انتقاد جمهوری اسلامی از حامیان جنگ: خود را اسلام و انقلاب و دیگران را خائن و جاسوس و خطاکار ندانیم/ قهرمان واقعی می داند چه وقت باید شمشیر زد و چه وقت باید برای صلح اقدام کرد/ همصدا شدن با خواسته اسرائیل عاقلانه است؟!
به گزارش خبرآنلاین، روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: در شبهای اخیر، افرادی که خود را تجسم اسلام میدانند، انقلاب را در وجود خود خلاصه میکنند و همگان را زیرمجموعه فکری خود میخواهند، صحنهگردان بعضی تجمعات شدهاند و فرمان جنگ صادر میکنند بدون آنکه توجه کنند این امور متولی دارند و تصمیمگیری درباره این موضوعات مهم نباید در اختیار تریبونداران باشد.
یکی میگوید ما باید به جنگ ادامه بدهیم و سخن گفتن از توافق، مساوی با کفر و زندقه است، آن دیگری فحش دادن به هرکس که از مذاکره دم بزند را مستحب موکد بلکه واجب عینی میداند و از اینها عجیبتر کسانی هستند که آیات قرآن را به دلخواه خود بر همان چیزی منطبق میکنند که خود میخواهند!
به این واقعیت بسیار مهم توجه کنیم که عامل اصلی موفقیت ملت ایران در جنگ کنونی وحدت کلمه بود. قدر این نعمت را بدانیم، بر عهدی که با ایران و نظام جمهوری اسلامی بستهایم وفادار باشیم، از کسانی که مسئولیت تصمیمگیری درباره موضوعات خطیر را برعهده گرفتهاند سبقت نگیریم و خود را اسلام و انقلاب و دیگران را خائن و جاسوس و خطاکار ندانیم.
این، سرآغاز انحراف و کشاندن جامعه به لبه پرتگاه اختلاف و تفرقه و سقوط است.
برای درک و فهم درست حساسیت موضوع، لازم است دو نکته را به افرادی که این روزها و شبها در تجمعات، محافل مختلف، فضای مجازی و حتی رسانه ملی هرچه به زبان و قلمشان میآید مطرح میکنند یادآور شویم.
اول اینکه قهرمان واقعی کسی است که زمان و موقعیت درست جنگ و صلح را بشناسد و هر کدام را در زمان مناسب خودش بپذیرد. آنکس که در برابر تهاجم دشمن، در قعر خانه نشستن را بر حضور در میدان جنگ ترجیح نمیدهد و مردانه به میدان نبرد میرود قطعاً «قهرمان واقعی» است ولی قهرمانی فقط به حضور در عرصه جنگ نیست بلکه آنکس که به درستی میفهمد چه وقت باید شمشیر زد و چه وقت باید همزمان با در دست داشتن شمشیر برای برقراری صلح اقدام کرد، او هم «قهرمان واقعی» است.
تاریخ و به ویژه تاریخ اسلام در مقاطع متعدد این واقعیت را نشان داده است که قهرمانان صلح همواره با دشواریها و ملامتهای زیادی مواجه شدهاند و به همین دلیل ورود به عرصه مذاکره و صلح، شجاعت بیشتری را میطلبد و چون عامل حفاظت از جان و مال و سرمایههای اجتماعی است ارزش زیادی هم دارد. به همین دلیل است که در همه جای دنیا فرمان جنگ و صلح در اختیار عموم نیست و متولی خاصی دارد که مسئولیت همهجانبه نیز برعهده اوست.
نکته دوم اینست که در موقعیت امروز آنکس که میل شدید به ادامه جنگ دارد و به هر دری میزند تا مانع پایان یافتن آن شود، نتانیاهو و رژیم صهیونیستی است. این جنگ را صهیونیستها شروع و آمریکا را هم آنها وارد این جنگ کردند و حالا هم آنها هستند که با پایان یافتن آن مخالفند زیرا خواهان ویرانی بیشتر و کشتار زیادتر هستند. صهیونیستها بیشترین سود را از این جنگ میبرند و تضعیف کشورهای اسلامی را برای شکلگیری «اسرائیل بزرگ» لازم میدانند. با توجه به این واقعیت قطعی که صهیونیستها خواهان ادامه جنگ هستند، آیا همصدا شدن با آنها عاقلانه و منطبق با منافع ملی ایران است؟!