انتقاد یک حقوقدان از عملکرد صداوسیما در جنگ / نوروزی: محروم کردن جامعه از خبر در زمان جنگ از طریق قطع اینترنت، مثل دریغ کردن دارو از بیمار است
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، امروز دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ وارد هفدهمین روز خود شد. همزمان، ۱۷ روز از قطعی اینترنت هم میگذرد و تازهترین خبر در این مورد، خبر «سیتنا» است که نوشت: «بنابر اعلام نت بلاکس، از عصر یکشنبه ۲۴ اسفند اتصال در یکی از شبکههای مهم مخابراتی ایران دچار اختلال شده ولذا اتصال یک درصدی به شبکه بینالملل [سیمکارتهای سفید] هم قطع شدهاند.» در پی انسداد خبری ایجادشده بهعنوان یکی از تبعات قطع اینترنت، صداوسیما و خبرگزاریها و روزنامههای داخلی به تنها حاضران فضای رسانهای کشور تبدیل شدهاند.
در این میان، آنطور که کامبیز نوروزی، حقوقدان و کارشناس رسانه در گفتوگو با خبرآنلاین میگوید صداوسیما به عنوان اصلیترین رسانه حال حاضر، عمده توانش صرف یکگونه از تصویرسازی میشود. او تاکید میکند این در حالی است که تمامی جنگها، جنگ علیه سرزمینها هستند، نه حکومتها. جنگ آمریکا و اسرائیل نیز جنگ علیه ملت ایران است، نه جمهوری اسلامی و ملت ایران باید خودش را در رسانه و به خصوص در صداوسیما ببیند، اتفاقی که اگرچه همه به ظاهر موافق آن هستند اما در عمل، رخ نمیدهد.
نوروزی با اشاره به این که در مَثَل مناقشه نیست، نیاز جامعه امروز به خبر بهخصوص در بحرانهایی چون جنگ را، مثل احتیاجی دارویی، مبرم میشمارد و میگوید: «منِ نوعی وقتی به دارویی احتیاج دارم و آن را در داروخانه پیدا نمیکنم، با وجود این که میدانم هیچ تضمینی وجود ندارد و باید هزینهای چندبرابری بپردازم، به سراغ بازار داروی قاچاق میروم. چون برای برآوردن نیازم چاره دیگری وجود ندارد.»
هدایت افکار عمومی از مسیر بازتاب رویدادها در آینه رسانه/ اتفاقی که در جنگ تحمیلی رخ داد و اکنون، نه
کامبیز نوروزی در خصوص قطع ۱۷ روزه اینترنت، با اشاره به این که «اگرچه اصل آزادی بیان یکی از اصلیترین اصولی است که در قانون اساسی بارها مورد تاکید قرار گرفته است»، ادامه داد: «با این حال، اعمال محدودیت بر آن، ازجمله اعمال محدودیت خبری، برای حفظ امنیت ملی در شرایط بحرانی مانند جنگ، غیرمجاز نیست. چنانچه نه فقط در ایران که به عنوان مثال در آمریکا نیز در زمان جنگ علیه عراق یا حادثه ۱۱ سپتامبر میتوان نمونههایی از آن را دید. پس آزادی بیان، باید قاعده باشد اما بحرانهایی چون جنگ میتواند موجب اعمال استثنائاتی در آن شود.»
نوروزی در ادامه، به مقایسه وضعیت رسانهای و تاثیر آن بر شکلدهی افکار عمومی در زمان جنگ عراق علیه ایران، با زمان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران پرداخت و توضیح داد: «جامعه امروز، جامعهای رسانهایشده است. برای روشنتر شدن موضوع؛ تصور ما از تجاوز جنگندههای دشمن و اهدافی که بمباران میکند، براساس تصویری شکل میگیرد که رسانه برایمان میسازد. نه فقط این، که مجموع حوادث جنگ اعم از وقایع نظامی و سیاسی مرتبط با آن، از دریچه رسانه به ما بازتاب داده میشود و اینگونه است که افکار عمومی شکل میگیرد. در موقعیتی مشابه، در دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، این تصویر از طریق آنچه شبکههای تلویزیونی و رادیویی معدود و روزنامههای کمشمار خودمان، به ما منتقل میکردند ساخته میشد. در وضعیتی که هنوز پتانسیلهای رسانهای محیط وب و دادههای بیشمارِ آن در دسترس نبود، با وجود برقراری رادیو بیبیسی فارسی، شکلدادن به افکار عمومی براساس تصویر بازتاب داده شده در رسانههای داخلی، دشوار نبود. این در حالی است که هماکنون موقعیت کاملا تغییر کرده است.»
هر لحظهٔ جنگ، لحظهای خبری است و جامعه در بحرانهایی این چنین، نیازمند خبر است
او با اشاره به بخشهای خبری صداوسیما از آغاز جنگ در روز نهم اسفندماه، ادامه داد: «در حال حاضر، شبکههای خبر ۱ و ۲ به عنوان مهمترین شبکههای خبری صداوسیما، در اکثر بخشهای خبریشان، در حال پروپاگاندا هستند و چند خبر هم به عنوان اخبار ثابت آن روز، زیرنویس میشود. این در حالی است که هر لحظهٔ جنگ، لحظهای خبری است و جامعه در بحرانهایی این چنین، تشنه خبر است. منِ نوعی، وقتی روزانه چندین صدای انفجار در شهر میشنوم، طبیعتا میخواهم بدانم کجا هدف قرار گرفته است؟ چون نگران سرنوشت آدمهای دور و اطراف، ساختمانها، شهر و فراتر از آن کشورم هستم. در حالی که چنین اخباری را در بخشهای مختلف خبری تلویزیون داخلی پیدا نمیکنم، پس به سراغ تلویزیونهای خارجی میروم. مانند وقتی که به دارویی احتیاج دارم و آن را در داروخانه پیدا نمیکنم، پس با وجود این که میدانم هیچ تضمینی وجود ندارد و باید هزینهای چندبرابری کنم، به سراغ بازار داروی قاچاق میروم. چون چاره دیگری ندارم. زمانی که افراد نتوانند از منابع مستقل قابل اعتماد در فضای رسانهای کشور خود به خبر دست پیدا کنند، برای پیدا کردنش، با وجود خطرات و دشواریها، به سایر منابع مراجعه میکنند.»
کامبیز نوروزی، تاکید کرد: «در این جنگ، به کشور ایران حمله شده است، نه آنطور که نیروهای ویرانیطلب میخواهند جلوه بدهند، به جمهوری اسلامی. درواقع تمامی جنگها، جنگ علیه سرزمینها هستند، نه علیه حکومتها. در این جنگ نیز ملت ایران است که مورد حمله قرار گرفته است و ملت ایران باید خود را در رسانهای که مدعی متعلقبودن به ملت است؛ در رسانه ملی، ببیند. رسانهای که نامش رسانه ملی است، اما ظاهرا متاسفانه جلب نظر دیدگاهی فرقهای را ترجیح میدهد.»
کاری که صداوسیما با مرجعیت رسانهای خود کرد، مثل سپردن لانچر خودی به دشمن است
او در ادامه به این نکته اشاره کرد که طبیعتا هر رسانهای، با وجود ظاهرِ پایبند به اصول حرفهای، در نهایت براساس دیدگاه و شیوهنامه خود، عمل میکند. نوروزی در پایان افزود: «در این میان، عملکرد برخی تلویزیونهای ماهوارهای فارسیزبان، به گونهای است که صراحتا شمشیرکشیدن علنی و همکاری با دشمن را، تبلیغ میکنند و ترویج میدهند. اما فراموش نکنید، زمانی که شما به دلیل سیاستهای غلط و بارها شکستهخوردهتان، در تعذیهکردن جامعه ایران به لحاظ خبری و تحلیلی، همچنان ضعیف عمل میکنید؛ مبتنی بر دیدگاهی فرقهای با حضور کارشناسان و تحلیلگرانی متعلق به یک جناح فکری خاص، طبیعی است که چنین تلویزیونهایی جایتان را به عنوان رسانه مردم، برای شنیدن خبر و تحلیل، بگیرند. قرار گرفتن هدایت افکار عمومی در اختیار این رسانهها و درواقع واگذاری مرجعیت رسانهای از داخل به خارج، اتفاقی بسیار خطرناک و مهلک است. با تکیه بر این که در مَثَل مناقشه نیست، این اتفاق مانند آن است که لانچر خودی را در اختیار سرباز دشمن بگذارید و اجازه دهید به هر سمتی میخواهد شلیک کند.»
ارسال نظر