ارتش آمریکا چگونه برای عملیاتهای نظامی اسم انتخاب میکند؟ | هگست به فیلمهای اکشن و بازیهای ویدئویی علاقه دارد زیرا...
بهگزارش اقتصادنیوز، وینستون چرچیل در جریان جنگ جهانی دوم هشدار داده بود که نام عملیاتهای نظامی نباید متکبرانه یا بیش از حد از خود مطمئن بهنظر برسند. از نگاه او، نامگذاری جنگها فقط یک مسئله فنی یا اداری نبود، بلکه بخشی از روانشناسی سیاسی و حتی اخلاق عمومی محسوب میشد.
اما بهنظر میرسد که پیت هگست، وزیر دفاع کنونی آمریکا، رویکردی کاملا متفاوتی را نسبت به این مسئله دارد؛ رویکردی که بیش از هر چیز بر نمایش قدرت، هیجان رسانهای و تصویرسازی تهاجمی استوار است.
نامها یادآور فیلمهای اکشن کمهزینه هستند
پیتر سوسیو در نشنالاینترست نوشت: حتی پیش از آنکه ارتش آمریکا عملیات خشم حماسی را آغاز کند، رسانههای آمریکایی و کاربران شبکههای اجتماعی این پرسش را مطرح میکردند که چه کسی نام عملیاتهای اخیر نظامی آمریکا را انتخاب میکند؟
در سالهای اخیر، نامهایی مانند عملیات سوارکاران تهاجمی برای عملیات تضمین آزادی کشتیرانی در خاورمیانه، عملیات چکش نیمهشب برای حملات هوایی علیه برنامه هستهای ایران و عملیات نیزه جنوبی برای مقابله با قاچاق مواد مخدر در منطقه کارائیب و شرق اقیانوس آرام، بیش از آنکه حس اقتدار نظامی را در مخاطب ایجاد کنند، موجی از طنز و تمسخر را در فضای مجازی بهراه انداختهاند.
بسیاری از کاربران اینترنتی این نامها را شبیه عناوین فیلمهای اکشن کمهزینه توصیف کردند. این نامها بهجای آنکه تصویری از قدرت و بازدارندگی ایجاد کنند، برای بخشی از افکار عمومی به نمادی از اغراق، خودنمایی و نمایش رسانهای تبدیل شدند.
تاریخچه نامگذاری جنگها؛ از نامهای رمزی تا سیاسی
استفاده گسترده از نامهای رمزی برای عملیاتهای نظامی به دوران جنگ جهانی دوم بازمیگردد. هدف اولیه این نامها پنهانکردن ماهیت واقعی عملیات از دشمن و تسهیل هماهنگی میان فرماندهان نظامی بود. در آن دوران، متفقین ابتدا از رنگها برای نامگذاری عملیاتها استفاده میکردند تا اطلاعات حساس فاش نشوند.
اما این روش محدودیتهای زیادی داشت؛ اول اینکه تعداد رنگها محدود بود و دوم برخی نامها بهطور ناخواسته سرنخهایی را درباره ماهیت عملیات ارائه میدادند.
آلمان نازی نیز از نامهای رمزی برای عملیات خود گسترده استفاده میکرد. یکی از معروفترین آنها عملیات آبی بود؛ نام عملیات تهاجمی آلمان در جنوب روسیه در سال ۱۹۴۲ که نهایتا به نبرد استالینگراد انجامید؛ نبردی که بسیاری آن را نقطه عطف شکست آلمان در جنگ جهانی دوم میدانند.
اما مشهورترین نامگذاری نظامی آلمان، بدون تردید عملیات بارباروسا بود؛ نام حمله گسترده آلمان به اتحاد شوروی در سال ۱۹۴۱. این نام از فردریک بارباروسا، امپراتور مقدس روم در قرن دوازدهم گرفته شده بود و شخص آدولف هیتلر آن را انتخاب کرده بود تا حمله به شوروی را بهعنوان نوعی جنگ صلیبی برای سلطه آلمان بر اروپای شرقی تصویر کند.
با این حال، این انتخاب از منظر تاریخی نشانه خوشیمنی نداشت؛ زیرا فردریک بارباروسا در مسیر سفر به سرزمین مقدس جان باخت و هرگز به جنگهای صلیبی نرسید. سرنوشت عملیات نیز برای برلین فاجعهبار شد و در نهایت به یکی از مهمترین عوامل شکست آلمان نازی تبدیل گردید.
حساسیت اخلاقی چرچیل بر نام عملیاتها
چرچیل معتقد بود نام عملیاتهای نظامی نباید مضحک یا سبکسرانه باشند. او با لحنی کنایهآمیز گفته بود هیچ مادری نباید خبر مرگ فرزندش را در عملیاتی با نامی مانند عملیات بغل کردن خرگوش دریافت کند.
اقتصادنیوز: مقامات اروپایی میگویند که مشکل فقط این نیست که ترامپ ناگهانی تصمیمات خود را عوض میکند؛ بلکه این است که دیگر کسی مطمئن نیست حرفها یا توافقات او چند روز اعتبار داشته دارد. یک مقام عرب به آتلانتیک گفته: غیرقابلپیشبینی بودن یک چیز است؛ غیرقابلاعتماد بودن یک چیز دیگر.
او همچنین تأکید میکرد که نام عملیاتها نباید حس غرور کاذب یا پیروزی قطعی را القا کنند. از نگاه چرچیل، نام یک عملیات نظامی باید هم از نظر روانی و هم از نظر سیاسی حسابشده باشد؛ نه آنقدر نمایشی که به ضدتبلیغ تبدیل شود و نه آنقدر بیمعنا که اثرگذاری خود را از دست بدهد.
گفته میشود خود چرچیل نام عملیات اورلرد را برای نبرد نرماندی انتخاب کرده بود؛ هرچند عملیات اصلی پیادهسازی نیروها در روز معروف «دی-دی» با نام عملیات نپتون شناخته میشد.
نمونههای جنجالی در سیاست واشنگتن
در بسیاری از موارد، نام عملیاتهای نظامی صرفا یک انتخاب فنی نیست، بلکه بخشی از جنگ روانی و مشروعیتسازی سیاسی محسوب میشود.
برای نمونه، عملیات حمله آمریکا به پاناما و بازداشت مانوئل نوریگا در ابتدا عملیات قاشق آبی نام داشت. اما پیش از آغاز عملیات، این نام به عملیات دلیل موجه تغییر یافت.
ژنرال کالین پاول، رئیس وقت ستاد مشترک ارتش آمریکا، توضیح داده بود که این نام جدید میتواند مشروعیت بیشتری به عملیات بدهد؛ چرا که حتی منتقدان آمریکایی نیز هنگام اعتراض به این جنگ، ناچارند تا عبارت دلیل موجه را تکرار کنند.
با این حال، منتقدان داخلی دولت جورج بوش پدر در نهایت این نام را به سوژه طنز تبدیل کردند و گفتند آمریکا واقعا همینطوری و بیدلیل به پاناما حمله کرده است.
نمونه جنجالی دیگر، عملیات روباه صحرا در حملات سال ۱۹۹۸ علیه عراق بود. این نام به دو دلیل مورد انتقاد قرار گرفت؛ نخست آنکه برخی معتقد بودند دولت بیل کلینتون برای منحرفکردن افکار عمومی از رسوایی مونیکا لوینسکی دست به این عملیات زده است؛ و دوم آنکه روباه صحرا لقب فیلدمارشال آلمانی، اروین رومل، در جنگ جهانی دوم بود که یکی از مشهورترین فرماندهان ارتش نازی بود.
هرچند ستاد مشترک ارتش آمریکا اعلام کرد این نام تنها به ماهیت غافلگیرکننده حملات اشاره دارد، اما برای علاقهمندان تاریخ نظامی، تداعی نام رومل اجتنابناپذیر بود.
تلاش برای استانداردسازی نامها با سیستم رایانهای ارتش
پس از جنگ ویتنام، ارتش آمریکا برای استانداردسازی نامگذاری عملیاتها سامانهای رایانهای طراحی کرد که با عنوان NICKA شناخته میشود که مخفف عبارت سامانه نامگذاری رمزها، القاب عملیاتی و رزمایشهای نظامی است.
این سیستم بیشتر برای رزمایشها و عملیاتهای روزمره استفاده میشود و معمولا نامهایی خنثی و اداری تولید میکند. با این حال، گاهی خروجیهای عجیب و حتی مضحکی نیز بهوجود میآورد؛ مانند رزمایش معروف ناتو در سال ۲۰۱۳ با عنوان جاز ثابت قدم!
اقتصادنیوز: تحلیلگران معتقدند دولت ترامپ بهجای محاسبه دقیق هزینه و فایده، بیش از حد تحت تأثیر ملاحظات حیثیتی و نمایش قدرت قرار گرفته است. در چنین شرایطی، رهبران سیاسی معمولا عقبنشینی را نشانه ضعف تلقی کرده و حتی در صورت افزایش هزینهها، حاضر به تغییر مسیر نیستند.
با اینحال، عملیاتهای مهم و رسانهای معمولا خارج از این سیستم نامگذاری میشوند و تأیید نهایی آنها بر عهده وزیر دفاع است.
برای مثال، عملیات آمریکا در افغانستان پس از حملات ۱۱ سپتامبر با عنوان عملیات آزادی پایدار نامگذاری شد؛ عنوانی که قرار بود مفهوم آزادی را به شعار اصلی آمریکا در جنگ علیه تروریسم تبدیل کند.
در مقابل، عملیات آمریکا علیه داعش در عراق و سوریه با عنوان عملیات عزم راسخ شناخته شد؛ نامی که بهدلیل بیروح و اداری بودن مورد انتقاد قرار گرفت.
عصر هگست و نمایش رسانهای جنگها
پیت هگست شاید ویژگیهای زیادی داشته باشد، اما ملایم بودن قطعا یکی از آنها نیست. همین مسئله توضیح میدهد که چرا نام عملیاتهای اخیر ارتش آمریکا بیش از آنکه یادآور استراتژیهای پیچیده نظامی باشند، شبیه فیلمهای اکشن هالیوودی یا بازیهای ویدیویی بهنظر میرسند.
این هفته حتی پنتاگون گمانهزنی کرد که اگر آتشبس فعلی با ایران فروبپاشد، ممکن است نام جنگ به عملیات پتک جنگی تغییر پیدا کند.
اتخاذ چنین نامهایی نشان میدهد که در عصر جدید، نامگذاری عملیاتهای نظامی دیگر تنها ابزار رمزگذاری یا هماهنگی نظامی نیست؛ بلکه بخشی از نبرد رسانهای، جنگ روانی و نمایش سیاسی قدرت محسوب میشود.
اما همانطور که تجربه سالهای اخیر نشان داده، فاصله میان نمایش قدرت و سوژه طنز شدن، گاهی بسیار کوتاهتر از آن چیزی است که طراحان این نامها تصور میکنند.