«ارتش ذخیره اقتصادی» و «ثروتمندترین نسل» در بریتانیا به روایت فایننشالتایمز | وقتی تغییرات مالیاتی، برنامه ریزی مالی پدربزرگها و مادربزرگها را پیچیدهتر می کند
به گزارش اقتصادنیوز، در ظاهر، پدربزرگها و مادربزرگها باید نماد آرامش، خاطره و حمایت عاطفی در خانواده باشند؛ اما در واقعیت امروز اقتصاد بریتانیا، آنها بیش از هر زمان دیگری به یک تکیهگاه مالی برای نسلهای جوان تبدیل شدهاند. از پرداخت هزینه مهدکودک و اجاره خانه گرفته تا کمک برای خرید خودرو و حتی تأمین شهریه مدرسه، فشار اقتصادی باعث شده مرز میان «کمک داوطلبانه» و «تعهد مالی ناخواسته» بهطور فزایندهای محو شود؛ تغییری که هم زندگی بازنشستگان و هم آینده مالی نسلهای بعد را تحت تأثیر قرار داده است.
فایننشالتایمز نوشت، افزایش شدید قیمت مسکن، تورم و دشواری بازار کار باعث شده است نیاز والدین جوان به درخواست کمک از خانواده، بیش از گذشته افزایش یابد.
همیشه با چیزهای کوچک شروع شد؛ یک دندانگیر یا لباس خواب کودک که در خانه تمیز ما اینجا و آنجا رها شده بود. من و همسرم در انتظار نخستین نوهمان بودیم و کمکم به سمت راهروهای لوازم نوزاد در سوپرمارکتها کشیده میشدیم و وارد فروشگاههای مخصوص کودکان میشدیم. این تجربه برای ما هیجانانگیز بود و از دیدن وسایلی که مدتها بود به آنها توجه نکرده بودیم لذت میبردیم؛ از زمانی که فرزندانمان بسیار کوچک بودند.
سپس «لیو» در یک روز بهاری و آفتابی به دنیا آمد؛ سالم، بانشاط و سرحال. یک نوزاد پسر سالم که ما را درگیر موجی از احساسات هیجانانگیز یک تولد جدید کرد؛ ترکیبی از آرامش و شادی شدید. ترسهای ناگفتهای که همیشه از «اتفاق بد احتمالی» داشتیم، از بین رفت.
سه سال بعد و با چهار نوه، لذت و شادی داشتن آنها همچنان از بین نرفته است. دیدن شکلگیری شخصیت مستقل آنها بهترین چیز در دنیاست و خاطرات غرور و خوشحالی دوران کودکی فرزندانمان را برای ما زنده میکند.
اینها احساساتی بودند که من و همسرم انتظارش را داشتیم و بهطور آرام به آن امید بسته بودیم. اما چیزی که پیشبینی نکرده بودیم، هزینهها بود.
قیمتهای بسیار بالای مسکن، افزایش هزینههای زندگی و دشواری بازار کار فارغالتحصیلان باعث شده است نیاز به کمک مالی از سوی ما افزایش یابد: هزینه مهدکودک، کمک مالی برای خرید خودرو خانوادگی برای یکی از پسران، کمک برای اجاره خانه بزرگتر برای دیگری، و همچنین افتتاح حسابهای پسانداز برای هر نوه. ما با پرداخت این هزینهها مشکلی نداشتیم، اما هیچکدام از قبل پیشبینی نشده بودند.
این هزینهها به گفته پژوهشگران ممکن است حتی بیسابقه باشند. بر اساس پژوهشی که در ماههای آوریل و مه توسط شرکت فینتک Creditspring انجام شده است، پدربزرگها و مادربزرگها در سراسر بریتانیا سالانه حدود 14.6 میلیارد پوند برای حمایت از خانوادهها هزینه میکنند. این پول صرف سوخت، غذا، لباس، اسباببازی و فعالیتهایی میشود که هنگام نگهداری از نوهها انجام میدهند.
تَمسین پاول، کارشناس مالی مصرفکنندگان در Creditspring میگوید: «این رقم بسیار تکاندهنده است و نقش پنهان و عظیم پدربزرگها در سرپا نگه داشتن اقتصاد خانوادهها را نشان میدهد. اما این حمایت رایگان نیست.»
این شرکت که با بیش از 1,000 پدربزرگ و مادربزرگ مصاحبه کرده، اعلام کرده است 70 درصد از کسانی که مراقبت از کودک را انجام میدهند، گفتهاند هزینهها نسبت به یک سال قبل بیشتر شده است و 44 درصد نیز برای پوشش این هزینهها مجبور شدهاند از مخارج شخصی خود کم کنند.
سایر نظرسنجیها نیز فشار مالی را تأیید میکنند. یکی از مطالعات Moneysupermarket در ماه مارس نشان میدهد که حمایت مالی مستمر پدربزرگها از زمان تولد تا 18 سالگی کودک بهطور متوسط بیش از 37,000 پوند میشود. مطالعه دیگری از شرکت مدیریت ثروت Saltus در دسامبر و ژانویه گذشته نشان داد که پدربزرگهای ثروتمند سالانه بهطور متوسط 1,591 پوند برای نوههای بزرگسال خود هزینه میکنند و در نتیجه 39 درصد آنها نسبت به وضعیت مالی خود احساس نگرانی دارند.
تعجبی ندارد که از پدربزرگها به عنوان «ارتش ذخیره اقتصاد» یاد میشود.
مارک اسکریتون، مدیرعامل SunLife، آنها را بخشی از «زیرساخت غیررسمی مراقبت از کودک در بریتانیا» توصیف میکند.
این گروه بیمهای در پژوهشی در سال گذشته دریافت که از هر چهار پدربزرگ و مادربزرگ، یک نفر معتقد است فرزندانش بدون کمک مالی آنها قادر به مدیریت زندگی نیستند و از هر پنج نفر، یک نفر احساس میکند بیش از آنچه انتظار داشتهاند روی آنها حساب باز شده است.
اسکریتون میگوید: «پدربزرگها برای خانوادهها روزبهروز مهمتر میشوند، اما نباید از این واقعیت غافل شویم که خودشان نیز احتمالاً با چالشهای هزینه زندگی مواجه هستند؛ همان چالشهایی که همه ما با آن روبهرو هستیم.»
همسرم «سم» این احساسات متناقض ما را چنین توصیف میکند: «داشتن این بچههای دوستداشتنی در زندگیات بهترین احساس دنیاست. میخواهی هر کاری بکنی تا آنها را تا حد ممکن خوشحال کنی. اما فکر نمیکنم هیچوقت به ذهنم خطور کرده باشد که چنین بار مالیای هم وجود داشته باشد. البته با احتیاط این را میگویم چون واقعاً بار نیست، اما نوعی فشار مالی روی ما وجود دارد، چون تقریباً احساس میکنیم وظیفه داریم تا جایی که میتوانیم کمک کنیم.»
برخی پدربزرگها نیز ممکن است احساس نارضایتی کنند. «جنیفر»، معلم 56 سالهای با چهار نوه که در آکسفوردشایر زندگی میکند، میگوید: «من و همسرم وام مسکن را تسویه کردهایم و او هنوز در سیتی کار میکند، بنابراین پول اضافه داریم، اما یکی از پسرانم همیشه انتظار دارد برای هزینههای فرزندانش کمک کنیم.»
او ادامه میدهد: «تعداد پیامکهایی که با اشارههای غیرمستقیم برای درخواست پول میفرستد واقعاً خستهکننده شده است.»
تغییرات اخیر مالیاتی، برنامهریزی مالی پدربزرگها و مادربزرگها را پیچیدهتر کرده است
تغییرات اخیر در قوانین مالیاتی، موضوع را پیچیدهتر کرده است. اعمال مالیات بر ارزش افزوده (VAT) بر شهریه مدارس خصوصی، همچنین افزایش مالیات بر عایدی سرمایه و گنجاندن حقوق بازنشستگی در دامنه مالیات بر ارث از آوریل سال آینده، به گفته مدیران ثروت و مشاوران مالی، برنامهریزی مالی را برای پدربزرگها و مادربزرگها اهمیت بیشتری بخشیده است.
قوانین جدید بازنشستگی که یکی از کارآمدترین ابزارهای مالیاتی برای انتقال ثروت را به یکی از کمکارآمدترینها تبدیل خواهد کرد، باعث افزایش مراجعه پدربزرگها برای دریافت مشاوره شده است؛ زیرا آنها در حال بازنگری این موضوع هستند که چگونه باید انتقال داراییها را در برابر اداره مالیات محافظت کنند.
بسیاری از پدربزرگها و مادربزرگها بخشی از نسل موسوم به «ثروتمندترین نسل» یعنی نسل بومرها هستند؛ متولدین بین سالهای 1946 تا 1964 که از افزایش ارزش املاک و حقوق بازنشستگی تضمینشده موسوم به «طلایی» بهرهمند شدند. در نتیجه، آنها اغلب بیشترین تأثیر را از قوانین جدید مالیاتی میپذیرند.
کریستی استون، شریک در شرکت مشاوره مالی The Private Office، میگوید: «ما با یک نسل کامل در مراحل پایانی زندگی مواجه هستیم که از نظر داراییهای ملکی، سرمایهگذاری و بازنشستگی ثروتمند هستند.»
او اضافه میکند: «بسیاری از پدربزرگها و مادربزرگها میخواهند این پول را از طریق هدیهدادن استفاده کنند تا به فرزندانشان در بزرگ کردن نوهها کمک کنند؛ به این معنا که پول بهجای ماندن در پسانداز یا داراییهای دیگر، وارد جریان اقتصاد میشود.»

70 درصد؛ سهم پدربزرگها و مادربزرگهای بریتانیا که میگویند هزینه مراقبت از کودک نسبت به یک سال قبل افزایش یافته است.
برخی تصمیم گرفتهاند 25 درصد برداشت یکجای معاف از مالیات خود را نقد کنند و زودتر آن را بهصورت هدیه منتقل کنند. این برداشت از سن 55 سالگی ممکن است و از سال 2028 به 57 سال افزایش مییابد. برخی دیگر در حال بررسی انتقال پول به حسابهای Junior ISA یا SIPP هستند. همچنین پرسشها درباره «تراستهای ساده» (bare trusts) که اغلب برای پرداخت شهریه مدارس استفاده میشوند و اوراق برونمرزی با کارایی مالیاتی بالا افزایش یافته است.
دن، یک «بومر جوان» 62 ساله که در یک شرکت تبلیغاتی جهانی کار میکند، میگوید: «باید هرچه زودتر به فرزندان و نوههایم فکر کنم و تا جایی که میتوانم به آنها کمک کنم، چون اکنون حقوق بازنشستگی وارد محدوده مالیاتی میشود.» او در حال بررسی ترکیبی از ISAها، تراستهای ساده و اوراق برونمرزی برای محافظت از دارایی خود در برابر مالیات است.
با هدیهدادن زودهنگام، این پدربزرگ چهار نوهای احتمال بیشتری دارد که قانون هفتساله را رعایت کند؛ قانونی که طبق آن هر هدیه نقدی، دارایی یا ملک، در صورتی که فرد هفت سال پس از انتقال آن زنده بماند، از شمول مالیات بر ارث خارج میشود.
دن میگوید تاکنون حدود 100,000 پوند برای هر یک از فرزندانش هزینه کرده و قصد دارد بهزودی همین مقدار را برای همه نوههایش نیز انجام دهد.
او میگوید: «در بسیاری از جهات، امروز برای جوانان بسیار سختتر شده است. ورود به بازار مسکن غیرممکن نیست، اما بسیار دشوارتر شده است. این موضوع به دوش پدربزرگها و والدین افتاده تا کمک کنند. فرزندان من شغلهای خوبی دارند، بنابراین اکنون تمرکزم روی نوههایم است.»
ایان مکرل، بانکدار بازنشسته 82 ساله، میگوید: «چالشهای مالی بسیار بزرگتر از زمان ماست.» او و همسرش رناته 84 ساله، برای هر یک از سه نوه خود 250,000 پوند هزینه کردهاند. او میگوید: «با هزینه مسکن و تعداد کم مشاغلی که امنیت بلندمدت داشته باشند، نمیدانم بسیاری از کودکان چگونه میتوانند پیشرفت کنند مگر اینکه حمایت والدین و پدربزرگها و مادربزرگها را داشته باشند.»
این زوج برای نوههای خود از حسابهای پسانداز و تراستهای ساده استفاده کردهاند. زمانی که پول یک تراست ساده توسط پدربزرگ یا مادربزرگ تأمین میشود، هرگونه درآمد یا سود سرمایهای با نرخ مالیاتی کودک محاسبه میشود.

ایان و رناته مککرل هر کدام ۲۵۰ هزار پوند برای سه نوه خود هزینه کردهاند
برای نسل Z و نسل هزاره (میلنیالها) که فرزند دارند، حمایت پدربزرگها و مادربزرگها میتواند امنیت بسیار مورد نیاز را فراهم کند.
پسر کوچکتر من، «هری»، 29 ساله که سه فرزند دارد، میگوید این کمکها «یک نجاتدهنده واقعی» بوده است. پولی که از ما دریافت کرد به او کمک کرد یک خودروی جدید بخرد؛ خودرویی که برای شغلش بهعنوان برقکار ضروری بود، بعد از اینکه خودروی قبلیاش خراب شد. او میگوید: «بدون ماشین، نمیدانم واقعاً چه کار میکردم.»
برادر او «جیکوب»، 33 ساله که یک فرزند دارد، میگوید با این همه قبض و هزینه، کمک مالی اضافی «مثل یک موهبت الهی» بوده است. او میگوید: «اجاره خانهام خیلی بالاست، وام دانشجویی نوع دو دارم و خیلی هزینههای دیگر هم هست که باید بپردازم. همیشه میخواستم هزینه زندگیام را خودم بدهم و همه چیز را خودم مدیریت کنم، اما این کمک اضافه از طرف پدر و مادر خیلی راهگشا بوده است.»
برنامهریزان مالی هشدار میدهند که پدربزرگها و مادربزرگها باید مطمئن شوند توان مالی لازم برای هدیه دادن را دارند، بهویژه هنگام سرمایهگذاری برای نوهها؛ زیرا افزایش امید به زندگی و هزینههای مراقبت در سالمندی میتواند در سالهای پیری مشکلات مالی ایجاد کند.
«ما در حال مشاهده یک انتقال بسیار تهاجمیتر از ثروت بیننسلی هستیم»، این را «استون» از شرکت The Private Office میگوید. او اضافه میکند: «پدربزرگها و مادربزرگها باید از خود بپرسند: آیا میتوانند بدون به خطر انداختن ثبات مالی خود، از نسل بعد حمایت کنند؟»
«امروزه بسیاری از مردم سه دهه در دوران بازنشستگی زندگی میکنند»، «اما استرلند»، مدیر ارشد برنامهریزی مالی در شرکت Evelyn Partners، میگوید: «خیلی مهم است که بیش از حد تعهد داده نشود. تعهد پرداخت شهریه مدرسه برای پنج نوه، حتی دو، عدد بسیار بزرگی است.»

14.6 میلیارد پوند؛ میزان تخمینی هزینهای که پدربزرگها و مادربزرگهای بریتانیا سالانه برای کمک به مراقبت از کودک (childcare) پرداخت میکنند
«هنریتا گریمستون»، برنامهریز مالی دارای گواهینامه در شرکت Saltus، میگوید: «ما با نوعی ضربه دوگانه مواجه شدهایم. اعمال مالیات بر ارزش افزوده بر شهریه مدارس و ورود حقوق بازنشستگی به داراییهای مشمول مالیات بر ارث، گفتگوهای زیادی درباره نحوه استفاده از داراییهای مازاد ایجاد کرده است. این میتواند هدیهای باشد که پس از هفت سال از مالیات معاف میشود، یا پرداختهای منظم از درآمد مازاد.»
پرداختهای منظم مانند هدیههای یکباره وارد چرخه هفتساله مالیات بر ارث نمیشوند، اما باید پایدار و از درآمد مازاد باشند تا معافیت مالیاتی بگیرند. همچنین نخستین 3,000 پوندی که در هر سال داده میشود نیز معاف از مالیات است.
«استرلند» میگوید: «پدربزرگها و مادربزرگها باید روشن کنند که هدفشان از هدیه دادن چیست.» او ادامه میدهد: «برخی فکر میکنند بهترین هدیه حمایت از تحصیل خصوصی نوههاست. اما اگر فرزندانشان خودشان توان پرداخت دارند، شاید بهتر باشد این پول صرف دانشگاه یا کمک برای خرید خانه اول شود. اگر برای شهریه مدرسه است، استفاده از درآمد مازاد منطقیتر است. اگر مبلغی بزرگ برای خرید ملک است و فرد هنوز در سنین پایینترِ سالمندی است، هدیه یکباره ممکن است مناسبتر باشد.»
اگرچه بسیاری از پدربزرگها و مادربزرگها بهطور فزایندهای نگران مالیات و آینده مالی خانواده خود هستند، اما آنچه در مصاحبهها بیش از همه برجسته شد، ارتباط عاطفی با نوهها بود.
«آن ریجوی»، مادربزرگ 78 ساله و دارای سه نوه که در نزدیکی دورهام زندگی میکند، میگوید: «من پول زیادی برای هزینههای مدرسه و دانشگاه نوهها دادم، اما زمانی که با آنها گذراندم برایم بسیار ارزشمندتر بود. آنها واقعاً ارزش هر ساعت و هر پوندی را که خرجشان کردهام دارند.»
پس از بررسی همه تحقیقات، یک عدد برای من برجسته شد، حتی اگر چندان تیترساز یا جنجالی نباشد: بیش از 80 درصد پاسخدهندگان در نظرسنجی ماه اوت SunLife گفتهاند که از مراقبت از نوههایشان واقعاً لذت میبرند.
گیر افتاده در یک خانهبازی چهار فوت در چهار فوت در آخر هفته گذشته، همراه با سه کودک کوچک در یک بازی قایمباشک «اشتباهمحور» در جشن تولد سوم «لیو»، واقعاً درباره مفهوم لذت بردن از پدربزرگ بودن تردید کردم.
آیا واقعاً از نگهداری آنها لذت میبردم؟ باید اعتراف کنم مطمئن نبودم. اما در نهایت به خودم گفتم اگر هیچ چیز دیگری نباشد، آنها به من بدهکارند: من هزینه خانهبازی را دادهام، پس وقتی زمانش برسد، هزینه خانه سالمندان را آنها باید بدهند.
آیا پدربزرگ و مادربزرگ بودن از آنچه انتظار داشتید پرهزینهتر است؟
یک پدربزرگ خوشحال هستم و نوهای دوستداشتنی دارم. سهم اصلی من در خانواده، مالی است. خرید خانه و هزینههای عمومی همگی بر دوش من بوده، با وجود اینکه پسرهایم درآمد قابل قبولی دارند. تنها نگرانی ماندگار من این است که با افزایش سن، صرفاً بهعنوان منبع پول دیده میشوم. — «LondonLad»، از طریق FT.com
ما شش نوه داریم؛ دو نفر در شمال جزایر بریتانیا و چهار نفر در جنوب دور. وظایف مدرسه، مهدکودک و مراقبت از کودک را بهصورت مشترک و برنامهریزیشده با ارزانترین پروازهای EasyJet انجام میدهیم. وقتی به خودروی کروک خودم نگاه میکنم که دو صندلی کودک بهطور دائمی روی آن نصب شده، دیگر اصلاً شبیه یک ماشین شیک و جذاب نیست. — ناشناس، از طریق ایمیل
نسل میلنیال و نسل Z در مقایسه با نسلهای قبلی در وضعیت مالی بسیار شکنندهتری قرار دارند و باید مطابق آن با شرایط برخورد کنند. این بحران هزینههای زندگی آنقدر شدید شده که اکنون دارد بر پدربزرگها و مادربزرگها هم اثر میگذارد، اما در واقع همه بخشی از یک مشکل واحد هستند. — «AI_pocalypse»، از طریق FT.com
من 77 ساله هستم و به یاد نمیآورم زمانی وجود داشته باشد که «بحران هزینههای زندگی» وجود نداشته باشد. — «ex scientist»، از طریق FT.com
اگر وضعیت مالی آنها اینقدر «شکننده» است، چرا اصلاً فرزنددار میشوند؟ — «DANY7»، از طریق FT.com
ما بهعنوان پدربزرگ و مادربزرگ بسیار خوشحالیم. در 72 سالگی، سه فرزند و 9 نوه داریم که سن آنها از 9 ماه تا 15 سال متغیر است.
ما در حال اجرای پرداختهای سالانه منظم و کممقدار به هر نوه هستیم، تا بتوانند متناسب با شرایط خود در حسابهای JISA یا تراستهای ساده (bare trusts) سرمایهگذاری کنند. نوههای بزرگتر اکنون بیش از 100,000 پوند به نام خود دارایی دارند.
نسل ما بهطرز فوقالعادهای خوششانس بوده است؛ نه جنگهای بزرگ را تجربه کردهایم و نه شرایط اقتصادی کاملاً بحرانی داشتهایم. هدف ما این است که فرزندان و نوههایمان را توانمند کنیم، نه اینکه آنها را لوس کنیم، تا بتوانند خودشان انتخابهایی را که میخواهند انجام دهند. — ناشناس، از طریق ایمیل
ارسال نظر