حتی تأمین خوراکی‌‌ها برای طبقه متوسط بسیار سخت شده است

طبقه متوسط زیر ضرب تورم بالا | ندری: طبقه متوسط در حال محو شدن است | نارضایتی از نظام اقتصادی، فراگیر شده است

سرویس: اخبار اقتصادی کدخبر: ۷۸۵۵۹۳
اقتصادنیوز: یک اقتصاددان می‌گوید: مطمئن باشید به محض اینکه داستان جنگ تمام شود، نارضایتی‌ها مثل قبل از جنگ خود را نشان خواهد داد و مردم دیگر دلیلی ندارند که بخواهند در مقابل این همه ظلم و بی‌عدالتی که در این نظام اقتصادی وجود دارد، سکوت کنند.
طبقه متوسط زیر ضرب تورم بالا | ندری: طبقه متوسط در حال محو شدن است | نارضایتی از نظام اقتصادی، فراگیر شده است

به گزارش اقتصادنیوز، طی سال‌های اخیر فشار تورم مزمن، کاهش قدرت خرید و عقب‌ماندگی دستمزدها از رشد هزینه‌های زندگی، سبک معیشت طبقه متوسط ایران را با تغییرات عمیقی مواجه کرده است؛ تغییراتی که از حذف سفر و تفریحات خانوادگی تا ناتوانی در تعویض خودرو، ارتقای مسکن و حتی تأمین برخی نیازهای روزمره را در بر می‌گیرد.

در چنین شرایطی، بسیاری از خانوارها برای حفظ سطح زندگی خود ناچار به فروش دارایی، مصرف پس‌انداز یا اتکا به وام‌هایی شده‌اند که دیگر توان جبران افت درآمد واقعی را ندارند.

خبر مرتبط
«فرسایش معیشت» طبقه متوسط و آب رفتن «قدرت خرید» | محمودی‌اصل: برخی کالاها با دلار ۵۰۰ هزار تومانی به دست مردم می‌رسد

اقتصادنیوز: یک تحلیلگر و کارشناس مسائل اقتصادی می‌گوید: قدرت خرید قشر حقوق‌بگیر در پنج سال اخیر حدود ۸۰ درصد کاهش یافته است. این وضعیت طبیعتاً باعث شده که این بخش نه تنها پس‌انداز کافی برای برنامه‌ریزی آینده نداشته باشد، بلکه متأسفانه مجبور شود از معیشت و بسیاری از امور ضروری خود صرف‌نظر کند.

در همین راستا، کامران ندری، اقتصاددان، در گفت‌وگو با اقتصادنیوز با اشاره به «فرسایش تدریجی طبقه متوسط» تأکید می‌کند که تداوم تورم بالا در کنار سرکوب مزدی و کاهش ارزش پس‌اندازها، موجب شده بخش بزرگی از جامعه به سمت فقر سوق پیدا کند.

او معتقد است شکاف طبقاتی در اقتصاد ایران عمیق‌تر شده و ساختار اقتصادی کشور به‌گونه‌ای عمل کرده که فشار اصلی بر دوش حقوق‌بگیران، بازنشستگان و پس‌اندازکنندگان خرد قرار گرفته است؛ روندی که به گفته او، علاوه بر تبعات اقتصادی، پیامدهای اجتماعی و سیاسی گسترده‌ای نیز به همراه خواهد داشت.

مشروح گفت‌وگوی اقتصادنیوز را در ادامه می‌خوانید.

****

*آقای ندری! در سال‌های اخیر، بسیاری از خانوارهای طبقه متوسط ناچار شده‌اند بخش‌های مهمی از سبد زندگی خود را حذف کنند؛ از سفرهای تفریحی و خریدهای دوره‌ای گرفته تا تصمیماتی چون تعویض خودرو، مسکن و حتی فرزندآوری. به نظر شما، آیا می‌توان گفت که طبقه متوسط ایران وارد مرحله «فرسایش معیشت» یا تغییر بنیادین سبک زندگی شده است؟ مهم‌ترین نشانه‌های این وضعیت از نگاه شما چیست؟

بله، نشانه‌ها همان مواردی است که خودتان ذکر کردید؛ مبنی بر اینکه خانوارها اکنون سفر کمتری را در برنامه‌های خود دارند. همچنین اینکه نمی‌توانند به طور مثال وضعیت سرپناه و مسکن خود را بهبود ببخشند؛ یا اینکه قادر نیستند خودرویی را که اکنون فرسوده شده و عمر زیادی داشته و مستهلک گشته است، جایگزین نمایند. حتی وسایل خانه‌شان را نیز اکنون نمی‌توانند جایگزین کنند. در حال حاضر کار به جایی رسیده است که حتی تأمین خوراکی‌ها برای طبقه متوسط بسیار سخت و دشوار شده است.

طبقه متوسط ما در حال محو شدن به طور کامل است

تمام این‌ها علائم این است که طبقه متوسط ما در حال محو شدن به طور کامل است و جامعه در حال تقسیم به دو طبقه می‌باشد: طبقه خیلی پولدار، مرفه و ثروتمند و از سوی دیگر، طبقه فقیر.

متأسفانه این اتفاق در اقتصاد ما در حال رخ دادن است. دلیل این موضوع نیز در وهله اول، تورم بسیار بالا است و اینکه متأسفانه حاکمیت در این یک دهه گذشته، به ویژه از سال ۱۳۹۷ به این سو، علی‌رغم تورم بالا، جلوی ترمیم حقوق و دستمزدها را متناسب با تورم گرفته است. بنابراین، خانوارهای طبقه متوسط ما سال به سال از تورم عقب می‌مانند و طبیعتاً دستمزد واقعی آن‌ها مدام کمتر می‌شود. این کاهش دستمزد واقعی به این معناست که کالا و خدمات کمتری را می‌توانند خریداری کنند.

کامران ندری

عامل اصلی این وضعیت به نظر من تصمیمات نادرست حاکمیت و به طور خاص دولت، سازمان برنامه و بودجه یا بقیه دستگاه‌های اقتصادی از جمله وزارت کار است. در این داستان، اگر بخواهیم به ترتیب اولویت، دستگاه‌هایی را که مانع بوده‌اند معرفی بکنیم، در رأس آن‌ها سازمان برنامه و بودجه قرار می‌گیرد. سازمان برنامه در این مدت، مهم‌ترین مانع برای ترمیم حقوق، دستمزدها و مقرری مستمری‌بگیران بر اساس تورم بوده است. استدلال آن‌ها همیشه این بوده است که با این دلیل جلوی ترمیم حقوق و دستمزد را می‌گرفتند که «ما می‌خواهیم جلوی تورم را بگیریم»؛ منتها واقعیتی که ما مشاهده می‌کنیم این است که تورم سال به سال افزایش پیدا کرده و از یک کانال به کانال دیگر جهش کرده است، ولی حقوق و دستمزدها همواره سرکوب شده‌اند.

در این زمینه به طور خاص، در وهله اول به نظر من سازمان برنامه و بودجه باید پاسخگو باشد، در وهله دوم وزارت کار و در مجموع خود دولت باید پاسخگو باشند. به عنوان مثال، همین امسال ملاحظه می‌کنید که علی‌رغم تورم بالای ۷۰ درصدی که در سال ۱۴۰۴ تجربه کردیم، ترمیم حقوق و دستمزدها چطور صورت گرفت. خب، این به معنای فقیرتر شدن طبقه متوسط ماست. این معضل و مشکل متأسفانه، همان‌گونه که عرض کردم، به تصمیمات نادرست در رابطه با دستمزدها بازمی‌گردد؛ یعنی خود حاکمیت اولاً تورم را خودش به وجود آورده است که متوجه این سیاست‌های داخلی و خارجی دولت بوده که باعث به وجود آمدن این تورم شده است، در حالی که شما در کشورهای دیگر ملاحظه می‌کنید و می‌بینید که چنین تورمی وجود ندارد. ثانیاً، به شکلی بسیار ظالمانه و ناعادلانه، دستمزدها را متأسفانه سرکوب کرده است.

پس‌اندازها با نرخ سود بسیار پایین در شبکه بانکی از بین می رود

*در گذشته، وام، پس‌انداز یا دارایی‌هایی مثل طلا می‌توانست به ارتقای زندگی خانوارها کمک کند؛ اما اکنون بسیاری از مردم از فروش دارایی یا گرفتن وام برای پوشش هزینه‌های روزمره صحبت می‌کنند. این تغییر خود چه پیامی درباره وضعیت اقتصاد خانوار ایرانی دارد؟ از سوی دیگر برخی معتقدند فشار اقتصادی دیگر محدود به کلان‌شهرها نیست و حتی در شهرهای کوچک نیز هزینه‌ها با سرعت بالایی افزایش یافته است. آیا مزیت معیشتی شهرستان‌ها نسبت به گذشته از بین رفته است و این موضوع چه تأثیری بر طبقه متوسط در سراسر کشور گذاشته است؟

این مسئله عمومی شدن فقر، یک مسئله کلان است؛ یعنی ربطی به شهرهای بزرگ و کوچک ندارد. درست است که در گذشته هزینه‌ها در شهرهای کوچک کمتر بوده، ولی درآمدهایشان هم به همان نسبت پایین‌تر بوده است. اکنون که تورم عمومی است ـ چرا که تورم یک مسئله اقتصاد کلان است و شهر کوچک و متوسط نمی‌شناسد و فراگیر بوده و همه اقتصاد را در بر می‌گیرد ـ آن مشکل و معضل حقوق‌بگیران و مستمری‌بگیران را که خدمتتان عرض کردم، وجود دارد.

بخش عمده طبقه متوسط ما حقوق‌بگیر هستند و بازنشسته‌های ما همگی مستمری‌بگیر می‌باشند. اینکه در واقع دولت مستمری آن‌ها، حقوق کارمندان و دستمزد کارگران را در این چند وقت سرکوب کرده است، به نظر من دولت باید در این زمینه پاسخگو باشد، به خصوص در رأس آن‌ها سازمان برنامه و بودجه.

اما در رابطه با وام و تسهیلات نیز باز یک ظلم فراگیر دیگری در جامعه ما وجود دارد. دسترسی عامه مردم، یعنی همان طبقه متوسطی که اکنون موضوع بحث ما هست، به وام و تسهیلات بانکی بسیار محدود است. اولاً یا نمی‌توانند وام و تسهیلات بانکی دریافت کنند، یا اگر دریافت می‌کنند، سقف آن فکر نمی‌کنم از یک میلیارد تومان فراتر برود. در مقابل، شما شرکت‌های بزرگ متعلق به ثروتمندان این جامعه را می‌بینید که وام‌های بسیار کلان دریافت می‌کنند که اصلاً با آن یک میلیارد تومان قابل مقایسه نیست. این بی‌عدالتی است که شما در نظام بانکی ما مشاهده می‌کنید.

کسانی هم که در این نظام بانکی پس‌انداز می‌کنند، مضاعف به آن‌ها ظلم می‌شود. به خاطر چه چیزی؟ به خاطر اینکه باز دولت به طور مستمر و مداوم نرخ‌های بهره سپرده را سرکوب می‌کند. چه کسانی در شبکه بانکی سپرده‌گذاری می‌کنند؟ عمدتاً همان بازنشستگان و طبقه متوسطی هستند که اهل بیزینس و ریسک کردن نیستند. این‌ها منابع مازاد خود را در اختیار شبکه بانکی قرار می‌دهند. حالا بانک مرکزی می‌گوید مثلاً به سپرده کوتاه مدت این‌ها ۹ درصد در سال سود پرداخت کنید. در چه زمانی؟ در زمانی که تورم شما ۷۰ درصد است. یا می‌گوید اگر این سرمایه‌گذاری بلندمدت مثلاً دو ساله انجام شده، ۲۳ درصد به آن سود بدهید؛ آن هم در چه زمانی؟ در زمانی که نرخ تورم شما ۷۰ درصد است؛ این یک ظلم مضاعف می‌شود. دقت بکنیم که دولت با این مردم و طبقه متوسط چه می‌کند.

هم دستمزدهایشان را دائماً سرکوب می‌کند و هم پس‌اندازهایشان را دائماً با آن نرخ سود بسیار پایینی که در شبکه بانکی به صورت الزامی تعیین کرده، از بین می‌برد. یعنی اگر بانک‌ها نرخ سود بالاتری پرداخت کنند، بانک مرکزی آن‌ها را مجازات می‌کند که چرا نرخ سود بالا پرداخت می‌کنید. بنابراین، یک سیستم ـ حالا نمی‌دانم خواسته است یا ناخواسته، نمی‌خواهم در مورد آن قضاوتی بکنم ـ اما این سیستم به صورت ساختاری ظالمانه و ناعادلانه است. سیستمی است که در آن به نیروی کار حقوق‌بگیر و پس‌اندازکننده خُرد ظلم می‌شود. این‌ها مشکلات ساختاری است که ما در کشور به وجود آورده‌ایم و متأسفانه به نظر می‌رسد کسانی این ساختار را به وجود آورده‌اند که از این منابع به نفع خودشان استفاده می‌کنند.

شما نگاه کنید و ببینید آن‌هایی که از این ساختار دفاع می‌کنند، اصلاً در شبکه بانکی پس‌اندازی ندارند؛ آن‌ها همگی دریافت‌کننده تسهیلات هستند. آن‌ها تسهیلات را با نرخ پایین دریافت کرده و به ثروت خود اضافه می‌کنند. اما آن سپرده‌گذاران که متأسفانه جایی برای سرمایه‌گذاری ندارند، چون اهل ریسک نیستند، مجبورند این ظلم را بپذیرند و روز به روز وضعیتشان بدتر شود.

نارضایتی در رابطه با ساختار اقتصاد، یک نارضایتی فراگیر و همه‌گیر است

*طبقه متوسط معمولاً یکی از مهم‌ترین پایه‌های ثبات اقتصادی و اجتماعی برای کشور محسوب می‌شود. اگر روند فعلی کاهش قدرت خرید و ناامیدی اقتصادی ادامه پیدا کند، این فرسایش چه پیامدی می‌تواند برای اقتصاد و جامعه داشته باشد؟

ما هم‌اکنون پیامدهای آن را مشاهده می‌کنیم. این کشور و اقتصاد به لحاظ اجتماعی و تا حدودی سیاسی، دچار فروپاشی شده است. حالا بگذریم؛ عده‌ای هستند که به خاطر اسلام از این سیستم دفاع می‌کنند، یعنی آن‌هایی را هم که اکنون در خیابان‌ها می‌بینید و واقعاً خالصانه حمایت می‌کنند، از اسلام حمایت می‌کنند. با خود آن‌ها هم که صحبت کنید، می‌گویند این سیستم شما غلط است.

اکنون وضعیت به گونه‌ای است که در مقابل دشمن خارجی باید با یکدیگر متحد باشیم، ولی این به معنای تأیید سیستم اقتصادی یا نظام اقتصادی نیست. نظام اقتصادی ما دچار فروپاشی شده است و همین موضوع به دشمنان خارجی این جسارت و جرأت را داده است که به ما حمله کنند. 

می‌دانید چرا این را می‌گویم؟ چون دشمن می‌گوید این حمله باعث می‌شود این سیستم که بسیار ضعیف است، روز به روز وضعیتش بدتر شود، سطح نارضایتی در جامعه اوج بگیرد و این نارضایتی در نهایت دشمنان را به اهدافشان برساند. بنابراین، مسئله بسیار بسیار جدی است. اینگونه نیست که بگوییم در آینده اتفاق می‌افتد؛ همین الان ما تا حدود زیادی دچار این فروپاشی اقتصادی شده‌ایم. به هر حال، نارضایتی در رابطه با ساختار اقتصادی ما، یک نارضایتی فراگیر و همه‌گیر است. حتی وفاداران به نظام که حاضرند از جان برای اسلام مایه بگذارند، آن‌ها نیز اذعان دارند که به لحاظ اقتصادی وضعیت کشور مناسب نیست و باید یک تجدیدنظر جدی، پایه‌ای و مبنایی در ساختارهای ما اتفاق بیفتد.

* آیا این وضعیت نمی‌تواند خود زمینه‌ای برای نارضایتی های علنی تر باشد؟

حتماً هست. همین الان هم اگر مردم اعتراض نمی‌کنند، به خاطر این است که می‌گویند اعتراضات ما در شرایط فعلی به صلاح کشور نیست. اگر این جنگی که اتفاق افتاده و اکنون در مرحله آتش‌بس آن هستیم، نبود، قطع به یقین بدانید که مردم همین الان هم اعتراض می‌کردند. اگر اکنون اعتراضی نمی‌کنند، به خاطر این است که نمی‌خواهند در شرایطی که مورد حمله قرار گرفته‌ایم، به خیابان بیایند. این به معنای رضایت از شرایط فعلی نیست؛ بلکه این مردم آنقدر نجابت به خرج می‌دهند و می‌گویند علی‌رغم این سیستم ناعادلانه اقتصادی که در کشور داریم، باز هم پشت کشور و ارزش‌هایمان ایستاده‌ایم.

ولی شما مطمئن باشید به محض اینکه این داستان جنگ تمام شود، این نارضایتی‌ها مثل قبل از جنگ خود را نشان خواهد داد و مردم دیگر دلیلی ندارند که بخواهند در مقابل این همه بی‌عدالتی که در این نظام اقتصادی وجود دارد، سکوت کنند.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O