دوراهی سخت ترامپ برای توافق با ایران | نشانه ای از تحقق اهداف او در جنگ با ایران دیده نمی شود | جنگ اخیر می تواند تهران را به سوی سلاح هسته ای سوق دهد
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از شفقنا، رویترز در تحلیلی نوشت:
با توجه به تداوم کنترل ایران بر تنگه هرمز، مقاومت تهران در برابر امتیازدهی هستهای و پابرجا ماندن ساختار حکومت این کشور، تردیدها درباره توانایی ترامپ برای تبدیل موفقیتهای تاکتیکی نظامی آمریکا به یک پیروزی ژئوپلیتیکی قابلقبول در حال افزایش است.
به گفته برخی تحلیلگران، ادعاهای مکرر ترامپ مبنی بر «پیروزی کامل» دیگر چندان باورپذیر به نظر نمیرسد، زیرا دو طرف میان دیپلماسی نامطمئن و تهدیدهای گاهوبیگاه او برای ازسرگیری حملات که قطعاً با واکنش تلافیجویانه ایران در سراسر منطقه همراه خواهد بود در نوسان هستند.
ترامپ اکنون با این خطر روبهرو است که آمریکا و متحدان عرب آن در خلیج فارس در وضعیتی بدتر از قبل از این بحران خارج شوند، در حالی که ایران، با وجود خسارتهای نظامی و اقتصادی، ممکن است از اهرم فشار بیشتری برخوردار شود؛ زیرا نشان داده است که میتواند جریان حدود یکپنجم نفت و گاز جهان را مختل کند.
البته بحران هنوز پایان نیافته است و برخی کارشناسان این احتمال را منتفی نمیدانند که ترامپ بتواند در صورت پیشرفت مذاکرات، راهی آبرومندانه برای خروج از بنبست پیدا کند. با این حال، گروهی دیگر چشمانداز پساجنگ را برای او تیره و تار میبینند.
«آرون دیوید میلر»، مذاکرهکننده سابق خاورمیانه در دولتهای جمهوریخواه و دموکرات، میگوید: «سه ماه از آغاز جنگ گذشته و به نظر میرسد جنگی که قرار بود برای ترامپ یک عملیات کوتاه و آسان باشد، در حال تبدیل شدن به یک شکست راهبردی بلندمدت است.»
برای ترامپ، این مسئله اهمیت ویژهای دارد؛ بهخصوص با توجه به حساسیت شناختهشده او نسبت به اینکه بازنده تلقی شود؛ عبارتی که خود او بارها برای توصیف رقبایش به کار برده است. اکنون او در جایگاه فرمانده قدرتمندترین ارتش جهان قرار دارد، اما در برابر کشوری ایستاده که ظاهراً معتقد است دست بالا را در اختیار دارد.
برخی تحلیلگران معتقدند این وضعیت ممکن است ترامپ را، که هنوز هدف نهایی روشنی برای پایان جنگ تعریف نکرده است، به سمت مخالفت با هرگونه مصالحهای سوق دهد که شبیه عقبنشینی از مواضع حداکثری او یا تکرار توافق هستهای سال ۲۰۱۵ دوران اوباما باشد؛ توافقی که او در دوره نخست ریاستجمهوری خود از آن خارج شد.
در مقابل، «اولیویا ویلز»، سخنگوی کاخ سفید، تأکید کرده است: «ایالات متحده به تمامی اهداف نظامی خود در عملیات “خشم حماسی” دست یافته یا حتی از آنها فراتر رفته است.»
او افزود: «رئیسجمهور ترامپ همه برگهای برنده را در اختیار دارد و عاقلانه همه گزینهها را روی میز نگه داشته است.»
فشار و ناامیدی
ترامپ در کارزار انتخاباتی خود وعده داده بود که آمریکا را وارد مداخلات نظامی غیرضروری نخواهد کرد، اما اکنون این کشور را وارد بحرانی کرده است که میتواند به اعتبار سیاست خارجی او و جایگاه بینالمللی آمریکا آسیب ماندگار وارد کند.
این بنبست در شرایطی ادامه دارد که او در داخل آمریکا نیز با فشار ناشی از افزایش قیمت بنزین و کاهش محبوبیت خود روبهرو است. حزب جمهوریخواه نیز برای حفظ کنترل کنگره با دشواری مواجه شده است.
برخی کارشناسان معتقدند که ترامپ اکنون با یک انتخاب دشوار روبهرو است: یا توافقی ناقص را بهعنوان راه خروج از بحران بپذیرد، یا دست به تشدید نظامی بزند و خطر گرفتار شدن در بحرانی طولانیتر را بپذیرد.
اهدافی که هنوز محقق نشدهاند
ترامپ گفته بود اهداف او از ورود به جنگ عبارتاند از:
بستن مسیر دستیابی ایران به سلاح هستهای؛
پایان دادن به توانایی ایران برای تهدید منافع آمریکا و منطقه؛
تسهیل تغییر حکومت ایران.
اما نشانهای از تحقق این اهداف دیده نمیشود و بسیاری از تحلیلگران معتقدند احتمال دستیابی به آنها اندک است.
«جاناتان پانیکوف»، مقام سابق اطلاعاتی آمریکا در امور خاورمیانه، میگوید اگرچه ایران ضربات سنگینی متحمل شده است، اما رهبران آن صرفاً زنده ماندن در برابر حمله آمریکا را یک موفقیت میدانند و در عین حال دریافتهاند که تا چه اندازه میتوانند بر کشتیرانی در خلیج فارس اثر بگذارند.
به گفته او: «آنها فهمیدهاند که میتوانند از این اهرم استفاده کنند و هزینه چندانی هم نپردازند.»
مهمترین هدف اعلامشده ترامپ، یعنی «غیرهستهای کردن ایران»، نیز همچنان محقق نشده است. تهران تمایل اندکی برای محدود کردن جدی برنامه هستهای خود نشان داده و گمان میرود ذخایر اورانیوم با غنای بالا که پس از حملات آمریکا و اسرائیل در ژوئن گذشته زیر زمین مدفون شدهاند، همچنان قابل بازیابی و غنیسازی بیشتر باشند.
همچنین دو مقام ارشد ایرانی به رویترز گفتهاند که رهبر جمهوری اسلامی دستور داده است اورانیوم نزدیک به درجه تسلیحاتی کشور به خارج منتقل نشود.
برخی تحلیلگران حتی هشدار میدهند که این جنگ ممکن است ایران را بیش از گذشته به سمت تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای سوق دهد؛ همانگونه که کره شمالی از توان هستهای خود بهعنوان سپر بازدارنده استفاده میکند.
هدف دیگر ترامپ، یعنی وادار کردن ایران به توقف حمایت از گروههای نیابتی مسلح نیز هنوز محقق نشده است. افزون بر این، او اکنون با رهبران جدیدی در ایران روبهرو است که نسبت به اسلاف کشتهشده خود مواضع سختگیرانهتری دارند و انتظار میرود همچنان از توان موشکی و پهپادی کافی برای تهدید همسایگان برخوردار باشند.
در سطح بینالمللی نیز روابط آمریکا با متحدان سنتی اروپایی آسیب دیده است؛ متحدانی که عمدتاً از همراهی با جنگی که در تصمیمگیری درباره آن مشورتی با آنها نشده بود خودداری کردهاند.
همزمان، چین و روسیه نیز از این جنگ درسهایی درباره نقاط ضعف ارتش آمریکا در مقابله با تاکتیکهای نامتقارن ایران و همچنین کاهش ذخایر برخی تسلیحات آمریکایی گرفتهاند.
«رابرت کیگن»، پژوهشگر مؤسسه بروکینگز، معتقد است که نتیجه این جنگ میتواند ضربهای حتی بزرگتر از خروج تحقیرآمیز آمریکا از ویتنام و افغانستان به جایگاه جهانی واشنگتن وارد کند. او در یادداشتی با عنوان «کیش و مات در ایران» نوشت:
«بازگشتی به وضعیت پیش از جنگ وجود نخواهد داشت و هیچ پیروزی نهایی آمریکایی در کار نخواهد بود که بتواند خسارتهای واردشده را جبران کند.»