشنی از این درگیری ترسیم کند و یا به نگرانیها در مورد پیامدهای اقتصادی و جهانی این درگیری، از جمله محاصره تنگه هرمز، پاسخ دهد.
اقتصادنیوز: دیپلماسی رسمی بین آمریکا و ایران آشکارا شکست خورده است.
اظهارات او در مورد تشدید تنش و تضمینهای مبهم، کمکی به کاهش اضطراب عمومی و سیاسی نکرد و میزان پایین محبوبیت او، شک و تردید فزاینده در مورد رهبری او و خود جنگ را برجسته میکند.
چالش بزرگ
ترامپ در سخنرانی ملی خود در مورد ایران با چالش بزرگی روبرو شد. او در مقابل کشوری ظاهر شد که نه تنها طبق آخرین نظرسنجیها، اعتماد خود را به ریاست جمهوری او از دست داده، بلکه از جنگ جدید او ناراضی است و عمیقاً نگران تأثیر آن بر اقتصاد است.
میلیونها نفر در خاورمیانه و سراسر جهان میخواهند بدانند که جنگ چه زمانی پایان خواهد یافت و چگونه او پیامدهای پرآشوب آن، از جمله محدودیت تردد در تنگه هرمز که تهدیدی برای رکود جهانی است را اصلاح خواهد کرد.
در واقع، هفتهها آشفتگی ناشی از اهداف جنگی متناقض و متغیر او، تأثیر توجیهات او را حتی در جامعه آمریکا کاهش دهد. برخی از ادعاهای رئیس جمهور - مبنی بر اینکه ایران «در آستانه» دستیابی به سلاح هستهای است و ممکن است به زودی موشکی داشته باشد که بتواند سرزمین اصلی ایالات متحده را هدف قرار دهد - با ارزیابیهای اطلاعاتی ایالات متحده و غرب در تضاد بود. و او هیچ مدرک دقیقی ارائه نکرد که به آمریکاییها اجازه دهد خودشان تصمیم بگیرند.
راه خروج یا تشدید؟
بسیاری از ناظران انتظار داشتند که رئیس جمهور آمریکا در این سخنرانی پایان روشنی برای جنگ ارائه کند. اما او نه تنها در این کار شکست خورد، بلکه احتمال تشدید عملیات نظامی را نیز مطرح کرد. او ادعا کرد: «طی دو تا سه هفته آینده، ما آنها را به عصر حجر، جایی که به آن تعلق دارند، باز خواهیم گرداند.» او همچنین تهدید کرد که اگر تهران به خواستههای او برای توافق صلح تن ندهد، به تمام نیروگاههای برق ایران حمله خواهد کرد و تأسیسات نفتی آن را هدف قرار خواهد داد.
بنابراین، به سختی میتوان نتیجه گرفت که سخنرانی او به آمریکاییهایی که نگران سرنوشت جنگ هستند یا سرمایهگذاران جهانی که از بحران انرژی ناشی از جنگ نگران هستند، اطمینان خاطر خواهد داد. در واقع، رئیس جمهور آمریکا در هیچ مقطعی استراتژی روشنی برای خروج از این درگیری ارائه نکرده است.
آرامشبخشی یا هراسافکنی؟
او در تلاش برای کماهمیت جلوه دادن درگیری کنونی ایالات متحده، اظهار کرد که این تعداد روز نبرد تاکنون در مقایسه با سالهایی که ایالات متحده در جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم، کره، ویتنام و عراق صرف کرده، ناچیز است. اما این مقایسهها ذهنها را آرام نکرده، چرا که بیشتر این را به متبادر میکرد که این جنگ ممکن است طولانیتر از آنچه تاکنون اذعان شده است، ادامه یابد.
و هشدار او مبنی بر اینکه پایان جنگ به متحدان اروپایی آمریکا - که به میزان بیشتری نسبت به ایالات متحده به نفت خلیج فارس متکی هستند - بستگی دارد، باعث ایجاد هراس شد، درست همانطور که اصرار او بر اینکه تنگه «به طور طبیعی باز خواهد شد» زیرا ایران میخواهد نفت خود را بفروشد، باعث نگرانی در غرب شده است. ترامپ ادعا کرد که برای کشورهای خارجی آسان خواهد بود که کنترل مؤثر ایران را از بین ببرند. اما نیروی دریایی قدرتمند ایالات متحده هنوز به دلیل موشکها و پهپادهای ایران از این نقطه بحرانی نفت عبور نکرده است.
سوالات بزرگی که ترامپ نتوانست به آنها پاسخ دهد
ترامپ به مبرمترین پرسشهایی که ادعاهای او را تضعیف میکرد، پاسخ نداد. ترامپ تلویحاً گفته که به دنبال دستیابی به ذخایر اورانیوم غنیشده با غلظت بالا که ممکن است به تهران اجازه دهد برنامه هستهای خود را از سر بگیرد، نخواهد بود. او ادعا کرد که نظارت ماهوارهای ایالات متحده به این معنی است که این مواد در خرابههای تأسیسات هستهای ایران که سال گذشته بمباران کرد، دست نخورده باقی خواهند ماند. این امر یک مأموریت پرخطر برای نیروهای آمریکایی را از بین میبرد. اما این امر ادعاهای او مبنی بر پایان دادن به برنامه هستهای را در هالهای از ابهام قرار میدهد.
اکراه او برای باز کردن تنگه هرمز به این معنی است که اقتصاد جهان میتواند به عنوان اهرمی برای ایران باقی بماند. و این به این معنی است که ترامپ نمیتواند از عواقب جنگ خود کناره بگیرد. در حالی که ایالات متحده ذخایر عظیم نفتی خود را دارد، همچنان در معرض نوسانات بازارهای انرژی جهانی است. آمریکاییها نیازی به یادآوری ندارند که میانگین قیمت بنزین از ۴ دلار در هر گالن فراتر میرود.
گوشه رینگ خودساخته و وضعیت سیاسی رو به وخامت ترامپ
رئیس جمهور آمریکا این سخنرانی را در گوشه رینگ سیاسی و استراتژیک که خود ساخته بود، گذراند. پیامهای متناقض و عادت او به ارائه بهروزرسانیهای جنگی از طریق رسانههای اجتماعی و لفاظیهای نامنظم و خشمگین، به کاهش اعتماد عمومی به ریاست جمهوری او در طول دو دوره ریاست جمهوریاش به پایینترین حد تاریخی کمک کرده است. یک نظرسنجی جدید CNN/SSRS در روز قبل از سخنرانی، میزان محبوبیت او را ۳۵ درصد نشان داد. فقط ۳۴ درصد از آمریکاییها تصمیم به اقدام نظامی در ایران را تأیید میکنند. حدود ۶۸ درصد با اعزام نیروی زمینی به ایران مخالفند - گامی که ترامپ هنوز برنداشته، اما در سخنرانیش آن را رد نکرد.
این جنگ همچنین تأثیر اقتصادی فوری و دردناکی داشته که در کاهش اعتماد عمومی منعکس شده است. میزان محبوبیت ترامپ در اقتصاد در نظرسنجی جدید تنها ۳۱ درصد است. و تقریباً دو سوم آمریکاییها میگویند سیاستهای او به بدتر شدن شرایط کمک میکند.
این اعداد برای یک رئیس جمهور و حزب جمهوریخواه که در حال حاضر تنها در هفت ماه با انتخابات میاندورهای سختی روبرو است، دلهرهآور است. روسای جمهوری که در دوره دوم خود چنین افتهایی را در محبوبیت و اعتماد به رهبری خود میبینند، به ندرت بهبود مییابند. ترامپ اکنون باید به این احتمال فکر کند که جنگی که او برای توضیح آن کاری نکرده، میتواند ریاست جمهوری او را از بین ببرد و میراث او را لکهدار کند.
شک و تردید آمریکاییها نسبت به سابقه اقتصادی ترامپ نیز برای او دردسرساز است. حتی قبل از شروع جنگ، اکثر رأیدهندگان در حالی که با قیمت بالای مسکن و مواد غذایی دست و پنجه نرم میکردند، ستایش او از عصر طلایی جدید را رد کرده بودند. اطمینانهای سرسری او در سخنرانیاش مبنی بر اینکه قیمت بنزین به زودی کاهش مییابد و ارزش سهام به زودی دوباره افزایش مییابد، بیشتر شبیه آرزوهای محال بود تا محصول یک استراتژی روشن برای پایان دادن به جنگ.
به سختی میشد نتیجه گرفت که رئیس جمهور آمریکا میداند جنگ چه زمانی پایان مییابد یا جهان پس از پایان آن چگونه خواهد بود. بنابراین، ممکن است او کار چندانی برای کاهش اضطراب جهانی در مورد این درگیری یا مخمصه سیاسی خودش انجام نداده باشد.