راز «صفهای بیپایان» در اقتصاد ایران | مرتضی کاظمی: هرچه اقتصاد دستوریتر میشود، بحران ها و صف ها عمیقتر میشوند
به گزارش اقتصادنیوز، سالهاست که مردم ایران با تجربهای متفاوت از صفهای طولانی در انتظار کالاها و خدمات مختلف زندگی کردهاند. صفهایی که برای دریافت بنزین، روغن، گوشت، مرغ و بسیاری دیگر از نیازهای اولیه، در مقاطع مختلف شکل می گیرند.
اقتصادنیوز: شاید اسم ناصرخسرو شما را هم بیشتر از آن که به یاد شاعر قرن پنجم بیندازد، یادآور نام خیابانی باشد که در آن داروهای کمیاب پیدا میشود. بازاری غیررسمی که قیمتها نیز در آن بالاتر از داروخانهها هستند. تا به حال به این فکر کردهاید که بازارهای غیررسمی، زیرزمینی و به اصطلاح «بازار سیاه» چگونه شکل میگیرد؟
این وضعیت ادامه یافته و حالا با ظهور صفهای جدید مثل اینترنت پرو مواجه شدیم! سؤالات اساسی درباره چرایی ایجاد بازارهای سیاه و صف و تأثیرات آن بر اقتصاد ایران مطرح است.
مرتضی کاظمی، اقتصاددان معتقد است ریشه این پدیده به اقتصاد دستوری باز می گردد و تاکید دارد؛« براساس شاخصهای بینالمللی، از لحاظ دستوری بودن اقتصاد، ایران جزء ده کشور افتضاح دنیاست.»
مشروح گفتگوی مرتضی کاظمی، اقتصاددان با اقتصادنیوز را بخوانید؛
****
*آقای کاظمی! در ایران، تجربه صف کشیدن برای دریافت کالاها و خدمات، یک واقعیت ملموس و روزمره شده است. در حال حاضر، صف اینترنت پرو نیز به این صفها اضافه شدهاند. به نظر شما چرا چنین بازارهایی شکل میگیرد و چه عواملی باعث ایجاد این وضعیت شده است؟
بله، متاسفانه در ایران، تجربه صف کشیدن برای کالاها و خدمات مختلف، به یک هنجار اجتماعی تبدیل شده است. این صفها از مدتها پیش در زمینههای مختلفی مانند بنزین، روغن، گوشت و مرغ شکل گرفتهاند و حالا به فضای اینترنت نیز رسیدهاند. از دیدگاه من، این وضعیت به اقتصاد دستوری و حکمرانی اقتصادی ایران برمیگردد.
زمانی که بازارهای آزاد به درستی عمل نمیکنند و دولتها وارد میشوند، دستورات اقتصادی میدهند و تلاش میکنند بازارها را تحت کنترل بگیرند. این مداخلات بهطور طبیعی منجر به ایجاد بازار سیاه و زیرزمینی میشود.
*در واقع، این بازارهای سیاه نتیجه مستقیم مداخلات دولتی هستند؟
بله، دقیقاً. زمانی که دولتها وارد بازار میشوند و دستورات و محدودیتهایی را اعمال میکنند، این بازارهای سیاه و زیرزمینی شکل میگیرد. بهجای اینکه بازار خود بهطور طبیعی تنظیم شود، دولتها با مداخلات اقتصادی دست به ایجاد محدودیتها و قیمتگذاریهای دستوری میزنند که در نهایت باعث ایجاد بازارهای غیررسمی میشود.
از لحاظ دستوری بودن اقتصاد، ایران جزء 10 کشور افتضاح دنیاست
در چنین شرایطی، افراد و گروههایی که میخواهند از این محدودیتها عبور کنند، بهدنبال راههای غیررسمی و غیرشفاف برای انجام کارهای خود میروند و این روند در نهایت منجر به شکلگیری بازارهای سیاه میشود.
در مورد ایران باید بگویم که براساس شاخصهای بینالمللی، از لحاظ دستوری بودن اقتصاد، ایران جزء ده کشور افتضاح دنیاست. اگر بخواهیم از کشورهای دنیا مثال بزنیم که اقتصادهای دستوری دارند، ایران یکی از آنهاست. این موضوع نه تنها در سطح کلان اقتصاد بلکه در بسیاری از حوزهها به چشم میخورد.
در واقع، طبق این شاخصها، اقتصاد ایران در مقایسه با کشورهای دیگر، که از آزادی اقتصادی بیشتری برخوردار هستند، جایگاه بسیار پایینتری دارد. این وضعیت بهویژه در شرایطی که مداخلات دولتی در بازارها بهطور مستمر وجود دارد، مشکلات زیادی را ایجاد میکند که به وضوح در بازارهای سیاه و اختلالات اقتصادی قابل مشاهده است.
تأثیرات اقتصادی مداخلات دولتی در بازارها
*آیا میتوانیم بگوییم که در حوزههایی مانند اینترنت نیز همین اتفاقات در حال رخ دادن است؟
قطعاً. اینترنت یکی از نمونههای بارز مداخلات اقتصادی دولتها است. در دنیای امروز، اینترنت به یک بازار آزاد تبدیل شده است که بین شرکتها و مصرفکنندگان تعامل برقرار میشود. وقتی دولتها وارد عمل میشوند و محدودیتهایی را ایجاد میکنند، بهطور طبیعی این بازار از مسیر اصلی خود منحرف میشود. در ایران، به دلیل محدودیتهای اعمال شده برای اینترنت، بازار سیاهی بهوجود آمده است که در آن، ویپیانها و فیلترشکنها و حالا هم اینترنت پرو نقش اساسی دارند. این محصولات نه تنها بهدنبال دور زدن محدودیتها هستند، بلکه فرصتی برای گروههایی ایجاد میکنند که در بازار سیاه فعالیت کنند.
عرضهکنندگان اصلی اینترنت وارد بازار سیاه میشوند چون...
در نتیجه عرضهکنندگان اصلی اینترنت نیز بهدلیل مداخلات دولتی مجبور به پیوستن به بازار سیاه میشوند. این یک چرخه معیوب است که در آن، بازار سیاه بهطور غیررسمی از دولت پیشی میگیرد. به همین دلیل، خود دولت و حتی عرضهکنندگان اصلی نیز ممکن است در این فرآیند وارد بازار غیررسمی شوند. در حقیقت، با ایجاد محدودیتها، فضای اقتصادی بهجای شفافیت، به سمت غیرشفافیت و فعالیتهای غیررسمی حرکت میکند.
دسترسی به اینترنت باید حق طبیعی مردم در نظر گرفته شود
*در شرایط کنونی، بهنظر شما چه راهحلهایی برای رفع این بحران و جلوگیری از گسترش بازارهای سیاه وجود دارد؟ آیا این رویکرد میتواند در تمامی حوزهها کارایی داشته باشد؟ یعنی آیا میتوانیم از این رویکرد برای برونرفت از بحرانهای دیگر نیز استفاده کنیم؟
اولین قدم این است که دولت از مداخلات اقتصادی خود بکاهد. دسترسی آزاد به اینترنت و سایر خدمات، بهویژه در حوزههایی که محدودیتهایی برای آنها ایجاد میشود، باید بهعنوان حق طبیعی مردم در نظر گرفته شود. همانطور که دسترسی به آب، برق و جادهها حق مردم است، دسترسی به اینترنت نیز باید از این قاعده مستثنی نباشد. در حال حاضر، بهجای اینکه دولتها به مردم این امکان را بدهند که آزادانه از خدمات استفاده کنند، محدودیتهای اقتصادی ایجاد میکنند که نه تنها مشکل را حل نمیکند، بلکه وضعیت را بدتر میکند.
این رویکرد میتواند در تمامی حوزهها بهویژه در زمینههایی مثل کالاهای مصرفی، خدمات درمانی، خودرو و حتی اینترنت مفید باشد. همانطور که قبلاً اشاره کردم، این راهحلها بهطور کلی به حذف مداخلات دولتی و ایجاد فضایی آزاد برای فعالیت بازارها منتهی میشود. در واقع، با حذف این مداخلات، تمام آن صفهایی که مردم برای دریافت کالاها و خدمات در آنها ایستادهاند، حذف خواهند شد و دسترسی به تمامی خدمات بهطور طبیعی ممکن خواهد شد.
*بهنظر شما مداخلات دولتی در اقتصاد ایران ناشی از همین تمایل به کنترل و دستکاری شرایط نیست؟ این نوع مداخلات، مشابه رفتارهایی که در موقعیتهای اجتماعی دیده میشود، میتواند به مشکلاتی در روابط اقتصادی و بازارها منجر شود؟
بله، این موضوع بهویژه در سیستمهای اقتصادی دستوری و مداخلهگر بسیار مهم است. بسیاری از افرادی که در موقعیتهای اجرایی و دولتی هستند، تمایل دارند که بر رفتار و تصمیمات دیگران کنترل داشته باشند. این پدیده به روانشناسی کنترل بیرونی معروف است. در چنین سیستمهایی، افراد احساس میکنند که با کنترل کردن وضعیتها و بازارها، رضایت درونی پیدا میکنند. اما در واقع این مداخلات باعث اختلال در روند طبیعی روابط اقتصادی و بازارها میشود. این موضوع مشابه به روحیهی افرادی است که در موقعیتهای دیگر، مثل خانواده و محل کار، تلاش میکنند که با دستکاری شرایط و روابط، رضایت درونی خود را بهدست آورند.
اقتصادنیوز: یک جامعهشناس شهری و استاد دانشگاه تهران گفت: تغییرات در طبقه متوسط جامعه بیش از هر زمان دیگری مشهود است. بهویژه در شهرهای بزرگ، طبقه متوسط ممکن است از منظر درآمدی، سکونت و مصرف شباهت هایی با الگوهای زندگی طبقه فقیر پیدا کند.
ایران بهعنوان یکی از نمونههای بارز اقتصاد دستوری شناخته میشود چون...
در نهایت باید بگویم ایران یکی از کشورهایی است که بهدلیل مداخلات گسترده دولت در اقتصاد، یکی از ده کشور با اقتصاد دستوری است. این مداخلات باعث ایجاد مشکلات زیادی در بازارها و در نهایت منجر به شکلگیری بازارهای سیاه و زیرزمینی میشود. در واقع، نه تنها بازارهای رسمی و شفاف از مسیر خود منحرف میشوند، بلکه خود دولت و عرضهکنندگان خدمات نیز بهطور غیررسمی به بازارهای سیاه میپیوندند. این شرایط بهویژه در اقتصادهایی که تمایل به کنترل و دستکاری دارند، مانند ایران، مشاهده میشود. راهحل اساسی برای این وضعیت، این است که دولتها از مداخلات خود دست بردارند و به بازارها اجازه دهند که بهطور طبیعی و آزادانه عمل کنند.
ارسال نظر