تکرارِ یک اشتباه اینبار توسط ترامپ به روایت «گاردین»

مسیر واقع‌بینانه پیش‌روی ایران و آمریکا برای توقف جنگ | یک توافق واقعی چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۸۴۸۷۲
اقتصادنیوز: واشنگتن احتمالا تلاش خواهد کرد تا آسیب واردشده به زیرساخت‌های نظامی و هسته‌ای ایران را به‌عنوان «پیروزی» معرفی کند و همزمان راهی را برای توقف جنگ پیدا کند. البته چنین نتیجه‌ای با اهداف اولیه آمریکا فاصله زیادی دارد.
مسیر واقع‌بینانه پیش‌روی ایران و آمریکا برای توقف جنگ | یک توافق واقعی چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟

به گزارش اقتصادنیوز، با گذشت چندین ماه از آغاز جنگ علیه ایران، آمریکا همچنان نتوانسته تهران را به پذیرش خواسته‌های اصلی خود وادار کند. واشنگتن امیدوار بود تا ترکیب حملات نظامی، فشار اقتصادی و تحریم‌های گسترده بتواند جمهوری اسلامی ایران را مجبور به عقب‌نشینی از برنامه هسته‌ای، محدودسازی توان موشکی و کاهش نفوذ منطقه‌ای‌ کند؛ اما نه تنها این اهداف محقق نشد، بلکه ایران همچنان کنترل مؤثری بر تنگه هرمز دارد و عبور بخش بزرگی از انرژی جهان را مختل کرده است.

بحران جهانی انرژی

کریستوفر اس چیویس در گاردین نوشت: این وضعیت به بحرانی فراتر از خاورمیانه تبدیل شده است. اختلال در صادرات نفت و گاز باعث افزایش قیمت انرژی و نگرانی درباره رکود جهانی شده است. در این میان، روسیه از جهش قیمت انرژی سود زیادی می برد.

خبر مرتبط
تصمیم یک‌طرفه ترامپ برای جنگ با ایران و دامن زدن به شکاف در ناتو | اروپا کنار آمدن با «آمریکایِ دمدمی مزاج» را یاد می‌گیرد؟

اقتصادنیوز: جنگ ایران شکاف‌های قدیمی در ناتو را عمیق‌تر کرده است. ترامپ بارها متحدان اروپایی را به ضعف و بی‌عملی متهم کرده و حتی ناتو را «ببر کاغذی» خوانده است. تنش‌ها زمانی به اوج رسید که او پس از انتقاد صدراعظم آلمان از اقدامات واشنگتن، تهدید به کاهش نیروهای آمریکایی در این کشور کرد.

از سویی، محبوبیت داخلی دونالد ترامپ کاهشی جدی داشته است و در واشنگتن نیز نگرانی‌ها درباره فرسوده شدن توان نظامی آمریکا، به‌ویژه در منطقه هند اقیانوس آرام، رو به افزایش است.

سؤال اصلی برای بسیاری این است که چگونه کشوری مانند ایران، با وجود برخی شکاف ها، توانست برنامه‌های آمریکا را تا این اندازه مختل کند؟

فشار حداکثری بدون دریچه دیپلماسی واقعی است

مشکل اصلی سیاست واشنگتن این است که دولت ترامپ، در عمل همه چیز را بر اساس فشار نظامی و اقتصادی بنا کرده و دیپلماسی واقعی را کنار گذاشته است.

دونالد ترامپ در این بین بارها ادعا کرده که در حال مذاکره با ایران است، اما آنچه در عمل دیده می‌شود بیشتر یک دیپلماسی مبتنی بر اجبار است؛ یعنی تلاش برای وادار کردن ایران به پذیرش شروط آمریکا از طریق تحریم، حملات نظامی و تهدید.

البته چنین رویکردی در برخی موارد تاریخی موفق بوده است، اما تنها زمانی که طرف مقابل بتواند بدون تهدید موجودیتی، خواسته‌های قدرت برتر را بپذیرد. نمونه‌های تاریخی مانند مذاکرات آمریکا با اسلوبودان میلوشویچ در دهه ۹۰ بود که فشار نظامی، همراه با امکان رسیدن به توافقی قابل‌قبول برای طرف مقابل بود.

Capture

تمرکز تهران بر ایجاد بازدارندگی

اما در مورد ایران، شرایط بسیار متفاوت است. خواسته‌های آمریکا عملا به معنای خلع سلاح راهبردی این کشور است است. خواسته هایی که شامل توقف برنامه هسته‌ای، نابودی توان موشکی و کنار گذاشتن شبکه‌های منطقه‌ای متحد تهران است.

از نگاه رهبران ایران، پذیرش چنین شروطی به معنای از دست دادن ابزارهای بازدارندگی است. به همین دلیل هرچه فشار نظامی آمریکا افزایش پیدا کرد، تهران بیشتر به این نتیجه رسید که حفظ توان بازدارندگی ضروری است؛ از جمله ادامه کنترل بر تنگه هرمز.

سایه بدعهدی های برجام بر روند مذاکرات

یکی از مهم‌ترین دلایلی که ایران به توافق با آمریکا بی‌اعتماد است، تجربه خروج ترامپ از توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ است.

در این توافق ایران پس از سال‌ها مذاکره پذیرفت که در ازای رفع تحریم ها، محدودیت هایی را بر برنامه هسته‌ای خود اعمال کند؛ اما دولت ترامپ در سال ۲۰۱۸ به‌صورت یک‌جانبه از توافق خارج شد و دوباره سیاست فشار حداکثری را اعمال کرد.

این تجربه در ذهن رهبران ایران به‌عنوان نمونه‌ای روشن از غیرقابل اعتماد بودن واشنگتن باقی مانده است. تهران معتقد است حتی اگر امتیازهای بزرگی بدهد، تضمینی وجود ندارد که آمریکا دوباره مسیر تقابل را از سر نگیرد.

نویسنده در ادامه مدعی شد: همین مسئله باعث شده ایران هرگونه مذاکره جدید را با دیده تردید ببیند. از دید تهران، اگر قرار باشد پس از عقب‌نشینی دوباره با تحریم و تهدید مواجه شود، دلیلی برای مصالحه گسترده وجود ندارد.

ابزار تهران برای تحمل فشار نظامی و اقتصادی

یکی از نکات مهمی که بسیاری از تحلیلگران غربی اکنون به آن اشاره می‌کنند، ظرفیت بالای ایران برای تحمل فشار است.

برخلاف تصور اولیه در واشنگتن، اقتصاد و ساختار سیاسی ایران با وجود آسیب‌های سنگین، فرو نپاشیده است. این کشور طی سال‌های گذشته تجربه طولانی زندگی تحت تحریم ها را داشته و سازوکارهایی برای دور زدن فشارها ایجاد کرده است.

همچنین، ایران ابزارهای متعددی برای ایجاد هزینه علیه آمریکا و متحدانش در اختیار دارد؛ از پهپادها و موشک‌ها گرفته تا عملیات سایبری و شبکه‌های منطقه‌ای متحد .

در این میان، فناوری‌های ارزان‌تر نظامی و به‌ویژه پهپادها و حملات نامتقارن به ایران کمک کرد تا با هزینه‌ای بسیار کمتر، فشار قابل‌توجهی بر آمریکا و شرکایش وارد کند. حمله به زیرساخت‌های انرژی، تهدید کشتی‌رانی و ایجاد ناامنی در مسیرهای تجاری بخشی از این راهبرد است.

ایران روسیه چین

نقش روسیه و چین به عنوان متحدان قدیمی

یکی دیگر از تفاوت‌های مهم ایران با بسیاری از کشورهایی که هدف فشار آمریکا قرار گرفته‌اند، حمایت بازیگران قدرتمند خارجی است.

چین همچنان مهم‌ترین خریدار نفت ایران و پشتیبان اقتصادی تهران محسوب می‌شود. روسیه نیز همکاری‌های نظامی و سیاسی خود را با تهران را حفظ کرده و از ادامه فشار بر آمریکا در خاورمیانه سود می‌برد.

نویسنده مدعی شد: همین حمایت‌ها باعث شده تا سیاست فشار حداکثری آمریکا نتواند ایران را به نقطه فروپاشی برساند. در واقع، ادامه جنگ نه تنها تهران را منزوی نکرده، بلکه وابستگی ایران به چین و روسیه را افزایش داده و نفوذ این دو قدرت در منطقه را تقویت کرده است.

یک توافق واقعی چه ویژگی‌هایی دارد؟

خروج از بن‌بست فعلی تنها زمانی ممکن است که واشنگتن از موضع حداکثری خود فاصله بگیرد. درواقع، آمریکا باید بپذیرد که خلع سلاح کامل ایران هدفی غیرواقع‌بینانه است و هیچ حکومتی در تهران نمی‌تواند چنین توافقی را بپذیرد و همچنان در قدرت بماند.

در عوض، هر توافق پایدار نیازمند ارائه مشوق‌های واقعی است؛ از جمله کاهش قابل توجه تحریم‌ها، ارائه تضمین‌های سیاسی و اقتصادی، و ایجاد اطمینان درباره پایبندی آمریکا به تعهدات خود.

همچنین حضور بازیگران ثالث مانند اروپا، چین و حتی کشورهای عربی در توافقات احتمالی می‌تواند به ایجاد اعتماد و تضمین اجرای توافق کمک کند.

مسیر واقع بینانه چیست؟

حتی اگر دستیابی به توافقی بزرگ و جامع غیرممکن باشد، حداقلی ترین گزینه واقع‌بینانه می‌تواند بازگشت به وضعیت پیش از جنگ باشد؛ یعنی باز شدن مسیر کشتیرانی در تنگه هرمز و جلوگیری از گسترش بیشتر درگیری. 

اکنون برخی نشانه‌ها حاکی از آن است که دولت ترامپ نیز به تدریج به همین سمت حرکت می‌کند. واشنگتن احتمالا تلاش خواهد کرد تا آسیب واردشده به زیرساخت‌های نظامی و هسته‌ای ایران را به‌عنوان «پیروزی» معرفی کند و همزمان راهی را برای توقف جنگ پیدا کند.

البته چنین نتیجه‌ای با اهداف اولیه آمریکا فاصله زیادی دارد. چرا که نه حکومت ایران سقوط کرده، نه توان بازدارندگی تهران از بین رفته و نه نظم جدیدی در منطقه شکل گرفته است. 

درسی که قدرت‌های بزرگ بارها نادیده گرفتند

بحران ایران بار دیگر یک واقعیت قدیمی را یادآوری کرد؛ اینکه برتری نظامی به‌تنهایی نمی‌تواند جایگزین دیپلماسی و مصالحه سیاسی شود.

از عراق و افغانستان گرفته تا بحران اوکراین، قدرت‌های بزرگ بارها تصور کرده‌اند که می‌توانند با فشار نظامی طرف مقابل را وادار به تسلیم کنند؛ اما نتیجه اغلب چیزی جز جنگ‌های طولانی، فرسایش اقتصادی و کاهش نفوذ سیاسی نبوده است.

آمریکا اکنون نیز در معرض تکرار همان اشتباه قرار دارد؛ اشتباهی که ممکن است واشنگتن را وارد بحرانی کند که پایان آن بسیار دشوارتر از آغازش خواهد بود. تکرارِ یک اشتباه اینبار توسط ترامپ

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O