تفرشی: ایران باید مستقیم با ترامپ مذاکره کند | دلیلی ندارد برای رفع دلواپسی آنها، اورانیوم به آمریکا منتقل شود | ترامپ از اینکه روسیه وسط آمده بدش نمیآید
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، جنگ اسرائیل و آمریکا همچنان در شرایطی در حال نه جنگ نه صلح نه آتش بس است که خلیج فارس و تنگه هرمز همچنان در محاصره است و ایران نیز در مقابل تنگه را بسته نگه داشته است. از سوی دیگر اخباری مبنی بر شروع دور جدید مذاکره میرسد. هرچند که مقامات صحبتی از آغاز مذاکره نکردهاند و تنها گمانهزنی رسانه ها است. در این میان سید عباس عراقچی وزیر خارجه کشورمان نیز اوایل هفته گذشته به عمان، پاکستان و روسیه سفر کرد سفری که به عقیده ناظران بی دستاورد نبوده است و در این شرایط کنونی بسیار مفید و موثمر الثمر بوده است.
از سوی دیگر روز پنجشنبه ترامپ رئیس جمهور آمریکا در اتاق وضعیت کاخ سفید درباره ایران با مقامات نظامی برای حمله مجدد گفتگو کرد و گفته شده است که ژنرال دن کین رئیس ستاد مشترک ارتش طرح حمله احتمالی و به قول آمریکاییها «ضربه نهایی» را به رئیس جمهور آمریکا ارائه داد. این در حالی است که مهلت ۶۰ روزه فرمانده کل قوای آمریکا برای آغاز جنگ بدون دریافت مجوز از کنگره به پایان رسیده است و حالا دو طرف ایران و آمریکا در دوراهی جنگ و صلح یا ادامه وضع فعلی قرار گرفته اند. روندی که به گفته آقای تفرشی به سود ایران نیست.
مجید تفرشی، تاریخ نگار و کارشناس ارشد روابط بین الملل و اروپا در همین باره میگوید با ادامه وضع فعلی که وقعیت اقتصاد و معیشت مردم سبب کم شدن تاب آوری مردم شده است این وضعیت به سود ایران نیست. تهران باید مذاکره کند. او می گوید هر دو طرف مصمم به مذاکره و صلح هستند. امریکا هم جنگ نمیخواهد. ایران باید با یک مذاکره عزتمندانه به این جنگ خاتمه دهد.
مشروح مصاحبه را در ادامه میخوانیم:
*************
*** طرح پیشنهاد ایران به کجا رسید با توجه به اینکه ما از پشت پرده و از جزئیات خبر نداریم ایا واقعا این پیشنهاد رد شده یا فقط گمانه زنی رسانهها و یا بلوف ترامپ است با این حساب فرض رو اگر بر این بگذاریم که طرح ایران در دست بررسی است اگر پذیرفته شود ایا راهگشای بن بست فعلی است؟
چند نکته مهم را باید قبل از هر تحلیل به آن توجه کنیم. نکته اول اینکه از آغاز مناقشه ایران و آمریکا در دوره جدید که از صدر انقلاب و مسائل مربوط به گروگانگیری و ... تا دو دهه پیش که بحث پرونده هستهای مطرح شده ما مدام درگیر این موضوع هستیم که صحبت از بازی برد - برد می شود کسان زیادی در ایران و جامعه بینالملل به خصوص کمپ متحدان امریکا می گویند توافق باید برد-برد باشد.
در همان دوره تا کنون این نگاه در هر دو اردوگاه وجود داشته است که دنبال بازی برد-باخت بودند هم در ایران و هم امریکا خیلی ها قائل نیستند که ما باید مذاکره کنیم دو طرف از آن سود ببرند. این مختص ایران نیست. ماه گذشته من در همایشی بودم که اقای سایمون گس، سفیر سابق بریتانیا در ایران در تحولات سال ۱۳۸۸ و نماینده سابق بریتانیا در افغانستان و مذاکرات برجام، سخنرانی می کرد، او به صراحت گفت بعد از برجام با آمریکایی هایی مواجهه بوده که اساسا اختلاف سر این موضوع داشتنند که بازی که اروپا انجام می دهد مبنی بر توافق برد- برد درست نیست و بازی مورد علاقه آمریکا، برد-باخت و به منظور برد غرب و باخت ایران است. همین امروز هم که من با شما صحبت میکنم اقای علم الهدی در مشهد گفته است که هرگونه مذاکره با آمریکا را قبول نداریم و ما اصلا نیازی به مذاکره با آمریکا نداریم که این هم باز برمی گردد به همان مساله مذاکره برد-برد. بنابراین در دوطرف قائل نیستند که چی بدهند و چی بگیرند؟ البته این ها همیشه دست بالا را نداشتند ولی وجود دارند و بسیار با نفوذ هستند!
نکته دوم اینکه در بحث ایران، فارغ از مسائل دیگر مانند حقوق بشر، تروریسم و خاورمیانه و ... در بحث هسته ای همیشه آمریکا و متحدان او یک سری حداقل های مطالباتی داشته است و ایران نیز یک سری حداکثرهایی که میتوانسته امتیاز دهد. علت اینکه این ماجرا به نتیجه نرسیده است که حداقل مطالبات امریکا و حداکثر آمادگی امتیازدهی ایران در جایی باهم تلاقی پیدا نکرده و فاصله زیادی داشته و هنوز هم دارد.
تنها سه حالت وجود دارد؛ جنگ، صلح و ادامه وضع فعلی
نکته سوم هم این است که ما تقریبا با فراز و فرودهایی شاهد این سه گزاره هستیم که بعد از ۱۰ روز اول جنگ حاکمیت هر دو کشور به نوعی مطمئن بودند که برنده مطلق جنگ نمیتوانند باشند.البته به نظر من درباره ایران اگر حساب کنیم که خواستههای آمریکا و اسرائیل درباره نابودی ایران و بروز و گسترش کانونهای شورش خیابانی عملی نشده و به این معناست که آمریکا که بزرگترین قدرت نظامی دنیا است اساسا به اهداف ضدایرانی خود نرسیده است و ایران حداقل در کوتاه مدت برنده جنگ بوده است.
نکته بعدی اینکه سران هر دو طرف خواهان گفتگو و صلح هستند و پایان جنگ از طریق دیپلماسی هستند.
ولی اشکال در گزاره سوم است؛ هم ایران و هم امریکا مترصد هستند و اصرار دارند که به همه و به خصوص تندروان دو کشور بگویند که ما برنده جنگ هستیم و تا زمانی که این فرمول به دست نرسیده که دو طرف اعلام پیروزی در جنگ بکنند به نظر نمیرسد که اصرار و اهتمام کاملی برای پایان جنگ وجود داشته باشد. اینها عناصری است که ما را به وضع امروز کشانده است.
در این وضع به طور منطقی که چیز پنهانی هم نیست، ۳ حالت وجود دارد که همگی ناظران، تحلیلگران و رسانه ها به آن اذعان دارند؛ جنگ، صلح و ادامه وضع فعلی. این سه حالت متصور است که از این سه حالت خارج نیستیم. نمیشه خیلی صریح پیشبینی کرد که جنگ می شود یا مذاکره؟
![]()
ایران باید مستقیم با شخص ترامپ مذاکره کند
*** با توجه به ۳ نکتهای که اشاره کردید، فکر میکنید برای اینکه ایران بتواند با مذاکره جنگ را به سرانجام برساند چه راهبردی مناسب است؟
فکر میکنم که اقای ترامپ علی رغم همه ویژگی های غیراخلاقی، غیر منطقی و شنیعی که دارد و تلاشی که برای تحقیر طرف مقابل دارد و از سویی نشان دادن پالس های متضاد است با همه اینها؛ حتما برای ایران بهتر این بود یا حداقل کمتر بدتر بود که مستقیم از روز اول با شخص او وارد مذاکره شود منظورم از دوره اول ریاست جمهوری او است. این مساله خودش شواهد و تحلیلی دارد که از حوصله بحث ما خارج است.
هر گونه گفتگو با کشورهای نماینده، واسطه یا اشخاص نماینده واسطه مانند ویتکاف و کوشنر، اینها تاثیر گذاری و دستاورد ایران را کم می کند. البته دیدار با ادمی که خودشیفته است، توهین کننده و تحقیرکننده طرف مقابل است و کسی که رهبر ما رو کشته و قصد نابود کردن تمدن ایران را داشته است ، کار دشواری است. نهایتا من معتقدم امتیازی که ایران از یک مذکره مستقیم می توانست با ترامپ بگیرد بسیار بیشتر از این بود. هرچند میدانم گفته من برای خیلیها تلخ باشد و حتی موجب آزار و اذیت من شود اما این اعتقاد من است چون این کار از روی منطق دو دو تا چهارتای تجربه و دانستههای من مذاکره مستقیم از هرگونه ارتباط دست دوم و وابسته بهتر است.
شرایط درست دیپلماسی در ایران طوری است که شرایط را جوری مهیا کند که عزتمند، مصالحه و صلح کند. ادامه جنگ و ادامه وضع موجود، به اصطلاح حالت برزخی نه جنگ نه صلح که وضعیت اقتصادی، معیشتی برای مردم ایران که باعث شده تاب آوری مردم هم روز به روز کمتر شود به سود هیچکس نیست، به خصوص به سود ایران نیست. راه دیپلماسی علی رغم اینکه بسته است، قفل نیست. تصور من این است مذاکرات و گفتگوها حتما در پیش است، تلاش ایران و کسانی که حتی خیرخواه آمریکا هم هستند باید این باشد که این دور گفتگوها قبل از یک جنگ مجدد صورت بگیرد نه بعد از جنگ سوم. اگر این فرمول ایجادشود که جنگ عزتمندانه تمام شود بسیار مفید خواهد بود.
*** آیا آنطور که رسانه های می گویند آمریکا مهیای جنگ سوم میشود؟
الان به نظرم همچنان امریکا به دنبال گسترش جنگ نیست. اما شرایط به سمتی می رود که ممکن است باز وسوسه نهایی ایجاد شود که ضربه نهایی را بزنیم تا ایران را مجبور کنیم به پذیرش خواستههای حداکثری آمریکا، این مساله در حال تقویت است.
ایران باید شرایط را جوری مهیا کند که عزتمند، مصالحه و صلح کند
*** آیا آنطور که برخی از ناظران معقتد هستند دیپلماسی به بن بست رسیده؟
اروپایی ها حداقل به طور مستقیم در این جنگ همراهی نکردند. عرب ها همکاری کردند. این مساله حمایت از آمریکا و اسرائیل در جنگ علیه ایران باعث شده که امریکا به شدت مورد عدم حمایت جامعه جهانی و تحت فشار قرار بگیرد. برای اسرائیلِ نتانیاهو، درگیری با ایران برای مصون ماندن از اتهامات تبهکارانه و خلافکارانه یک جلیقه نجات است.
جنگ کنوتی ضدایرانی، برای ترامپ یک آزمونی است برای نشان دادن یکجانبه گرایی آمریکا علیه ناتو و اتحادیه اروپا و آقایی و اقتدار خودش که به شدت در حال خدشه دار شدن است. بنابراین صلح با ایران می توانست برای او احترام و ارزشی بیاورد. کاری که کلینتون، اوباما و بایدن نتوانستند انجام دهند. که اگر با صلح نشد با جنگ آن را به سرانجام برساند. نظر من این است که ترامپ با شرایط خود همچنان دنبال صلح است اما با معیارها و امتیازاتی که خودش می خواهد بگیرد و نشان دهد که ایران را تسلیم کرده است.
شرایط درست دیپلماسی در ایران طوری است که شرایط را جوری مهیا کند که عزتمند، مصالحه و صلح کند. ادامه جنگ و ادامه وضع موجود، به اصطلاح حالت برزخی نه جنگ نه صلح که وضعیت اقتصادی، معیشتی برای مردم ایران که باعث شده تاب آوری مردم هم روز به روز کمتر شود به سود هیچکس نیست، به خصوص به سود ایران نیست. راه دیپلماسی علی رغم اینکه بسته است، قفل نیست. تصور من این است مذاکرات و گفتگوها حتما در پیش است، تلاش ایران و کسانی که حتی خیرخواه آمریکا هم هستند باید این باشد که این دور گفتگوها قبل از یک جنگ مجدد صورت بگیرد نه بعد از جنگ سوم. اگر این فرمول ایجادشود که جنگ عزتمندانه تمام شود بسیار مفید خواهد بود.
بستن نگه داشتن تنگه هرمز در درازمدت چقدر میتواند به سود ایران باشد؟
*** با توجه به تخصص شما، ارزیابی شما از وضعیت تنگه هرمز چیست؟ برخی از تحلیلگران و ناظران می گویند کارت تنگه تا زمانی آس بازی است. ممکن است خیلی زود از کف برود و بسوزد. نظر شما چیست؟
وجه مهم دیگر این جنگ تنگه هرمز است که اگرچه فاکتور جدیدی نیست. حداقل برای من که بیش از ۳۰ سال است که در زمینه خلیج فارس و تنگه هرمز پژوهش میکنم؛ مساله مهمی است. که توانایی ایران برای بستن تنگه هرمز و توانایی آن برای بسته نگه داشتن آن، یک امری بود که دنیا را شگفت زده کرد و همین طور همه ما را شگفت زده کرد. ولی سوال مهم این است که این استراتژی چه قدر می تواند ادامه پیدا کنید؟ در درازمدت چقدر میتواند به سود ایران باشد؟ نه داراییهای کوتاه مدتی که خیلیها افسانه وار صحبت ۸۰۰ میلیارد و ۱۰۰ میلیارد دلار در سال میکنند! که این یک شوخی و توهم است. یا اینکه چقدر میتواند لطمه بزند به مناسبات منطقهای ما اگر ایران به وضعیت کنونی تنگه هرمز ادامه دهد؟
تنگه هرمز از معدود عناصری است که وضع حقارت بار ترامپ را در تجمیع قدرت های غربی علیه ایران به نمایش گذاشت و سبب شد کشورهای متحد امریکا و غرب او را تحریم کنند و پاسخ منفی بدهند. اما این نکته وجود دارد که طولانی شدن بستن تنگه باعث می شود که تبعات آن دنیای غرب را خواسته یا ناخواسته علیه ایران مجتمع و متحد کند که ایران باید مواظب این خطر بالقوه باشد.
اینکه ایران می خواهد فقط مذاکرات روی تنگه باشد ولاغیر، به نظرم این یک خواسته بسیار مهم و احتمالا دست نیافتنی است. یعنی امریکاییها به احتمال بیشتر زیر بار این موضوع نمیروند. نه به خاطر اینکه علاقه ندارند بلکه شاید علاقه هم داشته باشند. موضوع این است که ترامپ از لحاظ حیثیتی لطمه خواهد خورد به این خاطر بعید میدانم این درخواست ایران را برای پرداختن انحصاری به مساله تنگه هرمز بپذیرد. غیرممکن نیست اما بعید است. مگر اینکه این گفتگوها به سمت گفتگو با شخص ترامپ برود که آن میتواند عاملی باشد که خیلی از معادلات را تحت تاثیر قرار میدهد.
ترامپ به لحاظ حیثیتی درباره تنگه هرمز درخواست ایران را نمیپذیرد
اینکه ایران می خواهد فقط مذاکرات روی تنگه باشد ولاغیر، به نظرم این یک خواسته بسیار مهم و احتمالا دست نیافتنی است. یعنی امریکاییها به احتمال بیشتر زیر بار این موضوع نمیروند. نه به خاطر اینکه علاقه ندارند بلکه شاید علاقه هم داشته باشند. موضوع این است که ترامپ از لحاظ حیثیتی لطمه خواهد خورد به این خاطر بعید میدانم این درخواست ایران را برای پرداختن انحصاری به مساله تنگه هرمز بپذیرد. غیرممکن نیست اما بعید است. مگر اینکه این گفتگوها به سمت گفتگو با شخص ترامپ برود که آن میتواند عاملی باشد که خیلی از معادلات را تحت تاثیر قرار میدهد. در شرایط فعلی این امر برای ترامپ سرشکستگی دارد و قبول نخواهد کرد و بازهم تاکید میکنم شاید هم قبول کند اما احتمالش خیلی بعید است که فقط درباره تنگه هرمز و خلیج فارس صحبت شود. بنابراین ایران باید اماده باشد که همچنان شاهد یک گفتگوی تمام عیار، همه جانبه، همه امور سیاسی، امنیتی و اقتصادی برای از بین بردن تحریمها و یک تنش زدایی پایدار شود که خلیج فارس و تنگه هرمز هم می تواند شامل آن باشد. به نظر من یعنی ادامه وضع موجود برزخی نه جنگ نه صلح که نهایتا ایران در آن برنده نیست.
![]()
درها بسته است ولی قفل نیست
*** ترامپ گفته است به هیچ عنوان محاصره را لغو نمیکند. ایران هم گفته است خب محاصره لغو نشود مذاکره نمی کنیم اما شما گفتید که ممکنه مذاکره انجام شود؟
تنگه هرمز از معدود عناصری است که وضع حقارت بار ترامپ را در تجمیع قدرت های غربی علیه ایران به نمایش گذاشت و سبب شد کشورهای متحد امریکا و غرب او را تحریم کنند و پاسخ منفی بدهند. اما این نکته وجود دارد که طولانی شدن بستن تنگه باعث می شود که تبعات آن دنیای غرب را علیه ایران متحد کند که ایران باید مواظب این خطر بالقوه باشد.
چیزی که ترامپ گفته است مصداق یک مثل انگلیسی است که میگویند: «درها بسته است ولی قفل نیست» من خوشخیال نیستنم که بگویم ترامپ یک شبه نظرش عوض میشود ولی توجه داشته باشید که ترامپ هم در امریکا و بین متحدانش در شرایط نامساعد و نامتعارف است. بنابراین من فکر میکنم مذاکره انجام خواهد شد.
درباره رفع محاصره هم احتمالا یک فرمولی به دست خواهد امد که ایران بگوید که محاصره را شکستیم که همین الان هم دارند می گویند، امریکا هم میگوید محاصره را حفظ کردهایم به اصطلاح هر دوطرف رجزخوانی جنگی بکنند که خواسته خودشان را پیش ببرند و طرف مقابل هم تمکین کرد. من فکر میکنم درباره اصل مذاکره هم این تبانی در یکی دوسال اخیر اتفاق افتاد، و ممکن است امریکایی ها محاصره را برندارند و ایران هم عملا محاصره را شکسته است و بیشتر خواهد شکست و دو طرف می تواند بگویند که ما تسلیم طرف مقابل نشدیم.
![]()
بعد از صحبت پوتین و ترامپ مواضع ترامپ نسبت به قبل از آن تماس تعدیل شد
**** اوایل هفته گذشته آقای دکتر عراقچی وزیر خارجه کشورمان سفر مهمی داشتند؛ اول به اسلام آباد رفتند، سپس به مسقط و مجددا به اسلام آباد بازگشتند و در نهایت به سن پترزبورگ و دیدار با آقای پوتین رئیس جمهور روسیه ختم شد. تحلیل شما از این سفر چیست و چه پیامی داشت و فکر میکنید چه مسائلی مطرح شده؟ چون بعد از اتمام سفر اقای عراقچی، آقای پوتین با آقای ترامپ تماس گرفت و تقریبا ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه آنچه که نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه گفت، مکالمه داشتند. بعد از این تماس ما شاهد یه سری تحرکات هم در راستای مذاکرات هم در ادامه جنگ هم در رسانه های ایران هم رسانه های آمریکا بودیم و حتی کاخ سفید جلسه اضطرارری همزمان با پایان مهلت قانونی جنگ هم برگزار کرد. ضمن اینکه ترامپ تلویحا گفت که پیشنهاد ایران را نپذیرفته است و همانطور که در سوال بالا پرسیدیم گفت محاصره برقرار است. با توجه به این ابعاد نظر شما درباره این سفر چیست؟
من فکر می کنم که جنگ اگرچه از جهاتی به لحاظ فروش نفت و مسائل جانبی آن به سود روسیه بود و همینطور مساله جنگ اوکراین را که تحت شعاع قرار داد که روسیه قطعا خوشش میآید به خاطر انسداد موضوع جنگ اوکراین، نهایتا روسیه هم علاقمند نیست این تنش ها الی الابد ادامه پیدا کند. چین هم همین طور، از این جنگ بهرمندی و ضرر داشته است. پوتین تلاش می کند نقش فعال تری برای خودش برای پایان جنگ ایفا کند، هم از جهت همسایگی با ایران هم اینکه بتواند نظر مساعد ترامپ را که تا حدی در موضع اروپا بوده در پایان جنگ اوکراین داشته باشد. در پیام اخیر ترامپ دیدیم که گفته بود عملا اوکراین شکست خورده است که این حرف بزرگی است که اروپاییها به هیچ وجه زیربار ان نرفتند و بعید در آینده هم این حرف را بپذیرند و بتوانند به سادگی ان را هضم کنند.
بعد از صحبت پوتین و ترامپ مواضع ترامپ نسبت به قبل از آن تماس تعدیل شد. این به معنای خبر خوب برای ایران نیست منظورم این است که این سفر بیفایده نبوده است. ضمن اینکه اخباری که منتشر شد مبنی بر کمک فناوری، اطلاعاتی و مشورتی روسیه به ایران بی پایه نیست. ممکن است درباره کم و کیف آن اغراق شده باشد اما اصل موضوع درست است. این درباره چین هم مصداق دارد.
سفر به روسیه هوشمندانه بود
من فکر می کنم این سه سفر؛ اسلام آباد به عنوان واسطه، عمان، به عنوان تنها کشوری که در حوزه خلیج فارس با ایران روابط منصفانهتر و غیر خصمانهتر داشته است، همینطور روسیه ، هوشمندانه بوده است که اثرات ان را در هفته های اینده خواهیم دید. اینکه چقدر تاثیر بر مذاکرات بگذارد من نمیدانم ، اما سفر روسیه فیالنفسه حتما سفر موثری در پشت پرده اماده سازی مذاکرات بوده است. در نهایت برمیگردم به صحبت اول بحث، هردو کشور مطمئن هستند که پایان جنگ بدون دیپلماسی و گفتگو صورت نخواهد گرفت و با شکست یا پیروزی طرفین انجام نخواهد گرفت، ایران باید از این مساله امتیاز بگیرد.
با توجه به وضعیت و موقعیتی که قرار داریم، ایران تاکنون بد عمل نکرده است. حتما مواضعی بوده است که ایران میتوانست بهتر عمل کند و حتما بودن علی لاریجانی برگ بسیار مهمی برای دیپلماسی ایران بود که در این مذاکرات بهتر عمل کند با توجه به داشته های ایران درست عمل کرده و فکر می کنم که اگرچه فقدان رهبری فقید ایران و کشتن فرماندهان نظامی و سیاستمدارن، یک نقار و دشمنی جدی را برای مذاکرات ایجاد کرد دو طرف همچنان مصمم هستند صلح کنند. اما مساله این است که دو طرف نمی خواهند بگویند ما تمکین کردیم و صلح کردیم. این معادله امر مغفولی است که اگر به هر مکانیزمی حل شود برای ادعای اغراق امیز طرفین، میتواند خیلی از گرهها را باز کند.
من فکر میکنم پیشنهادهایی که در اغاز جنگ قبلی و فعلی به ایران شد، یعنی ایجاد کنسرسیوم هستهای برای غنیسازی و همین طور انتقال اورانیوم به کشور دیگری از جمله روسیه، تصورم و برداشت من با پیگیری که در رسانههای غربی داشتهام این است که امریکا نهایتا این را بپذیرد. به مرگ گرفته که ایران به تب راضی شود. انتقال اورانیوم و رقیق کردن آن در روسیه اقدامی است که مورد مرضی الطرفین قرار خواهد گرفت.
حتما بودن علی لاریجانی برگ بسیار مهم برای ایران بود
با توجه به وضعیت و موقعیتی که قرار داریم، ایران تاکنون بد عمل نکرده است. حتما مواضعی بوده است که ایران میتوانست بهتر عمل کند و حتما بودن علی لاریجانی برگ بسیار مهم برای ایران بود که در این مذاکرات بهتر عمل کند با توجه به داشته های ایران درست عمل کرده و فکر می کنم که اگرچه فقدان رهبری فقید ایران و کشتن فرماندهان نظامی و سیاستمدارن، یک نقار و دشمنی جدی را برای مذاکرات ایجاد کرد دو طرف همچنان مصمم هستند صلح کنند. اما مساله این است که دو طرف نمی خواهند بگویند ما تمکین کردیم و صلح کردیم. این معادله امر مغفولیه که اگر به هر مکانیزمی حل شود برای ادعای اغراق امیز طرفین، میتواند خیلی از گرهها را باز کند.
*** در مذاکرات قبلی بحث انتقال اورانیوم به روسیه مطرح بود و در مذاکرات فعلی مجددا این بحث مطرح شد. برخی رسانهها هم به آن اشاره کردند. آیا اگر در سفر عراقچی به روسیه این مساله بررسی شده ایا به این معناست که ایران هم این بند را پذیرفته است؟
حتما مطرح شده، رسانههای روسیه هم این خبر را تائید کردند. در بحث اورانیوم یک عده در آمریکا نشستهاند و رجز میخوانند و خیالبافی میکنند که این اورانیوم باید منتقل بشود به آمریکا! این مضوع هیچ ربطی به کل مناقشه و مذاکرات و حتی هیچ ربطی به ادعاهای واهی ترامپ درباره سلاح هسته ای و اینکه ایران باید نشان دهد که علاقهای به درصد بالای غنیسازی ندارد. دلیل ندارد برای رفع دلواپسی آنها، اورانیوم به امریکا منتقل شود! اینکه روسیه امده وسط، ترامپ بدش نمیآید، اروپا به خاطر اوکراین و بالکان نمیخواهد بپذیرد که هیچ کریدیتی به روسیه بدهند. بنابراین اروپا مانع این مساله است نه آمریکا.
من فکر میکنم پیشنهادهایی که در اغاز جنگ قبلی و فعلی به ایران شد، یعنی ایجاد کنسرسیوم هستهای برای غنیسازی و همین طور انتقال اورانیوم به کشور دیگری از جمله روسیه، تصورم و برداشت من با پیگیری که در رسانههای غربی داشتهام این است که امریکا نهایتا این را بپذیرد. به مرگ گرفته که ایران به تب راضی شود. انتقال اورانیوم و رقیق کردن آن در روسیه اقدامی است که مورد مرضی الطرفین قرار خواهد گرفت.
اقدام دیگر اینکه مساله به نوعی ایران شریک کنسرسیوم غنی سازی در خارج از ایران بشود که نشان دهد که چرخه غنی سازی ادامه دارد و ان دغدغه های پوشالی اغراق امیز که علیه ایران وجود داشته است درباره ارزوی ایران برای درصد غنی سازی بالا و ساخت بمب منتفی خواهد شد این دو موضوع به نظرم حتما در مذاکرات مطرح شده و مطرح خواهد شد.