کارت طلایی سرمایه‌گذاری در ایران به روایت «نشنال اینترست»

مزایای اقتصادی انتقال میانجی‌ گری مذاکرات ایران و آمریکا از اسلام آباد به پکن | 2 دستاورد شی‌ از میانجی‌ گری برای پایان جنگ علیه ایران

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۸۶۰۹۴
اقتصادنیوز: چین تمامی ابزارها را در اختیار دارد. اگر روند میانجی‌گری از پاکستان به چین منتقل شود، پرونده آتش‌بس می‌تواند با ترتیبات گسترده‌تر راهبردی و اقتصادی پیوند بخورد؛ موضوعی که به‌طور بنیادین مشوق‌های تهران را تغییر می‌دهد.
مزایای اقتصادی انتقال میانجی‌ گری مذاکرات ایران و آمریکا از اسلام آباد به پکن | 2 دستاورد شی‌ از میانجی‌ گری برای پایان جنگ علیه ایران

به گزارش اقتصادنیوز،در حالی‌که آتش‌بس میان ایران و آمریکا بسیار شکننده باقی مانده است، اختلال در عبور و مرور کشتی‌ها در تنگه هرمز ادامه دارد و اقتصاد جهانی همچنان هزینه بی‌ثباتی در منطقه را می‌پردازد.

در چنین شرایطی، سفر دونالد ترامپ به چین، پرسشی مهم را مطرح کرده است: آیا پکن می‌تواند روزنه‌ای جدید برای دیپلماسی ایجاد کند؟

خبر مرتبط
پشت پرده حذف تدریجی پاکستان از مذاکرات ایران و آمریکا | واشنگتن به ستوه آمد، ایران به میانجی‌گران سنتی بازگشت!

اقتصادنیوز: مزیت بزرگ عمان این است که برخلاف پاکستان، تلاش نمی‌کند تا میانجی‌گری را به سکوی نمایش قدرت منطقه‌ای خود تبدیل کند. این کشور فقط می‌خواهد مسیر گفت‌وگو باز بماند.

نقش برتر چین در معادلات منطقه

محمد قاعدی در نشنال اینترست نوشت: برای چنین فرضیه‌ای، دلایلی مشخص وجود دارد. در مقایسه با تلاش‌های میانجی‌گرانه پیشین، چین از نفوذ اقتصادی گسترده‌تر، روابط منطقه‌ای عمیق‌تر و اهرم‌های بین‌المللی قدرتمندتری برخوردار است؛ عواملی که می‌توانند به پکن شانس بیشتری برای کمک به دو طرف در عبور از مرحله تنش‌زدایی موقت بدهند.

مطالبات حداکثری تهران یا واشنگتن؟

در آخرین دور مذاکرات، مقامات آمریکایی مدعی شدند که ایران با مطرح کردن مجموعه‌ای از مطالبات گسترده و بلندپروازانه، دستیابی به یک گشایش دیپلماتیک کوتاه‌مدت را دشوارتر ساخته است. با این حال، بر اساس اظهارات علنی سردار محمدعلی جعفری، فرمانده پیشین سپاه پاسداران، شروط مورد نظر تهران شامل تمرکز بر پایان جنگ در تمامی جبهه‌ها، از جمله لبنان، رفع تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده ایران، پرداخت غرامت جنگی به تهران و به رسمیت شناختن حاکمیت ایران بر تنگه هرمز بوده است؛ در این میان، مذاکرات اساسی هسته‌ای به مرحله‌ بعد موکول می‌شد.

نویسنده مدعی شد: این مطالبات احتمالا سه هدف عمده را دنبال می‌کنند؛

نخست آن‌که تهران می‌خواست نشان دهد که همچنان از توانایی و اراده سیاسی لازم برای بازگشت به تقابل برخوردار است. رهبران ایران با نمایش تاب‌آوری پس از درگیری‌های اخیر می‌توانستند درصدد تضعیف اعتماد واشنگتن به کارآمدی فشار نظامی مجدد باشند.

دوم آن‌که ایران احتمالا آگاهانه مذاکرات را با سطحی بسیار بالا از مطالبات آغاز کرده تا در آینده فضای مانور بیشتری برای چانه‌زنی داشته باشد.

سومین و شاید مهم ترین هدف، این بود که ساختار این مطالبات، پیشرفت معنادار مذاکرات تحت میانجی‌گری پاکستان را دشوارتر می‌کرد و بنابراین فضا را برای ورود یک میانجی بزرگ‌تر و اثرگذارتر در آینده فراهم می‌ساخت.

مذاکرات اسلام آباد

محدودیت‌های پاکستان در نقش میانجی

با وجود تلاش‌های دیپلماتیک پاکستان، اسلام‌آباد از همان ابتدا در جایگاهی دشوار برای ایفای نقش میانجی قرار داشت. هرچند برخی ناظران منطقه‌ای پاکستان را کشوری نسبتا نزدیک به ایران تلقی می‌کردند، روابط دو کشور طی سال‌های اخیر دوره‌هایی از تنش را تجربه کرده بود؛ از جمله تبادلات محدود نظامی در مناطق مرزی.

پاکستان همچنین با محدودیت‌های ساختاری در نقش میانجی مواجه بود. اگرچه اسلام‌آباد می‌توانست در تسهیل ارتباطات دیپلماتیک نقش مفیدی ایفا کند، اما توانایی محدودی برای ارائه مشوق‌های گسترده اقتصادی یا راهبردی به ایران در برابر انعطاف‌پذیری سیاسی داشت. همچنین، پاکستان در مقایسه با قدرت‌های بزرگ جهانی، نفوذ مشابهی بر بازیگران کلیدی درگیر در بحران، از جمله اسرائیل، نداشت و فاقد وزن نهادی لازم در نهادهایی همچون شورای امنیت سازمان ملل بود.

ابزار اقتصادی پکن در مذاکرات آینده

اما چین تمامی این ابزارها را در اختیار دارد. اگر روند میانجی‌گری از پاکستان به چین منتقل شود، پرونده آتش‌بس می‌تواند با ترتیبات گسترده‌تر راهبردی و اقتصادی پیوند بخورد؛ موضوعی که به‌طور بنیادین مشوق‌های تهران را تغییر می‌دهد.

در چنین شرایطی، ایران ممکن است نه فقط برای پایان دادن به جنگ، بلکه برای دستیابی به منافع گسترده‌تر اقتصادی و ژئوپلیتیکی که بتواند ثبات داخلی آن را تقویت کند، آمادگی بیشتری برای انعطاف نشان دهد.

سفر ترامپ به چین نیز می‌تواند اهمیت این سناریو را افزایش دهد. به گفته رئیس‌جمهور آمریکا، مسئله ایران بخشی از دستور کار مذاکرات واشنگتن و پکن بوده است. بخشی از این گفت‌وگوها به احتمال زیاد، به تلاش آمریکا برای تحت فشار قرار دادن چین به‌منظور کاهش خرید نفت ایران و محدود کردن انتقال تسلیحات یا فناوری‌های دومنظوره به تهران اختصاص داشته است.

نویسنده مدعی شد: اما بخش دیگری از این مذاکرات می‌تواند تشویق چین به ایفای نقشی گسترده‌تر در مدیریت تنش‌ها با ایران باشد؛ ترتیبی که با تمایل تهران برای برخورداری از میانجی‌ای توانمند در ارائه مشوق‌های اقتصادی و راهبردی نیز همخوانی دارد.

کارت طلایی سرمایه‌گذاری در ایران

در چارچوب توافق راهبردی ۲۵ ساله میان ایران و چین، سال‌هاست که موضوع سرمایه‌گذاری گسترده چین در زیرساخت‌ها، صنایع پتروشیمی، حمل‌ونقل و بخش انرژی ایران مطرح شده است. گزارش‌ها بارها از ارقام بالقوه‌ای در حد صدها میلیارد دلار سخن گفته‌اند.

پس از خسارات اخیر واردشده به تأسیسات پتروشیمی، زیرساخت‌های صنعتی و صنایع فولاد ایران و همزمان با فشار اقتصادی جنگ که میلیون‌ها شغل مستقیم و غیرمستقیم را تهدید می‌کند، نیاز تهران به سرمایه‌گذاری خارجی بیش از هر زمان دیگری افزایش یافته است. یکی از اصلی‌ترین موانع تحقق این سرمایه‌گذاری‌ها نیز تحریم‌های آمریکا بوده است.

برخلاف پاکستان، چین از اهرم چانه‌زنی لازم برای مذاکره با واشنگتن درباره کاهش یا تعدیل بخشی از تحریم‌ها برخوردار است؛ به‌ویژه در حوزه‌هایی که با سرمایه‌گذاری‌ها و پروژه‌های انرژی چین مرتبط هستند.

ترامپ و شی جین پینگ

در چنین وضعیتی، تهران می‌تواند مطالباتی مانند دریافت غرامت جنگی را با اهدافی دست‌یافتنی‌تر نظیر معافیت‌های موقت تحریمی، استثناهای بخشی یا ایجاد کانال‌های محافظت‌شده برای فعالیت اقتصادی چین در ایران جایگزین کند. از سویی، چین در تعاملات خود با آمریکا پرونده‌های متعددی برای مذاکره در اختیار دارد که ظرفیت چانه‌زنی آن را افزایش می‌دهد. برای تهران، این مسئله فضای بیشتری برای مصالحه فراهم می‌کند.

منطق بازدارندگی چین؛ امنیت از مسیر اقتصاد

مسئله دیگری نیز در این محاسبه وجود دارد. مشارکت گسترده چین در پروژه‌های زیرساختی ایران می‌تواند به‌صورت غیرمستقیم احتمال هدف قرار گرفتن این تأسیسات در بحران‌های آینده را کاهش دهد.

خبر مرتبط
رمزگشایی از هشدار شی‌ به ترامپ در سفر پکن | وقتی «سپر سیلیکونی» ترک برمی‌دارد | آمریکا کنار تایوان خواهد ایستاد؟

اقتصادنیوز: نظرسنجی‌های جدید نشان می‌دهد اکثریت مردم تایوان نسبت به آمادگی آمریکا برای دفاع از جزیره تردید دارند.اگر این بی‌اعتمادی عمیق‌تر شود، ممکن است نگاه تایوان به روابط با چین نیز تغییر کند.

این منطق تا حدی شبیه تلاش اوکراین برای جلب مشارکت آمریکا در حوزه مواد معدنی راهبردی و بخش‌های حساس اقتصادی است؛ تلاشی که نوعی تضمین امنیتی ضمنی تلقی می‌شود. دولت‌ها معمولاً تمایل کمتری دارند زیرساخت‌هایی را هدف قرار دهند که به قدرت‌های بزرگی مرتبط است که خواهان حفظ روابط باثبات با آن‌ها هستند.

از این منظر، آتش‌بسی که با میانجی‌گری چین حاصل شود، می‌تواند پایدارتر باشد؛ زیرا قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیکی پکن هزینه فروپاشی احتمالی آن را افزایش خواهد داد. پاکستان، علی‌رغم تلاش‌های دیپلماتیک خود، از سطح مشابهی از قدرت بین‌المللی و روابط اقتصادی درهم‌تنیده برخوردار نبود.

سپر دیپلماتیک در شورای امنیت

در این میان، نباید از جایگاه چین در شورای امنیت سازمان ملل غافل شد. پکن همچنان به‌عنوان سپری دیپلماتیک در برابر صدور قطعنامه‌های شدیدتر ضدایرانی عمل می‌کند و احتمال تضعیف این سپر، خود ابزاری برای اثرگذاری بر تصمیم‌گیری‌های تهران به‌شمار می‌رود.

موقعیت چین در منطقه نیز ظرفیت آن را برای ایفای نقش میانجی تقویت می‌کند. پکن روابط گسترده‌ای نه‌فقط با ایران، بلکه با بازیگران کلیدی خلیج فارس همچون عربستان سعودی و امارات متحده عربی برقرار کرده است. در عین حال، اسرائیل نیز با وجود تنش‌های ژئوپلیتیکی گسترده‌تر، همچنان تعاملات اقتصادی مهم با چین را حفظ کرده است.

این توانایی در حفظ روابط کاری با بازیگران رقیب منطقه‌ای، به چین درجه‌ای از انعطاف‌پذیری و دسترسی را می‌بخشد که تنها شمار محدودی از قدرت‌های خارجی در اختیار دارند.

ایران و چین

دستاوردهای توافق احتمالی برای پکن بیش از پاکستان است

برای چین، موفقیت در این میانجی‌گری دو دستاورد مهم خواهد داشت؛

نخست، پکن می‌تواند از شرایط کنونی برای گسترش فرصت‌های اقتصادی و تثبیت توافق‌های سودآور سرمایه‌گذاری در ایران استفاده کند و همزمان امتیازاتی از تهران و واشنگتن به‌دست آورد.

دوم، ایفای نقشی موفق در دیپلماسی منطقه‌ای، جایگاه بین‌المللی چین را به‌عنوان قدرتی قادر به کاهش تنش‌ها و کمک به ثبات در یکی از حساس‌ترین بحران‌های ژئوپلیتیکی جهان ارتقا خواهد داد.

سفر اخیر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران به چین درست اندکی پیش از سفر ترامپ به پکن، ممکن است شامل گفت‌وگوهایی درباره احتمال میانجی‌گری چین بوده باشد. با این حال، هنوز مشخص نیست که پکن تا چه اندازه مایل است تا به طور مستقیم وارد این روند شود. با وجود این، منطق راهبردی چنین سناریویی را نمی‌توان نادیده گرفت.

پاکستان توانست کانال‌های ارتباطی را باز نگه دارد، اما چین از ظرفیت بسیار بیشتری برای اثرگذاری بر محاسبات سیاسی و اقتصادی گسترده‌تر پیرامون این بحران برخوردار است. هرچند موانع عمده‌ای بر سر راه یک توافق پایدار باقی مانده است، اما پکن شاید بیش از هر قدرت خارجی دیگری در موقعیتی قرار داشته باشد که ترکیبی از اهرم دیپلماتیک، فرصت اقتصادی و روابط منطقه‌ای لازم برای تبدیل آتش‌بس شکننده کنونی به صلحی پایدار را ارائه کند.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O