چرا اقتصاد جهان نیاز به نظمی جدید دارد؟ | دستاوردهای برتون وودز دیگر کارآمد نیست | نظم اقتصادی پس از جنگ جهانی دوم با چالشهای تازهای روبهروست زیرا...
به گزارش اقتصادنیوز، «چرا اقتصاد جهان نیاز به نظمی جدید دارد؟» این سوالی است که هفته نامه تجارت فردا در شماره این هفته به آن پرداخته است.
82 سال از شکلگیری نظام برتون وودز میگذرد. نظمی که پس از جنگ جهانی دوم با هدف ایجاد ثبات اقتصادی، توسعه تجارت جهانی و جلوگیری از بحرانهای مالی شکل گرفت و نهادهایی مانند صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی را پدید آورد. اقتصاددانان میگویند این ساختار قدیمی دیگر نمیتواند پاسخگوی پیچیدگیهای جهان امروز باشد.
چرا دستاوردهای برتون وودز دیگر کارآمد نیست؟
در همین راستا، محمد طاهری، سردبیر هفته نامه تجارت فردا در سرمقاله این شماره نوشت؛
هنوز جنگ جهانی دوم به پایان نرسیده بود که جهان خود را برای شکلگیری نظمی تازه آماده میکرد. ۸۲ سال پیش، در چنین روزهایی، نیوهمپشایر میزبان کنفرانسی شد که قرار بود چهارچوب جدید اقتصاد جهانی را ترسیم کند. در این نشست، ۷۳۰ نماینده از ۴۴ کشور اتحاد متفقین گرد هم آمدند تا درباره یکی از قدیمیترین چالشهای اقتصاد بینالملل تبادل نظر کنند. پرسش این بود که چگونه میتوان میان ثبات نرخ ارز و آزادی دولتها در مدیریت اقتصاد داخلی تعادل برقرار کرد؟
این پرسش سالها ذهن سیاستگذاران اقتصادی کشورها را درگیر کرده بود و یافتن راهحلی برای آن نیازمند اجماعی جهانی بود. جنگ جهانی اول، نخستین تلاش برای حل این معضل را ناکام گذاشت و نظام معیار طلا را هم نابود کرد. تلاش برای احیای آن در دهه ۱۹۲۰ نیز به رکود بزرگ و پس از آن به جنگ جهانی دوم انجامید.

در چهارچوب برتون وودز، دلار آمریکا با نرخ ثابت ۳۵ دلار برای هر اونس به طلا متصل شد و سایر ارزها نیز از طریق دلار به طلا پیوند خوردند. صندوق بینالمللی پول برای مدیریت بحرانها شکل گرفت و بانک جهانی وظیفه تامین مالی توسعه و بازسازی را بر عهده گرفت.
این کنفرانس همچنین زمینهساز توافقهای تعرفه و تجارت و درنهایت شکلگیری سازمان تجارت جهانی شد. در این شرایط صندوق بینالمللی پول ماموریت یافت به کشورهایی که با کسری تراز پرداختها روبهرو میشدند، وامهای کوتاهمدت اعطا کند و دولتها فقط با اجازه این نهاد میتوانستند ارزش پول خود را کاهش دهند. آن هم در شرایطی که با تورم بالا و کسری مزمن تجاری مواجه بودند.
نظام برتون وودز فقط یک توافق اقتصادی نبود، بلکه نظمی سیاسی برای جهان پس از جنگ جهانی دوم ایجاد کرد. مهمترین اثر سیاسی آن، تثبیت رهبری ایالاتمتحده در نظام بینالملل بود. آمریکا که پس از جنگ، بزرگترین قدرت اقتصادی و دارنده اصلی ذخایر طلای جهان بهشمار میرفت، توانست دلار را به محور اصلی اقتصاد جهانی تبدیل کند و از این طریق نفوذ سیاسی خود را نیز گسترش دهد.
ایجاد نهادهایی مانند صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی نیز به شکلگیری نوعی نظم لیبرال بینالمللی کمک کرد. نظمی که بر همکاری اقتصادی، تجارت آزاد و وابستگی متقابل کشورها استوار بود. این ساختار، بهویژه در دوران جنگ سرد، به ابزاری برای تقویت بلوک غرب در برابر اتحاد جماهیر شوروی تبدیل شد. برتون وودز همچنین باعث شد بسیاری از کشورها سیاستهای اقتصادی خود را با قواعد اقتصاد جهانی هماهنگ کنند. وابستگی کشورها به دلار و نهادهای مالی بینالمللی، نفوذ سیاسی قدرتهای غربی را افزایش داد و اقتصاد را به بخشی از رقابتهای ژئوپلیتیک تبدیل کرد.
اکنون بیش از هشت دهه از شکلگیری نظام برتون وودز میگذرد و با گذشت زمان، اقتصاد جهان دستخوش تحولات گستردهای شده است. از فروپاشی نظام نرخ ارز ثابت در دهه ۱۹۷۰ گرفته تا گسترش جهانیشدن، رشد بازارهای مالی، ظهور رمز ارزها و انتقال بخشی از قدرت اقتصادی جهان به آسیا، بهویژه چین.
در کنار این تحولات، بحرانهایی نظیر بحران مالی سال 2008، جنگهای تجاری، تنشهای ژئوپلیتیک، بحران انرژی و ظهور فناوریهای مالی جدید، ساختار سنتی اقتصاد جهانی را با چالشهای جدی مواجه کردهاند.
اقتصاددانان میگویند امروزه وابستگی شدید کشورها به زنجیرههای تامین جهانی و نظام مالی بینالمللی باعث شده که هر بحران منطقهای یا سیاسی، آثار قابلتوجهی بر تجارت، تولید، تورم و امنیت اقتصادی جهان بر جای بگذارد. با توجه به این مسائل، در حال حاضر برخی از اقتصاددانان معتقدند جهان در آستانه نوعی برتون وودز جدید قرار دارد. چون رقابت قدرتهای بزرگ، بدهیهای سنگین دولتها، بحرانهای انرژی و تغییرات فناوری، نظم اقتصادی پس از جنگ جهانی دوم را با چالشهای تازهای روبهرو کرده است.
آیا نظم اقتصادی برآمده از برتون وودز همچنان توان پاسخگویی به نیازهای اقتصاد جهانی را دارد یا جهان در آستانه شکلگیری نظمی تازه قرار گرفته است؟